عضویت العربیة English
امام صادق علیه‌السلام: هر خانواده‌ای که با هم دیگر با رفق و مدارا برخورد کنند، خداوند نیز به رزق و روزی آنان وسعت می‌بخشد.

حسام الدین سراج

نازنين يار

نازنين يار
خيالت دلبرا نازنين يارا چراغان مي كند خانه ما را شبانگاهان كه بي تابم براي تو خوشم با گريه كردن در هواي تو مي بارد نو به نو ديدگانم مي جوشد نام از زبانم باده تلخ غمت هر كه نوشد ادامه ...

بلای عشق

بلای عشق
نهادم سر به پای او نهادم سر به پای او که دل شد مبتلای او،فدای او بلای او،عطای او جفای او،وفای او اگر اشکم،اگر آهم چه غم گر غم زند راهم اگر اشکم،اگر آهم چه غم گر غم زند راهم گر این باشد پسند او ادامه ...

ساز و آواز نوا

ساز و آواز نوا
ترسم در اين دل هاي شب از سينه آهي پر زند برقي ز دل بيرون جهد آتش به جايي در زند ني بي نوا مي بي صفا / وقت است اگر در بزم ما ساقي ميي ديگر دهد / مطرب رهي ديگر زند ادامه ...

سرو خرامان

سرو خرامان
مستان سلامت می‌کنند جان را غلامت می‌کنند مستی ز جامت می‌کنند مستان سلامت می‌کنند غوغای روحانی نگر سیلاب طوفانی نگر خورشید ربانی نگر مستان سلامت می‌کنند ادامه ...

سلسله ی موی دوست

سلسله ی موی دوست
سلسله ی موی دوست سلسله ی موی دوست, حلقه ی دام بلاست حلقه ی دام بلاست هر که دراین حلقه نیست هر که دراین حلقه نیست, فارغ از این ماجراست فارغ از این ماجراست ادامه ...

نغمه مهر

نغمه مهر
خاک بودم آب بودم گل شدم عالمی گل کردم آخر دل شدم غیرت حزن احتضار شرم داشت لیلی بی پرده ی محمل شدم نغمه ها دارد مقامات ظهور او غنا ورزید و من سائل شدم ادامه ...

شور مستی

شور مستی
دزدیده چون جان می روی اندر میان جان من سرو خرامان منی ای رونق بستان من چون می روی بی من مرو ای جان جان بی‌تن مرو وز چشم من بیرون مشو ای شعله تابان من ادامه ...

عشق و مستی

عشق و مستی
دی دامنش گرفتم کی گوهر عطایی شب خوش مگو مرنجان که امشب از آن مایی افروخت روی دلکش شد سرخ همچو اخگر گفتا بس است کم کن تاچند از این گدایی با مدعی مگویید اسرار عشق ومستی تا بی خبر بمیرد در رنج خود پرستی ادامه ...

گریه بی بهانه

گریه بی بهانه
ای عشق ، همه بهانه از توست من خامشم، این ترانه از توست من انده خویش را ندانم ندانم ندانم من انده خویش را ندانم ندانم ندانم این گریه‌ی بی‌بهانه از توست این گریه‌ی بی‌بهانه از توست ادامه ...

ملکا

ملکا
ملکا ذکر تو گویم ، که تو پاکی و خدایی نروم جز به همان ره که توام راهنمایـــی نروم جز به همان ره که توام راهنمایـــی بری از رنج و گدازی، بری از درد نیازی بری از بیم و امیدی بری از چون و چرائی ادامه ...