عضویت العربیة English
امام جواد علیه‌السلام: هر کس کار زشتی را نیکو بشمارد، در آن زشتی شریک است. کشف الغمّه، ج2، ‌ص 349

مهدی زین الدین

شهید زین الدین از نگاه همسرش

شهید زین الدین از نگاه همسرش
من آخرین بچه از شش بچه ی یک خانواده معمولی بودم . تا راهنمایی هم بچه ماندم . هنوز که حیاط خانه نه چندان بزرگمان را در محله ی باجک قم می بینم ، یاد شیطنت های خودم و خواهرم می افتم . یادم می آید که از انبار دوچرخه فروشی پدر، دوچرخه بر می داشتیم و در ساعت استراحت بین شیفت صبح و بعد از ظهر مدرسه مان بازی ادامه ...

اراده شهادت طلبي (شهيد مهدي زين الدين)

اراده شهادت طلبي (شهيد مهدي زين الدين)
گوشه اي از سخنراني سردار سرلشكر پاسدار شهيد مهدي زين الدين فرمانده لشكر علي بن ابيطالب (ع) اولين شرط لازم براي پاسداري از اسلام اعتقاد داشتن به امام حسين (ع ) است . هيچ كس نمي تواند پاسداري از اسلام كند در حالي كه ايمان و يقين به اباعبدالله الحسين (ع ) نداشته باشد. اگر امروز ما در صحنه هاي پيكار مي رزميم و اگر امروز ما پاسدار انقلابمان هستيم و اگر امروز پاسدار خون شهدا هستيم و اگر مشيت الهي بر اين ادامه ...

شهيد زين الدين در يک نگاه

شهيد زين الدين در يک نگاه
اول در سال 1338 هستي آسمانيش در خاک تجلي يافت،در دوران نوجواني اوقات فراغتش را در کتاب فروشي پدر مي گذراند، پس از پايان تحصيلات متوسطه رتبه چهارم را در ميان پذيرفته شدگان دانشگاه شيراز بدست آورد. پس از پيروزي انقلاب، ابتدا به جهاد سازندگي و سپس به جمع سبزپوشان سپاه پيوست و فعاليت خود را در اطلاعات و عمليات سپاه قم ادامه داد. با شروع جنگ تحميلي ادامه ...

فرمانده لشگر17علی ابن ابی طالب(علیهما السلام)

فرمانده لشگر17علی ابن ابی طالب(علیهما السلام)
جنگی که در شهریور 1359توسط دیکتاتور معدوم عراق ،صدام حسین به مردم ایران تحمیل شد؛ظهور اسطوره هایی رادر پی داشت که غیر از تاریخ صدر اسلام،در هیچ برهه ای از تاریخ بشرنشانی از آنها نیست. ومهدی زین الدین یکی از این اسطوره هاست؛اسطوره ی زنده. ادامه ...

خاطراتى سبز از شهید زین الدین

خاطراتى سبز از شهید زین الدین
وقتى از فرزند شهيد عالى مقام زين الدين ـ فرمانده لشكر 17 على بن ابى طالب(ع) ـ سؤال شد «كدام يك از ابعاد زندگى پدرت برايت جالب‏تر است؟» گفت: مطالعه زياد ايشان. تعجب مى‏كنم كه با وجود آنهمه كار و فرصت كم چطور اين قدر براى مطالعه وقت مى‏گذاشتند. نماز اول وقتشان هم خيلى برايم جالب است. دوستانشان چيزهايى از نماز اول وقت پدرم تعريف كرده‏اند كه تعجّب برانگيزاند. شنيده‏ام پدرم در سخت‏ترين عمليات‏ها، نماز اول وقت را رها نمى‏كرد.(1) ادامه ...

گذری بر خاطرات شهید مهدی زین الدین

گذری بر خاطرات شهید مهدی زین الدین
قبل از شروع عملیات والفجر 4 عازم منطقه شدیم و به تجربه در خاك زیستن، چادرها را سر پا كردیم. شبی برادر زین الدین با یكی دوتای دیگر برای شناسایی منطقه آمده بودند توی چادر ما استراحت می‌كردند. من خواب بودم كه رسیدند. خبری از آمدنشان نداشتیم. داخل چادر هم خیلی تاریك بود. چهره‌ها به خوبی تشخیص داده نمی‌شد. بالا خره بیدارشدم رفتم سر پست. مدتی گذشت. خواب و خستگی امانم را بریده بود. پست من درست افتاده بود به ساعتی كه می‌گویند شیرینی یك چرت خواییدن در آن با ادامه ...

یکصد خاطره از شهید مهدی زین الدین

یکصد خاطره از شهید مهدی زین الدین
1- پسرک کیفش را انداخته روی دوشش. کفش ها را هم پایش کرده . مادر دولا می شود که بند کفش را بندد. پاهای کوچک ، یک قدم عقب می روند. انگشت های کوچک گره شلی به بند ها می زنند و پسرک می دود از در بیرون. ادامه ...