محمدرضا شجریان

تصنیف شیدایی

تصنیف شیدایی
در همه دير مغان نيست چو من شيدايي خرقه جايي گرو باده و دفتر جايي دل كه آيينه صافي است غباري دارد وز خدا مي طلبم صحبت روشن رايي شرح اين قصه مگر شمع برآرد به زبان ادامه ...

تصنیف آستان جانان

تصنیف آستان جانان
شعری بخوان که با او رطل گران توان زد راهی بزن که آهی بر ساز آن توان زد گلبانگ سربلندی بر آسمان توان زد بر آستان جانان گر سر توان نهادن بر چشم دشمنان تیر از این کمان توان زد قد خمیده ما سهلت نماید اما ادامه ...

آواز دشتي

آواز دشتي
سری ديرم كه سامونش نمي بو غمي ديرم كه در مونش نمي بو اگر باور نداري سوي من آي ببين دردي كه درمونش نمي بو خوش آن ساعت كه يار از در در آيو ادامه ...

آواز آستان جانان

آواز آستان جانان
سينه مالامال درد است اي دريغا مرهمي دل ز تنهايي به جان آمد خدا را همدمي چشم آسايش كه دارد از سپهر تيز رو ساقيا جامي به من ده تا بياسايم دمي زيركي را گفتم اين احوال بين، خنديد و گفت صعب روزي بوالعجب كاري پريشان عالمي ادامه ...

آستان جانان

آستان جانان
كي شعر تر انگيزد خاطر كه حزين باشد يك نكته از اين معني گفتيم و همين باشد از لعل تو گر يابم انگشتري زنهار صد ملك سليمانم در زير نگين باشد غمناك نبايد بود از طعن حسود اي دل ادامه ...

غم عشقت

غم عشقت
(از غــم عشقت) ۲ ، (دل شيدا شكست) ۲ (شيشهء می در) ۲ ، (شب يلدا شكست )۲ (از بس كه زدم ) ۲ ، (ريگ بيابان به كف) ۲ (خار مغيلان )۲ ، (همه در پا شكست )۲ ادامه ...

ز من نگارم

ز من نگارم
زمن نگارم عزيزم خبر ندارد ، به حال زارم عزيزم خبر ندارد خبر ندارم من از دل خود دل من از من عزيزم خبر ندارد (2) كجا رود دل عزيز من آخ كه دلبرش نيست (2) كجا پرد مرغ عزيزم كه پر ندارد (2) ادامه ...

به سكوت سرد زمان

به سكوت سرد زمان
هر دمی چون نی، ازدل نالان، شكوه ها دارم روی دل هر شب، تا سحرگاهان با خدا دارم هر نفس آهيست، كز دل خونين، لحظه های عمر اين سامان، ميرود سنگين اشك خون آلود من دامان، می كند رنگين ادامه ...

بت چین

بت چین
ای مه من، ای بت چين ای صنم . لالـه رُخ، زهره جبیين ای صنم تا به تـو دادم دل و دين ای صـنم , برهمه كس گشته یقين ای صنم من زتو دوری نتوانم دیگر , جانم , وزتو صبوری نتوانم دیگر بيا حبيبم، بيا طبيبم(۲) هر كه تو را ديده ز خـود دل بريد , رفته ز خود، تا كه رُخت را بديد تير غمت، چون به دلِ من رسيد , همچو بگفتم كه همه كس شنيد من زتو دوری نتوانم ديگر , جانم , وزتو صبوری نتوانم ديگر ادامه ...

مرغ ســحر

مرغ ســحر
مرغ ســحر ناله سر كن ، داغ مرا تازه تر كن ، زآه شرر بار، اين قفس را برشكن و زير و زبر كن بلبل پر بسته ز كنج قفس درآ ، نغمه ی آزادی نوع بشــر سرا وز نفسی عرصه ی این خاك توده را، پرشرر كن ظلم ظالم ، جور صيّاد ، آشيانم داده بر باد ، ادامه ...

آخرین مقالات
آیا مارکس دانشمند بود؟

آیا-مارکس-دانشمند-بودهر توضیحی درباره عقاید مارکس همچنین در حکم ارزیابی آن‌ها نیز هست. دستاوردهای اصلی مارکس -عقیده‌اش درباره ادامه ...

پول بی روح

پول-بی-روحمارکس امید داشت کمونیسم جایگزین سرمایه‌داری شود: یعنی نظامی که با نابودی مالکیت خصوصی، رویارویی میان ادامه ...

راز استثمار

راز-استثماراقتصاددان‌های کلاسیک، نظام اقتصادی سرمایه‌داری را نظامی طبیعی و اجتناب ناپذیر قلمداد می‌کردند. در برابر ادامه ...

هگل‌گرایی واژگون

هگل-گرایی-واژگونهگل‌گرایی از دید مارکس، وارونه شده است؛ هگل، «ذهن» را واقعیت غایی و جهان مادی را به مثابه تجلی «ذهن» ادامه ...

هدف تاریخ

هدف-تاریخبه عقیده‌ی مارکس، روابط تولیدی و نیروهای مولد همه‌ی چیزهای دیگر را تعیین می‌کند. نیروهای مولد مناسبات ادامه ...

بازگشت بسوی خدا در قوس صعود عرفانی

بازگشت-بسوی-خدا-در-قوس-صعود-عرفانیآیات قرآن و تعبیر (النِّهایاتُ‏ هِىَ‏ الرُّجوعُ‏ الى الْبِدایاتِ)، از آغاز و ختم جهان و بر پا شدن روز ادامه ...

از زمین به آسمان

از-زمین-به-آسماندر «خانواده‌ی مقدس» که نخستین کتاب چاپ شده‌ی مشترک مارکس و انگلس است، با یکی از برداشت‌های اولیه‌ی نظریه‌ی ادامه ...

نخستین مارکسیسم

نخستین-مارکسیسماقتصاددان‌های کلاسیک شرایط از خودبیگانه‌ی کنونی جامعه‌ی انسانی را «شکل ضروری، اصلی و قطعی» آن تلقی می‌کنند، ادامه ...

نماینده‌ی همه‌ی انسان‌ها

نماینده-ی-همه-ی-انسان-هامفهوم پرولتاریا، یکی از مفاهیم مرکزی در اندیشه‌ی کارل مارکس شمرده می‌شود. این کلمه، از «طبقه‌ی کارگر» ادامه ...