عضویت العربیة
يکشنبه، 31 فروردين 1393 (سال اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی)
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله فرمودند: بی شک فاطمه علیها السلام حوریه ای است که به صورت انسان آفریده شده است. بحارالانوار، ج 78، ص 112
مسیر جاری : صفحه اصلی/مقالات/خانه و خانواده/زنان/زنان نمونه/مادر حضرت موسي(ع)

تبلیغات
آخرین مقالات
اعتقاد به شفاعت

اعتقاد-به-شفاعتخداوند در سوره ی فتح می فرماید: "لیغفرلک الله ما تقدم من ذنبک و ما تأخر"بحث پیرامون معنای "ذنب" است ادامه ...

روش های تعلیم و تربیت اسلامی (2)

روش-های-تعلیم-و-تربیت-اسلامی-(2)دانش گنجینه هایی است که کلید آن پرسش است . بپرسید خداوند شما را رحمت کند که چهار گروه پاداش می برند: ادامه ...

روش های تعلیم و تربیت اسلامی (3)

روش-های-تعلیم-و-تربیت-اسلامی-(3)و نباید همه مؤمنان ] برای جهاد[ کوچ کنند. پس چرا از هر فرقه، گروهی از ایشان ] به مدینه[ کوچ نمی کنند ادامه ...

چرا هیجان زده می شویم؟

چرا-هیجان-زده-می-شویمآدمی در طول زندگی خود با مواردی همچون ترس و نگرانی، وحشت و اضطراب، کینه و نفرت، غم و اندوه، خشم و پرخاشگری، ادامه ...

عوامل و موانع تعلیم و تربیت اسلامی (2)

عوامل-و-موانع-تعلیم-و-تربیت-اسلامی-(2)هر یک از عوامل و موانع درونی به سه دسته ی بینشی، گرایشی و توانشی - رفتاری تقسیم می شوند که نمونه هایی ادامه ...

عوامل و موانع تعلیم و تربیت اسلامی (3)

عوامل-و-موانع-تعلیم-و-تربیت-اسلامی-(3)مگر برای کسانی که زمین را پس از ساکنان ]پیشین[ آن به ارث می برند باز ننموده است که اگر می خواستیم آنان ادامه ...

روش های تعلیم و تربیت اسلامی (1)

روش-های-تعلیم-و-تربیت-اسلامی-(1)پیش از این، فرایند تعلیم و تربیت که شامل مؤلفه های متنوع است، از جهات گوناگون مورد بررسی قرار گرفت. بدون ادامه ...

ذنبِ (گناه) رسول الله (ص) در قرآن

ذنبِ-(گناه)-رسول-الله-(ص)-در-قرآنلغت ذنب با معانی گوناگونی به کار برده شده؛ اما به طور کلی معنی آن "گناه" است. اطلاق کلمه ی ذنب با عصمت ادامه ...

مراحل تعلیم و تربیت اسلامی (2)

مراحل-تعلیم-و-تربیت-اسلامی-(2)یکی دیگر از ملاک هایی که می توان براساس آن برای تعلیم و تربیت مراحلی در نظر گرفت، پیش نیازهای منطقی است. ادامه ...

معرفی به دوستان

ایمیل گیرنده را به منظور دریافت لینک صفحه وارد بفرمائید.


بازدید : 7241 بار

سه‌شنبه، 7 اسفند 1386

مادر حضرت موسي(ع)
مادر حضرت موسي(ع)
مادر حضرت موسي(ع)
نويسنده:
منبع:
جوان ديگرى كه مى‏توان مثال زد و زندگى‏اش را در قرآن مطالعه كرد، حضرت موساى كليم است. او از نظر وراثتى و ژنتيكى داراى موقعيت خوبى بود و از پدر و مادرى مؤمن به وجود آمد(1) و از مادر خود شير نوشيد.(2) زمانى محيط تربيتى او كاخ فرعون بود كه مهد ظلم، جور، حق‏كشى، انسان‏كشى، تبعيض و شرك بود.(3) فرعون با صراحت اعلام مى‏كرد: «أنا ربُّكم الأعلى؛(4) من پروردگار والاى شمايم.» يا مى‏گفت: «ما علمتُ لكم مِن إلهٍ غيرى؛(5) هيچ معبودى غير از خود براى شما سراغ ندارم.» فرعون مخالفان خود را با زور و ارعاب به پرستش خويش وا مى‏داشت و مى‏گفت: «لئن اتخذتَ اِلهاً غيرى لأجعلنّك مِن المسجونين؛(6) اگر خدايى غير از من اختيار كنى تو را [نيز] از زندانيان قرار خواهم داد.»
اين جملات اگر چه در طول مبارزات حضرت موسى(ع) با فرعون توسط وى گفته مى‏شد، ولى نشان مى‏دهد در خانه و كاخش همين روحيه حكمفرما بود.
حكمت خدايى اقتضا كرد كه موسى(ع) دوران كودكى و جوانى را در چنين خانه‏اى به سر بَرَد و پرورش يابد تا به همه ثابت گردد فرعون كه هزاران كودك را كشت(7) تا موسى به دنيا نيايد، نتوانست بر خواست خداوند چيره شود. خداوند خواست موسى(ع) به دنيا بيايد و در خانه فرعون رشد و نمو يابد تا درس عبرتى براى همگان باشد. نكته‏اى كه مهم است و قرآن در موارد متعددى به آن اشاره كرده اين است كه خداوند او را به مادرش برگردانيد تا از او شير بنوشد و دست نوازش بر سر و رويش بكشد. خداوند دو نكته را به مادر موسى گوشزد كرد:
1- برگشتِ موسى نزد مادر؛
2- پيامبر شدن موسى در آينده. به نظر مى‏رسد اوّلى زمينه‏ساز دومى باشد.
«و أوحينا إلى اُمّ موسى‏ أنْ أرضعيه، فإذا خفتِ عليه فألقيه في اليَمّ و لا تخافي و لا تحزن إنّا رادُّوهُ إليك و جاعلُوهُ مِن المرسلين؛(8)
به مادر موسى وحى كرديم كه او را شير ده و چون بر او بيمناك شدى او را در نيل بينداز و مترس و اندوه مدار كه او را به تو باز مى‏گردانيم و از پيامبرانش قرار مى‏دهيم.»
نكته‏ها:
1- مادرى كه دلهره ماندن يا كشته شدن بچه‏اش را دارد باز بايد بچه را شير دهد.
2- به نظر مى‏رسد «جاعلوه من المرسلين» با «إنّا رادّوه اليك» مرتبط هستند و گرنه كنار يكديگر ذكر نمى‏شدند.
3- راه رساندن موسى به مادرش را در آيه اشاره كرده: «حرَّمنا عليه المَراضع مِن قبل ...؛(9) از پيش شير دايگان را [به نحو تكوينى‏] بر او حرام گردانيده بوديم» در نتيجه موسى پستان هيچ زنى را به دهان نگرفت تا اينكه به مادرش كه ناشناس در صف شيردهندگان قرار داشت رسيد. بنابراين او غذاى دوران كودكى و مقدارى از مسائل تربيتى و هدايتى را از مادر فرا گرفت.
از سوى ديگر موسى(ع) در محيطى كه از نظر فرهنگى بسيار فاسد بود رشد كرد و پاك و پاكيزه ماند تا بر همگان روشن شود مى‏توان در محيطى ناسالم نيز با نيّت و عزمى استوار در مسير حق گام برداشت و از
كفر و شرك محيط، نه تنها اثر نپذيرفت كه اثر گذاشت.
قرآن بيان مى‏كند كه موسى(ع) پس از رشد يافتن و به سن نوجوانى رسيدن، از كاخ بيرون آمد و در شهر به گردش پرداخت و ديد فردى مصرى، يكى از افراد بنى‏اسرائيل را به بيگارى گرفته است. موسى به مصرى اعتراض كرد و با مشتى محكم او را از پاى در آورد.(10) فعلاً سخن اين نيست كه آيا آن مصرى مستحق قتل بود يا آيا راه چاره ديگرى براى نجات سبطى نبود، بلكه سخن اين است كه موسى با اينكه در محيط مصريان، در كاخ فرعون و در جوّ ظلم و فساد تربيت شده بود ولى با ظلم و تجاوز ميانه‏اى نداشت، حتى با ديدن ظلم چنان غضبناك شد كه فرد مصرى را از پاى در آورد. بنابراين هيچ كس نمى‏تواند ادعا كند چون جوّ و محيط فاسد بود ما نيز فاسد شديم و تمامى تقصيرها را بر عهده جوّ و محيط بگذارد.
پرورش موسى(ع) در كاخ فرعون، نمونه‏اى عملى براى جوانان، و مؤمن بودن همسر فرعون الگو و درس عبرتى براى تمامى زنان است.
اراده و عزم، كليدى‏ترين نقش را در تمامى زمينه‏هاى هدايتى و تربيتى انسان بر عهده دارد؛ اگر چه رسيدن به مقام والايى چون نبوت بدون داشتن پدر و مادرى صالح و شيرى پاك ميسر نيست.
آنجا كه حضرت موسى(ع) مادرِ مهربان خود را به همراه نداشت، زن مؤمن ديگرى نقش ايفا كرد؛ يعنى زن فرعون كه باعث شد موسى از رود نيل گرفته شود، و اين كودك از بين هزاران كودك كشته نشود. قرآن اين امور را با لطافت خاصى بيان كرده است.
«و قالتِ امْرأةُ فرعون قُرَّةُ عينٍ لى و لك لا تقتلوه عسى‏ أنْ ينفعَنا أو نتّخذه ولداً و هم لا يشعرون؛(11)
و همسر فرعون گفت: [اين كودك‏] نور چشم من و تو خواهد بود. او را مكشيد، شايد براى ما سودمند باشد يا او را به فرزندى بگيريم، ولى آنها خبر نداشتند.»
از يك سو، با قاطعيت و جزم به فرعون گفت: نور چشم من و تو است و از سوى ديگر، مأموران و جلادان را از كشتن كودك نهى كرد و فرعون را در مقابل عمل انجام‏شده قرار داد. به دنبال آن با استدلال‏هاى عاطفى نظر همگان را به سوى موسى جلب كرد. آنان از زيركى اين زن كه با چنين برنامه خاصى و سخنى متين، موسى را از مرگ نجات داد، ناآگاه بودند.
در كنار مادر موسى زن فرعون كه زنى مؤمن بلكه نمونه كامل ايمان بود تربيت موسى(ع) را به عهده گرفت و او را مانند فرزند پروريد تا موساى كليم شد. چه خوش گفت امام خمينى كه فرمود: «از دامن زن، مرد به معراج مى‏رود.»(12)
همسر فرعون در كاخ طاغوت و زير سلطه فرعون چنان خوب عمل كرد كه خداوند نه تنها او را الگوى زنان قرار داده كه الگوى همه مؤمنان قرار داده است:
«و ضرب اللَّه مثلاً للذين آمنوا امْرأةَ فرعونَ إذْ قالتْ ربِّ ابْنِ لى عندك بيتاً فى الجنة و نجّنى مِن فرعون و عمله و نجّنى مِن القوم الظالمين؛(13)
براى كسانى كه ايمان آورده‏اند، خدا همسر فرعون را مَثَل آورده، آنگاه كه گفت: پروردگارا، پيش خود در بهشت خانه‏اى برايم بساز و مرا از فرعون و كردارش نجات ده و مرا از دست مردم ستمگر برهان.»
نكته‏ها:
1- از آيه روشن مى‏شود زن فرعون اين جمله را زير شكنجه گفته، زيرا درباريان و جلادان حكومت، به او آزارهاى فراوان مى‏رساندند و او از خداوند يارى و نجات خواست.
2- خداوند در بيان نمونه زنان بد، همسر لوط و همسر نوح را كنار هم ذكر كرده:
«ضرب اللَّه مثلاً للذين كفروا امْرأةَ نوحٍ و امْرأةَ لوطٍ»(14) ولى در مثال زدن و نمونه آوردن از زنان مؤمن، زن فرعون را در يك آيه مستقلاً ذكر كرده، در آيه ديگرى حضرت مريم را با جمله «و مريم ابْنةَ عمران التى احصنتْ فرجَها»(15) بيان كرده است. مقدم داشتن زن فرعون، احتمالاً نشان مى‏دهد كه نقش الگوگيرى از او بيشتر مى‏باشد، زيرا در بدترين شرايط، خطيرترين مسئوليت‏ها - حفظ جان موسى(ع) - را عهده‏دار شد، سپس تربيت او را در حد توان انجام داد.
3- زن حضرت نوح و زن حضرت لوط با اينكه در خانه پيامبران الهى بودند، مجبور به ايمان آوردن نبودند. اساساً تربيت جبرى و زورى راه به جايى نمى‏بَرَد و محيط خانه يا اجتماع، تنها زمينه‏ساز مى‏باشد. فرعون براى كافر ساختن زن خويش و همراه كردن او با خود، از هيچ اقدامى فروگذار نكرد و او را با شيوه‏هاى گوناگون شكنجه كرد! مردى كه بايد براى زن، سرپناه و سايه مهر و محبت باشد، سايه آتش و خون شد به گونه‏اى كه آسيه - همسر فرعون - از خداوند مى‏خواهد مكانى نزد خدا در بهشت برايش قرار دهد. او حتماً توجه دارد كه خداوند جسم نيست و در جايى از بهشت سكونت ندارد تا مكانى در همان گوشه براى آسيه بنيان نهد بلكه مى‏خواهد با اين بيان، اوج نياز خود را به سرپرستى مهربان و مهرگستر بيان كند.

پى‏نوشت‏ها:

1) مادر موسى آنقدر خوب و پاك بود كه سزاوار وحى الهى شد و خداوند به او وحى كرد كه: «بچه خود را شير ده و وقتى بر او ترسيدى او را در صندوقچه‏اى بگذار و در رودخانه بينداز.» (سوره قصص، آيه 7).
2) سوره قصص، آيه‏هاى 12 و 13.
3) همان، آيه 8.
4) سوره نازعات، آيه 24.
5) سوره قصص، آيه 38.
6) سوره شعراء، آيه 29.
7) سوره قصص، آيه 4.
8) همان، آيه 7.
9) همان، آيه 12.
10) همان، آيه 15.
11) همان، آيه 9.
12) صحيفه نور، ج 6، ص 194.
13) سوره تحريم، آيه 11.
14) همان، آيه 10.
15) همان، آيه 12.
16) وسائل‏الشيعه، ج‏15، ص‏195، ح‏7.
17) همان، ص‏203، ح‏2



ارسال نظر شما

• با عنایت به اینکه نظرات و پیشنهادات شما کاربران گرامی در بهبود پایگاه تاثیر کاملا موثری ایفا می کند لذا خواهشمند است ما را از نظرات ارزنده ی خود محروم نفرمایید.
• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط گروه مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.
• نظرات کوتاه مثل "خوب بود" و "عالی بود" و... و نظرات تکراری تائید نمی شوند و امتیازی هم به آنها تعلق نخواهد گرفت.
• متن نظر شما میبایست حداکثر 1024 کاراکتر باشد.