شعارهای عاشورا (3)

 






 

شعارهاي امام حسين (عليه‌السلام)

1. (عَلَي الاسلامِ السَّلامِ، اِذ بُليَتِ الاُمَّةُ بِراعٍ مِثلِ يَزيد). (73)
[هرگاه امّت (اسلام) به حاکمي همچون يزيد مبتلا شود، بايد با اسلام وداع نمود (و فاتحه‌ي اسلام را خواند.) ]
2. (واللهِ لَو لَم يَکُن مَلجاً وَ لا مَأوي لَما بايَعتُ يَزيدَبنَ مُعاوِيَة.) (74)
«به خدا سوگند اگر هيچ پناهگاهي هم نباشد هرگز با يزيد بيعت نخواهم کرد.»
3. (اِني لا اَرَي المَوتَ الا سَعادَةً وَالحَياةَ مَعَ الظالِمينَ إلا بَرَماً.) (75)
«همانا من مرگ را جز سعادت نمي‌بينم و زندگي با ستمگران را جز ملالت و سختي نمي‌دانم.»
4. (الناسُ عَبيدُ الدُنيا والدينُ لَعِقُ عَلي اَلسنِتهَم يَحُوطَونَهُ مادَرَّت مَعايشُهُم فَاذا مُحِصُّوا بِالبَلاءِ قَلَّ الدَّيانُون.) (76)
«اکثر مردم بنده‌ي دنيا هستند و نام دين را تنها بر زبان مي‌رانند و تا روزي که زندگي‌شان بر وفق مراد باشد از دين سخن مي‌گويند، ولي اگر در محاصره‌ي بلا قرار گيرند و به بوته‌ي آزمايش درآيند معلوم مي‌شود که دين‌داران حقيقي تعدادشان اندک است.»
5. ( اَلا تَرونَ انَّ الحَقَّ لا يُعمَلُ بهِ و اَنَّ الباطِلَ لايُتناهي عَنهُ؟ لِيرغَبِ المُؤمِنُ فِي لقاءِ رَبه مُحِقاً...) (77)
[آيا نمي‌بينيد که به حق عمل نمي‌شود و هر آينه از باطل دوري نمي‌شود؟ پس (شايسته است) مؤمن در چنين شرايطي براي لقاي خداوند (شهادت) راغب گردد.]
6. (ما الامامُ، اِلا العَامِلُ بِالکتابُ والاخِذُ بالقِسطِ و الدَائِنُ بالحَقِ والحَابِسُ نَفسهُ عَلي ذاتِ اللهِ.) (78)
«امام نيست مگر کسي که به کتاب خدا عمل کند و عدالت را بر پا دارد و... و وجودش را در راه خدا وقف نمايد.»
7. سأمضي فما بالمَوتُ عارُ علَي الفَتي *** إذا مَا نَوي حَقاً وَ جَاهدَ مُسلِماً
«من از دنيا مي‌گذرم و خواهم مرد و مرگ و جهاد.
براي جوانمردي که نيّت او حق باشد و مسلمانه جهاد نمايد، ننگ و عار نيست.»
8. (إنَّما خَرجَتُ لِطلَبِ الإصلاحِ فِي أُمَّةِ جَدّي.) (79)
[همانا من براي اصلاحگري در امّت جدّم (از مکّه به سوي کوفه) خارج شدم.]
9. (المَوتُ خَيرُ مِن رُکوبِ العَار * والعارُ اَولي مِن دُخُولِ النار.) (80)
«مرگ بهتر از پذيرش ننگ است و ننگ بهتر از وارد شدن به جهنم است.»
10. (مَوتُ في عزٍ خَيرُ مِن حَياةٍ فِي ذُل.) (81)
«مرگ با عزّت بهتر است از زندگي ذليلانه.»
11. (اِن لَم يَکُن لَکُم دينُ و کُنتُم لاتَخافُونَ المَعادَ فَکونُوا اَحراراً في دنُياکُم.) (82) «اگر دين نداريد و از معاد نمي‌ترسيد در زندگي‌تان آزاد مرد باشيد.»
12. (اَللهم إني احمَدُکَ عَلي. أن أکرمتَنا بِالنُبُوَّة وَ عَلَّمتنا القُرآنَ و فَقَّهتنَا فِي الدين و جَعلَتَ لَنا أسماعاً و ابصاراً و أفئِدةً فَاجعَلنا مِنَ الشاکِرين.) (83)
«خداوندا! من تو را ستايش مي‌کنم بر اينکه با نبوت ما را گرامي داشتي و به ما قرآن را آموختي و در دين فقيه و آگاه گردانيدي و براي ما گوش و چشم و دل قرار دادي، پس ما را از زمره‌ي شکرگزاران قرار ده.»
13. (وَ اَن تَسمَعوا قَولي وَ تُطيعوا أمري أهدِکم سبيلَ الرَّشاد.) (84)
«اگر سخنم را بشنويد و فرمانم را اطاعت کنيد، شما را به راه رشد هدايت مي‌کنم.»
14. قال الحسين (عليه السلام) في وصف الحبيب:
(للهِ دَرُّکَ يا حَبيبَ لَقَد کُنتَ فاضِلاً تَختِمُ القُرآنَ في ليلة واحدة) (85)
امام حسين (عليه السلام) در وصف حبيب ابن مظاهر فرمودند:
«خوبي‌هاي تو از خدا و براي خداست اي حبيب! همانا تو مرد با فضيلتي بودي که در يک شب قرآن را ختم مي‌کردي.»
15. (اللَّهمَّ انتَ ثّقَتي فِي کُلِّ کَربٍ وَ أنتَ رجايي في کُلِّ ِشدَةٍ...) (86) «خداوندا! تو تکيه‌گاه من در همه مشکلات و اميد من در تمام سختي‌هايي... »
16. (أللَّهمَّ اجعل لَنا و لِشيعَتِنا مَنزِلاً کَريماً عِندَکَ وَاجمَع بَينَنا وَ إيّاهم في مُستَقَرِّ رَحمَتِکَ إنَّکَ علي کُلِّ شيءٍ قَديرُ.) (87) «خداوندا! براي ما و شيعيان ما نزد خودت جايگاهي والا قرار بده و ما و ايشان را در جوار رحمتت گرد هم آر که تو بر هر کاري توانايي.»
17. (أريدُ أن آمُرَ بِالمَعروفِ وَ أنهي عَنِ المُنکَر وَ أسيرُ بِسيرَةِ جَدّي وَ أبي علي ابنِ أبيطالبِ (عليه السلام) ) (88)
[(من قيام نموده‌ام و) مي‌خواهم امر به معروف و نهي از منکر کنم و به روش و سنّت جدّم (رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) ) و پدرم علي ابن ابيطالب (عليه السلام) عمل نمايم.]
18. (أنا أدعُوکُم إلي کتابِ اللهِ و سُنَّةِ نَبيِّهِ فَإنَّ السُّنَة قد اُميتَت وَ البِدعَةُ قَد اُحيِيَت.) (89)
«من شما را به سوي کتاب خدا و سنت پيامبرش دعوت مي‌کنم چرا که سنّت (پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) از بين رفته و بدعتها زنده شده است.»
19. (عِبادَ اللهِ إتَّقُوا اللهَ وَ کُونُوا مِنَ الدّنيا علي حَذَرٍ فَإنَّ الدّنيا لو بَقِيَت لأَحَدٍ وَ بَقيَ عَلَيها أحَدٌ لَکانَتِ الأنبياء أحَقُّ بِالبَقاء.) (90)
«اي بندگان خدا! از خدا بترسيد و از دنيا بر حذر باشيد چرا که اگر دنيا براي کسي باقي مي‌ماند و کسي در آن باقي مي‌ماند، پيامبران به ماندگاري سزاوارتر بودند... »
20. (أنَّ القَتلَ لَنا عادَةٌ وَ کِرامَتُنا الشَّهادَةُ.) (91) «کشته شدن در راه خدا عادت ما و شهادت کرامت ماست.»
21. (فَان تَکُن الدُّنيا تُعَدُّ نَفيِسَةً *** فَدارُ ثواب الله أعلا و أنبلُ
«زندگي اين جهان گرچه از نظر عده‌اي نفيس و پربها است ولي جهان پاداش الهي پر بهاءتر است.»
22. و ان تَکُن الأموال لِلتَّرکِ جَمعَها *** فَما بالُ مَتروکٍ بهِ المَرءُ يَبخَلُ
«و اگر جمع آوري مال و ثروت براي اين است که بايد يک روز از آن دست برداشت، پس مرد نبايد براي چنين ثروتي بخل ورزد.»
23. و إن تَکُن الارزاقُ قِسماً مُقَسِّماً *** فَقِلَّةُ حرص المَرءِ في الکَسب أجمَلُ
«و اگر روزي‌ها مقدّر و تقسيم شده است پس مرد در کسب ثروت هرچه کم آزتر باشد زيباتر است.»
24. و إن تَکُن الأبدانِ لِلمَوت أُنشِأَت *** فَقَتلُ امرُءٍ بالسَّيفِ في الله أفضَلُ
«و اگر اين بدن‌ها براي مرگ آفريده شده است، پس کشته شدن در راه خدا بهتر است.»
25. عَلَيکُم سَلامُ الله يا آلَ احمَد *** فَإنّي أراني عَنکُم سَوفَ أرحَلُ (92)
«درود بر شما اي خاندان پيامبر که من به زودي از ميان شما خواهم رفت.»
26. سَأمضِي و ما بالموت عارٌ عَلَي الفتي *** إذا ما نَوي حَقّاً و جاهَدَ مسلماً
«من به سوي مرگ خواهم رفت که مرگ براي جوانمرد ننگ نيست آن گاه که او معتقد به اسلام و هدفش حق باشد.»
27. وَ واسَي الرِّجالَ الصّالحينَ بنَفسِه *** و فارقَ مَثبُوراً و خالفَ مُجرماً
«و بخواهد با ايثار جانش از مردان نيک حمايت و با جنايتکاران مخالفت نموده و از دشمني خدا دوري گزيند.»
28. اُقَدِّمُ نَفسي لا اُريدُ بَقائَها *** لِتَلقي خَمِيساً في الهياج عَرَمرَما
«من جانم را در طبق اخلاص مي‌گذارم و دست از زندگي مي‌شويم تا در جنگي سخت با دشمني بس بزرگ مواجه شوم.»
29. فَإن عِشتُ لَم أندَم و إن مِتُّ لم ألَم *** کفي بکَ ذُلاًّ أن تَعيِشَ و تَرَغَما) (93)
«من نه اگر زنده بمانم پشيمان مي‌شوم و نه اگر بميرم ناراحت مي‌گردم، ولي براي تو همين بس که چنين زندگي ذلّت بار و ننگيني را سپري کني.»
30. (أما إذا رَغِبتَ بِنَفسِکَ عَنَّا فَلا حاجَةَ لَنا في فَرَسِکَ وَلا فِيکَ و ما کُنتُ مُتَّخِذَ المُضِلّين عَضُداً.) (94)
«حال که در راه ما از نثار جان امتناع مي‌ورزي ما نيز به تو و اسب تو نياز نداريم، چرا که من افراد گمراه را براي خود ياور نمي‌گيرم.»
31. (اللّهُمَّ أعوذ بِکَ مِن الکَربِ وَ البَلاءِ.) (95)
«خدايا از اندوه و بلا به تو پناه مي‌برم.»
32. (هيهُنا مَحَطُّ رِحالِنا و هيهُنا وَالله مَحَلُّ قُبُورِنا.) (96)
«اينجا محل فرود آمدن ماست و به خدا قسم همين جا محل قبرهاي ماست.»
33. إنَّ الدُّنيا قَد تَغَيَّرَت وَ تَنَکَّرت وَ أدبَرَ معروفُها.) (97) «به راستي که دنيا (اوضاع زمان) دگرگون گرديده، زشتي‌ها، آشکار و نيکي‌ها و فضيلتها از محيط ما رخت بر بسته است.»
34. (فَکاَنَّ الدُّنيا لم تَکُن و کَأنَّ الآخرَة لم تَزَل.) (98)
«گويا دنيايي وجود ندارد و گويا که آخرت پايدار و هميشگي است.»
35. (أيها النّاس فَإنَّکم إن تَتَّقُوا الله وَ تَعرِفُوا الحَقَّ لأهلِهِ يَکُن أرضي لله.) (99)
«مردم! اگر از خدا بترسيد و بپذيريد که حق در دست اهل حق باشد موجب خشنودي خداوند خواهد گرديد.»
36. (بِنا فَتَحَ الله وَ بِنا يَختم.) (100)
«خداوند اسلام را از خاندان ما شروع و افتتاح کرده و تا آخر نيز همگام با خاندان به پيش خواهد برد.»
37. (اللهُمَّ إنِّي اُحِبُّ المَعروفَ و اُنکِرُ المنکَرَ.) (101)
«خدايا من معروف و نيکي را دوست دارم و از بدي و منکر بي‌زارم.»
38. (وَالله لا أعطي الدّنيَّةَ مِن نَفسي أبداً.) (102)
«به خدا قسم که من هيچگاه زير بار ذلت نخواهم رفت.»
39. (لا يَدخُلُ الجَنَّةَ اَحدٌ أذاها في ذُرِّيَتِّها.) (103)
«کسي که از راه اذيت به فرزندان زهرا (عليهاالسلام) موجب رنجش و اذيت وي گردد، داخل بهشت نخواهد گرديد.»
40. (لَتَلقِيَنَّ فاطمةُ أباها شاکيةً ما لَقيَت ذُرِّيتَّها من اُمَّتِهِ.) (104)
«روز قيامت حضرت فاطمه (عليهاالسلام) پدرش را ملاقات مي‌کند و نزد او از آزارهايي که امت پدرش به فرزندانش رسانيده‌اند، شکايت مي‌کند.»
41. (لَو لَم يَکُن في الدُّنيا مَلجَأُ وَ لا مَأوي لَما بايَعتُ يزيدَبن معاويةَ.) (105)
«اگر در تمام دنيا هيچ پناهگاه و مأوائي نباشد، باز هم با يزيد بن معاويه بيعت نخواهم کرد.»
42. (إنّي لَم أخرُج أشَراً و لا بَطَراً وَ لا مُفسِداً و لا ظالِماً.) (106)
«من از روي خودخواهي و براي خوشگذراني، يا براي فساد و ستمگري (از مدينه) خارج نشده‌ام.»
43. (قَد دَعَوتُ إلي الإيمانِ وَ البِرِّ وَ الصَّلة.) (107)
«مسلماً به ايمان و نيکوکاري و پيوند دعوت کردم.»
44. (خَيرُ الأمانِ أمانُ الله.) (108)
«بهترين أمان‌ها، امان خداست.»
45. (يا أُختاه کُلُّ ما قُضِيَ فَهُو کائنٌ.) (109)
«خواهرم آنچه مقدر است به وقوع خواهد پيوست.»
46. (صَبراً عَلي قَضائک يا ربِّ لا إلهَ سِواک.) (110)
«در مقابل قضا و قدر تو شکيبا هستم اي پروردگاري که به جز تو خدائي نيست.»
47. (هَونٌ عَلَيَّ ما نَزَلَ بِي أنَّه بِعَينِ الله.) (111)
«اين مصيبت نيز بر من آسان است زيرا که خدا آنرا مي‌بيند.»
48. تَعَدَّيتم يا شَرَّ قَوم بِبَغيکُم *** و خالَفتُمُوا فِينا النَّبيَّ مُحَمَّداً (112)
«شما اي بدترين مردم، از راه دشمني و ستم تجاوز کرديد و درباره ما خاندان با فرمان پيامبر مخالفت نموديد.»
49. (لا أفلَحَ قَوم إشتَرَوا مَرضاتِ المَخلوقِ بِسَخَطِ الخالِقِ.) (113)
«قومي که رضايت مخلوق را با غضب خالق خريداري کند، رستگار نمي‌شود.»
50. (نَفسي مَعَ نَفسِکُم و أهلي مَعَ أهلِکُم وَ لَکُم فِيَّ أسوَةٌ.) (114)
«من با شما هستم و خانواده‌ام با خانواده‌هاي شمايند و من براي شما الگويي نيکو هستم.»

پي‌نوشت‌ها:

1- العَلامَةُ في الحَربِ و غيرها (لسان العرب).
2- ما يُنادي بِهِ القَوم في الحَربِ لِيَعرفَ بَعضُهُم بِبَعضٍ (کتاب العين).
3- حماسه حسيني، ج 2، ص 210.
4- نهج الفصاحة، ص 15.
5- بحار، ج 22، ص 354.
6- الاصابة، ج 5، ص 196.
7- فرهنگ غدير، ص 336.
8- مستدرک، ج 5، ص 357.
9- مثلاً امام حسين (عليه السلام) هنگام رفتن حضرت علي اکبر (عليه السلام) به ميدان در قالب تشبيهي فرمودند:
(أللّهمَّ اشهَد أنَّهُ قدَ بَرَزَ إليهم غلامٌ يَشبَهُ رسول اللهِ خَلقاً و خُلقاً وَ مَنطِقاً...) «خداوندا! تو شاهد باش که جواني به سوي ايشان (براي نبرد) رفت که از نظر خلقت، اخلاق و سخن‌گويي شبيه‌ترين فرد به رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) بود...» (مثيرالأحزان، ص 68).
پشتوانه‌ي رمزگشايي از اين کلام امام حسين (عليه السلام) و شناخت شخصيت حضرت علي اکبر (عليه السلام)، شناخت سيره، خلقت و خُلق و خوي پيامبر خداست.
10- بحار، ج 44، ص 298.
11- کشف الغمّه، ج 2، ص 241.
12- بحار، ج 6، ص 154.
13- همان، ج 44، ص 191.
14- همان، ج 45، ص 40.
15- همان، ج 45، ص 43.
16- لهوف، ص 97.
17- بحار، ج 45، ص 46.
18- همان، ج 44، ص 381.
19- بحار، ج 44، ص 213.
20- حماسه حسيني، ج 2، ص 214.
21- حماسه حسيني، ج 2، ص 215.
22- همان، ص 217.
23- حماسه حسيني، ج 2، ص 219.
24- همان، ص 222.
25- همان، ص 222.
26- حماسه حسيني، ج 2، ص 223.
27- مانند نامه‌ها و خطبه‌هاي امام حسين (عليه السلام) و اصحابشان.
28- مثلاً امام حسين (عليه السلام) در معرفي حضرت علي اکبر (عليه السلام) مي‌فرمايند:
«او شبيه‌ترين خلق خدا به پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) بود.»
29- مثلاً امام حسين (عليه السلام) درباره‌ي يزيد فرمودند: (ألا إنَّ الدّعي ابن الدّعي...) « همانا آن حرامزاده، فرزند حرامزاده...»
30- مانند جايي که امام حسين (عليه السلام) مرگ را براي ياران خود به منزله گردنبندي بر گردن دختري برشمردند و فرموند: «خطَّ المَوتُ علي وُلدِ آدم مَخَطَّ القِلاَدةِ عَلي حيدِ الفتاةِ» (بحار، ج 44، ص 366) .
31- چنانچه در شعار مشهور آن حضرت يعني: «هيهات مِنّا الذّلَّة» مشهود است.
32- لهوف، ص 97.
33- کشف الغمّة، ج 2، ص 241.
34- استرجاع کردن يعني گفتن آيه شريفه: (انّا لله و إنا إليه راجعون) .
35- اعيان الشيعه، ج 8، ص 206.
36- سخنان حسين بن علي (عليه السلام) از مدينه تا کربلا، ص 202.
37- بحار، ج 44، ص 391.
38- بحار، ج 44، ص 394.
39- سخنان حسين بن علي (عليه السلام) از مدينه تا کربلا، ص 272.
40- لهوف، ص 53.
41- همان، ص 101.
42- همان، ص 89.
43- سخنان حسين بن علي (عليه السلام) از مدينه تا کربلا، ص 288.
44- بحار، ج 45، ص 27.
45- همان، ص 27.
46- مقتل خوارزمي، ج 2، ص 33.
47- سخنان حسين بن علي (عليه السلام) از مدينه تا کربلا، ص 300.
48- ابصار العين، ص 39.
49- سخنان حسين بن علي (عليه السلام) از مدينه تا کربلا، ص 312.
50- بحار، ج 5، ص 30.
51- بحار، ج 45، ص 5.
52- العيون العبري، ص 111.
53- همان، ص 90.
54- همان، ص 90.
55- همان، ص 89.
56- العيون العبري، ص 135.
57- ملهوف ص 447.
58- ملهوف، ص 440.
59- قتل صبر: آن است که انسان (يا حيواني) را بسته نگه دارند و آنقدر به او ضربه بزنند تا بميرد. پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) از اين گونه کشتن نهي کردند. (فرهنگ عاشورا، ص 381).
60- ملهوف، ص 428.
61- همان، ص 416.
62- تنقيح المقال، ج 3، ص 198.
63- بحارالانوار، ج 45، ص 36.
64- بحارالانوار، ج 45، ص 18.
65- بحارالانوار، ج 45، ص 24.
66- مقتل الحسين، امين، ص 140.
67- تاريخ طبري، ج 5، ص 140.
68- تاريخ طبري، ج 5، ص 434.
69- بحارالانوار، ج 45، ص 14.
70- بحارالانوار، ج 45، ص 38.
71- مناقب، ج 4، ص 104.
72- بحارالانوار، ج 45، ص 27.
73- موسوعه کلمات الحسين، ص 284.
74- بحارالانوار، ج 44، ص 329.
75- همان، ج 44، ص 381.
76- همان، ص 75، ص 117.
77- مناقب، ابن شهر آشوب، ج 4، ص 68.
78- بحارالانوار، ج 44، ص 334.
79- مناقب ابن شهر آشوب، ج 4، ص 89.
80- مناقب ابن شهر آشوب، ج 1، ص 68.
81- بحارالانوار، ج 44، ص 192.
82- همان، ج 45، ص 51.
83- العيون العبري، ص 87.
84- همان، ص 114.
85- العيون العبري، ص 10.
86- تهذيب، ج 3، ص 82.
87- الفتوح، ج 5، ص 147.
88- بحار، ج 44، ص 329.
89- تاريخ طبري، ج 6، ص 200.
90- سخنان حسين بن علي (عليه السلام) از مدينه تا کربلا، ص 222.
91- ملهوف، ص 68.
92- سخنان حسين بن علي (عليه السلام)، ص 126.
93- سخنان حسين بن علي (عليه السلام)، ص 145.
94- همان، ص 164.
95- همان، ص 176.
96- همان، ص 176.
97- سخنان حسين بن علي (عليه السلام)، ص 180.
98- همان، ص 184.
99- همان، ص 140.
100-همان، ص 12.
101- همان، ص 25.
102- همان، ص 27.
103- سخنان حسين بن علي (عليه السلام)، ص 27.
104- همان، ص 27.
105-همان، ص 32.
106- همان، ص 36.
107- همان، ص 93.
108- همان، ص 93.
109- سخنان حسين بن علي (عليه السلام)، ص 115.
110- همان، ص 325.
111-همان، ص 308.
112- همان، ص 310.
113- همان، ص 186.
114- همان، ص 148.

منبع مقاله :
نيلي پور، مهدي؛ (1388)، شعارهاي عاشورا، اصفهان: انتشارات مرغ سليمان، چاپ اول