عضویت العربیة English
امام مهدی علیه‌السلام: من خاتم اوصیا هستم و خداوند به‌واسطه من، بلا را از خانواده و شیعیانم بر طرف مى‌کند. بحارالأنوار، ج 52، ص30

آزادگان

جهنم اردوگا‌ه‌های عراق

جهنم اردوگا‌ه‌های عراق
منع شکنجه و رفتارهای تحقیر آمیز و پرهیز از هرگونه بی‌احترامی به شخصیت و شرافت نیروهای متخاصم از اصول اساسی کنوانسیون ژنو است. این در حالی است که در جریان جنگ تحمیلی و سال‌های بعد از آن به کرات شاهد نقض ابتدایی‌ترین ادامه ...

شیربچه ای از گروه 23

شیربچه ای از گروه 23
وقتی 16 ساله بود اسیر شد، او را به ملاقات صدام بردند اما حاضر نشد شرایط بازگشت به ایران را بپذیرد. وقتی برگشت اما نامه ای جنجالی به صدام نوشت که کلی سر و صدا به راه انداخت. 16 ساله بود که رفت جنگ. هنوز چند روز از ورودش به مناطق جنگی نگذشته بود که در یکی از پیچیده ترین عملیات های نظامی-عملیات آزادسازی خرمشهر، بیت المقدس-شرکت کرد. 23 روز بعد از خروجش از خانه او در زندان بغداد بود. ادامه ...

حجت اسلام (مجموعه خاطراتی در باب مجاهدنستوه ابوترابی ) (7)

حجت اسلام (مجموعه خاطراتی در باب مجاهدنستوه ابوترابی ) (7)
خانه شان طبقه سوم بود. هر وقت كارش داشتيم ، سحرها ، قرار مي گذاشتيم . مي رفتيم خانه شان . بِهِمان مي گفت «وقتي با ماشين مي آييد ، از بالاي خيابون كه شيب داره بياييد. ماشينتون رو هم خاموش كنين. بوق نزنين . مبادا همسايه ها از خواب بيدار بشن». ادامه ...

حجت اسلام (مجموعه خاطراتی در باب مجاهدنستوه ابوترابی ) (6)

حجت اسلام (مجموعه خاطراتی در باب مجاهدنستوه ابوترابی ) (6)
دخترم كلاس اول ابتدايي بود. يك روز كه از مدرسه بر مي گشت ، اتفاقاً حاجي مهمانمان بود. وقتي آمد تو ، حاج آقا بلند شد و باهاش گرم ، سلام و احوال پرسي كرد. روزي كه حاج آقا از دنيا رفت ، جلوي تلويزيون نشسته بوديم . خبر فوت حاجي را كه شنيديم ، من و همسرم شروع به گريه كرديم . دخترم پرسيد «بابا چي شده». گفتم «حاج آقا از دنيا ادامه ...

حجت اسلام (مجموعه خاطراتی در باب مجاهدنستوه ابوترابی ) (5)

حجت اسلام (مجموعه خاطراتی در باب مجاهدنستوه ابوترابی ) (5)
وقتي وارد اردوگاه(1) شدم ، مرا به اتاق 16 بردند. مي گفتند حاج آقا توي اين اتاق بود. من خيلي از ايشان شنيده بودم ولي از نزديك نمي شناختمش . اگر چه توي اتاق 16 نبود ولي از رفتار بچه ها و حال و هواي اتاق مي شد فهميد كه چه انسان بزرگي اينجا بود. ادامه ...

حجت اسلام (مجموعه خاطراتی در باب مجاهدنستوه ابوترابی ) (3)

حجت اسلام (مجموعه خاطراتی در باب مجاهدنستوه ابوترابی ) (3)
يكي از بچه ها بيماري روحي داشت. حاج آقا از من خواست مواظبش باشم . عراقي ها كه مي خواستند حاج آقا را از اردوگاه ببرند ، دوباره آمد و سفارش او را به من كرد. مدت ها از رفتن حاج آقا مي گذشت . دوستم خوب شده بود . يك روز ، با يكي دعواش شد. من هم باهاش قهر كردم .شب ، خواب حاج آقا را ديدم . بِهِش سلام كردم . جوابم را ادامه ...

حجت اسلام (مجموعه خاطراتی در باب مجاهدنستوه ابوترابی ) (4)

حجت اسلام (مجموعه خاطراتی در باب مجاهدنستوه ابوترابی ) (4)
تازه به اردوگاه ما آمده بود. بعضي ها به كارهايش اعتراض مي كردند. يك روز رفتم پيشش . گفتم «من به شما و كارتون ايمان دارم. ولي بعضي ها مي گن كارهايي كه شما مي كني ، سازش با دشمنه». حرف هايم كه تمام شد ، دستم را گرفت و بردم كنار زمين خاكي ، جايي كه فوتبال بازي مي كرديم . گفت «امروز تاسوعاست. مي تونستيم بگيم به ادامه ...

حجت اسلام (مجموعه خاطراتی در باب مجاهدنستوه ابوترابی ) (1)

حجت اسلام (مجموعه خاطراتی در باب مجاهدنستوه ابوترابی ) (1)
حجت الاسلام و المسلمين حاج سيد علي اكبر ابوترابي ملقب به «سيد آزادگان» از شاگردان حضرت امام خميني بود كه با آغاز نهضت اسلامي به صف مبارزان و مجاهدان راه خدا پيوست و در اين راه سختي هاي زيادي را بر خود هموار ساخت ؛ پيش از انقلاب ، چندين بار به دست دژخيمان ساواك پهلوي گرفتار شد و به زندان افتاد. رنج و شكنجه و حبس ، خللي در عزم پولادين او پديد نياورد و هر روز كه مي گذشت مقاوم تر و آبديده تر مي شد. ادامه ...

حجت اسلام (مجموعه خاطراتی در باب مجاهدنستوه ابوترابی ) (2)

حجت اسلام (مجموعه خاطراتی در باب مجاهدنستوه ابوترابی ) (2)
يكي افسرهاي بعثي حاج آقا را بي رحمانه شكنجه كرد. تمام بدنش زخمي و كبود شد . كمي بعد ، فرمانده ارودگاه رسيد. به حاج آقا خيلي احترام گذاشت . همان افسر هم همراهش بود. پرسيد«چرا به اين حال و روز افتادي» حاج آقا به افسر كه رنگ و رويش پريده بود، نگاهي كرد و گفت «چيز مهمي نيست . پام سرخورد، افتادم زمين.» ادامه ...

نمايش در اسارت(3)

نمايش در اسارت(3)
با در نظر گرفتن همه ي خطرها و مشكلات كه به برخي از آنها اشاره شد ، چه انگيزه هايي اسرا را وادار مي ساخت كه به فعاليتهاي هنري ، بويژه اجراي تئاتر كه از حساسيت خاصي در نزد عراقيها برخودار بود بپردازند؟ ادامه ...