عضویت العربیة
دوشنبه، 3 آذر 1393 (سال اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی)
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: براى شهادت حسین علیه السلام، حرارت و گرمایى در دلهاى مؤ منان است که هرگز سرد و خاموش نمى شود.
مسیر جاری : صفحه اصلی/مقالات/فرهنگ و انديشه/شعر و ادب/معرفي ادبا و نويسندگان/سایر ادبا و نویسندگان/زندگينامه بابا طاهر عريان همدانی

تبلیغات
آخرین مقالات
انديشه سياسي در تعاليم امام رضا (ع) (2)

انديشه-سياسي-در-تعاليم-امام-رضا-(ع)-(2)از اواسط سده نخست هجري، يكي از نگراني هايي كه براي انديشمندان جهان اسلام وجود دارد، گسترش ظلم و جور بود ادامه ...

انديشه سياسي در تعاليم امام رضا (ع) (1)

انديشه-سياسي-در-تعاليم-امام-رضا-(ع)-(1)دوره امامت امام رضا (عليه السلام) از دو جهت مختلف در حيطه انديشه سياسي داراي ويژگي هايي است كه آن را ادامه ...

سيري در منظومه تربيتي- اخلاقي امام رضا (ع) (2)

سيري-در-منظومه-تربيتي-اخلاقي-امام-رضا-(ع)-(2)اصل كرامت و حرمت انسان و لزوم حفظ آن در لسان و عمل نبوي و علوي سخت مورد توجه بوده. در روايتي رسول خدا ادامه ...

ارزشيابي، قدرداني، جزا دهي، راهکار ارتقاء سلامتي اداري

ارزشيابي-قدرداني-جزا-دهي-راهکار-ارتقاء-سلامتي-اداريو مبادا نيکوکار و بدکار در نزد تو جايگاهي يکسان با هم داشته باشند، زيرا چنان کاري، کناره گرفتن نيکوکاران ادامه ...

سيري در منظومه تربيتي- اخلاقي امام رضا (ع) (1)

سيري-در-منظومه-تربيتي-اخلاقي-امام-رضا-(ع)-(1)موضوع تمامي رسالت هاي آسماني انبياء الهي، انسان و تربيت همه جانبه او براي نيل به كمالات بوده، تا بتواند ادامه ...

دين در بستر حاکميّت

دين-در-بستر-حاکميّتکتاب آسماني ما قرآن کريم، موضوع آن انسان، و مسائلش حالات و احوال او در زندگي دنيوي و اخروي است؛ به طوري ادامه ...

سيري در منظومه تربيتي- اخلاقي امام رضا (ع) (3)

سيري-در-منظومه-تربيتي-اخلاقي-امام-رضا-(ع)-(3)اگرچه اخلاق از امور فردي به شمار مي آيد، ولي از آن جايي كه انسان مدني بالطبع است و يا مستخدم بالطبع است(1)، ادامه ...

نظارت، بازرسي و پيگيري ضامن سلامت حکومت

نظارت-بازرسي-و-پيگيري-ضامن-سلامت-حکومتاز جمله زمينه سازها و برپا دارنده هاي اخلاق مديريتي، نظارت، بازرسي و پيگيري است، که در صورت بساماني، ادامه ...

آيا اعلميت براي ولي فقيه شرط است؟

آيا-اعلميت-براي-ولي-فقيه-شرط-استاين سؤال، يکي از مسائل مورد بحث است که در کتب فقهي - تا آن جا که ديده ايم - کسي متعرض آن نشده است. از ادامه ...

معرفی به دوستان

ایمیل گیرنده را به منظور دریافت لینک صفحه وارد بفرمائید.


بازدید : 30248 بار

سه‌شنبه، 24 دی 1387

زندگينامه بابا طاهر عريان همدانی
زندگينامه بابا طاهر عريان همدانی
زندگينامه بابا طاهر عريان همدانی

بابا طاهر عريان همداني يكي از شاعران اواسط قرن 5 هجري قمري است كه ولادت او اواخر قرن 4 مي باشد. درباره زندگاني اين شاعر عارف اطلاعات دقيقي در دست نيست. تنها روايت ها و داستان هايي از مقام علمي و عرفاني اين شاعر وجود دارد و گفته اند كه به اين دليل به او عريان مي گفتند چون از علايق دنيا دست كشيده بود و گفته شده كه او معاصر با پادشاهي طغرل بيك سلجوقي بوده و اين پادشاه ملاقات هايي با بابا طاهر داشته است.
با دقت كردن در رباعيات او مي توان به برخي از احوال او پي برد. به عنوان مثال او در اين رباعي فرموده است: "نصيحت بشنو از پور فريدون كه شعله از تنور سرد نايو"، متوجه مي شويم كه نام پدر او فريدون بوده است و همچنين گفته شده كه بابا طاهر فرزندي به نام فريدون داشته كه در زمان حيات او فوت شده كه در سوگواري او گفته: "فريدون عزيزم رفته از دست / بوره كز نو فريدوني بسازيم" كه معناي آن اين است كه فريدون عزيزم از دست رفته و از خدا فرزندي ديگر بطلبيم و نكته ديگر از زندگاني بابا طاهر اين است كه او روزها را بيشتر در كوه و بيابان مي گذرانده و شب ها را به عبادت و رياضت مشغول بوده است و در مورد سال وفات اين شاعر عارف نظريه هاي مختلفي بيان شده و به طور يقين نمي توان سال وفات او را مشخص كرد.
مقبره بابا طاهر در شهر همدان قرار دارد و نزديك بقعه امامزاده حارث بن علي واقع است. اينك چند مورد از روايت ها و داستان هايي كه در مورد بابا طاهر عريان بيان شده است ذكر مي كنيم :

حكايت اول:

گويند شاه سلجوقي (طغرل بيك) در دوران سفر و فتوحاتش به شهر همدان مي رسد و به خدمت بابا طاهر، از او پند و اندرزي خواست. بابا طاهر به او گفت من با تو آن را مي گويم كه خداي متعال در قرآن فرمود: "انّ اللهَ يَأمُرُكُم بِالعَدلِ وَ الاِحسانِ" با بندگان خدا عدل و احسان كن و سپس بابا طاهر لوله ابريقي را كه با آن وضو مي گرفت شكست و به جاي انگشتر در انگشت طغرل كرد و گفت برو به ياري خدا پيروز خواهي شد و گويند تا زماني كه آن انگشتر در دست او بود پيوسته در جنگ ها فاتح و پيروز بود چون آن شكست، او هم در جنگ ها شكست خورد.

حكايت دوم:

گويند طاهر در آغاز جواني روزي با شوق و علاقه بسيار به مدرسه اي وارد شد و تصميم به فراگيري علم و دانش گرفت اما هنگامي كه سخنان علمي طلاب را با شوق فراوان مي شنيد مطالب آنها را نمي فهميد لذا به يكي از طلاب گفت شما چه مي كنيد كه به اين علوم آگاه مي شويد آن شخص به شوخي به او گفت: بسيار رنج و زحمت مي كشيم، در اين حوض يخ را شكسته و در سرماي شب غسل كرده و چهل بار سر را در آب فرو مي بريم چون بيرون مي آييم اسرار اين علوم بر ما معلوم و فراگيري آن بر ما آسان مي شود. بابا طاهر ساده دل با عشق و شوق به معرفت الهي اين سخنان به شوخي را حقيقت دانست و چون شب شد در هنگام خواب طلاب به مدرسه آمد و يخ حوض را شكست و در آب غسل كرد و چهل بار سر را در آب فرو برد و چون از اين كار فارق شد شعله اي از آسمان فرود آمد و به قلب او وارد شد و پنهان گرديد و توانست در راه عرفان و شناخت به مقام بالايي رسيد.

حكايت سوم:

درويشي قصد ديدار بابا طاهر كرد و براي ديدن او به كوه همدان شتافت، مسافتي را پيمود تا به خدمت طاهر رسيد. ديد همه اطراف طاهر را برف گرفته و ليكن اطراف او تا حدي بر اثر حرارت بدن طاهر برفها آب شده و زمين خشك است چون نزديك ظهر شد درويش گرسنه بود و با خود فكر كرد كه امروز گرسنه خواهم ماند زيرا نزد طاهر هيچ غذايي نيست. طاهر از فكر او آگاه شد و گفت اي درويش اكنون وقت ظهر است نماز را به جا آوريم و در فكر شكم مباش كه روزي را خدا مي رساند چون از خواندن نماز فارق شدند درويش ديد به دعاي بابا طاهر جوي آبي پديد آمد و سفره اي كنار آن جوي پهن شد و غذاهاي گوناگون و معطر در آن سفره چيده شد. طاهر گفت: درويش بسم الله. هم اينكه درويش دست به غذا برد غذا از نظرش پنهان شد او فكر كرد كه طاهر سحر مي كند. ولي طاهر از فكر او آگاه شد و به او گفت: نه درويش سحر نيست تو بدون نام مولي دست به غذا بردي بسم الله بگو. چون درويش بسم الله گفت غذا ظاهر شد و درويش و طاهر از آن غذا ميل نمودند.

ويژگي سخن

اشعاري كه از بابا طاهر باقي است رباعياتي است كه به لهجه لري سروده شده است. با خواندن اين اشعار متوجه مي شويم كه او با سخن بسيار روان و ساده و بي پيرايه خود نيكو كاري، خير خواهي و احسان و ترك ظلم و ستم به خلق را به خوبي بيان كرده، او عشق و ايمان و دلباختگي خود به مذهب شيعه و توسل به ائمه اطهار (علیهم السلام ) و تضرع به درگاه خدا را چنان با جاذبه بيان مي كند كه خواننده از خواندن رباعيات خسته نمي شود و ناله جانسوز طاهر يكي از انوار عشق الهي است كه در كلمه به كلمه اشعار او اين انوار را مي بينيم و سوزش و آتش آن را حس مي كنيم.

معرفي آثار

از بابا طاهر مجموعه اي از سخنان او به زبان عربي باقي مانده است كه در آن عقايد عرفاني را در علم و معرفت و عبادت بيان كرده است و همچنين مجموعه اي كه شامل سروده هاي او به زبان لري است از او به يادگار مانده است.

گزيده اي از اشعار

غزل
دلا در عشق تو صد دفترستم / که صد دفتر ز کونين ازبرستم
منم آن بلبل گل ناشکفته / که آذر در ته خاکسترستم
دلم سوجه ز غصه وربريجه / جفاي دوست را خواهان ترستم
مو آن عودم ميان آتشستان / که اين نه آسمانها مجمرستم
شد از نيل غم و ماتم دلم خون / بچهره خوشتر از نيلوفرستم
درين آلاله در کويش چو گلخن / بداغ دل چو سوزان اخگرستم
نه زورستم که با دشمن ستيزم / نه بهر دوستان سيم و زرستم
ز دوران گرچه پر بي جام عيشم / ولي بي دوست خونين ساغرستم
چرم دايم درين مرز و درين کشت / که مرغ خوگر باغ و برستم
منم طاهر که از عشق نکويان / دلي لبريز خون اندر برستم
قصیده
بتا تا زار چون تو دلبرستم / بتن عود و بسينه مجمرستم
اگر جز مهر تو اندر دلم بي / به هفتاد و دو ملت کافرستم
اگر روزي دو صد بارت بوينم / همي مشتاق بار ديگرستم
فراق لاله رويان سوته ديلم / وز ايشان در رگ جان نشترستم
منم آن شاخه بر نخل محبت / که حسرت سايه و محنت برستم
نه کار آخرت کردم نه دنيا / يکي بي سايه نخل بي‌برستم
نه خور نه خواب بيتو گويي / به پيکر هر سر مو خنجرستم
جدا از تو به حور و خلد و طوبي / اگر خورسند گردم کافرستم
چو شمعم گر سراندازند صدبار / فروزنده‌تر و روشن ترستم
مرا از آتش دوزخ چه غم بي / که دوزخ جزوي از خاکسترستم
سمندر وش ميان آتش هجر / پريشان مرغ بي‌بال و پرستم
درين ديرم چنان مظلوم و مغموم / چو طفل بي پدر بي مادرستم
نمي‌گيرد کسم هرگز به چيزي / درين عالم ز هر کس کمترستم
دو بيتي
فلك نه همسري دارد نه هم كف / به خون ريزي دلش اصلاً نگفت اف
هميشه شيوه كارش همينه / چراغ دود مانيرا كند پف
***
فلك! در قصد آزارم چرايي / گلم گر نيستي خارم چرايي
تو كه باري ز دوشم برنداري / ميان بار، سر بارم چرايي
***
ز دل نقش جمالت در نشي يار / خيال خط و خالت در نشي يار
مژه سازم به دور ديده پر چين / كه تاونيم در نشي يار
***
اگر زرين كلاهي عاقبت هيچ / اگر خود پادشاهي عاقبت هيچ
اگر ملك سليمانت ببخشند / در آخر خاك راهي عاقبت هيچ
منبع: http://www2.irib.ir


نظرات کاربران
ادامه نظرات
ارسال نظر شما

• با عنایت به اینکه نظرات و پیشنهادات شما کاربران گرامی در بهبود پایگاه تاثیر کاملا موثری ایفا می کند لذا خواهشمند است ما را از نظرات ارزنده ی خود محروم نفرمایید.
• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.
• نظرات کوتاه مثل "خوب بود" و "عالی بود" و... و نظرات تکراری تائید نمی شوند و امتیازی هم به آنها تعلق نخواهد گرفت.
• متن نظر شما میبایست حداکثر 1024 کاراکتر باشد.