عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی‌الله‌علیه‌وآله: درهاى آسمان در اوّلین شب ماه رمضان گشوده مى‌شود و تا آخرین شب آن بسته نخواهد شد. بحارالانوار، ج93، ص344
  • خوانشی متفاوت از معنای تبلیغ
  • اعتماد در دورۀ پساحقیقت
  • نابودی رژیم صهیونیستی زیر ۲۵ سال

ترانه‌های خوانندگان

آغوش

آغوش
کی گفته باید بشکنم تا دستمو بگیری خسته شدم از عمری غربت و غم و اسیری کی گفته باید گریه ی شب هامو در بیاری تا لحظه ای وقت شریفت رو واسم بذاری ادامه ...

به تو مدیونم

به تو مدیونم
واسه ی چشای خیسم ، به تو مدیونم این که از غم می نویسم ، به تو مدیونم این که بی جونم و سردم ، این که بی روحم و زردم پی آرامشی که بردی و من پی اش می گردم ، به تو مدیونم به تو مدیونم ، به تو مدیونم ادامه ...

تصنیف شیدایی

تصنیف شیدایی
در همه دير مغان نيست چو من شيدايي خرقه جايي گرو باده و دفتر جايي دل كه آيينه صافي است غباري دارد وز خدا مي طلبم صحبت روشن رايي شرح اين قصه مگر شمع برآرد به زبان ادامه ...

تصنیف آستان جانان

تصنیف آستان جانان
شعری بخوان که با او رطل گران توان زد راهی بزن که آهی بر ساز آن توان زد گلبانگ سربلندی بر آسمان توان زد بر آستان جانان گر سر توان نهادن بر چشم دشمنان تیر از این کمان توان زد قد خمیده ما سهلت نماید اما ادامه ...

آواز دشتي

آواز دشتي
سری ديرم كه سامونش نمي بو غمي ديرم كه در مونش نمي بو اگر باور نداري سوي من آي ببين دردي كه درمونش نمي بو خوش آن ساعت كه يار از در در آيو ادامه ...

آواز آستان جانان

آواز آستان جانان
سينه مالامال درد است اي دريغا مرهمي دل ز تنهايي به جان آمد خدا را همدمي چشم آسايش كه دارد از سپهر تيز رو ساقيا جامي به من ده تا بياسايم دمي زيركي را گفتم اين احوال بين، خنديد و گفت صعب روزي بوالعجب كاري پريشان عالمي ادامه ...

آستان جانان

آستان جانان
كي شعر تر انگيزد خاطر كه حزين باشد يك نكته از اين معني گفتيم و همين باشد از لعل تو گر يابم انگشتري زنهار صد ملك سليمانم در زير نگين باشد غمناك نبايد بود از طعن حسود اي دل ادامه ...

آهنگ پاياني سريال زير هشت

آهنگ پاياني سريال زير هشت
با تو اما ماندم تنها مُهري بر لب، بندي بر پا دل همه گمراهي و گناه، تو اميد جان جان همه خاموشي و خزان، تو مرا بخوان لب نگشودم اما سوختم، ساختم با من خسته ي غم تو بمان اي که به جز تو نمانده مرا مگر آه من من همه شوق توام منگر به گناه من ادامه ...

غم عشقت

غم عشقت
(از غــم عشقت) ۲ ، (دل شيدا شكست) ۲ (شيشهء می در) ۲ ، (شب يلدا شكست )۲ (از بس كه زدم ) ۲ ، (ريگ بيابان به كف) ۲ (خار مغيلان )۲ ، (همه در پا شكست )۲ ادامه ...

ز من نگارم

ز من نگارم
زمن نگارم عزيزم خبر ندارد ، به حال زارم عزيزم خبر ندارد خبر ندارم من از دل خود دل من از من عزيزم خبر ندارد (2) كجا رود دل عزيز من آخ كه دلبرش نيست (2) كجا پرد مرغ عزيزم كه پر ندارد (2) ادامه ...