عضویت العربیة English
امام جواد علیه‌السلام: هر کس کار زشتی را نیکو بشمارد، در آن زشتی شریک است. کشف الغمّه، ج2، ‌ص 349

شرح دیوان حافظ

ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد

ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد
هنگامی که معشوق وارد محفل ما شد، ستاره ای بود که جلوه گر گشت و همچون ماه، روشنی بخش مجلس گردید و به آن رونق بخشید.در همین حال برای دل رنجور و آزرده و گریزان ما یار و همدمی دلنشین شد. ادامه ...

روز هجران و شب فُرقت یار آخر شد

روز هجران و شب فُرقت یار آخر شد
دوران فرق و شب دوری از معشوق به پایان رسید؛ تفّالی زدن که فال خوب و نیکویی آمد؛ چرا که در این هنگام ستاره ی سعد از درجه ی طالع من گذشت و سرانجام به مرادم رسیدم.تأثیر منفی ستاره گذشت و کارهای من به سامان شد. ادامه ...

نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد

نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد
با فرا رسیدن فصل بهار، وزش نسیم سحری همچون مشکی معطّر و خوشبو شده و برای بار دیگر جهانی که از فصل سرما و زمستان به خواب رفته و پیر گشته بود، بیدار و سرزنده و جوان خواهد شد. ادامه ...

مرا مهر سیه چشمان ز سر بیرون نخواهد شد

مرا مهر سیه چشمان ز سر بیرون نخواهد شد
عشق و دوستی به زیبارویان سیاه چشم از سر من بیرون نخواهد رفت و من همچنان عاشق و دلداده ی آنان هستم. سرنوشت الهی برای من این گونه رقم زده شده و تغییر هم پیدا نمی کند. ادامه ...

گل بی رخ یار خوش نباشد

گل بی رخ یار خوش نباشد
گل سرخ بدون مشاهده ی چهره ی زیبا و دلربای معشوق، دوست داشتنی و نشاط آفرین نیست. فصل بهار نیز بدون نوشیدن شراب، خوش و دلپذیر نمی باشد. هر شادی و نشاطی به شرطی دلپذیر است که همراه با عشق و مستی باشد. ادامه ...

خوش آمد گل و زان خوش تر نباشد

خوش آمد گل و زان خوش تر نباشد
فصل بهار فرا رسیده و گل به باغ آمده است و چیزی خوش تر و دلنشین تر از این نیست که جام شراب هم در دست تو باشد. ادامه ...

کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد

کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد
دلی که غمگین و فکری که افسرده باشد، کی می تواند شعری بسراید که با طراوت و امیدوار کننده و شادی بخش باشد؟ شمّه ای از این حقیقت را بازگو کردیم و همین کافی است. ادامه ...

ساقیا سایه ی ابر است و بهار و لب جوی

ساقیا سایه ی ابر است و بهار و لب جوی
ای ساقی! فصل بهار است و هوا ابری است و بر لب جویی نشسته ایم؛ در چنین زمانی من نمی گویم که چه کاری را انجام بده؛ اگر صاحبدل و عاشقی، خودت بگو که چه باید بکنی. ادامه ...

بلبل ز شاخ سرو به گلبانگ پهلوی

بلبل ز شاخ سرو به گلبانگ پهلوی
دیشب بلبل بر شاخه ی درخت سرو با آهنگ دلنشین پهلوی درس مقامات معنوی را می خواند؛ آواز بهاری بلبل، شنونده را به فکر می انداخت. ادامه ...

سحرگه رهروی در سرزمینی

سحرگه رهروی در سرزمینی
سحرگاه که لحظه ی گشایش روزنه ای به عالم معناست، انسان صاحبدلی در سرزمینی این نکته ی سربسته را با دوستی گفت: ادامه ...