عضویت العربیة
دوشنبه، 31 شهريور 1393 (سال اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی)
امام علی علیه السلام فرمودند: خردمندترین مردم کسی است که به عواقب و فرجام کار بیشتر بنگرد. غرر الحکم، ج 2، ص 484
مسیر جاری : صفحه اصلی/مقالات/حکومت دینی/دفاع مقدس/ادبیات دفاع مقدس (خاطره، شعر، داستان)/خنده و جبهه

تبلیغات
آخرین مقالات
تعادل در اقتصاد باز

تعادل-در-اقتصاد-بازنظريه ی نرخ ارز نام نظريه ی برابري قدرت خريد (نظريه ی ppp) يک دلار (يا هر ارز ديگر) بايد بتواند در تمام ادامه ...

اقتصاد کلان باز چيست؟

اقتصاد-کلان-باز-چيستوقتي شما تصميم مي گيريد که يک خودرو خريداري کنيد احتمالاً آخرين مدل هاي پيشنهادي دو کارخانه ی «فورد» ادامه ...

نخستين نظريه ی تعيين نرخ ارز

نخستين-نظريه-ی-تعيين-نرخ-ارزنرخ هاي ارز در طول زمان تغييرات اساسي زيادي داشته اند. در سال 1970 ارزش يک دلار امريکا معادل 3/65 مارک ادامه ...

نرخ هاي حقيقي و اسمي ارز

نرخ-هاي-حقيقي-و-اسمي-ارزعلاوه بر اندازه گیری مقدار جريان کالاها و خدمات و جريان سرمايه بين کشورهاي مختلف کارشناسان اقتصاد کلان ادامه ...

هزينه هاي تورم

هزينه-هاي-تورمدر اواخر دهه ی 70 در امريکا هنگامي که نرخ تورم به حدود 10 درصد در سال رسيد، بحث هاي مربوط به تورم بر ادامه ...

نظريه کلاسيک تورم

نظريه-کلاسيک-تورمنظريه ی مقداري پول، غالباً نظريه ی سنتي يا کلاسيک ناميده مي شود، زيرا از سوي گروهي از پيشگامانِ تفکرات ادامه ...

رشد پول و تورم

رشد-پول-و-تورمامروزه براي خريد يک بستني قيفي بايد يک يا دو دلار پرداخت کنيد، ولي 60 سال قبل وضعيت بسيار متفاوت داشته ادامه ...

سياست و بحران در اقتصاد باز

سياست-و-بحران-در-اقتصاد-بازبا در اختيار داشتن يک الگوي جامع که به خوبي چگونگي تعيين متغيرهاي کليدي اقتصاد کلان در يک اقتصاد باز ادامه ...

عرضه و تقاضاي نرخ ارز

عرضه-و-تقاضاي-نرخ-ارزاز دهه ي 1990 به بعد، واردات کالاها و خدمات امريکا بيش از صادرات اين کشور بوده است. به عبارت ديگر در ادامه ...

معرفی به دوستان

ایمیل گیرنده را به منظور دریافت لینک صفحه وارد بفرمائید.


بازدید : 992 بار

پنجشنبه، 10 دی 1388

خنده و جبهه
 خنده و جبهه
خنده و جبهه

نويسنده:حميد زمان آبادي




اون شب يه جشن پتوي درست و حسابي راه انداخته بوديم و حسابي خنديده بوديم، صداي قهقهه هنوز از سر جشن پتو بلند بود که سيد خوابش برد. حاجي فرمانده گروه، بلند خنديد و گفت: سيد با نفير خمپاره و بدون صداي اون خوابه. راست مي گفت. سيد خيلي از نفير مي ترسيد. هميشه اولين نفري بود که روي زمين دراز مي کشيد. اون شب راحت تر از هميشه خوابيده بود. برگه مرخصي اش رو گرفته بود و ديدن پسر کوچولوش راحت تر از هميشه خوابونده بودش. گفتم: حاجي سوغاتي ها شو نديدي. ظهر که رفته بود شهر براي خريد آشپز خونه، يه بسته بادکنک واسه پسرش خريده. يه دفعه احمد که يه نوجوان سيزده، چهارده ساله بود و علي رغم سن کمش با سيد خيلي شوخي داشت، چشماش برقي زد و گفت: بچه ها يک چيزي به ذهنم رسيد. همه مي دونستيم که احمد قراره تلافي کتک خوردن جشن پتو رو در بياره اما نفهميديم تو کله اش چي مي گذره تا اين که اون رفت سراغ کوله سيد و بسته بادکنک ها و در آورد و مشغول بادکردن اونا شد. همه در حالي که لبخند محوي روي لبهامون بود و دو تا علامت تعجب توي چشمامون، تموم توجه مون جلب کاراي احمد شده بود. احمد دو تا بادکنک باد کرد و بانخ بلندي بست، بعد رفت طرف سيد که صداي خروپفش هر شب بدتر از توپ و تانک دشمن بي خوابمون مي کرد و دو سرنخ بادکنک ها رو به دور گوش هاي سيد بست. شليک خنده بچه ها سنگر رو پر کرد. فرمانده که با کمي نارضايتي و بيشتر کنجکاوي، کار احمد رو دنبال مي کرد هم نتونست جلوي خنده شو بگيره، اما احمد دست بردار نبود و مي خواست حسابي دق و دلي جشن پتو رو خالي کنه و از جمع، خنده بيشتري بگيره، از گوشه اي يک سنجاق قفلي برداشت و با نوک اون يکي از بادکنک ها رو ترکوند. سيد ناگهان از خواب پريد و درحالي که فرياد مي زد: الله اکبر عراقي ها اومدن از در سنگر به دو بيرون زد و داد زد: شبيخوان شبيخون. احمد هنوز هم ول کن نبود و پريد پشت سر سيد و گفت: سيد گوشات، پشت گوشات و سيد که حجم چيز غريبي رو پشت گوشش احساس مي کرد بدون اينکه به پشت سرش نگاه کنه، در حالي که تند مي دويد، با دست، مدام به لاله گوشش مي زد تا اون شيء نا شناس اما ترسناک و خطرناک رو که فکر مي کرد هر لحظه ممکنه منفجر بشه از گوشش بکنه که انفجار خنده بچه ها و فرياد بلند فرمانده که سيد رو صدا مي زد، متوقفش کرد.
منبع: شاهد نوجوان شماره ي 365


نظرات کاربران
ادامه نظرات
ارسال نظر شما

• با عنایت به اینکه نظرات و پیشنهادات شما کاربران گرامی در بهبود پایگاه تاثیر کاملا موثری ایفا می کند لذا خواهشمند است ما را از نظرات ارزنده ی خود محروم نفرمایید.
• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.
• نظرات کوتاه مثل "خوب بود" و "عالی بود" و... و نظرات تکراری تائید نمی شوند و امتیازی هم به آنها تعلق نخواهد گرفت.
• متن نظر شما میبایست حداکثر 1024 کاراکتر باشد.