آخرالزمان ويروسي در سينما

 

نويسنده: جواد امين خندقي




 
در اين گونه از فيلم هاي آخرالزماني، ويروسي کشنده يا تبديل کننده گسترده مي شود. در هر فيلم، دليل ايجاد و شيوع ويروس، امري جداگانه است. کشف هاي پزشکي و ژنتيکي، ويروس هاي ساخته شده به عنوان سلاح بيولوژيک، موجودات غيرزميني و دلايل مبهمي که سرانجام ناشناخته مي مانند، همه از عوامل به وجود آمدن ويروس ها و انتشار در ميان انسان ها به شمار مي روند.
در فيلم « کوري » (1) انسان ها يک به يک به ويروسي مبتلا مي شوند که سبب نابينايي مي شود و فرد مبتلا فقط نوري سفيد مي بيند. اين اتفاق ابتدا به صورت محدود ديده مي شود و انسان هاي مبتلا به ويروس در مکان هايي حفاظت شده قرنطينه مي شوند. پس از اندکي، ويروس در تمام جهان منتشر مي شود و هرج و مرج و مشکلات فراوان، همه ي کشورها را فرا مي گيرد و زندگي انساني مختل مي شود. کنترل ويروس از دست مأموران دولتي خارج مي شود و فاجعه اي درمان ناپذير در جهان گسترش مي يابد.
در فيلم « چيزهاي آينده » پس از ايجاد جنگ جهاني جديد، بيماري مهلکي باعث نابودي نيمي از مردم جهان مي شود. عامل اين بيماري، ويروسي ناشناخته است. در فيلم « سرزمين زامبي ها » (2) بر اثر يک ويروس، غالب انسان ها در جهان به زامبي تبديل مي شوند و ديگران را مي خورند و فقط عده ي کمي سالم و زنده در ميان شهرها براي تداوم حيات مبارزه مي کنند.
در انيميشن « نهايت خيال 7: نجات کودکان » (3) ويروسي به نام بيماري کيهاني، انسان ها و مخصوصاً کودکان را تهديد مي کند. افراد آلوده به نحوي دچار ناملايمات روحي و عاطفي مي شوند. در داستان فيلم، گروهي سودجو با وعده ي درمان، کودکان را جذب گروه خود مي کنند. قصد اصلي آن ها سوء استفاده از کودکان براي کسب قدرت و ايجاد نيروي تروريستي براي مأموريت ها است.
در فيلم « به دنبال رؤيا » (4) بيماري کشنده اي در تمام دنيا در حال گسترش است و نسل بشر در معرض نابودي قرار مي گيرد. در فيلم « پيشتاز » پس از بحران انرژي و ايجاد هرج و مرج، ويروسي منتشر مي شود که افراد را به آدم خوار تبديل کرده است.
در فيلم « روز قيامت » (5) ويروسي کشنده که مردم را به زامبي تبديل مي کند، در سراسر اسکاتلند شيوع يافته است. اين کشور با ساختن ديوارهاي بلند و حفاظت شده قرنطينه مي شود؛ ولي انسان هاي زيادي از بين مي روند. در نهايت ويروس به خارج از ديوارها نيز سرايت مي کند.
در مجموعه فيلم هايي با محوريت « مردگان زنده » يا همان « زامبي » که اولين قسمت آن « شب مردگان زنده » (6) نام دارد و هفت دنباله براي آن ساخته شده، مردگان به علت طاعون يا دليلي نامشخص زنده مي شوند و براي تغذيه به انسان هاي زنده حمله مي کنند. در هر قسمت از فيلم، داستان به اين قرار است که گروهي از افراد بازمانده از منطقه ي آلوده مي گريزند.
زامبي ها در اين مجموعه فيلم به تدريج تکامل مي يابند، داراي رهبر مي شوند و پيشرفت هاي مختلفي براي تسلط بر تمام دنيا دارند. اين مجموعه فيلم با پرداختي نمادين، مشکلات و بزه هاي جامعه ي کنوني را نشان مي دهد. شخصيت هاي زامبي در داستان ها هر کدام نمادي براي قشري از جامعه ي خلاف کارند که به اين شکل نشان داده مي شوند و تهديدي براي آلودگي ديگر انسان ها نيز هستند؛ براي مثال يکي از شخصيت هاي مهم زامبي، سياه پوست است که نماد خلاف هاي سياه پوستان در جوامع غربي است.
در فيلم « بيست و هشت روز بعد ... » (7) شخصيت اصلي داستان که بيست و هشت روز در کُما بوده، به حالت عادي برمي گردد. او خود را در شهري بدون انسان مي يابد و پس از اندکي متوجه مي شود ويروسي از طريق ميمون به انسان ها منتقل شده که آن ها را به موجوداتي وحشي تبديل کرده است. انسان هاي آلوده، بقيه ي انسان ها را کشته يا آلوده کرده اند و فقط عده ي اندکي در دنيا زنده مانده اند. در فيلم « بيست و هشت هفته بعد » (8) پس از آلودگي به ويروسي ناشناخته ظرف مدت بيست و هشت هفته اغلب انسان ها در انگلستان کشته مي شوند.
در فيلم « عفونت: تهاجم آغاز مي شود » (9) در تاريخ 9/9/9 ميلادي ويروسي بيگانه جمعيت يک شهر را يک باره از بين مي برد. دولت اين فاجعه ي انساني را به طاعون پيشرفته نسبت مي دهد.
در گروه ديگري از اين آثار، ويروس به طور عمدي ساخته مي شود و انتشار مي يابد. در مجموعه فيلم ها و انيميشن « شر موجود » (10) ويروسي به نام « تي » به واسطه ي آزمايش هاي غيرقانوني شرکتي به نام « آمبرلا » ساخته مي شود و انتشار مي يابد که افراد را به زامبي تبديل مي کند. همراه با گسترش فعاليت هاي اين شرکت، ويروس گسترش مي يابد و همه ي انسان ها در معرض نابودي قرار مي گيرند.
هم چنين اين شرکت با انجام آزمايش هاي ژنتيکي خواستار يافتن فرمولي براي ايجاد نسل جديدي از انسان ها است. اين آزمايش ها باعث به وجود آمدن هيولاهايي هولناک مي شود که شخصيت هاي اصلي داستان با آن درگير مي شوند.
در فيلم « دوازده ميمون » (11) دانشمندي با افکار پليد، براي مجازات انسان ها به دليل فسادهايشان ويروسي کشنده ايجاد و در جهان منتشر مي کند. اين ويروس باعث مرگ پنج ميليارد نفر مي شود. در فيلم « لارا کرافت مهاجم مقبره: گهواره ي زندگي » (12) يک گوي جادويي وجود دارد که همچون بمبي ويران گر عمل مي کند. افراد تبه کار با گذاشتن ويروس مرگباري در آن قصد نابودي جهان را دارند.
در فيلم « حامل 2 » (13) گروهي تبه کار ويروسي مي سازند که افراد آلوده به سرعت کشته مي شوند. اين گروه قصد انتشار اين ويروس را در سراسر جهان دارند. هدف آنان از انتشار اين ويروس ايجاد تسلط بر انسان ها و نابودي دشمنان شان است. در فيلم « آيين هاي شيطاني دراکولا » (14) دراکولا براي تسلط بر جهان، ويروسي را ايجاد و در تمام دنيا منتشر مي سازد.
در فيلم « فلاش گوردون فاتح کيهان » (15) فرمانرواي ظالم سياره ي « مونگو »، ويروس بيماري مرگ ارغواني را در زمين منتشر مي کند که زمين را به سوي نابودي کامل مي کشاند. اين ويروس به زودي در ميان همه ي انسان ها گسترش مي يابد و انسان را به مرز نابودي نزديک مي کند.
در فيلم « بارب واير » (16) شوراي نظامي فاشيست ها با جنگي بزرگ دولت امريکا را سرنگون مي کند و مي خواهد با انتشار بيماري « روبان قرمز » که ويروسي برگرفته از بيماري ايدز است، انسان ها را آلوده کند تا بتواند با داروي متعلق به آن، بر کشورها حکومت کند.
در فيلم « ديوانه ها » (17) ارتش، سلاح بيولوژيک و ويروسي را مي سازد. اين سلاح براي نابودي، با هواپيما به منطقه اي در تگزاس منتقل مي شود. هواپيما در ميان راه دچار سانحه مي شود و در محلي سقوط مي کند و باعث آلوده شدن مردم آن شهر مي شود. اين ويروس به تدريج گسترش مي يابد و حتي قرنطينه و انفجار بمب اتمي در منطقه، مانع از انتشار آن به تمام جهان نمي شود. در فيلم « فرار از مردگان زنده: شيوع در هواپيما » (18) هم، ويروسي مرگبار، با هواپيما حمل مي شود. به سبب آلودگي يکي از افراد داخل هواپيما، ويروس به انسان ها منتقل مي شود و به سرعت در زمين شيوع مي يابد. اين ويروس، انسان ها را به زامبي تبديل مي کند.
در فيلم « تهاجم » سفينه اي فضايي سقوط مي کند و بر اثر برخورد با جو زمين تکه تکه مي شود. اين سفينه با خود باکتري ناشناخته اي از فضا آورده که انسان ها را به نوعي زامبي تبديل مي کند که دائماً تمايل به انتقال ويروس به ديگران دارند؛ هر کسي به اين ويروس آلوده شود پس از اين که يک بار بخوابد و بيدار شود به برده اي براي ويروس تبديل مي شود.
در بخشي از اين فيلم ها انسان ها با انجام آزمايش هاي ژنتيکي يا درماني ويروس را ايجاد مي کنند. در فيلم « من افسانه هستم » (19) پزشکي امريکايي دارويي براي درمان سرطان کشف مي کند و اين کشف، يک موفقيت تاريخي براي انسان محسوب مي شود. پس از مدتي همين دارو به ويروسي مخرب تغيير مي يابد و افراد آلوده به موجودات وحشي بدل مي شوند. بر اثر اين ويروس تمام انسان هاي روي زمين غير از عده ي اندکي کشته يا آلوده مي شوند.
انتشار ويروس هاي مرگبار در آخرالزمان، بلايي است که در برخي متون ديني هم به آن اشاره شده است. بسياري از فيلم ها در اين مسئله، فراتر رفته و عامل نابودي انسان ها را همين ويروس مي دانند. در اين صورت، ويروس، نوعي دجال است که انسان ها را به نابودي مي کشد.

پي‌نوشت‌ها:

1. Blindness.
2. Zombieland.
3. Final Fantasy VII: Advent Children.
4. Dreamcatcher.
5. Doomsday.
6. Night of the Living Dead.
7. 28 Days Later....
8. 28 Weeks Later.
9. Infection: The Invasion Begins.
10. Resident Evil.
11. Twelve Monkeys.
12. Lara Croft Tomb Raider: The Cradle of Life.
13. Transporter 2.
14. The Satanic Rites of Dracula.
15. Flash Gordon Conquers the Universe.
16. Barb Wire.
17. The Crazies.
18. Flight of the Living Dead: Outbreak on a Plane.
19. I Am Legend.

منبع مقاله :
امين خندقي، جواد؛ (1391)، آخرالزمان و آينده گرايي سينمايي، (بررسي و تحليل بيش از پانصد فيلم)، قم: نشر ولاء منتظر (عج)، چاپ اول