عضویت العربیة English
امام رضا علیه‌السلام: هر یک از دوستانم مرا با شناخت حقّم زیارت نمى‌کند مگر این که در روز قیامت، شفاعتم از او پذیرفته مى‌شود. وسائل الشیعه

مجید اخشابی

قاصدک

قاصدک
قاصدك هاي نقره اي ، خوش خبر اما بي صدا آيينه هاي قصه گو،بي گفتگو،بي گفتگو بي ادعا صدای قلب عاشقو از تو نگاش میشه شنید روی سکوت ورقا،میشه نوشت،میشه نوشت و نت کشید ادامه ...

مهتاب

مهتاب
یکی بود یکی نبود کور بشه چشم حسود دو تا خورشید سیاه دو تا چشم سرمه سود رشک باغ و کشتمه باغ نگو بهشتمه عمر مژگونش دراز رنگ سرنوشتمه....رنگ سرنوشتمه ادامه ...

کوچ

کوچ
بمان اي يار من اي افسون ماندن شرار داغ من باش ازسوداي بيژن بهار باغ من باش برخوان من ز اخوان من گرگان شكسته سكان من اي جان عاشق به چنگ مهوشان تو ادامه ...

سیل اشک

سیل اشک
دیشب به سیل اشک ره خواب میزدم نقشی به یاد روی تو بر آب میزدم نقش خیال روی تو تا وقت صبحدم بر کارگاه دیده بی خواب میزدم روی نگار در نظرم جلوه مینمود وز دور بوسه بر رخ مهتاب میزدم ادامه ...

ماه در اومد

ماه در اومد
ماه در اومد، شب سر اومد اسفند بسوزين يارم از در، در اومد دو تا چشماي تو فانوس درياست مثل در و مرجان قشنگ و زيباست بي تو مثل موجا دلم شكسته بی تو وا مونده ام تو موج دريا سر شب آسمون شده چراغون مثل قصر طلا آينه بندون ادامه ...

مرز تردید

مرز تردید
شايد اينو تو نفهمي,حس من از جنس نوره شور وحشي جووني, از دل من ديگه دوره تو پر از شور و نشاطي, واسه من نبض حياتي توي اين غروب حسرت, آخرين راه نجاتي توي روياهاي دورت, خواب آهو رو مي بيني شاپرك تو باغ رويا, گل آرزو مي چيني ادامه ...

فصل پرواز

فصل پرواز
فصل پرواز پرستوهاي نور مي بره مارو به اون روزهاي دور ميباريد از آسمون پولك و ياس فكر ميكرديم همه دنيا مال ماست خوش نشستي به دل منتظرم گفتي پا به پام مياي هرجا برم ادامه ...

خانه سودا

خانه سودا
شد زغمت خانه ی سودا دلم، در طلبت رفت به هر جا دلم شد زغمت خانه ی سودا دلم، در طلبت رفت به هر جا دلم فرش غمش گشتم و آخر ز بخت، رفت بر اين سقف مصفا دلم فرش غمش گشتم و آخر ز بخت، رفت بر اين سقف مصفا دلم در طلبِ زهره رخ ماهرو، می نگرد جانب بالا دلم در طلبِ زهره رخ ماهرو، می نگرد جانب بالا دلم ادامه ...

خانه به دوش

خانه به دوش
خرمن نکاشته هامون چشمه نگو آتش فشونه بشمریم نداشته هامون هزار هزارتا کهکشونه آرزو دریای شوره دریای شور زندونه ماهه ماهیا تشنه ترینن ادامه ...

تیتر روزنامه

تیتر روزنامه
یکی میگه " o "منفی , یکی میگه عین قصره مردی خونشو فروخته , مردی خونه َش رو فروخته تیتر روزنامه عصره... آره , خونشو فروخته واسه بچش نون خریده نرخ خون پایینه انقدر یا نون ُ گرون خریده ؟... ادامه ...