عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: نزدیک‌ترین شما به من در روز قیامت، کسانی هستند که در دنیا بیشتر از دیگران بر من صلوات فرستند.
  • وقف، امامزادگان، قطب فرهنگی
  • وقف و عدالت اجتماعی

فقه و اصول

فقه و اجتهاد شيعه

فقه و اجتهاد شيعه
«فقه» در لغت به معناي «فهم» است و در قرآن و حديث نيز به همين معني به کار رفته و به علم خاص و يا تخصص در دانش ويژه اختصاص ندارد. اما از اواخر سده‌ي اول هجري «علم احکام» «فقه» ناميده شد. با توجه ادامه ...

تشهير

تشهير
از ماده‌ي «شُهرَه» گرفته شده که به معناي اعلان و پخش و افشاي کار زشتي است که موجبات شرمساري براي افشا شونده نزد ديگران را فراهم مي‌کند. در اصطلاح فقه اماميه نيز در همين معني استفاده شده است. ادامه ...

آراء غزالی در علم اصول فقه (2)

نگاهی به كتاب المستصفی

آراء غزالی در علم اصول فقه (2)
در این قطب یك صدر، یك مقدمه و سه فن را مطرح كرده است: صدر: در بیان اینكه مهم‌ترین قسمت علم اصول همین قطب است، زیرا میدان كوشش مجتهدان در اقتباس احكام از اصول ادله است و این قطب متضمن بیان كیفیت ادامه ...

آراء غزالی در علم اصول فقه (1)

نگاهی به كتاب المستصفی

آراء غزالی در علم اصول فقه (1)
سرزمین ایران به ویژه خطه‌ی خراسان، در علم و معرفت برجستگان و نوابغی به عالم بشریت ارزانی داشته كه كمتر می‌توان نظیر آنان را در سایر سرزمین‌ها یافت. از جمله‌ی این برجستگان ابوحامد محمد بن محمد بن ادامه ...

تعزیر

تعزیر
تعزیر، در لغت به معنی تلاوت کردن، سرزنش کردن و نکوهیدن آمده است و در فقه به هر جرمی که کیفر مشخصی برای آن در شریعت وضع نشده باشد و کیفیت و کمیت آن به نظر و صلاحدید قاضی واگذار شده باشد ادامه ...

تَعَّبُدی

تَعَّبُدی
تَعَّبُدی، (= تعبداً) اصطلاحی است اصولی منسوب به تعبد و تعبد به معنای عبادت و طاعت و خشوع و خضوع می‌باشد. تعبدی یعنی از روی تعبد و بدون چون و چرا پذیرفتن امر شرعی. اصولیین متأخر این اصطلاح را در ادامه ...

تعارض دعوی

تعارض دعوی
تعارض دعوی، (= تعارض در دعوی)، در اصطلاح فقها و در کتاب قضاء در موردی استعمال می‌شود که دو نفر نسبت به ملکی ادعای مالکیت کنند، این مسأله دارای صور مختلف و گوناگونی است و فقهای شیعه ادامه ...

تعارض الأدلة الشرعیة

تعارض الأدلة الشرعیة
از اصطلاحات اصول فقه امامیه، تعارض در لغت به معنای تماثل و تشابه میان دو چیز آمده است، لیکن در اصطلاح اصولیین چندین تعریف برای آن شده است. قدر مشترک تعاریف این است که: فرض و تصور وجود دو ادامه ...

تعارض احوال لفظ

تعارض احوال لفظ
در اصطلاح اصول فقه در الفاظ، دو ناحیه‌ی اساسی وجود دارد: ناحیه‌ی وضع، ناحیه‌ی استعمال و در هر یک از این دو ناحیه ممکن است تعارض پدید آید، و اصولیین به منظور رفع حیرت، به هنگام تعارض، راه‌حلهائی ادامه ...

تعادل و تراجیح

تعادل و تراجیح
اصطلاح اصول فقه، تعادل به معنای همانند و همسان بودن دو چیز و تراجیح به معنای برتری دادن است. در اصطلاح علم اصول فقه، تعادل و تراجیح و یا تعادل و ترجیح، عنوان فصلی است که درباره‌ی تعادل روایات، از ادامه ...