
آخرین مقالات
انگلیس و جدایی بلوچستان
تحولاتی که در قاره اروپا روی داد، موجب کشیده شدن میدان رقابت کشورهای اروپایی به دیگر قارهها به خصوص ادامه ...
با برکناری قوامالسلطنه از مسند صدارت مقارن 1321 ش، شاه جوان محمدرضا پهلوی در پی یافتن نخستوزیری برآمد ادامه ...
لامار اودوم در ۲ سال گذشته همراه لس آنجلس لیکرز قهرمان لیگ حرفه ای بسکتبال آمریکا (N.B.A) شده و در مسابقات ادامه ...
مسئله اعطای زمین به کشاورزان یکی از اصولی بود که بعد از انقلاب کمونسیتی 1917 م در روسیه همواره از طریق ادامه ...
ایرانیان از زمان ورود به صحنه تاریخ اسب را به عنوان یاری وفادار و هوشمند و چالاک و زیبا و سرفراز ستوده ادامه ...
ایران همزمان با سیاست جدید منطقهای در آغاز دهه 1970م، و افزایش بیسابقه بهای نفت به گونهای بیسابقه ادامه ...
ایران در دهه 40 تا50 شمسی دچار دگرگونیهای ویژه سیاسی شد بهطوری که علاوه بر ایفاء نقش حساس در منطقه خاورمیانه ادامه ...
در مقطع تاریخی ملی شدن صنعت نفت ایران، بیش از 150 سال از حضور و نفوذ دولت بریتانیا در ایران میگذشت. ادامه ...
ایران در دهه 40 تا50 شمسی دچار دگرگونیهای ویژه سیاسی شد بهطوری که علاوه بر ایفاء نقش حساس در منطقه خاورمیانه ادامه ...
بازدید : 8088 بار
سهشنبه، 10 دی 1387
هدف عالی قیام امام حسین(علیه السلام)از زبان خود امام(علیه السلام )
هدف عالی قیام امام حسین(علیه السلام)از زبان خود امام(علیه السلام )
هدف عالی قیام امام حسین(علیه السلام)از زبان خود امام(علیه السلام )
قیام مقدس و پرشکوه امام حسین(ع)ریشه در انحرافهای بنیادی و اساسی در جامعه اسلامی داشت. این انحرافها زائیده انحراف حکومتاسلامی از مسیر اصلی خود از سقیفه به بعد بود. که پس از شهادتعلی(ع)کلا به دستسلسله سفیانی و حزب ضد اسلامی اموی افتاد. بهگواهی اسناد تاریخی، سران این حزب هیچ اعتقادی به اسلام و اصولآن نداشتند (1). و ظهور اسلام و به قدرت رسیدن پیامبر اسلام(ص)را،جلوهای از پیروزی تیره بنیهاشم بر تیره بنیامیه، در جریانکشمکش قبیلگی در درون طایفه بزرگ قریش میدانستند (2). و با یکحرکتخزنده، به تدریج در پوشش اسلام به مناصب کلیدی دستیافتند(3)و سرانجام از سال چهلم هجری، حکومت اسلامی و سرنوشت ومقدرات امت اسلامی به دست این حزب افتاد و پس از بیستسال حکومتمعاویه، و به دنبال مرگ وی، پسرش یزید به قدرت رسید که اوجانحراف بنیادی، و جلوهای آشکار از ظهور «جاهلیت نو» در پوششظاهری اسلام بود (4).امام حسین(ع)نمیتوانست در برابر چنینفاجعهای سکوت کند و احساس وظیفه میکرد که در برابر این وضع،اعتراض و مخالفت کند. سخنان، نامهها و سایر اسنادی که از امامحسین(ع) به دست ما رسیده، به روشنی گویای این مطلب است. ایناسناد بیانگر آن است که از نظر امام، پیشوا و رهبر مسلمانانشرائط و ویژگیهایی دارد که امویان فاقد آنها بودند و اساسانحرافها و گمراهیها این بود که عناصر فاسد و غیر لایق، تکیه برمسند خلافت اسلامی و جایگاه والای پیامبر زده بودند و حاکمیت وزمامداری آنها، آثار و نتائجبسیار تلخ و ویرانگری به دنبالآورده بود.
چند نمونه از تاکیدهای امام در این باره یادآوری میشود:
2 - امام ضمن پاسخ نامههای کوفیان، نوشت:
... امام و پیشوای مسلمانان کسی است که به کتاب خدا عملنموده راه قسط و عدل را در پیش گیرد و از حق پیروی کرده باتمام وجود خویش مطیع فرمان خدا باشد (6).
3 - امام حسین(ع)هنگام عزیمتبه سوی عراق در منزلی بنام«بیضه» خطاب به «حر» خطبهای ایراد کرد و طی آن انگیزه قیامخود را چنین شرح داد:
«مردم! پیامبر خدا(ص)فرمود: هر مسلمانی با حکومتستمگریمواجه گردد که حرام خدا را حلال شمرده و پیمان الهی را درهممیشکند، با سنت و قانون پیامبر از در مخالفت درآمده در میانبندگان خدا راه گناه و معصیت و تجاوزگری و دشمنی در پیشمیگیرد، ولی او در مقابل چنین حکومتی، با عمل و یا با گفتاراظهار مخالفت نکند، برخداوند است که آن فرد(ساکت)را به کیفرهمان ستمگر(آتش جهنم)محکوم سازد.
مردم! آگاه باشید اینان(بنیامیه)اطاعتخدا را ترک و پیروی ازشیطان را بر خود فرض نمودهاند، فساد را ترویج و حدود الهی راتعطیل نموده فی را(که مخصوص به خاندان پیامبر است)به خوداختصاص دادهاند و من به هدایت و رهبری جامعه مسلمانان و قیامبر ضد این همه فساد و مفسدین که دین جدم را تغییر دادهاند، ازدیگران شایستهترم ...» (7).
حاکمیتبنیامیه که امام در این سخنان به گوشههایی از آثارسوء آن اشاره نموده، در شوون مختلف جامعه اسلامی اثر گذاشته وفساد و آلودگی و گمراهی را گسترده و عمومی ساخته بود. امامحسین(ع)در موارد متعددی انگشت روی این عواقب سوء گذاشته و بهمردم هشدار داده است که به چند نمونه آن اشاره میشود:
«...اینک پیک خود را با این نامه به سوی شما میفرستم، شمارا به کتاب خدا و سنت پیامبر دعوت میکنم، زیرا در شرائطی قرارگرفتهایم که سنت پیامبر به کلی از بین رفته و بدعتها زنده شدهاست، اگر سخن مرا بشنوید، شما را به راه راست هدایتخواهمکرد...» (8).
پیشامدها همین است که میبینید، جدا اوضاع زمان دگرگون شدهزشتیها آشکار و نیکیها و فضیلتها از محیط ما رختبر بسته است واز فضیلتها جز اندکی مانند قطرات تهمانده ظرف آب باقی نماندهاست. مردم در زندگی پست و ذلتباری به سر میبرند و صحنه زندگی،همچون چراگاهی سنگلاخ، و کم علف، به جایگاه سخت و دشواری تبدیلشده است.
آیا نمیبینید که دیگر به حق عمل نمیشود، و از باطل خوددارینمیشود؟! در چنین وضعی جا دارد که شخص با ایمان(از جان خودگذشته)مشتاق دیدار پروردگار باشد. در چنین محیط ذلتبار وآلودهای، مرگ را جز سعادت; و زندگی با ستمگران را جز رنج وآزردگی و ملال نمیدانم...» (9).
«...مردم بندگان دنیایند، دین به صورت ظاهری و در حد حرف وسخن در زبانشان مطرح میشود، تا زمانی که معاش و زندگی مادیشانرونق دارد، در اطراف دین گرد میآیند، اما زمانی که با بلا وگرفتاری آزمایش شوند، دینداران در اقلیت هستند.
چند نمونه از تاکیدهای امام در این باره یادآوری میشود:
ویژگیهای پیشوای مسلمانان
2 - امام ضمن پاسخ نامههای کوفیان، نوشت:
... امام و پیشوای مسلمانان کسی است که به کتاب خدا عملنموده راه قسط و عدل را در پیش گیرد و از حق پیروی کرده باتمام وجود خویش مطیع فرمان خدا باشد (6).
3 - امام حسین(ع)هنگام عزیمتبه سوی عراق در منزلی بنام«بیضه» خطاب به «حر» خطبهای ایراد کرد و طی آن انگیزه قیامخود را چنین شرح داد:
«مردم! پیامبر خدا(ص)فرمود: هر مسلمانی با حکومتستمگریمواجه گردد که حرام خدا را حلال شمرده و پیمان الهی را درهممیشکند، با سنت و قانون پیامبر از در مخالفت درآمده در میانبندگان خدا راه گناه و معصیت و تجاوزگری و دشمنی در پیشمیگیرد، ولی او در مقابل چنین حکومتی، با عمل و یا با گفتاراظهار مخالفت نکند، برخداوند است که آن فرد(ساکت)را به کیفرهمان ستمگر(آتش جهنم)محکوم سازد.
مردم! آگاه باشید اینان(بنیامیه)اطاعتخدا را ترک و پیروی ازشیطان را بر خود فرض نمودهاند، فساد را ترویج و حدود الهی راتعطیل نموده فی را(که مخصوص به خاندان پیامبر است)به خوداختصاص دادهاند و من به هدایت و رهبری جامعه مسلمانان و قیامبر ضد این همه فساد و مفسدین که دین جدم را تغییر دادهاند، ازدیگران شایستهترم ...» (7).
حاکمیتبنیامیه که امام در این سخنان به گوشههایی از آثارسوء آن اشاره نموده، در شوون مختلف جامعه اسلامی اثر گذاشته وفساد و آلودگی و گمراهی را گسترده و عمومی ساخته بود. امامحسین(ع)در موارد متعددی انگشت روی این عواقب سوء گذاشته و بهمردم هشدار داده است که به چند نمونه آن اشاره میشود:
محو سنتها و رواج بدعتها
«...اینک پیک خود را با این نامه به سوی شما میفرستم، شمارا به کتاب خدا و سنت پیامبر دعوت میکنم، زیرا در شرائطی قرارگرفتهایم که سنت پیامبر به کلی از بین رفته و بدعتها زنده شدهاست، اگر سخن مرا بشنوید، شما را به راه راست هدایتخواهمکرد...» (8).
دیگر به حق عمل نمیشود
پیشامدها همین است که میبینید، جدا اوضاع زمان دگرگون شدهزشتیها آشکار و نیکیها و فضیلتها از محیط ما رختبر بسته است واز فضیلتها جز اندکی مانند قطرات تهمانده ظرف آب باقی نماندهاست. مردم در زندگی پست و ذلتباری به سر میبرند و صحنه زندگی،همچون چراگاهی سنگلاخ، و کم علف، به جایگاه سخت و دشواری تبدیلشده است.
آیا نمیبینید که دیگر به حق عمل نمیشود، و از باطل خوددارینمیشود؟! در چنین وضعی جا دارد که شخص با ایمان(از جان خودگذشته)مشتاق دیدار پروردگار باشد. در چنین محیط ذلتبار وآلودهای، مرگ را جز سعادت; و زندگی با ستمگران را جز رنج وآزردگی و ملال نمیدانم...» (9).
مسخ هویت دینی مردم
«...مردم بندگان دنیایند، دین به صورت ظاهری و در حد حرف وسخن در زبانشان مطرح میشود، تا زمانی که معاش و زندگی مادیشانرونق دارد، در اطراف دین گرد میآیند، اما زمانی که با بلا وگرفتاری آزمایش شوند، دینداران در اقلیت هستند.
پیام جاوید قیام امام حسین(علیه السلام)
پی نوشت ها:
1 - سیدعلیخان مدنی، الدرجات الرفیعه، ص 243، ابن ابی الحدید، شرح نهجالبلاغه، ج8، ص 257 - مسعودی، مروج الذهب، ج3، ص454 ضمن شرح حال مامون عباسی.
2 - ابن ابی الحدید، همان کتاب، ج9، ص 53(خطبه 139)و نیز ج2،ص 44 - 45 - ابن عبدالبر، الاستیعاب فی معرفه الاصحاب(در حاشیهالاصابه)ج4، ص 87.
3- این حرکت از اواخر خلافتخلیفه دوم آغاز گردید که معاویه ازطرف وی به حکمرانی شام منصوب شد و مدت پنجسال در این سمتباقیبود و در تمام مدت خلافت عثمان نیز(12 سال)در این منصب ابقاگردید و از همان سالها رویای خلافت آینده خود را میدید وپایههای آن را میریخت و در اواخر خلافت عثمان، در واقع وی درمدینه خلیفه تشریفاتی بود و تصمیم گیرنده اصلی، حاکم مقتدر شامبود.
4 - نگاه کنید به: امام حسین(ع)و جاهلیت نو، جواد سلیمانی،قم، انتشارات یمین.
5 - سید بن طاووس، اللهوف فی قتلی الطفوف، ص 11.
6 - طبری، تاریخ الامم والملوک، ج6، ص 196 - شیخ مفید،الارشاد، ص 204.
7 - طبری، همان کتاب، ص 229 - ابن اثیر، الکامل فی التاریخ،ج4، ص 48.
8 - طبری، همان کتاب، ص 200.
9 - حسن بن علی بن شعبه، تحف العقول، ص 245 - طبری، همانکتاب، ص 239.
نظرات کاربران
ادامه نظرات
ارسال نظر شما


