عضویت العربیة English
امام حسن مجتبی: خداوند ماه رمضان را میدان مسابقه‌اى براى آفریدگانش قرار داده تا با طاعتش براى خشنودى او از یکدیگر پیشى گیرند.

اصطلاح شناسی فلسفی

تعلیم و تعلم

تعلیم و تعلم
تعلیم و تعلم، معادلِ مصدر ذووجهین آموختن و در لغت به معنی یاد دادن و یاد گرفتن است. در اصطلاح دانش منطق، بدان‌سان که ابن سینا طرح کرده است، آموختن، یعنی یاد دادن و یاد گرفتن و آن چند گونه است: ادامه ...

تعلیل

تعلیل
تعلیل، در لغت به معنای علت نهادن و ذکر علت است. در اصطلاح متکلمان، تعلیل عبارت است از جستجوی علت و بازیابی آن از طریق به کارگیری شیوه‌هایی که به «طرد و عکس» (= دوران)، و «تردید» (= سبر و ادامه ...

تعریف

تعریف
تعریف، در لغت به معنی شناساندن، معرفی کردن و آگاهانیدن است. در اصطلاح اهل منطق، تعریف آن است که ویژگیها و صفات گوناگون چیزی را برشمارند و بدین وسیله آن را از دیگر چیزها جدا کنند و به دیگران ادامه ...

تعارض

تعارض
تعارض، در اصطلاح علم اصول و در مسئله‌ی «تعادل و تراجیح» عبارت است از تنافی دو دلیل و یا تنافی مدلول دو دلیل ( تعادل و تراجیح). و در مسئله‌ی «جرح و تعدیل» در موردی اطلاق می‌شود که دو عادل حکم به ادامه ...

تضایف

تضایف
تضایف، از مباحث مهم در منطق و فلسفه، به مفهوم نسبت مکرر میان دو امر وجودی که هیچ یک بدون دیگری قابل تعقل نیست. دو امر متضایف، نسبتی دو جانبه با یکدیگر دارند و مکرر بودن نسبت میان دو امر بدون این ادامه ...

تسلسل

تسلسل
تسلسل، اصطلاحی فلسفی، ترتب غیر متناهی علتها و معلولها را تسلسل گویند. تسلسل بر چند نوع است: الف) تسلسل یقفی، که در امور اعتباری است و برحسب اعتباری که شخص اعتبار کننده در نظر می‌گیرد، می‌تواند تداوم یابد. این ادامه ...

تزئینات

تزئینات
تزیینات، جمع تزیین، و تزیین، مصدر باب تفعیل است و در لغت معنی آراستن و زینت کردن می‌دهد. در اصطلاح اهل منطق، مراد از تزیینات، توابع خطابه، یا توابع باب خطابه است و آن عبارت از اموری است که از ذات سخن ادامه ...

تداخل

تداخل
تداخل، مصدر باب تفاعل و در لغت در یکدیگر داخل شدن و درهم شدن و یکی شدن معنی می‌دهد. تداخل هم اصطلاحی است منطقی و هم اصطلاحی است فلسفی. بنابراین هم معنایی منطقی دارد، هم معنایی فلسفی. ادامه ...

تحليل

تحليل
تحليل، در لغت به معناي تجزيه کردن به اجزاء و از هم گشادن چيزي است. در اصطلاح دانش منطق، تحليل، در برابر تقسيم قرار دارد و همانند تقسيم يکي از انحاء تعليميه (= تقسيم، تحليل، تحديد، اقامه‌ي برهان) به شمار مي‌آيد. با توجه ادامه ...

تجدد امثال

تجدد امثال
تَجَدُّد اَمثال، یعنی نو شدن مثل‌ها و مانندها. بدین معنی که چیزی از میان برود و همانند آن در وجود آید. در اصطلاح کلام، عرفان و فلسفه، مراد از تجدّد امثال، یا تبدل امثال عبارت از این معناست که اعراض یا اجسام، و یا به طور کلی ادامه ...