عضویت العربیة
پنجشنبه، 1 آبان 1393 (سال حماسه سیاسی - حماسه اقتصادی)
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله فرمودند: روز غدیرخم برترین عید امّت من است. بحار الأنوار ، ج 97 ، ص110
مسیر جاری : صفحه اصلی/مقالات/ورزش و سرگرمی/سرگرمی/نامهای فارسی/نام های فارسی که با حرف آ شروع می شوند

تبلیغات
آخرین مقالات
تاجيکستان TAJIKISTAN (.tj)

تاجيکستان-TAJIKISTAN-(-tj)نام رسمي: جمهوري تاجيکستان پايتخت: دوشنبه (679،400 نفر در سال 2008)تاريخ استقلال: 1991/9/9، از شوروي ادامه ...

شهر آرمانيِ نظامي گنجوي و جامي

شهر-آرمانيِ-نظامي-گنجوي-و-جامياگر چه در سروده هاي نظامي گنجوي که عدالت را در آثار خود پي مي گيرد، گاه خسرو در قالب حاکم آرماني جلوه ادامه ...

مدينه ي فاضله ي قطب الدين شيرازي

مدينه-ي-فاضله-ي-قطب-الدين-شيرازيعلامه قطب الدين در کتاب درّه التاج، هم چون خواجه طوسي، طبقات مدينه ي فاضله را پنج طبقه دانسته است: 1. ادامه ...

مدينه ي فاضله ي ملاصدرا

مدينه-ي-فاضله-ي-ملاصدراملاصدرا با تأثّر از آثار پيشينيان و به ويژه فارابي، جوامع بشري را به دو گروه فاضله و غير فاضله تقسيم ادامه ...

مدينه ي فاضله ي خواجه نصير الدين طوسي

مدينه-ي-فاضله-ي-خواجه-نصير-الدين-طوسيخواجه نصير الدين طوسي، افزون بر اشتياق طبع انسان به مدني بودن، نياز آدميان به همکاري را سبب پديد آمدن ادامه ...

مدينه ي عادله ي ابن سينا

مدينه-ي-عادله-ي-ابن-سينابنيان ديدگاه ابن سينا درباره ي جامعه با اين انديشه استوار گرديده است که جامعه ي بشري محصول تقسيم کار ادامه ...

مختصري از مدينه ي فاضله ي فارابي

مختصري-از-مدينه-ي-فاضله-ي-فارابيآن مدينه ي فاضله اي که مقصود حقيقي از اجتماع در آن، تعاون بر اموري است که موجب حصول سعادت آدمي است، مدينه ادامه ...

دموکراسي در يک نگاه

دموکراسي-در-يک-نگاهواژه ي دموکراسي از کلمه ي يوناني « دموکراتيا » مشتق شده؛ دموس به معناي مردم است و کراتس يعني حکومت و ادامه ...

جامعه مدني در يک نگاه

جامعه-مدني-در-يک-نگاهدر نگاه بسياري از انديش مندان دوران اخير مغرب زمين، جامعه ي مدني، جامعه ي آرماني مطلوب است. البته هر ادامه ...

معرفی به دوستان

ایمیل گیرنده را به منظور دریافت لینک صفحه وارد بفرمائید.


بازدید : 22454 بار

چهارشنبه، 25 شهريور 1388

نام های فارسی که با حرف آ شروع می شوند

آ
 

نام های فارسی که با حرف آ شروع می شوند



در اين بخش بيش از 3600 نام از ريشه های فارسی ، عربی ، ترکی و عبری وجود دارد که میتوانيد بر اساس حرف اول به آنها دسترسی پيدا کنيد


نام   معنی   لاتین
آباقا   ابقا، فرزند هلاكوخان، دومين ايلخان مغول   abaqa
آبان   نام ايزد آب، ماه هشتم سال خورشيدي، نام دهمين روز هر ماه شمسي   aban
آبان   نام ايزد آب، ماه هشتم سال خورشيدي، نام دهمين روز هر ماه شمسي   aban
آباندخت   دختري كه در ماه آبان زاده شده، نام همسر دارا شاهنشاه هخامنشي   aban-doxt
آبانياد   نام مردي در زمان يزدگرد سوم ساساني   aban-yad
آبتين   صاحب گفتار و كردار نيك- نام پدر فريدون پادشاه اساطيري ايران   abtin
آبدين   جمع ابد- هميشه- جاودانه   abedin
آبرام   آبراهام- ابراهيم   abram
آبرون   گياه هميشه بهار- هميشه جوان   abrun
آبسال   باغ – حديقه- بهار- فصل بهار   absal
آبش   آنكه اطراف و پيشگاه خانه كسي را با طعام و شراب بيارايد   abes
آبش خاتون   مونث آبش- نام دختر اتابك سعدبن ابوبكر   abes-xatun
آبگينه   شيشه- بلور- الماس   abgine
آتاباي   اتابك- پدربزرگ نام تيره اي از تركمانان   atabay
آتاباي   اتابك- پدربزرگ نام تيره اي از تركمانان   atabay
آتاش   همنام- هم اسم   atas
آتاناز   نازنين پدر   atanaz
آتسز   بي نام، بي اسب، پياده – لاغر اولين پادشان سلسله خوارزمشاهيان   atsez
آتش   نور، روشنايي- دلير- شجاع از اسامي مردان در متون فارسي دري   atas
آتش افروز   ققنوس، پرنده اي افسانه اي كه هزار سال عمر مي كند و خود را در آتش مي سوزاند كسي كه آمدن عيد را با آواز نويد مي دهد   atas-afruz
آباقا   ابقا، فرزند هلاكوخان، دومين ايلخان مغول   abaqa
آبان   نام ايزد آب، ماه هشتم سال خورشيدي، نام دهمين روز هر ماه شمسي   aban
آبان   نام ايزد آب، ماه هشتم سال خورشيدي، نام دهمين روز هر ماه شمسي   aban
آباندخت   دختري كه در ماه آبان زاده شده، نام همسر دارا شاهنشاه هخامنشي   aban-doxt
آبانياد   نام مردي در زمان يزدگرد سوم ساساني   aban-yad
آبتين   صاحب گفتار و كردار نيك- نام پدر فريدون پادشاه اساطيري ايران   abtin
آبدين   جمع ابد- هميشه- جاودانه   abedin
آبرام   آبراهام- ابراهيم   abram
آبرون   گياه هميشه بهار- هميشه جوان   abrun
آبسال   باغ – حديقه- بهار- فصل بهار   absal
آبش   آنكه اطراف و پيشگاه خانه كسي را با طعام و شراب بيارايد   abes
آبش خاتون   مونث آبش- نام دختر اتابك سعدبن ابوبكر   abes-xatun
آبگينه   شيشه- بلور- الماس   abgine
آتاباي   اتابك- پدربزرگ نام تيره اي از تركمانان   atabay
آتاباي   اتابك- پدربزرگ نام تيره اي از تركمانان   atabay
آتاش   همنام- هم اسم   atas
آتاناز   نازنين پدر   atanaz
آتسز   بي نام، بي اسب، پياده – لاغر اولين پادشان سلسله خوارزمشاهيان   atsez
آتش   نور، روشنايي- دلير- شجاع از اسامي مردان در متون فارسي دري   atas
آتش افروز   ققنوس، پرنده اي افسانه اي كه هزار سال عمر مي كند و خود را در آتش مي سوزاند كسي كه آمدن عيد را با آواز نويد مي دهد   atas-afruz
آتشپاره   اخگر، جرقه آتش، كرم شب تاب، ستمگر كنايه از زني كه در زيبايي مانند آتش است   atas-pare
آتنا   ربة النوع يوناني، مظهر انديشه، هنر و دانش- دختر زئوس خداي خدايان   atena
آتنايا   آتنا   atenaya
آتوسا   نام زنان عصر هخامنشي، نام دختر كورش و مادر خشايارشاي هخامنشي، تلفظ يوناني كلمه هوتس فارسي   atusa
آتيلا   نام پادشاه هونها كه بر امپراطوران روم شرقي و غربي غلبه كرد و مظهر وحشيگري در غرب است   attilla
آدا   پاداش، دهش، سزا   ada
آداش   آتاش، همنام، هم اسم   adas
آدربان   نگهبان آتش   azarban
آدريان   آدريانوس، امپراطور روم كه از 117 تا 138 ميلادي سلطنت كرد   adriyan
آدلي   نامدار، مشهور   adli
آدم   گندمگون، خاك سرخ، انسان نخستين، اولين پيامبر   adam
آديش   آتش، اخگر   adis
آذر   آتش، اخگر، نهمين ماه سال شمسي – روز نهم هر ماه شمسي   azar
آذر افروز   آتش افروز، نام ققنوس پرنده افسانه اي   azar- afruz
آذربانو   بانوي آتش، مجازا زني كه مانند آتش نوراني و زيباست   azar-banu
آذربرزين   نام موبد و آتشكده اي در خراسان نام پسر فرامرز پسر رستم   azar-borzin
آذربهرام   نام آتشكده اي در عهد ساساني   azar-bahram
آذربو   گياهي از تيره اسفناج   azarbu
آذرچهر   داراي چهره آتشين، مجازا چهره زيبا   azar-cehr
آذرخش   برق، صاعقه   azaraxs
آذردخت   دختر آتش، آتشين، دختر زيبا   azar-doxt
آذرفر   داراي فر و شكوه آتش نام يكي از بزرگان عهد هخامنشي   azar-far
آذرك   آتش كم و اندك شعله نام دختر يزدگرد ساساني   azarak
آذركيوان   از روحانيون زرتشتي كه شكل خاصي از مذهب زرتشي را بنيان نهاد   azar-keyvan
آذرگشسب   آتش اسب نر، از آتشكده هاي مهم آذربايجان در زمان ساسانيان   azar-gosasb
آذرگون   به رنگ آتش،نوعي شقايق كه به آن خجسته نيز مي گويند، گل هميشه بهار، سمندر   azargun
آذرماه   ماه آذر،مجازا به زيبايي ماه و درخشش آذر   azar-mah
آذرمهر   نام يكي از هفت آتشكده مهم ساساني   azar-mehr
آذرنگ   روشن ، نوراني، آتش، درد و رنج   azarang
آذرنوش   نوش آذر، نام پسر اسفنديار، نام آتشكده اي در بلخ كه زرتشت پيامبر در آنجا كشته شد   azar-nus
آذرين   آتشين، سرخ گون، گل بابونه   azarin
آذريون   آذرگون، آتشفام، نوعي شقايق، گل آفتابگردان   azar-yun
آذين   تزيين، ارايش، زينت   azin
آذين دخت   دختري كه وجودش موجب آرايش و ارج ديگران است   azindoxt
آذين فر   با شكوه و زيباي آرايش شده، تزيين شده   azin-far
آرا   زيب و زينت، آراينده، تزيين نام پادشاهي در ارمنستان   ara
آراد   فعل دعايي از آوردن، نام روز بيست ونهم هر ماه شمسي- نام فرشته ايكه موكل بر دين است   arad
آراداشس   اردشير، شير خشمگين، شهريار مقدس   ardases
آراز   نام رود ارس   araz
آراز   نام رود ارس   araz
آراسته   مزين،مرتب، منظم، در زبان پهلوي آراستك به معني فراهم و آباداني   araste
آراكس   نام رودخانه ارس   araks
آرام   سكون، ثبات، صبر، آشتي، وقار، سنگيني، نام فرزند سام بن نوح   aram
آرامش   فراغت، راحتي،صلح، ايمني   arames
آراهوسب   معادل يوسف   arahosb
آرتا   مقدس، پاك   arta
آرتميس   ربة النوع يوناني، ديانا   artemis
آرزو   اميد، تمنا، خواهش، كام، مراد   arezu
آرش   تابان، درخشان، ارشك، اشك نام پهلوان كمانگير و فداكار ايراني   aras
آرشاك   ارشك، اشك پارتي   arsak
آرشام   بسيار نيرومند، پرتوان، داراي زور، خرس   arsam
آرشاوير   مرد مقدس، فرهاد چهارم هفتمين پادشاه اشكاني   arsavir
آرمان   آرزو، حسرت، افسوس   arman
آرماندخت   دختري كه ديدارش آرزوي قلبي ديگران است   arman-doxt
آرمانديس   مانند آرزو، آرزوگونه   armandis
آرماييل   نجيب پارسي، اشراف پارسي، نام شاهزاده اي كه طباخ ضحاك بود   armayil
آرمن   قوي، هند و اروپايي ساكن ارمنستان   arman
آرمين   مخفف آرمانين به معني آرزوگونه است كي آرمين فرزند كيقباد   armin
آرمين   مخفف آرمانين به معني آرزوگونه است كي آرمين فرزند كيقباد   armin
آروند   اورنگ، شان و شوكت و فر و شكوه، اروند، رود دجله   arvand
آروين   تجربه، امتحان، آزمايش- اروين   Arvin
آريا   نجيب، اصيل، شريف، دوست باوفا، يكي از اقوام هندو اروپايي   arya
آريافر   داراي فر و شكوه آريايي   aryafar
آريامهر   خورشيد آريا، داراي مهر و محبت آريايي   aryamehr
آريان   آريا، آرين – به فرانسوي: نام دختر مينوس پادشاه اساطيري يونان   Aryan
آريانا   آريايي، منسوب به آريا، الف آخر كلمه توصيفي است   aryana
آرياندخت   دختر آريايي   aryandoxt
آريانسب   دارنده اسب آريايي نام فرزند اردشير هخامنشي   aryanasb
آريوبرزن   سردار مشهور هخامنشي كه مقاومتي دليرانيه در برابر سپاه اسكندر انجام داد   aryobarzan
آزاد   راست و بلند و رها، آنكه در بند كسي نيست، حر، نجيب، سربلند، وارسته   azad
آزادان   منسوب به آزاد   azadan
آزادبخت   داراي بخت و اقبال آزاد   azad-baxt
آزادبه   بهترين آزاده   azadbeh
آزادچهر   خوشرو، روباز، داراي نژاد آزاد، نام پسر ابراهيم غزنوي   azadcehr
آزاددخت   دختر آزاده و رها   azaddoxt
آزاده   رها، نجيب، آزاد، نام مادر گشتاسب   azade
آزر   يا عازر: ماخوذ از عبري: مخفف آزار، امر به آزردن، نام پدر ابراهيم پيامبر   azar
آزرميدخت   دختر شرمگين و باحيا، دختر پيرنشدني و هميشه جوان، نام دختر خسروپرويز   azarmidoxt
آزرمين   شرمگين، باحيا   azarmin
آژنگ   چين و شكن چهره، گره، اخم   asang
آژير   زيرك، هوشيار، آماده، پرهيزكار، بانگ و فرياد   azir
آسا   زينت، زيور، آرايش   asa
آسابانو   بانوي باوقار، نام يكي از بانوان اساطيري   asabanu
آسادخت   دختر باوقار   asadoxt
آساره   ستاره   asare
آسمان   فضاي بيكران، فرشته نگهبان سپهر، نام روز بيست و ششم هر ماه شمسي   aseman
آسمانه   آسمان، سقف خانه   asemane
آسوده   راحت، فارغ، بي زحمت، بهره مند   asude
آسيه   مونث آسي، زن اندوهگين، عمود، ستون، نام زن فرعون كه موسي را پروراند   asye
آشور   گوشه اي در دستگاه راست ماهور و راست پنجگاه رب النوع پرستش مردم كشور آشور، نام پسر دوم سام بن نوح   asur
آشي   نام پدر داود پيامبر   asi
آصف   نام وزير و دبير سليمان پيامبر، وزير خردمند   asef
آصفه   مونث آصف، مجازا زن خردمند و دانا   asefe
آفاق   جمع افق، اطراف،كشورها، جهان   affaq
آفت   آسيب، زحمت، بلا، مجازا زرنگ و دلربا، زني كه در زيبايي بلاي جان عشاق است   afat
آفرنگ   اورنگ، حشمت، جلال، افرنگ   afrang
آفروديت   ربة النوع زيبايي و عشق و موسيقي يونان باستان، ونوس، زهره، ناهيد   afarudit
آفريدون   فريدون، از پادشاهان پيشدادي   afreydun
آفرين   شادباش، زه، كلمه تحسين و ستايش   Afarin
آقاخان   سرور بزرگ، ميرزا آقاخان كرماني آزاديخواهي بدست محمدعلي شاه كشته شد   aqaxan
آقشام   اول شب، فلق   aqsam
آگاه   باخبر، هوشيار، زيرك   agah
آلاله   لاله سرخ، شقايق   alale
آلب   دلير، پهلوان   alb
آلب ارسلان   پهلوان مانند شير، شير دلاور، نام يكي از پادشاهان سلجوقي   albarsalan
آلبرت   استوار، مسئول   albert
آلتون   طلا، مسكوك زر   alton
آلتونتاش   مانند طلا، سنگ طلا، نام حاجب سالار محمود غزنوي   altontas
آلفرد   شاهانه، شاهوار   alfered
آلن   بشاش، اميدوار   alen
آلهه   خدايان، مفرد آن اله به معني معبود است   alehe
آمنه   در امان، دور از گزند، توده هيزم شكسته، نام مادر پيامبر گرامي اسلام   amene
آموده   لعل، مرواريد به رشته كشيده، آراسته، پيراسته، پرده   amude
آمون   پر، لبالب، رود جيحون   amun
آنا   مادر   ana
آناهيت   آناهيتا   anahit
آناهيتا   معصوم، بيگناه، فرشته ايكه موكل آب است، ناهيد، ستاره زيبايي و عشق   anahita
آناهيد   ناهيد، آناهيتا   anahid
آندرانيك   بزرگ، ارشد، از اسامي مردان   andranik
آندرو   مردانه، از اسامي مردان   andru
آنژلا   فرشته خو، از اعلام زنان   anzela
آنسه   زن نيكو و خوش خلق، انس گيرنده و رام شده   anese
آنيتا   در فارسي مخفف آناهيتا است، قعطي، مثبت   anita
آهنگ   آوا، وزن آواز، قصد، روش، صفت، اراده   ahang
آهو   غزال، شاهد، معشوق، عيب   ahu
آوا   آهنگ، صدا، نغمه   ava
آونگ   شبنم، ژاله   avang
آويژه   خالص، پاك، پاكيزه   avize
آويشن   نوعي گياه خوشبو از تيره نعنايان، كنايه از گيسوي معشوقه   avisan
آيت   نشان، اثر، معجزه، دشواري   ayat
آيتك   مهوش، زيبا   ayatak
آيتكين   مانند ماه، مهوش   aytakin
آيدا   مهوش، مانند ماه، در لاتين: خوشحال، شاد، اروپايي شده هايده   ayda
آيدين   روشن، تابناك   aydin
آيلار   ماهها   aylar
آيلي   ماه دار، زيبا   ayli
آيلين   نور و روشنايي   aylin
نظرات کاربران
ادامه نظرات
ارسال نظر شما

• با عنایت به اینکه نظرات و پیشنهادات شما کاربران گرامی در بهبود پایگاه تاثیر کاملا موثری ایفا می کند لذا خواهشمند است ما را از نظرات ارزنده ی خود محروم نفرمایید.
• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.
• نظرات کوتاه مثل "خوب بود" و "عالی بود" و... و نظرات تکراری تائید نمی شوند و امتیازی هم به آنها تعلق نخواهد گرفت.
• متن نظر شما میبایست حداکثر 1024 کاراکتر باشد.