جهان گردي در کتاب و سنت
جهان گردي در کتاب و سنت





جهان گردي در قرآن

مي توان تعبير قرآني جهان گردي و توريسم را «سير في الارض » دانست که در آيات فراواني مورد اهتمام و تأکيد قرار گرفته است.
در اين کتاب آسماني، نه تنها سياحت و جهان گردي، به سبب آثار و فايده هاي فراوان آن، امري مشروع و مباح شمرده شده، بلکه ترک آن، دست کم، براي گروهي از انسان ها، مورد سرزنش و توبيخ قرار گرفته است.
در يک بررسي کلي، مي توان آيات در پيوند با اين موضوع را در سه دسته، مورد مطالعه، قرار داد:
1. آياتي که ترک جهان گردي را سرزنش مي کنند.
البته خطاب همه، يا بيشتراين گونه آيات، کافران و ستيزه گران با حق است، مانند آيه:
« أو لم يسيروا في الأرض فينظروا کيف کان عاقبه الذين من قبلهم و کانوا أشد منهم قوه »؛ (1)
آيا در زمين، گردش نمي کنند تا بنگرند به چگونگي سرانجام کساني که پيش از ايشان زندگي مي کردند و از ايشان نيرومند تر بودند.
اين تعبير، يا مانند آن، در سوره ي يوسف، آيه 109، روم، آيه 9، غافر، آيه ي 21 و 82 و محمد صلي الله عليه وآله آيه ي 10، نيز آمده است.
و مانند آيه:
« أفلم يسيروا في الأرض فتکون لهم قلوب يعقلون بها » (2)
که سير و سياحت را سبب تعقل و انديشه و بالا رفتن سطح آگاهي و بينش انسان دانسته، يعني همان عنصري که بي ترديد، سنگ بنا و شالوده ي رشد و توسعه ي زندگي انسان در ابعاد گوناگون فرهنگي، سياسي، اقتصادي و... است؛ زيرا روشن است که يک جامعه ي بسته و بي خبر از ديگر ملت ها، در هيچ زمينه اي رشد شايسته و بايسته ندارد و از تجربه ها و دست آوردهاي علمي و فکري و اجتماعي ديگران محروم است.
به حسب ظاهر، فعل « تکون » در اين آيه، از افعال تامه و دربردارنده ي معناي حصول و تحقق است و بر اين اساس، بايد آيه را صريح در اين معنا دانست که « سير در زمين » و جهان گردي موجب رشد و شکوفايي فکري و پرورش انديشه ها و تقويت جنبه ي عقلايي انسان، مي شود.
2. آياتي که به اين کار فرمان مي دهند:
« قد خلت من قبلکم سنن فسيروا في الأرض فانظروا کيف کان عاقبه المکذبين »؛ (3)
پيش از شما، سنت هايي وجود داشت [ در ميان مردم قوانين و نواميسي حاکم بود ]
پس در زمين گردش نماييد و سرانجام کار تکذيب کنندگان [ حق ] را بنگريد.
ممکن است با عنايت به عبارت« فانظروا کيف کان عاقبه المکذبين » در ذيل آيه، گفته شود اين فرمان تنها متوجه کافران و تکذيب کنندگان حق است و ازآن، مطلوب بودن جهان گردي، براي همه ي مردم، حتي مسلمانان و اهل ايمان، استفاده نمي شود. ولي با نگاهي دوباره به تعبيرهاي آيه و نيز آيه ي بعد روشن مي شود. خطالب در اين آيه، نسبت به همه ي مردم که در زمان وحي مي توانستند، مخاطب اين آيه باشند، گسترش دارد.
آيه ي بعد مي گويد:
« هذا بيان للناس و هدي و موعظه للمتقين ».
در آيه ي ديگري مي خوانيم:
« قل سيروا في الأرض فانظروا کيف کان عاقبه المجرمين »؛ (4)
اي پيامبر [ به مردم ] بگو: در زمين گردش کنيد و به سرانجام کار مجرمان بنگريد.
در اين گونه آيات، هدف از سير و جهان گردي را پند و عبرت گيري از گذشتگان اعلام کرده است. ولي در برخي آيات، به هدف فراتر از اين برخوريم و آن انديشه و مطالعه در عالم خلقت و آگاهي يافتن از چگونگي آفرينش و شگفتي هاي آن است، همان چيزي که امروزه، هدف دسته اي از جهان گردان، محسوب مي شود.
مانند آيه:
« قل سيروا في الأرض فانظروا کيف بدأ الخلق »؛ (5)
- اي پيامبر به مردم - بگو: در زمين سير و گردش نماييد و بنگريد چگونه خداوند، آفرينش را به وجود آورده.
3. آياتي که به سياحت و جهان گردي شماري از انسان هاي برگزيده و الهي، اشاره مي کند، مانند آيات 82 تا 98 سوره کهف که به سير و سياحت ذوالقرنين، مي پردازد. داستان اين شخصيت بزرگ الهي که بايد او را « قهرمان جهان گردي » ناميد، با آيه ي « و يسألونک عن ذي القرنين قل سأتلو عليکم منه ذکرا » آغاز مي شود.
اين که ذوالقرنين کيست و جهان گردي او در کجا و چگونه انجام گرفته است، مورد اختلاف و گفت و گوي فراوان مفسران و دانشمندان است.
مرحوم علامه ي طباطبايي، در ذيل اين آيات، پيرامون ذوالقرنين و سد او، اقوال و آراي زير را نقل مي کند:
1. اوشين هوانگ، يکي از پادشاهان چين است که ديوار طولاني ميانه چين و مغولستان، را بنا نهاد، تا جلوي يورش و مغول را به چين بگيرد. طول اين ديوار، سه هزار کيلومتر و عرض آن، نه متر و ارتفاعش، پانزده متر است، که همه با سنگ چيده شده است.
2. او يکي از ملوک آشور بوده، يعني سرزميني که درحوالي قرن هفتم پيش از ميلاد، مورد هجوم اقوام سيت قرار گرفته است.
3. او فريدون بن اثفيان بن جمشيد، پادشاهي عادل و مطيع خداوند، پنجمين پادشاه پيشدادي ايران زمين است.
4. او اسکندر مقدوني مشهور است.
5 او مردي عرب بوده که در اشعار عرب نامش بسيار آمده و اسم اصلي اش صعب بن ذي موائد بوده است و پادشاهي از ملوک حميراست.
علامه پس از نقد و بررسي همه ي اين اقوال و مردود دانستن آنها، اين قول را قوي و استوار مي داند که ذوالقرنين همان کورش، يکي از پادشاهان هخامنشي در فارس است که 539- 560 پيش از ميلاد مي زيسته و همو بوده که امپراطوري ايران راتأسيس و ميانه ي دو مملکت فارس و ماد، جمع کرد و بابل را فتح و به يهود اجازه ي مراجعت از بابل به اورشليم داد و در بناي هيکل کمک فراوان کرده، مصر را تسخير، آن گاه به سوي يونان حرکت نموده بر مردم آن جا نيز مسلط شد. به طرف مغرب رهسپار گرديده، آن گاه رو به سوي مشرق نهاده، تا آخرين نقطه ي مشرق پيش رفت. (6)
به هر حال، در اين که هدف ذوالقرنين از جهان گردي و سياحت چه بوده، در اين آيات اشاره اي نشده است، ولي بر اساس روايتي از امام صادق عليه السلام، در يکي از سفرهاي دريايي ذوالقرنين، يکي از همراهانش درباره ي سفر او پرسيد، او پاسخ داد:
اريد ان أنظر الي ملک ربي في البحر کما رأيته في البر؛ (7)
بنابراين، بايد هدف يا يکي از هدف هاي ذوالقرنين از جهان گردي را نظر و مطالعه در جهان آفرينش و پديده هاي آن دانست.

پي نوشت :

1. فاطر ( 35 ) آيه 44
2. حج ( 22) آيه 46
3. آل عمران ( 3 ) آيه 173
4. نحل ( 16 ) آيه 69
5.عنکبوت ( 29 ) آيه 20
6. ترجمه ي الميزان، ج 13، ص 658
7. تفسير برهان، ج 2، ص 486

منبع:کتاب جهان گردي در فقه و تمدن اسلامي