كتاب شناسي وافي

 

نويسنده: حسين صفره (1)




 

چكيده:

مولي محمدحسن فيض كاشاني، كتاب وافي را به جهت رفع كاستي هاي كتب اربعه و نيز حفظ احاديث اهل بيت (عليهم السّلام) از حوادث روزگار تأليف نموده و در آن، احاديث كتب اربعه را منهاي مكررات با تبويب خاص گردآورده است. فقهيان و دانشمندان شيعه نيز شرح ها و حواشي و تعليقه هاي متعدّدي بر اين جامع بزرگ حديثي نگاشته اند. برخي از اين شرح ها نسبت به تمام كتاب وافي صورت گرفته و برخي نيز بر قسمتي از آن انجام يافته است. پاره اي از كارهاي صورت گرفته نيز عبارتند از تهيه ي منتخب و گزيده از وافي و پاره اي نيز عبارت است از تدارك مستدرك و فهرست بر اين جامع حديثي. از چند جامع حديثي نيز ياد مي شود كه كتاب وافي بخشي از آنها را تشكيل داده است.

كليدواژه ها:

وافي، شرح، حاشيه، تعليقه، مستدرك، فهرست.

طرح مسأله

اولين جامع حديثي در دوره ي متأخران كتاب ( الوافي ) تأليف مولي محمد محسن فيض كاشاني است. نظر به اهميّت اين كتاب، عالمان شيعه به شرح و حاشيه بر آن پرداخته اند و برخي نيز به تدارك معجم، منتخب و مستدرك براي آن همّت گماشته اند كه در اين مقاله به ذكر آنها پرداخته مي شود. قابل ذكر است كه نگارنده قبلاً مقاله اي در كتاب شناسي « وافي، بحارالأنوار و وسائل الشيعه » نگاشته شده است. (2) قسمت مربوط به وافي، كه حدود دو و نيم صفحه بوده است اكنون با افزودن آثار ديگر به صورت نو و تكامل يافته به نگارش درآمده است.

انگيزه ي فيض در تأليف وافي

بيان انگيزه ي مولي محسن فيض كاشاني در نگارش وافي، اهميّت و جايگاه اين كتاب را بيشتر معلوم مي كند، از اين رو مناسب است كه به اختصار به ذكر انگيزه و اسباب تأليف اين جامع مهم حديثي توسط ايشان پرداخت شود. در اين باره بايد گفت كه صاحبان كتب اربعه كه مؤلفان دانشمند آنها به سه محمّد اول معروفند، در مجموع بخش عمده ي احاديث اهل بيت (عليهم السّلام) را چه در اصول و چه در فروع گرد آوردند، لكن كار آنان جواب گوي نياز فقيهان و محدثان شيعه نبوده و از نظر شمول مسائل، ترتيب و تبويب شايسته، كاستي ها و نارسايي هايي داشت؛ چنان كه مولي محسن فيض كاشاني در مقدمه ي وافي، كتب اربعه را مورد نقد قرار مي دهد و ضرورت تدوين يك كتاب حديثي را اعلام مي دارد. وي ضمن آنكه كتاب كافي را به خاطر در برداشتن اصول و خالي بودن از زوايد شريف ترين، موثق ترين، كامل ترين و جامع ترين كتب اربعه مي داند مشكلات زير را براي آنان برمي شمارد:
1. در ذكر بسياري از احكام سستي به عمل آمده و باب هاي آن تمام و كامل نيست.
2. بسا به ذكر يكي از دو طرف روايات-كه شبهه ي تعارض در مورد آنها وجود دارد- بسنده شده و خلاف آن نيامده است.
3. مبهمات و مشكلات احاديث بدون شرح رها گرديده است.
4. در برخي از كتب و ابواب و روايات آن ترتيب نيكويي به كار نرفته است و بسا حديثي در غير باب آن آمده است. (3)
فيض در ادامه به مشكلات كتاب من لا يحضره الفقيه مي پردازد و مي گويد: « كتاب فقيه در بيشتر موارد ياد شده مانند كافي است؛ جز اينكه:
1. از احاديث مربوط به اصول عقايد خالي است.
2. ابواب و فصول بيشتري را جا انداخته است.
3. چه بسا در آن، حديث با كلام مؤلف اشتباه مي شود و سخن وي در دنباله ي حديث با حديث خلط مي شود.
4. احاديث مرسل آن بسيار و اسناد مورد اهمال آن نيز فراوان است. (4)
مؤلف وافي درباره ي تهذيب نيز چنين اظهارنظر مي كند: « تهذيب گرچه جامع احكام است و تقريباً تمام احاديث احكام در آن وارد گرديده، لكن از جهت خالي بودن از ( احاديث مربوط به ) اصول ( عقايد ) مانند فقيه است. » وي علاوه بر اين، به مشكلات زير در كتاب تهذيب اشاره مي كند:
1. اشتمال بر تأويلات دور ( از واقع ) و جمع نادرست ( ميان روايات متعارض ).
2. جدا كردن احاديثي كه جا دارد يكجا گرد آيد و كنار هم آوردن احاديثي كه شايسته است جدا شود.
3. قرار دادن بسياري از اخبار در محل نامناسب و كوتاهي در ذكر احاديث در جاي خود.
4. داراي تكرارهاي ملال آور و طولاي كردن باب ها با عنوان هاي كوتاه و مخل مقصود.
وي مي گويد: « استبصار نيز پاره اي از تهذيب است كه از آن استخراج گرديده و به ذكر اخبار مخالف و معارض اقتصار ورزيده و در جمع بين آنها- با ( استمداد از احاديث ) قريب و غريب- كوشيده است. »
صاحب وافي در ادامه از تلاش مشايخ سه گانه در نقل احاديث و گردآوري اخبار پراكنده قدرداني مي كند و مي گويد: « انصاف اين است كه جمع ميان آنچه انجام داده اند و آنچه واگذاشته اند كاري ناممكن بلكه از توان بشر خارج است. به هر حال آنها وظيفه ي خود را انجام داده اند و آنچه باقي مانده بر عهده ي آنان نبوده است... » (5)
بدين جهت محدثان متأخر از جمله مولي محمدمحسن فيض كاشاني، شيخ محمد بن حسن حر عاملي و مولي محمدباقر مجلسي كه به سه محمد متأخر معروفند به جهت رفع نقص و كاستي هاي كتب اربعه و نيز حفظ احاديث اهل بيت از حوادث روزگار به ترتيب كتاب هاي وافي، وسائل الشيعه و بحارالانوار را تأليف نموده اند كه در ادامه شرح ها و حواشي عالمان بر وافي و كارهاي ديگري كه درباره ي اين جامع بزرگ حديثي انجام داده اند ذكر مي شود.

1- شرح و حاشيه بر وافي

وافي از جوامع حديثي شيعه در دوره ي متأخران است كه به وسيله مولي محسن فيض كاشاني ( د 1091ق ) تدوين شده است. در كتاب وافي احاديث كتب اربعه منهاي مكررات با تبويب خاص گرد آمده است. بر اين جامع حديثي نيز شرح و حاشيه هايي چند توسط دانشمندان شيعه نگاشته شده است از جمله:

1-1- الحاشية علي الوافي

از خود مؤلف وافي مولي محسن فيض كاشاني ( د 1091 ق ) (6) با عنوان تعليقات نيز ياد شده و در سه مجلد نگارش يافته است. (7)

1 -2- الحاشية علي الوافي

از ميرزا عبدالله بن عيسي اصفهاني مشهور به تبريزي افندي ( د 1130ق ) (8)

1 -3-الحاشية علي الوافي ( شرح )

از سيد ابراهيم بن محمدباقر رضوي برادر سيدصدرالدين توني شارح وافيه ( زنده در 1168ق ) (9)

1 -4- الحاشية علي الوافي

از سيدعبدالله بن نورالدين جزايري (د 1173ق) كه در اجازه اش اشاره نموده كه اين حاشيه تدوين يافته است. (10)

1 -5- الحاشية علي الوافي ( شرح )

از محمد باقر بن محمد اكمل ( وحيد بهبهاني » ( د 1206ق ) از اين كتاب به عنوان شرح ياد شده است ولي خود شارح در فهرست تصانيفش از آن به عنوان حاشيه بر وافي ياد مي كند. (11)
اين كتاب كه در واقع فقه استدلالي است توسط مؤسسه ي علامه ي مجدد وحيد بهبهاني در قم به سال 1426ق در 616 صفحه چاپ و منتشر گرديده است. (12)

1 -6- الحاشية علي الوافي

از فضل الله بن محمد شريف كاشاني (ق 12) شامل حاشيه بر كتاب عقل و علم وافي است و بيشتر به شرح متون احاديث نظر دارد و گاه نيز به اسانيد مي پردازد. در رجب 1107 از نگارش آن فراغت يافته است. اين حاشيه توسط مؤلف مدون گشته و نسخه ي آن به همراه تعليقاتي از وي در كتابخانه ي سپهسالار موجود است. (13)

1 -7- تعليقة علي مقدمات الوافي

محمدبن محمد محسن بن مرتضي بن محمود، أبوالخير الكاشاني، ملقب به علم الهدي ( 1039-1115ق ) فقيه و محدّث و صاحب آثار. (14)

1 -8- تعليقة علي الوافي

از احمد بن محمد علم الهدي كاشاني(1090-000) (15)

1 -9-الحاشية علي الوافي

از محمد رضا بن محمد مؤمن قمي (ق 13) مختصر و به روش قوله قوله است. (16)

1 -10- الحاشية علي الوافي

از ميرزا حسن بن عبد ارزاق لاهيجي (د 1121ق ) شيخ آقابزرگ مي گويد: « بخشي از آن را، از كتاب صوم تا كفاره ي يمين، در نسخه اي نفيس همراه حواشي نگارنده مشاهده كردم. » (17)

1 -11-حاشية علي مقدمات الوافي للفيض الكاشاني

نگارش سيد عبدالله بن محدث نورالدين بن محدث نعمة الله موسوي، جزائري (1112-1173ق ) (18)

1 -12-شرح الوافي

از سيدمحمد جواد بن محمد حسيني عاملي صاحب مفتاح الكرامة (1164-1226ق ) شامل شرح كتاب طهارات وافي و تقرير بحث استادش بحرالعلوم است. و به عنوان تقريرات نيز از آن ياد شده است. (19) شارح خود را ملتزم دانسته كه مطابق بحث استادش اين شرح را به نگارش درآورد. وي ابتدا درباره ي سند احادث وافي، سپس متن و در پايان از دلالت آنها سخن مي گويد. اين شرح از باب وضو شروع شده و به اواخر غسل ختم گرديده است. (20) از اين شرح با عنوان شرح الوافي سيدبحرالعلوم نيز ياد شده است. به اعتبار اين كه محتواي درس وي بوده است. (21)

1 -13-الحاشية علي الوافي

از سيدمحسن بن حسن اعرجي ( د 1227ق ) شامل اوايل وافي است و يكي از نوادگان وي آن را مدوّن كرده است. (22)

1 -14-شرح طهارة الوافي

از محمدتقي بن عبدالرحيم تهراني ( د 1248ق ) كه تقريرات درس استادش بحرالعلوم است. (23) از آن اثر با عنوان تقريرات نيز ياد شده است. (24)

1 -15-الحاشية علي الوافي

از علامه شعراني. (25) از اين حاشيه در پانوشت هاي چاپ اخير كتاب وافي به فراواني بيش از هزار مورد- استفاده شده است. (26)

1 -16-الحاشية علي كتاب التوحيد من الوافي

نگارش مولي محمد رضا بن مولي محمد مؤمن قمي خادم حرم حضرت فاطمه معصومه (عليه السّلام) در قم. (27)

1 -17- شرح الوافي

اثر سيد ابراهيم بن سيد محمدباقر قمي نجفي همداني، شيخ عبدالنبي قزويني. او را شاگرد فاضل و محقّق بحرالعلوم دانسته كه در حكمت، كلام، حديث، اصول، تفسير و فقه ماهر بوده است. (28) اثري از او با عنوان حاشية علي اوافي ياد شده است كه احتمال دارد با شرح الوافي يكي باشد. (29)

1 -18- حواشي بر وافي

در چاپ اخير وافي كه با تحقيق، مقابله با اصل، تصحيح و تعليق آقاي ضياء الدين حسيني و توسط انتشارات كتابخانه ي امام اميرالمؤمنين (عليه السّلام) در اصفهان در 27 مجلد چاپ و منتشر گرديده است؛ حواشي مولي رفيع الدين نائيني، علامه مجلسي، مولي صالح مازندراني، مولي خليل قزويني و آية الله شعراني به علاوه ي گزيده هايي از كتاب الهداياي ميرزا محمد مجذوب تبريزي نيز در پاورقي آن ذكر گرديده است.
لازم به ذكر است كه كتاب وافي از سوي مؤلف در 14 مجلد تدوين گرديده است و قبل از چاپ اخير در سه مجلد به قطع رحلي و با تصحيح محمدرضا بن عبدالرسول رضوي خوانساري به چاپ رسيده است. همچنين، در سه مجلد به تحقيق آقاي ضياء الدين حسيني توسط انتشارات كتابخانه ي امام اميرالمؤمنين (عليه السّلام) در اصفهان چاپ و منتشر گرديده بود.

2- منتخب، مستدرك، فهرست و معجم وافي

برخي از كارهاي صورت گرفته بر روي جامع حديث وافي عبارت است تهيه ي منتخب و گزيده، فهرست و مستدرك كه در اين جا از آن ياد مي شود.

2 -1-الشافي المنتخب من الوافي

از محمدمحسن بن مرتضي فيض كاشاني ( 1107-1091ق ) آن را با حذف احاديث معارض، مكرّر و اسانيد راويان از كتاب وافي استخراج و به ذكر محكمات بسنده نموده است. مؤلف، شافي را در دو جزء و هر يك شامل 12 كتاب با ابواب متعدد تدوين كرده است. يكي از دو جزء در عقايد و اخلاق و ديگري در شرايع و احكام است. (30) اين كتاب به چاپ رسيده است. (31)

2-2- كتاب الجوهرة المنتخب من الكافي و الوسائل و الوافي و البحار

اين اثر تنها در احاديث فروع دين است. نگارش سيدمحمدعلي بن سيد ميرزا محمد بن ميرزا هداية الله حسيني شاه عبدالعظيمي نجفي ( 1258-1334ق ) شاگرد ملا علي بن ميرزا خليل تهراني و سيدمحمدحسن شيرازي در نجف بوده است. (32)

2 -3-بيانات الوافي لأحاديث اصول الكافي

مجموعه اي از بيانات و شرح هاي مولي محسن فيض كاشاني در خصوص احاديث اصول كافي است كه در كتاب وافي درج كرده است. با اين وصف كه خود فيض آن را از وافي استخراج نكرده، بلكه كاري يكي از عالمان شيعه است كه از روي خلوص نام خود را ذكر نكرده است. اين اثر به صورت شرح مستقلي بر اصول كافي درآمده است. (33)

2 -4-نوادر اخبار ( نوادر فيض )

فيض پس از گزينش شافي از كتاب وافي، تكمله و مستدركي هم براي شافي نوشته و آن را نوادر ناميده است. وي محكمات روايات موجود در غير كتب اربعه را كه در وافي و شافي نيامده نوادر گرد آورده است. شيح حسن عصفوري آن را با اسم الحدق النواظر به اتمام رسانيده است. (34)

2 -5- مستدرك الوافي

از محمدهادي بن مرتضي نوه ي برادر فيض كاشاني. (35) با عنوان مستدرك الوافي الفيضية نيز از آن ياد شده است. (36) اخباري را كه فيض واگذاشته در آن انباشته و به آن چه در بحارالأنوار است، با حذف مكرّرات و بيانات- توضيحات مجلسي- بسنده كرده و آن را بر اساس ترتيب باب هاي وافي مرتّب ساخته است. مجلّد نخست آن شامل كتاب عقل و علم و توحيد است. (37)

2 -6- فهرست وافي

از علم الهدي محمد بن محسن فيض كاشاني ( د 1115 ق ) (38) كه شامل فهرست روايات و رجال وافي است.

2 -7- روضة الوافي

از اجزاي كتاب فيض كاشاني و مجلد مستقلي است كه شيخ آقا بزرگ از وجود آن در مخزن شيخ علي كاشف الغطاء خبر داده است. وي مي گويد: « مولي ابوالحسن بن مولي محمدكاظم در كتاب خود ينابيع الحكمة بسيار از آن نقل كرده است. (39)

2 -8- المعجم المفهرس لالفاظ احاديث كتاب الوافي

از عليرضا برازش (40). وي اين معجم را براي آسان شدن استفاده در يافتن احاديث وافي و بر اساس دوره ي 27 جلدي وافي تدارك ديده است. امّا با رواج استفاده از نرم افزارهاي حديث با قابليت جست و جوي سريع تقريباً اين معجم و نظاير آن بي استفاده باقي ماند.

3- نگارش هاي ديگر

در بيان آثار مربوط به وافي به آثار ديگري بر مي خوريم كه احاديث وافي را با ديگر كتاب هاي حديث در كتابي جامع تر گرد آورده اند، به عبارت ديگر وافي بخشي از آن كتابهاست.

3 -1-الشافي الجامع بين البحار و الوافي ( رسالة الإشارات )

اثر مولي محمدرضا بن عبدالمطلب تبريزي ( د بعد از 1178 ق ) مؤلف در ابتداي اين كتاب رسالة الاشارات گويد: « وقتي ديدم كه استادم مرحوم شيخ مهدي فتوني نجفي الشفاء في اخبار آل المصطفي را در فقه و فتوا نوشت، و شيخ بوعلي سينا شفا و اشارات را در حكمت عقلي نوشت و بر روش آنها و به آن اسم اين كتاب را در حكمت عملي شرعي نوشتم. و بر ابواب كتاب هاي فقه مرتّب ساختم. شيخ آقا بزرگ گويد: « از اول طهارت تا آخر و از ابتداي صلات تا اواخر فروع قبله از آن موجود است. » (41) كه هفت مجلّد قطور مي شود. (42) سيدمحسن امين نيز در يك اظهار نظر در اين باره مي گويد: « الجمع بين البحار و الوافي لا يخفي ما فيه من التنافي. » (43) پوشيده نيست كه جمع ميان بحارالأنوار و وافي با هم ناسازگاري دارد.

3 -2- الشفاء في اخبار آل المصطفي

از همو، مؤلف در مقدمه ي كتاب در بيان نام آن گويد: « سّميته بالشفاء في أخبار ال المصطفي جامع جميع احاديث الوافي و البحار و الوسائل. » وي در مقدمه ي كتاب عيب ها و اشكالات سه جامع حديثي وافي، بحار و وسائل را درك كرده است و كتاب خود را به خالي بودن از همه ي آن كاستي ها و داراي حسن ترتيب در برداشتن احاديث هر سه جامع ياد شده وصف كرده است. (44) به نظر مي رسد كتاب پيشين، رسالة الاشارات، خصوص احاديث فقهي موجود در وافي و بحار را در بردارد و كتاب مورد بحث جامع همه ي احاديث سه جامع وافي، بحار و وسائل الشيعه است. اعم از اصول اعتقادي، اخلاق و فقه. اين احتمال هم دور نيست كه دو كتاب يكي باشد.

3-3-حدائق العارفين

اين كتاب جامع احاديث وافي، بحارالأنوار، وسائل الشيعه و مستدرك الوسائل است. تأليف ميرزا فضل علي بن ميرزا عبدالكريم ايرواني تبريزي ( 1278-1337 ) شرح حال او در كتاب دانشمندان آذربايجان آمده است. اين كتاب چند مجلد است كه در باب هاي مختلف آن آيات و تفاسير آنها در ابتدا و سپس احاديث ذكر شده و به شرح احاديث نيز پرداخته است. مجلد نخست شامل عقل و جهل و مجلد دوم شامل علم و جهل در زمان حيات مؤلف به چاپ رسيده است. (45)

3 -4-الرد علي الوافي

تأليف شاه افضل كاشاني، برادرزاده و شاگرد فيض است كه با مذاق وي مخالفت داشته و منكر روش حكمت و مشرب عارفان بوده است. و با توجّه به اين كه وافي كتابي حديثي است. رديه نوشتن بر خصوص كتاب كافي و نه ديگر آثار فيض جاي شگفتي دارد. اين رديّه در چهارده مجلّد و به تعداد مجلدات وافي نگارش يافته است. شيخ آقا بزرگ ذكر اين كتاب را از ميرزا عبدالله افندي، صاحب رياض العلماء، حكايت كرده است. (46)

پي‌نوشت‌ها:

1. دانش آموخته ي دوره ي دكتري علوم قرآن و حديث از دانشگاه تهران، مدرّس دانشگاه تربيت دبير شهيد رجايي.
2. « كتاب شناسي الوافي، وسائل الشيعة و بحارالانوار » صص 148-146.
3. وافي، ج1، مقدمه ي مصنف، ص 5؛ براي دانستن نظر سيدمحسن امين درباره ي وافي رك: عيان الشيعه، ج1، ص 148؛ نيز همان، ج9، ص 168.
4. وافي، ج1، مقدمه ي مصنف.
5. همان، صص 6-5.
6. الذريعه، ج6، ص 230، ش 1291؛ معجم مؤلفي الشيعه، ص 336.
7. رك: مستدركات اعيان الشيعه، ج5، ص 67.
8. اعيان، ج8، ص 65؛ الذريعه، ج6، ص 229، ش 1287.
9. الذريعه، ج10، ص 253؛ همان، ج2، ص 204؛ موسوعة طبقاة الفقهاء، ج12، ص 15.
10. اعيان الشيعه، ج8، ص 87؛ الذريعه ج6، ص 229، ش 1288.
11. الذريعه، ج14، ص 6، 229/165.
12. رك: حاشية الوافي، سراسر كتاب.
13. الذريعه، ج6، صص 230-229؛ فهرست سپهسالار، ج1، ص 247.
14. موسوعة طبقات الفقهاء، ج12، ص 331.
15. معجم مؤلفي الشيعة، ج5، ص 41.
16. فهرست نسخه هاي خطي كتابخانه عمومي آية الله العظمي مرعشي نجفي، ج9، 148،ش 3374.
17. الذريعه، ج6، 229؛ ش 1286؛ معجم مؤلفي الشيعة، ص 372.
18. موسوعة طبقات الفقهاء، ج12، ص 201.
19. الذريعه ج13، ص 366؛ ج4، ص 374.
20. همان، ج4، ص 374؛ براي دانستن بيشتر در احوال و آثار او، رك: اعيان الشيعة، ج4، ص 291.
21. خاتمة المستدرك، ج3، ص 499.
22. الذريعه، ج6، ص 230، ش 1290.
23. الذريعه، ج13، ص 366؛ اعيان الشيعه، ج9، ص 198.
24. همان، ج4، ص 374؛ همان، ج13، ص 366.
25. علوم حديث، ش 13، ص 40.
26. به عنوان نمونه نك: وافي، ج1، ص 214؛ همان، ج1، ص 220؛ همان، ج1، ص 241؛ همان، ج1، ص 251.
27. الذريعه، ج14، ص 77.
28. تتميم امل الآمل، ص 56.
29. اعيان الشيعه، ج2، ص 218.
30. الذريعه ج13، ص 9، ش 20.
31. موسوعة طبقات الفقهاء، ج11، ص 341.
32. اعيان الشيعة، ج9، ص 443.
33. الذريعه، ج3، صص 185-184.
34. همان، ج24، ش 348.
35. همان، ج21، ص 6؛ همان، ج14؛ ص 79؛ معجم مؤلفي الشيعة، ص 336.
36. همان، ج21، ص 6.
37. همان، ج21، ص 7.
38. ذريعه، ج16، ص 399، ش 1879؛ معجم مؤلفي الشيعة، ص 334.
39. الذريعه، ج11، ص306.
40. « مصاحبه با آقاي برازش »، ص 292، وي در مصاحبه ي خود كه گويا در سال 1375 ش انجام شده است. از چاپ اين اثر تا پايان سال خبر داده است.
41. الذريعه، ج11، ص 77؛ همان، ج13، ص 7.
42. اعيان الشيعه، ج7، ص 12؛ براي داسته هاي بيشتر درباره ي اين كتاب رك: الذريعه ج13، ص 7؛ نيز همان، ج9، ص 333.
43. اعيان الشيعه، ج7، ص 12.
44. الذريعه، ج9، ص 199؛ براي دانستن بيشتر درباره ي اين كتاب نك: همان، ج14، صص 201-199.
45. همان، ج6، ص 289.
46. همان، ج10، ص 234.

منابع و مآخذ:
1. أعيان الشيعه، امين، سيدمحسن، تحقيق سيدحسين امين، بيروت، دارالتعارف، 1403ق.
2. الذريعه، الي تصانيف الشيعة، تهراني، آقابزرگ، محمدمحسن، بيروت، دارالاضواء، چاپ سوم، 1403.
3. تتميم أمل الآمل، قزويني، عبدالنبي بن محمد تقي ( د 1200 ق )، انتشارات كتابخانه ي آية الله مرعشي نجفي- ره، تقحيق و تصحيح سيداحمدحسيني، چاپ: اول: قم، 1407 هـ ق.
4. حاشية الوافي، بهبهاني، محمدباقر بن محمد اكمل ( د 1205 و يا 1206ق )، مؤسسه العلامة المجدد الوحيد البهبهاني قم چاپ اول 1426 ق.
5. خاتمة المستدرك، نوري، محدث، ميرزا حسين ( د 1320 ق )، مؤسسه آل البيت عليهم السلام، قم، چاپ اول، 1417 هـ. ق.
6. فهرست نسخه هاي خطي كتابخانه عمومي آية الله العظمي مرعشي نجفي، حسيني، سيد احمد، زير نظر سيد محمود مرعشي، قم، نشر کتابخانه ي آية الله العظمي مرعشي نجفي، 1365ش.
7. فهرست نسخه هاي خطّي كتابخانه ي مدرسه ي سپهسالار، محمدتقي دانش پژوه و علينقي منزوي تهران: انتشارات دانشگاه تهران، 1340.
8. « كتاب شناسي الوافي، وسائل الشيعة و بحارالأنوار »، حسين صفره، علوم الحديث، شماره 33، پاييز 1383 ش.
9. « مصاحبه با آقاي برازش »، فصلنامه ي علوم حديث، شماره سه، بهار 176.
10. معجم مؤلفي الشيعة، قائيني نجفي، علي الفاضل، انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، چاپ اوّل، 1405ق.
11. مستدركات أعيان الشيعة، سيدحسن امين، دارالتعارف للمطبوعات بيروت، 1408ق.
12. موسوعة الطبقات الفقهاء، شيخ جعفر سبحاني، مؤسسه امام صادق (عليه السّلام)، قم، 1418ق.
13. الوافي، محمّدمحسن فيض كاشاني، اصفهان، انتشارات كتاب خانه ي اميرالمؤمنين (عليه السّلام)، 1365.

منبع مقاله :
به کوشش شهناز شايان فر؛ (1392)، فيض پژوهي (مجموعه مقالاتي در معرفي آرا، احوال و آثار ملامحسن فيض كاشاني)، تهران: نشر خانه کتاب، چاپ اول