عضویت العربیة
پنجشنبه، 4 ارديبهشت 1393 (سال اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی)
حضرت فاطمه علیها السّلام: همیشه در خدمت مادر و پای بند او باش، چون بهشت زیر پای مادران است و نتیجه آن نعمت‌های بهشتی خواهد بود. کنزل العمّال، ح 45443
مسیر جاری : صفحه اصلی/مقالات/ورزش و سرگرمی/سرگرمی/نامهای فارسی/نام های فارسی که با حرف ه شروع می شوند

تبلیغات
آخرین مقالات
انواع رویکردهای شیطان پرستی

انواع-رویکردهای-شیطان-پرستیاین نوع شیطان گرایی از مبنای اعتقادی یهودیت نشأت گرفته است. این نوع گرایش اعتقاد به این دارد که محور ادامه ...

نهادهای اجتماعی جمهوری اسلامی

نهادهای-اجتماعی-جمهوری-اسلامیاز نهادهای انقلاب اسلامی در زمینه خدمات اجتماعی به مفهوم خاص، می توان از کمیته امداد امام، بنیاد شهید ادامه ...

سازمان های خدمات اجتماعی در جمهوری اسلامی

سازمان-های-خدمات-اجتماعی-در-جمهوری-اسلامیاز ضرورتهای جوامع کنونی بشر، وجود سازمانهای اجتماعی و تشکیلات اداری و اجرائی است تا ضمن تأمین امنیت اجتماعی ادامه ...

وقف در اسلام

وقف-در-اسلامزندگی دنیوی، فانی و محکوم به فناست و محکم ترین ساختمان ها و قوی ترین انسان ها رو به نابودی هستند و با ادامه ...

زکات در اسلام

زکات-در-اسلام«آنان که اهل ایمان و عمل صالح هستند و نماز به پا دارند و زکوة بدهند آنان را نزد خداوند پاداش نیکو خواهد ادامه ...

منابع مالی خدمات اجتماعی در اسلام

منابع-مالی-خدمات-اجتماعی-در-اسلامبرای تحقق اهداف اجتماعی حکومت اسلامی، بودجه و هزینه های قابل توجهی مورد نیاز است و تأمین آن به روشهای ادامه ...

نظارت اجتماعی

نظارت-اجتماعی«مردان و زنان مؤمن همه یار و دوست دار یکدیگرند، خلق را به کار نیک وادار و از کار زشت منع می کنند، نماز ادامه ...

تعاون و همکاری اجتماعی

تعاون-و-همکاری-اجتماعی«تعاون» از ریشه عون و به معنی یاری کردن «یاری رساندن» و اعوان به معنی «یاران»، «دوستان»، «کمک و امداد» ادامه ...

حج و تکافل اجتماعی

حج-و-تکافل-اجتماعی«همانا اولین خانه که برای مکان عبادت خلق بنا شد، مکه است. آن خانه را خیر بسیار است برای مردم و سبب هدایت ادامه ...

معرفی به دوستان

ایمیل گیرنده را به منظور دریافت لینک صفحه وارد بفرمائید.


بازدید : 11574 بار

چهارشنبه، 25 شهريور 1388

نام های فارسی که با حرف ه شروع می شوند

آ

 

نام های فارسی که با حرف ه شروع می شوند

 

 

در اين بخش بيش از 0063 نام از ريشه های فارسی ، عربی ، ترکی و عبری وجود دارد که میتوانيد بر اساس حرف اول به آنها دسترسی پيدا کنيد

 

 

نام

 

معنی

 

لاتین

هابيل

 

نفس، نجار، نام پسر دوم حضرت آدم كه بدست برادرش كشته شد

 

habil

هاتف

 

آواز دهنده، فرشته وحي، سروش

 

hatef

هاجر

  فرار، نام مادر حضرت اسماعيل   hajar
هاجره   نيمروز، شدت گرما، لايق، فائق   hajare
هادي   راهنما، راهبر   hadi
هاديه   مونث هادي، زن راهنما، عصا، چوبدستي، آرام   hadiye
هارا   كوهستان   hara
هاران   كوه نشين، نام پدر ساره، عموي ابراهيم   haran
هارپاگ   مرواريد كه در يكرشته كشيده شده باشد، نام وزير استياگ كه مامور كشتن كوروش شد   harpag
هاروت   نام يكي از دو فرشته اي كه دچار عذاب الهي شد   harut
هارون   كوه نشين، قاصد، پيك، نگهبان، نام برادر موسي   harun
هاسميك   گل ياسمن   hasmik
هاشم   دوشنده شير، شكننده، به عبري: مرد چاق و تنومند   hasem
هاشمعلي   هاشم+علي   hasemali
هاشمه   مونث هاشم   haseme
هاله   خرمن ماه   hale
هامان   نام وزير خشايارشا، نام وزير فرعون   haman
هامون   دشت، بيابان، نام درياچه اي در سيستان   hamun
هاني   خدمتكار، كسي كه طعام نيكو مي آورد، درپهلوي: بنشين   hani
هانيبال   نام سردار مشهور كارتاژ كه با روميان جنگيد   hanibal
هابيل   نفس، نجار، نام پسر دوم حضرت آدم كه بدست برادرش كشته شد   habil
هاتف   آواز دهنده، فرشته وحي، سروش   hatef
هاجر   فرار، نام مادر حضرت اسماعيل   hajar
هاجره   نيمروز، شدت گرما، لايق، فائق   hajare
هادي   راهنما، راهبر   hadi
هاديه   مونث هادي، زن راهنما، عصا، چوبدستي، آرام   hadiye
هارا   كوهستان   hara
هاران   كوه نشين، نام پدر ساره، عموي ابراهيم   haran
هارپاگ   مرواريد كه در يكرشته كشيده شده باشد، نام وزير استياگ كه مامور كشتن كوروش شد   harpag
هاروت   نام يكي از دو فرشته اي كه دچار عذاب الهي شد   harut
هارون   كوه نشين، قاصد، پيك، نگهبان، نام برادر موسي   harun
هاسميك   گل ياسمن   hasmik
هاشم   دوشنده شير، شكننده، به عبري: مرد چاق و تنومند   hasem
هاشمعلي   هاشم+علي   hasemali
هاشمه   مونث هاشم   haseme
هاله   خرمن ماه   hale
هامان   نام وزير خشايارشا، نام وزير فرعون   haman
هامون   دشت، بيابان، نام درياچه اي در سيستان   hamun
هاني   خدمتكار، كسي كه طعام نيكو مي آورد، درپهلوي: بنشين   hani
هانيبال   نام سردار مشهور كارتاژ كه با روميان جنگيد   hanibal
هانيه   مونث هاني، زن خدمتكار   haniye
هايده   توبه كننده، پشيمان شونده، بسوي حق بازگشته   hayede
هبه الله   هديه و بخشش خدا   habatollah
هجير   هژير، خوبچهر، نيكنژاد، نيكو، نام يكي از پهلوانان ايران   hojir
هخامنش   درست انديش، درست منش، دوستدار شعور و انديشه   haxamanes
هدايت   راهنمايي، ارشاد   hedayat
هدايت الله   كسيكه خدا او را راهنمايي كرد   hedayatollah
هدي   راه راست نمودن، راهنمايي   hoda
هديه   ارمغان، تحفه، پيشكش   hadiye
هرا   ربه النوع زمين، بزرگترين ملكه خدايان يوناني، نگهبان زنان   hera
هراچ   داراي چشماني آتشين   herac
هراچيك   هراچ   heracik
هرانوش   درخشش جاويد و ابدي، فروغ ابدي   haranus
هرمز   سياره مشتري، روز اول هر ماه شمسي، اهورامزدا، ايزد ايراني   hormiz
هرمزديار   كسي كه خدا يار اوست   hormozdyar
هرمزيار   هرمزديار   hormozyar
هرميندا   از اعلام زنان   herminda
هزارك   بلبل كوچك، از الحان موسيقي قديم   hazarak
هزارناز   داراي ناز بسيار   hazarnaz
هژبر   چابك، دلير، شير درنده، صورت فارسي هزبر عربي   hazabr
هژير   زيرك، هوشيار، پسنديده   hazir
هستي   وجود، حيات، زندگي، آفرينش   hasti
هشام   جوانمرد، كريم   hosam
هشيار   هوشمند، زيرك، آگاه   hosyar
هفتواد   صاحب هفت پسر، نام حاكم كرمان در زمان ساسانيان   haftvad
هلاكو   اولين ايلخان مغول كه بغداد را فتح كرد   holaku
هلال   ماه نو، ماه اول هر ماه قمري   helal
هلاله   گل لاله   halale
هلن   روشنايي، نور   helen
هما   مبارك، فرخنده، خجسته، پرنده اي افسانه كه سعادت و نيكبختي را همراه مي آورد   homa
همابخت   خوشبخت، سعادتمند   homabaxt
همادخت   دختر فرخنده و مبارك   homadoxt
همافر   داراي فر همايي   homafar
همام   بزرگ همت، مهتر دلير و جوانمرد، سرور بزرگوار   homam
هماي   هما، نام دختر بهمن پادشاه كياني   homay
همايون   مبارك، خجسته، يكي از مقامهاي موسيقي ايران   homayun
همايوندخت   دختر فرخنده و مبارك   homayundoxt
همت   قصد و اراده قوي، خواسته، كوشش، دليري، بلند نظري، فال نيك   hemmat
همتا   نظير، برابر، دوست، همسر   hamta
همدم   رفيق، همزبان، همنشين   hamdam
همراه   موافق، هماهنگ، دوست   hamrah
هنده   نام يكي از زنان پيامبر   hende
هنگامه   جمعيت، داد و فرياد و هياهو، وقت و زمان، كنايه از زني كه در زيبايي غوغا كرده است   hengame
هنيئه   گوارا، گوارنده، چيزي ك بسادگي و به زحمت بدست مي آيد   hani,e
هوبانو   بانوي خوب   hobanu
هوتس   هوتسا، آتوسا، نام همسر گشتاسب   huts
هوتن   نيرومند، خوش اندام   hutan
هود   توبه كننده، بازگشت كننده بسوي حق، نام پيامبر قوم عاد   hud
هور   خورشيد، آفتاب، به عبري:كوه   hur
هورام   خنده رو، خوشخرام، خورشيدي   huram
هوربانو   بانوي خورشيد، زني به زيبايي خورشيد   hurbanu
هورتاش   مانند خورشيد زيبا   hurtas
هورچهر   نيك روشن، خورشيد رو، نام فرزند زردشت   hurcehr
هورخش   آفتاب درخشان، پيك روشن   huraxs
هورداد   بخشش آفتاب   hurdad
هوردخت   دختري به زيبايي خورشيد   hurdoxt
هورزاد   زاده خورشيد   hurzad
هورفر   داراي فر و شكوه خورشيد   hurfar
هورمند   مانند خورشيد   hurmand
هوروش   مانند خورشيد تابان و زيبا   hurvas
هوشبام   بامداد، فلق   husbam
هوشمند   خردمند، باهوش   husmand
هوشنگ  

خانه خوب، آنكه خانه خوب مي سازد، نام يكي از پادشاهان پيشدادي

  husang
هوفريا   معشوقه و محبوبه زيبا و خوب  

hufariya

هوم   نام فرشته اي در دين زردشت   hum
هومان   نيك انديش، پاك نژاد   human
هومن   نيك انديش، مخفف هومان   human
هونام   خوشنام، نيكنام   hunam
هويدا   ظاهر، روشن   hoveyda
هيتاسب   دارنده اسب بسته شده   hitasb
هيثم   جوجه عقاب   heysam
هيدخت   بيدخت، ستاره زهره، ناهيد   hidoxt
هيراد   شير، بشارت دهنده، سالم، تازه   hirad
هيربد   آموزنده، استاد، شاگرد، موبد موبدان   hirbod
هيرمند   استاد، شاگرد، نام رودي كه به درياچه هامون مي ريزد   hirmand
هيلا   باشه، پرنده اي كوچكتر از باز   hayla
هيوا   اميد، آرزو   hiva

 

نظرات کاربران
ادامه نظرات
ارسال نظر شما

• با عنایت به اینکه نظرات و پیشنهادات شما کاربران گرامی در بهبود پایگاه تاثیر کاملا موثری ایفا می کند لذا خواهشمند است ما را از نظرات ارزنده ی خود محروم نفرمایید.
• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.
• نظرات کوتاه مثل "خوب بود" و "عالی بود" و... و نظرات تکراری تائید نمی شوند و امتیازی هم به آنها تعلق نخواهد گرفت.
• متن نظر شما میبایست حداکثر 1024 کاراکتر باشد.