|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
حضرت عيسي در قرآن
 در دين مقدس اسلام، همه پيامبران الهي سزاوار تکريم واحترام هستند؛ چرا که آنان برگزيدگان پروردگار بوده اند ومسلمانان موظفند همه رسولان الهي را دوست داشته باشند وآنان را محترم بشمارند. در کتاب مقدس مسلمانان، قرآن ، سرگذشت برخي پيامبران الهي بيان شده که حضرت عيسي(ع) از آن جمله است. در سوره مريم ،ازآيه 16 به بعد به صورت کامل درباره تولد حضرت مسيح(ع) سخن به ميان آمده است.پس از لحظاتي نوزاد- حضرت مسيح (ع) - لب به سخن گشود:«قال اني عبدالله آتاني الکتاب و جعلني نبيّا؛ گفت: من بنده خدايم.اوبه من کتاب[آسماني] عطا کرده و مرا پيامبر قرار داده است.»(مريم:30). ...
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
پنج شنبه 5 دی 1387
|
شهادت عبدالله بن مسلم بن عقيل
|
|
|
|
|
|
شهادت عبدالله بن مسلم بن عقيل
محمد بن ابوطالب فرموده اول كسي كه از اهل بيت امام حسين عليه السلام به مبارزت بيرون شد عبدالله بن مسلم بود و رجز ميخواند و ميفرمود: وَفِقْيَه بادُوا عَلي دين النَّبِيّ لكِنْ خِيارٌ وَ كِرامُ النَّسَبِ اَلْيَوْمَ اَلْثي مُسْلِماً وَ هُوَاَبي لَيْسُوا بِقَوْمٍ عُرِفُوا بِالْكَذِبِ مِنْ هاشِمِ السّاداتِ اَهْل النَّسَب. پس كارزار كرد و نود و هشت نفر را در سه حمله به درك فرستاد، پس عمرو بن صبي او را شهيد كرد. رحمه الله عليه. ابوالفرج گفته كه مادرش رقيه دختر اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب عليه السلام بوده، و شيخ مفيد و طبري روايت كردهاند كه عمرو بن صبيح تيري به جانب عبدالله انداخت و عبدالله دست خود را سپر پيشاني خود كرد آن تير آمد و كف او را بر پيشاني او اندوخت، عبدالله نتوانست دست خود را حركت دهد پس ملعوني ديگر نيزه بر قلب مباركش زد و او را شهيد كرد. ابن اثير گفته كه فرستاد مختار جمعي را براي گرفتن زيد بن رقاد، و ابن زيد ميگفت كه من جواني از اهل بيت امام حسين عليه السلام را كه نامش عبدالله بن مسلم را تيري زدم در حاليكه دستش بر پيشانيش بود وقتي او را تير زدم شنيدم كه گفت خدايا اين جماعت ما را قليل و ذليل شمردند خدايا بكش ايشان را همچنان كه كشتند ايشان ما را، پس تير ديگري به او زده شد پس من رفتم نزد او ديدم او را كه مرده است تير خود را بر دل او زده بودم از دل او بيرون كشيدم و خواستم آن تير را كه بر پيشانيش جاي كرده بود بيرون آورم. بيرون نميآمد. وَلَمْ اَزَلْ اَتَضَنَّضُ الأخَر عَنْ جَبْهَتِهِ حَتّي اَخَذْتُهُ وَ بَقِيَ النَّصْل پس پيوسته او را حركت دادم تا بيرون آوردم چون نگاه كردم ديدم پيكان تير در پيشانيش مانده و تير از ميان پيكان بيرون آمده. بالجمله اصحاب مختار به جهت گرفتن او آمدند، زيد بن رقاد با شمشير به سوي ايشان بيرون آمد، ابن كامل كه رئيس لشكر مختار بود لشكر را گفت كه او را نيزه و شمشير نزنيد بلكه او را تيرباران و سنگ باران نمائيد، پس چندان تير و سنگ بر او زدند كه بر زمين افتاد پس بدن نحسش را آتش زدند در حالي كه زنده بود و نمرده بود. و بعضي از مورخين گفتهاند كه بعد از شهادت عبدالله بن مسلم آل ابوطالب جملگي به لشكر حمله آوردند، جناب سيدالشهداء عليه السلام كه چنين ديد ايشان را صيحه زد و فرمود: صَبْراً عَلَي الْمَوتِ يابَني عمومتي. هنوز از ميدان برنگشته بودند كه از بين ايشان محمد بن مسلم به زمين افتاد و كشته شد. رضوان الله عليه، و قاتل او ابومرهم ازدي و لقيط بن اياس جهني بود. منبع: www.emamhossein.com
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
نظرات کاربران درباره این مقاله
|
|
|
|
|
|
|
سه شنبه 24 دی 1387
|
مهدی حلفی
|
|
|
لعنت الله علی القوم الظالمین
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
صفحه اصلی | مقالات |
اخبار و اطلاع رسانی |
کتابخانه موضوعی |
مجموعه تصاویر |
دریافت نرم افزار |
معرفی پایگاه ها
| بانک صوت و فیلم |
کارت پستال
نقشه سایت | ارتباط با ما |
درباره ما | عضویت | ورود به محیط کاربری
تمامی حقوق این پایگاه متعلق به پرتال فرهنگی و اطلاع رسانی راسخون می باشد. استفاده
از مطالب این پایگاه فقط با ذکر منبع مجاز می باشد.
|
|
|