
آخرین مقالات
سیره علمی امام جواد علیه السلام، الگویی برای آزاداندیشی
حضرت آیت الله خامنهای مدظله العالی درباره سیره علمی امام جواد علیه السلام گفتهاند که: ایشان (امام ادامه ...
این روزها و همزمان با روند بررسی صلاحیتها، سؤالات متعددی پیرامون فرآیند نظارت شورای نگهبان بر انتخابات ادامه ...
عمر بن الخطاب خود اقرار و اعتراف نمود (چنان چه علمای اهل سنّت نوشته اند) که علی علیه السلام دارای سه ادامه ...
عمر در واپسین دم حیات، شورایی مرکّب از شش نفر «علی بن ابی طالب علیه السلام، عثمان بن عفان، طلحه، زبیر، ادامه ...
به اتفاق همه مورخان شیعه و سنّی، ابوبکر در بستر بیماری گاهی بی هوش می شد و گاهی به هوش می آمد. در این ادامه ...
3) مصاحبت ابوبکر با پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در غار:دیگر از امتیازاتی که ذهبی در «تاریخ ادامه ...
چرا ابوبکر به عنوان خلیفه انتخاب شد؟ ذهبی در «تاریخ الاسلام»(1) می نویسد:ابوبکر امتیازاتی داشت که به ادامه ...
نکته ای که قصد تأکید بر آن را دارم، باید در ملاحظه و بررسی اتهامات مطروحه علیه یهودیان در سال های آغازین ادامه ...
تأثیر یهودیان بر حیات اقتصادی، به مراتب فراتر از برپایی نهادهای تجاری ای بود که به دست آنها پا به عرصه ادامه ...
بازدید : 5797 بار
سهشنبه، 22 شهريور 1390
هيچ اتفاقي نمي افتد 2012 پايان دنيا نيست
هيچ اتفاقي نمي افتد 2012 پايان دنيا نيست
هيچ اتفاقي نمي افتد 2012 پايان دنيا نيست
پايان عمر زمين يا آغاز تحول آگاهي
- ابتدا با اين سوال شروع مي کنيم که آيا به نظر شما واقعا بيست و يک دسامبر 2012 اتفاقي رخ مي دهد؟
- به هر حال ماياها قومي قديمي و پيشرفته بودند. در اينکه نبايد ترديدي داشته باشيم؟
اما در هر حال حق شماست. ماياها نسبت به بقيه مردمان عصر خود به رياضيات و نجوم و ستاره شناسي اشراف و تسلط بيشتري داشتند.
رياضيات ما الان ده دهي است (شايد چون انگشتان دست ما ده تاست). رياضيات قوم مايا بيست بيستي است. شايد آنها انگشتان پاهاي خود را هم حساب مي کردند. تازه ماياها عدد صفر را هم مي شناختند. اگر وقت باشد توضيح مي دهم که چطور با اين رياضيات مبناي بيست و داشتن عدد صفر ماياها مي توانستند خيلي سريع و راحت عمليات جمع و تفريق و همين طور ضرب و تقسيم را انجام دهند و اعداد بسيار بزرگ را بشمارند. جالب اين است که آنها با سه تا شکل همه اعداد را مي ساختند. يک خط تيره کشيده براي آنها نماينده عدد پنج بود. يک نقطه نماينده عدد يک و يک شکل شبيه بلوط نماينده عدد صفر. حتما تعجب خواهيد کرد که چطور با همين سه تا شکل آنها تقويم هاي قمري 260 روزه و شمسي 365 روزه و شمارش بلند 5126 ساله براي خودشان درست کردند و اتفاقا همين تقويم شمارش بلند آنهاست که الان شايعه ساز و براي نسل فعلي دردسر آفرين شده است. بيست و يک دسامبر 2012 روزي است که دوره پنجم اين تقويم بلند به پايان مي رسد.
از سوي ديگر آنها نسبت به مردمان هم عصر خود علم نجوم و ستاره شناسي را بهتر بلد بودند. شايد به خاطر اين بود که محل زندگي آنها در آمريکاي مرکزي روي عرض جغرافيايي قرار داشت که در آن جا ايام اعتدالين يعني روزهاي اول بهار و اول پاييز که طول شب و روز يکسان مي شود و همين طور ايام انقلاب تابستاني و انقلاب زمستاني يعني اول تابستان که طولاني ترين روز را داريم و انقلاب زمستاني يعني شب چله که طولاني ترين شب است، به راحتي قابل اندازه گيري بود، بيست و يک دسامبر 2012 درست شب چله مي افتد و سحرگاه اين شب است که خورشيد وقتي از افق سر بر مي آورد به قول کساني که مدعي ترجمه پيشگويي هاي نوشته هاي ماياها هستند زمين و خورشيد و مرکز کهکشان راه شيري در يک راستا ديده مي شوند و اين هم راستايي باعث مي شود که مثلا نيروي جاذبه آن چنان شديدي روي کره زمين اعمال شود که باعث نابودي حيات گردد. اگر چه اخترشناسان ناسا گفته اند که اين مقارنه يعني هم راستايي چندين سال است که دارد رخ مي دهد و قبلا هم اتفاق افتاده و چيزي شبيه حالت قمر در عقرب است که هر ماه رخ مي دهد ولي از اين هم راستايي ها هيچ جاذبه بد و نامطلوبي رخ نمي دهد.
- مگر در مرکز کهکشان راه شيري چه چيزي هست که اين قدر براي بعضي دلهره آور شده و هم راستايي با آن را ترسناک جلوه داده است؟
- فکر کنيم صحبت از برخورد سيارات و اجرام آسماني نشد؟
البته ناسا در پايگاه اينترنتي خود به نشاني زير به صراحت همه اين ادعاهاي نجومي را رد کرده است: www.nasa.gov/topics/earth/feetures/2012
خود شما هم مي توانيد از طريق اينترنت به اين نشاني برويد و رد شدن تک تک اين ادعاها را مشاهده کنيد. خيلي خلاصه بگويم ناسا که بين فيزيکدانان و اخترشناسان، مرکز اطلاع رساني معتبري قلمداد مي شود، مي گويند که در ده سال آينده هيچ برخوردي رخ نخواهد افتاد و زمين در 2012 با هيچ جرم آسماني چه سياره و چه شهاب سنگ هاي غول پيکر، برخورد نخواهد کرد، حتي اگر برخوردي هم صورت پذيرد اين اجسام در جو زمين مي سوزند و تاثير آن روي زمين بسيار ناچيز و بي اهميت خواهد بود. زمين و خورشيد در ماه دسامبر تقريبا در مرکز کهکشان راه شيري قرار مي گيرند و اين پديده اي است که هر سال اتفاق مي افتد و به هيچ وجه اتفاق مهم و برجسته اي نيست. حالا زمينيان مي توانند به خاطر کجي زمين آن را 21 دسامبر رويت کنند موضوع ديگري است که اهميتي هم ندارد. همين طور بر عکس شدن چرخش زمين هم امري محال و غير ممکن است. البته حرکات آهسته قاره وجود دارد (مثلا قاره قطب جنوب در صدها ميليون سال قبل در نزديک استوا قرار داشته است) اما ادعاي بر عکس شدن قطب ها، آن هم به طور ناگهاني، يک موضوع کاملا بي معنا و بي ربط است. هر چند بسياري از سايت ها براي افراد ساده حرف هايي دارند. آنها ادعا مي کنند ارتباطي بين چرخش و قطبيت مغناطيسي زمين وجود دارد که به صورت غير منظم تغيير مي کند. البته يک واژگوني مغناطيسي وجود دارد که به طور متوسط هر چهار صد هزار سال يکبار بروز مي کند، اما تا جايي که مي دانيم يک چنين واژگوني مغناطيسي هيچ خطري براي حيات روي زمين دربر ندارد. به هر حال وقوع يک واژگوني مغناطيسي تا چند هزار سال آينده غير محتمل است.
- پس اين همه سرمايه گذاري روي ساخت فيلم هاي مرتبط با 2012 حال چه مستند و چه سينمايي به خاطر چيست؟
- به نظر شما براي اينکه ديدي روشن و درست نسبت به قضيه پيدا کنيم بايد از کجا شروع کنيم؟
ببينيد! ماياها به راستي ستاره شناسان بي نظيري بودند. تمرکز آنها بيشتر روي زمان "انقلاب تابستاني" بود، يعني درست اول تابستان که اين زماني است که خورشيد درست از بالاي سر آنها عبور مي کرد. در اين زمان خورشيد از روي عرض جغرافيايي ماياها عبور مي کرد. اکثر شهرهاي مايا زير اين عرض جغرافيايي قرار داشتند و اين يعني ماياها مي توانستند در اين زمان خورشيد را درست بالاي سرشان ببينند و اين اتفاق دو بار در سال رخ مي داد.
رديابي اين زمان ها براي ماياها خيلي راحت بود چون در اين زمان ها خورشيد درست بالاي سرشان بود و هيچ سايه اي وجود نداشت. براي اين کار ستون هاي سنگي درست کرده بودند و بالاي آن يک کره سنگي گذاشته بودند. وقتي قطر سايه کره پاي ستون به حداقل خود مي رسيد (در واقع سايه ناپديد مي شد) لحظه "انقلاب تابستاني" بود. نکته اينجا بود که انقلاب تابستاني را فقط ماياها مي توانستند ببينند چون در نقاط گرمسيري و در عرض جغرافيايي خاصي اين حالت رخ مي دهد و در نتيجه اسپانيولي ها که بعدا سرزمين ماياها را تصرف کردند از آن هيچ اطلاعي نداشتند. بنابراين آنها با همين شگرد ساده به دو نقطه مرجع زماني فوق دقيق نجومي در طول چهار فصل سال دست مي يافتند. پژوهشگران دريافته اند که اساطير مايا تا حد زيادي به حرکات ستارگان و کهکشان راه شيري و صور فلکي وابسته بودند و در نتيجه ريشه پيشگويي هاي آنها را بايد در آسمان و فضا جست و جو کرد. جدول زماني روز آفرينش يا همان پايان دنيا در تقويم مايا، 21 دسامبر سال 2012 درست مطابق با انتهاي دوره طولاني تقويم ماياها است. هر چند ناسا و اختر فيزيکدانان تاريخ دقيق وقوع آن را انکار مي کنند اما مطالعات نشان داده که در روز 21 دسامبر 2012 يک پديده نادر نجومي در زمين رويت مي شود که به زبان ساده در اين زمان نوعي هم ترازي بين صفحات خورشيدي و صفحه کهکشاني کهکشان مشاهده مي گردد. در اين زمان خورشيد در حالت " انقلاب زمستاني" خود از ديد ناظر زميني با کهکشان راه شيري که کهکشان ماست و ما روي لبه آن قرار داريم هم راستا خواهد شد. البته اخترشناسان مي گويند اينکه ما زميني ها به خاطر محدوديت ديدن آسمان بالاي سرمان و کج بودن مدار چرخش زمين گرد خورشيد و حرکت لنگ چرخي زمين به دور خود بعد از سال ها شانس مي آوريم که در اين تاريخ خاص هم راستايي را رويت کنيم دليل نمي شود که دقيقا آن لحظه اين هم راستايي رخ داده باشد. در حقيقت سال هاست که ما و خورشيد و مرکز کهکشان هم راستا هستيم و در دسامبر 2012 فقط آن را مي بينيم. اما به هر حال فهماندن اين قضيه به منجم قوم مايا که هيچ تلسکوپي در فضا نداشته کار چندان ساده اي نخواهد بود.
گذشته از اين، خورشيد از مقابل يک حفره تاريک در کهکشان راه شيري (که همان سياه چاله مرکزي کهکشان راه شيري است) عبور خواهد کرد که اين حفره تاريک به وسيله غبارهاي بين ستاره اي ايجاد شده و باعث مي شود که ما نتوانيم ستارگان را ببينيم. همين هم ترازي صفحه خورشيدي و صفحه کهکشاني و وجود حفره تاريک باعث شده است که بسياري از شايعه پردازان ادعا کنند در اين حفره تاريک زمين به کام مرگ فروخواهد برد. حرفي که هيچ دليل علمي براي آن وجود ندارد.
همه شايعاتي که براي تاريخ 21 دسامبر 2012 بر اساس تقويم ماياها پخش شده فقط با اين استدلال است که آسمان در اين تاريخ يک هم محوري را تجربه خواهد کرد. اگر بخواهيم به زبان ساده بيان کنيم بايد بگوييم خورشيد در حالت انقلاب زمستاني خويش در امتداد شکاف تاريک کهکشان قرار خواهد گرفت و در طلوع آفتاب روز انقلاب زمستاني در سال 2012 ميلادي، خورشيد دقيقا در شکاف سياه راه شيري قرار خواهد گرفت و جهت طوري مي شود که حلقه کهکشان راه شيري در تمام نقاط افق ديده خواهد شد گويي کهکشان روي زمين فرود آمده باشد و آن را در افق لمس کند و انگاري دروازه آسمان گشورده مي شود، البته " دروازه آسمان" يک اصطلاح است براي اين حالت که در آن کهکشان راه شيري افق را در بر مي گيرد و ربطي به شکاف تاريک راه شيري ندارد.
در افسانه هاي مايا خورشيد در حالت انقلاب زمستاني با يک خدا مرتبط است که به عنوان "اولين پدر" شناخته مي شد. کتاب مقدس مايا در مورد دوقلوهايي هم سخن گفته که دوباره متولد مي شوند و دوره جديدي را در جهان آغاز خواهند کرد. در اساطير مايا " شکاف تاريک" معادل هايي دارد مثل جاده تاريک، يا جاده اي به جهان مردگان، روي هم رفته در اساطير مايا شکاف تاريک کهکشان به عنوان معبري براي تولد مادر کيهان در نظر گرفته مي شود. چيزي که مي توانيم آن را "اولين مادر" بناميم که "اولين پدر" را کامل مي کند. در واقع استعاره هاي مايا به اين شکل که گفتيم رمز گشايي مي شوند که طبيعي است مي توان از آن برداشت هاي متفاوتي داشت. کما اين که خيلي از دانشمندان معتقدند که اين استعاره ها اصلا به معناي پايان دنيا نيست بلکه اشاره به وجود جهشي بزرگ در آگاهي بشر و شروع عصري مدرن و فوق العاده جذاب دارد. خود شما مي توانيد اين مطلب را از زبان افسانه درک کنيد. در افسانه هاي مايا آمده است که در اين تاريخ "اولين مادر" يا "اولين پدر" متحد مي شود يا به تفسيري ديگر زماني است که "اولين پدر" (خورشيد در حالت انقلاب زمستاني و فرمانرواي عصر جديد) از "اولين مادر" (شکاف تاريک کهکشان) زاييده خواهد شد. عبارت مناسب براي وقايع بالا اين است:
"اولين مادر" به اولين خدا يا اولين فرمانروا (آغاز کننده عصر جديد) حيات خواهد بخشد.
- حال فکر کنيد چگونه مي توان از اين عبارت که صريحا بخشيدن اشاره مي کند، پايان زندگي روي زمين را نتيجه گرفت؟
- بسيار خوب، اگر بپذيريم که بيست و يک دسامبر 2012 پايان دنيا نيست بلکه آغاز دوره تحول آگاهي و هشياري است، اين روند دگرگوني آگاهي تا بيست و يک دسامبر چگونه در پيشگويي ها قابل رديابي و تفسير است؟
براي تشريح جزئيات آن فرصت جداگانه و مستقلي مورد نياز است، اما همين قدر اشاره کنم که بر اساس مطالعات سنگ نوشته ها و آثار به جامانده از قوم مايا، "جهان آگاهي" از نه زير لايه يا به تعبير ماياها "زير جهان" تشکيل شده است. دوره عمر و سرعت تحولات در هر کدام از اين "زير جهان " ها بيست برابر قبلي است. اين 9 تا زير جهان همگي بيست و هشت اکتبر 2011 تمام مي شوند و همه اين نه تا دنيا، هم زمان در حال پيش رفتن به سمت جلو هستند. هر کدام از اين طبقات زيرين دنيا به سيزده قسمت (يعني شش تا شب و هفت تا روز) تقسيم شده اند. و شروع هر قسمت هم زمان با وقوع اتفاقي مهم در تاريخ آگاهي بشر بوده است (چيزهايي مثل اختراع اينترنت يا ماشين بخار يا کشف علم کشاورزي و حرف زدن انسان و ... که به رشد و تکامل بخش هايي از مغز انسان مرتبط است). اگر بخواهيد اين نه لايه زيرين دنياي آگاهي را که طول هر لايه بيست برابر قبلي است نقاشي کنيد به شکلي مشابه اهرام پلکاني ماياها مي رسيد. يکي از معروف ترين آنها هرم چيچن ايتزا است که جزو عجايب هفتگانه جديد برگزيده شده و شاهکار ساختمان سازي تمدن مايا در قاره آمريکا محسوب مي شود. وقتي به جزييات اين بنا دقت کنيم مي توانيم اوج دانش ستاره شناسي و رياضيات قوم مايا را به وضوح در تمام بخش هاي آن ببينيم و الگوي 9 " زير جهان آگاهي" وقتي با اين بنا منطبق مي شود معناي بهتري در رابطه با پيشگويي قوم مايا فراهم مي سازد. البته همان طوري که گفتم شرح اين موضوع فرصت مستقلي مي طلبد که بتوانيم با حوصله درباره جزييات و نتايج آن صحبت کنيم. فقط خلاصه نتيجه اين مي شود که چون در هر زير جهان بالاتر سرعت آگاهي و حجم اطلاعات پردازشي بيشتر مي شود. کم کم بشر مجبور مي شود به جاي مغز از دل و قلب و نيروي شهود خود براي درک و فهم دنيا کمک بگيرد. به زبان ساده بينش و بصيرت جاي دانش و منطق را مي گيرد. البته همان طوري که گفتم در تشريح اين نه جهان چيزهاي جالبي هست که بايد سر فرصت با تامل توضيح داده شود.
- و به عنوان آخرين کلام نظرتان راجع به بيست و يک دسامبر 2012 چيست؟
منبع: هفته نامه موفقيت شماره 188
نظرات کاربران
ادامه نظرات
ارسال نظر شما

