عضویت العربیة English
امام هادی علیه السلام فرمودند: شیعیان فقط چهار عید دارند: فطر ، قربان ، غدیر و جمعه. بحار الأنوار، ج 98، ص 351
  • تأملی پیرامون وضعیت تولید علم در ایران
  • تأثیر پورنوگرافی اینترنتی بر اطفال چیست؟
  • جلوگیری از عوامل حواس پرتی در مطالعه
  • هشتگ رقیبی جدی برای گوگل

ضرب‌المثل‌ها

ضرب المثل های آذری

ضرب المثل های آذری
مثل جمله ای مختصر و مشتمل بر تشبیه، با مضمون حکیمانه که به سبب روانی لفظ و روشنی و لطف ترکیب، شهرت عام یافته باشد و همگان آن را بدون تغییر یا با اندک تغییر در محاوره به کار ببرند ( بهمنیار، 1369، مقدمه ). ضرب ادامه ...

ضرب المثل های لری

ضرب المثل های لری
ضرب المثل ها بخشی از فرهنگ یک ملت است که ریشه در اعتقادات، آداب و رسوم و تاریخ آن ملت دارد و می توان آن ها را یکی از خالص ترین نمادهای فرهنگی یک جامعه به حساب آورد. در کشور ما نیز به دلیل قدمت فرهنگی، ادامه ...

ضرب المثل های آذری

ضرب المثل های آذری
ضرب المثل ها در کنار سایر عناصر فرهنگ عامه، مانند چیستان، کنایه ها و... بخشی از زبان گفتار را شکل می دهند که عمیقاً ریشه در سنت های شفاهی مردم دارد. صورت کوتاه ضرب المثل نتیجه ی انتقال شفاهی آن هاست. مردمان ادامه ...

ضرب المثل های کُردی

ضرب المثل های کُردی
ضرب المثل ها یکی از مؤلفه های ادبیات شفاهی هستند که بخشی از زبان روزمره می باشند و با ساختاری محکم و روان، معنایی کنایی و کاربردی عام، در برگیرنده بزرگ ترین و وسیع ترین مفاهیم اخلاقی و تربیتی بوده که با توجه به ادامه ...

زبان سرخ، سر سبز می‌دهد بر باد

زبان سرخ، سر سبز می‌دهد بر باد
مردی که از بد روزگار به دزدی روی آورده بود، به سراغ کارگاه حریربافی مردی رفت تا کمی پارچه‌ی ابریشمی بدزدد و به شهر دیگری ببرد و بفروشد. ادامه ...

عجب داستانی بود كل علی

عجب داستانی بود كل علی
روزی روزگاری، نوجوانی به همراه پدر و مادرش به سفر كربلا رفت، نوجوان كه علی نام داشت وقتی از سفر بازگشت لقب كربلایی علی گرفت و در طی سال‌ها مردم لقب او را برای اینكه راحت‌تر بیان كنند، مختصر كردند و صدایش ادامه ...

یك لحظه غفلت، یك عمر پشیمانی

یك لحظه غفلت، یك عمر پشیمانی
روزی، در شهری پادشاه مهربانی زندگی می‌كرد كه تمام مردم دوستش داشتند او مشكلات مردم را خوب گوش می‌كرد و تا آنجا كه در توانش بود در رفع مشكلات آنها تلاش می‌كرد. این پادشاه مهربان با زنش تنها زندگی می‌كرد. آنها سالیان ادامه ...

یك روز من یك روز استاد

یك روز من یك روز استاد
روزی روزگاری در روستای كوچكی مرد كشاورزی زندگی می‌كرد كه سواد خواندن و نوشتن نداشت، چون خود از این قضیه در رنج بود، بسیار علاقمند بود كه تنها پسرش درس بخواند و باسواد شود. در روستای كوچك آنها مدرسه‌ای ادامه ...

یك كلاغ چهل كلاغ

یك كلاغ چهل كلاغ
روزی روزگاری، چوپانی زیرك و باهوش در روستایی كوچك زندگی می‌كرد. چوپان بیچاره هر چه شب قبل در خانه‌اش اتفاق می‌افتاد فردا غروب، با كلی تغییر و تحول از دهان مردم روستا می‌شنید. ادامه ...

هیچ گرانی بی‌حكمت نیست، هیچ ارزانی بی‌علت

هیچ گرانی بی‌حكمت نیست، هیچ ارزانی بی‌علت
روزی روزگاری، تاجری كه دكان بزرگی در بازار داشت دو شاگرد هم سن و سال را در همان سالی كه این دكّان را خرید به كار گرفت. تاجر به یكی از شاگردان ماهی پنجاه سكه و به دیگری ماهی دویست و پنجاه سكه دستمزد می‌داد. ادامه ...