آخرالزمان باستاني و اسطوره اي در سينما

 

نويسنده: جواد امين خندقي




 
در اين نوع از فيلم هاي آخرالزماني، اتفاقي با عامل اسطوره اي و باستاني رخ مي دهد. شخصيت هاي اسطوره اي در عصر حاضر ظاهر مي شوند و عامل حادثه اي آخرالزماني مي شوند. در فيلم « پرسي جکسن و المپ نشينان: دزد صاعقه » (1) قوي ترين اسلحه ي ساخته شده به دست « زئوس » (2) با نام « صاعقه » دزديده مي شود.
زئوس فکر مي کند پسر « پوسايدون » (3) آن را مي دزدد و به او مهلتي چهارده روزه مي دهد،‌ تا آن را پس آورد. اگر اين اسلحه در مدت مقرر برنگردد، جنگ عظيمي ميان الهه ها صورت خواهد گرفت که تمام جهان را متلاشي مي کند و نسل انسان ها به کلي نابود خواهد شد. اين فيلم در دوران معاصر اتفاق مي افتد و الهه ها در شهرها به صورت انسان هاي معمولي راه مي روند؛ اما در فيلم « برخورد تايتان ها » (4) اتفاقات به نحوي ديگر در زمان گذشته و دوران باستان رخ مي دهد.

در اين فيلم، انسان ها مدتي است به الهه ها بي حرمتي مي کنند و با خراب کردن مجسمه ي زئوس اعلام جنگ کرده اند. « هيديس » (5) الهه ي دنياي مردگان از برادرش زئوس، فرصتي براي مجازات انسان ها مي گيرد. او گروهي از انسان ها را مي کشد و به ديگران براي قرباني دختر پادشاه مهلت مي دهد. او قصد دارد در صورت اين که انسان ها قرباني را انجام ندهند، مخلوق خود را که هيولايي بسيار بزرگ است براي نابودي انسان ها و جهان بفرستد. انسان ها در زمان موعود، قرباني نمي کنند و هيديس، هيولاي خود به نام « کراکن » را آزاد مي کند تا انسان ها را نابود سازد.

در سه گانه ي « موميايي » فرعون ها و امپراتوري هاي باستاني مصر و چين که سال ها از مردن آن ها گذشته و موميايي و طلسم شده اند، هنگام اکتشفات احيا مي شوند و دنبال نابودي نسل بشر و تشکيل حکومت جديدند.
اسطوره ها و الهه هاي خير و شري که در اين فيلم ها نزول مي کنند، همه افسانه هاي واهي برگرفته از دوران باستان است؛ اما مي توان فيلم هاي ياد شده را در زمره ي مصاديق سينمايي براي دجال آخرالزماني قرار داد. روشن است که الهه هاي ياد شده و الهه هاي موجود در اسطوره هاي باستان، همگي زاييده ي توهم و تخيلات بشري از ابتدا تاکنون است؛ چرا که چندخدايي به هر صورت که مطرح شود، محال عقلي لازم مي آيد. (6)
گروه ديگري از فيلم ها را نيز مي توان در گونه ي ياد شده قرار داد، فيلم هايي که با نگاهي نمادين به مصداق دجال آخرالزمان مي پردازد. فيلم « ضد مسيح » نمونه اي براي اين گروه به شمار مي رود. فيلم در کشاکش داستان خود، « زن » را شيطان و دجال آخرالزماني معرفي مي کند. زن طبق نگرش فيلم، عاملي شرور براي از بين بردن انسانيت و نابودي بشر معاصر معرفي مي شود. البته مي توان مرد را نيز مکملي براي اين انحطاط دانست؛ ولي با توجه به سکانس پاياني و تولد دوباره ي مرد پس از کشتن زن و بازگشت مرد به طبيعت، نقش زن به عنوان عامل نابودي پررنگ تر به نظر مي رسد.

پي‌نوشت‌ها:

1. Percy Jackson & the Olympians: The Lightning Thief.
2. Zeus.
3. Poseidon.
4. Clash of the Titans.
5. Hades.
6. ر.ک: طباطبائي سيد محمدحسين، بداية الحکمة، صص 195 و 196.

منبع مقاله :
امين خندقي، جواد؛ (1391)، آخرالزمان و آينده گرايي سينمايي، (بررسي و تحليل بيش از پانصد فيلم)، قم: نشر ولاء منتظر (عج)، چاپ اول