عضویت العربیة English
امام مهدی علیه‌السلام: من خاتم اوصیا هستم و خداوند به‌واسطه من، بلا را از خانواده و شیعیانم بر طرف مى‌کند. بحارالأنوار، ج 52، ص30

علیرضا افتخاری

سوزد مرا سازد مرا

سوزد مرا سازد مرا
ساقي! بده پيمانه اي، زان مي که بي خويشم کند ساقي بده پيمانه اي، زان مي که بي خويشم کند بر حسن شورانگيز تو عاشق تر از پيشم کند ادامه ...

خورشيد مجلس

خورشيد مجلس
اگرسروی به بالای تو باشد، نه چون قد دل آرای تو باشد واگر خورشید در مجلس نشیند، نپندارم که همتای تو باشد دوعالم را به یکبار از دل تنگ، برون کردیم تا جای تو باشد ادامه ...

پله پله

پله پله
پلّه پلّه تا ملاقات خدا می روم بی تحمّل سوی عرش کبریا می روم از برکت نور عشق ببین تا کجا، تا کجا ، تا کجا می‌روم باد صبا که می‌شود هر نفسش مشک‌فشان حکایت از عشق کند آورد از دوست نشان ادامه ...

صیاد

صیاد
چون صید به دام تو به هر لحظه شکارم ای طرفه نگارم از دوری صیاد دگر تاب ندارم رفتست قرارم چون آهوی گمگشته به هر گوشه دوانم تا دام در آغوش نگیرم نگرانم از ناوک مژگان چو دو صد تیر پرانی ادامه ...

در عاشقی پيچيده ام

در عاشقی پيچيده ام
این بار من یک بارگی در عاشقی پیچیدهاماین بار من یک بارگی از عافیت ببریدهامدل را ز خود برکندهام با چیز دیگر زندهامعقل و دل و اندیشه را از بیخ و بن سوزیدهام ای مردمان ای مردمان از من نیاید مردمی دیوانه هم نندیشد آن کاندر دل اندیشیدهام ادامه ...

مرده بُدم زنده شدم

مرده بُدم زنده شدم
مرده بُدم زنده شدم ، گریه بُدم خنده شدم دولت عشق آمد و من ، دولت پاینده شدم گفت که دیوانه نیی ، لایق این خانه نیی رفتم و دیوانه شدم ، سلسله بندنده شدم گفت که سرمست نیی ، رو که از این دست نیی رفتم و سرمست شدم ، وز طرب آکنده شدم ادامه ...

مونس شب های من

مونس شب های من
پرده بردار اى حيات جان و جان افزاى من غم گسار و غم نشين و مونس شبهاى من مونس شبهاى من پرده بردار اى حيات جان و جان افزاى من غم گسار و غم نشين و مونس شبهاى من مونس شبهاى من ادامه ...

عطر شقایق

عطر شقایق
دلم گرفته امشب در خلوت شبانه هوای گریه دارم در سوگ این ترانه از درد خسته باشم تا كی صبور یاشم در آرزوی وصلت جان است و دل روانه بر عاشقان نظركن ای منتهای خوبی از روی نازنینت دل را تو كن نشانه ادامه ...

ای دل اگر عاشقی

ای دل اگر عاشقی
ای دل اگر عاشقی در پی دلدار باش بر در دل روز و شب منتظر یار باش دلبر تو جاودان بر در دل حاضر است روزن دل برگشا حاضر و هشيار باش نيست کس آگه که يار کی بنمايد جمال ليک تو باری به نقد ساخته ی کار باش لشگر خواب آورند بر دل و جانت شکست ادامه ...

بوی گل ريحانه

بوی گل ريحانه
وقتى دل سودائى مى رفت به بستانها بى خويشتنم كردى بوى گل و ريحانها بوى گل و ريحانها وقتى دل سودائى مى رفت به بستانها بى خويشتنم كردى بوى گل و ريحانها بوى گل و ريحانها گه نهره زدى بلبل گه جامه دريدى گل تا ياد تو افتادم از ياد برفت آنها از ياد برفت آنها ادامه ...