تربیت شبه نظامی جوانان

 

نویسنده: حسام الدّین آشنا




 

پیشاهنگی در جهان

بروز انقلاب صنعتی در غرب پیامدهای چندی را به دنبال داشت. یکی از مهم‌ترین آثار انقلاب صنعتی گسترش شهرنشینی و افزایش رفاه نسبی بود. سکونت مداوم در شهر، سستی، رخوت و ضعف بدنی را برای شهرنشینان به ارمغان آورد و دوری از طبیعت، شجاعت، اراده و بسیاری فضایل اخلاقی را از آنان سلب کرد. برای مقابله با ضعف‌های جسمانی، روانی و اخلاقی ناشی از این پدیده، در اواخر قرن نوزده و اوایل قرن بیست نهضت‌های تربیتی با شعار بازگشت به طبیعت و پرورش ارزش‌های اخلاقی، به خصوص در میان جوانان و نوجوانان به سرعت گسترش یافت. در انگلستان نیز مؤسساتی نظیر بریگاد پسران (1) و مجمع جوانان مسیحی (2) به کار تربیت غیررسمی نسل جوان مشغول بودند، اما مهم‌ترین و فراگیرترین حرکت تربیتی که در مدت کوتاهی اغلب کشورهای غربی و سپس بسیاری از کشورهای جهان را فراگرفت، نهضت پیشاهنگی پسران (3) بود.
تاریخچه رسمی پیشاهنگی از آن‌جا آغاز می‌شود که ژنرال بیدن پاول، (4) یکی از فرماندهان ارتش انگلیس، در جنگ ترانسوال در 1884، هنگامی که پادگان تحت فرماندهی‌اش در کنیا مورد هجوم بوئرها و دیگر قبائل افریقایی قرار گرفت، به ضعف جسمانی و ناتوانی روحی سربازان انگلیسی در مقابل جنگاوران برهنه پی برد. در جریان این حمله، او مجبور شد به علت کمبود نفرات نظامی، در مواردی مثل امربری، دیده بانی و رساندن آذوقه از وجود پسر بچه‌های نوجوان استفاده کند. توانایی نوجوانان در نظم پذیری، اطاعت و اجرای دقیق دستورات او را به موضوع تربیت شبه نظامی نوجوانان برای اهداف غیرنظامی علاقه‌مند کرد. او با مطالعه روی قبایل آفریقایی پی برد که آنان برای امتحان مردانگی جوانان، آزمایش‌های سختی را به عمل می‌آورند و عضویت جوان در قبیله را مشروط به موفقیت در تحمل رنج و اثبات توانائی‌های جسمی او می‌دانند. پاول در بازگشت به انگلستان به پژوهش آماری در مدارس پرداخت. در این تحقیق، میزان رو به رشد بیماری‌های مادر زادی، سوء تغذیه، مصرف الکل و فساد موجود در مدارس توجه وی را جلب کرد. او سرانجام چاره را در ایجاد نهضتی تربیتی یافت که با روشی مؤثر در پرورش نسل جدید بکوشد. در 1903، نخستین نوشته‌ی پاول تحت عنوان Aids scouting to شامل سخنرانی‌ها و فعالیت‌هایش منتشر شد. آموزش‌های اولین اردوی پیشاهنگی از روش‌های تعدیل شده‌ی نظامی، اصول تربیتی زولوها و دیگر قبایل آفریقایی و شیوه‌های مدرن تربیت بدنی اخذ شده بود. موفقیت این اردو موجب شد که پاول کتاب Scouting for boys را منتشر کند. در 1910، این حرکت چنان اوج گرفت که بیدل پاول ارتش را ترک کرد و یکسره به کار تربیت نوجوانان پرداخت. در همین سال شورایی اساس نامه و نظام نامه‌های مورد نیاز را تدوین و تصویب کرد و بلافاصله مورد حمایت پادشاه و ولیعهد انگلستان قرار گرفت. این سازمان به سرعت در اروپا مورد استقبال قرار گرفت و در آمریکا نیز طرفداران زیادی پیدا کرد. در 1920، اولین گردهمایی بزرگ پیشاهنگان - جامبوری - در اطراف لندن برگزار و از آن پس هر چهار سال یک بار، اجتماع مشابهی در یکی از کشورها برقرار شد.
آموزه‌های پیشاهنگی ایمان به خدا، اطاعت از مقررات و قوانین، داشتن خلق و خو و صفات نیک، آمادگی فکری، جسمی و روحی برای قبول مسئولیت و انجام وظائف، پیروی از اصول برادری و خدمت به دیگران و التزام به خودآموزی است و تعلیماتش در جهت ساختن شخصیت و پرورش استعدادهای اعضا، آموزش فنون و صنایع دستی، آگاهی‌های مربوط به تربیت بدنی، اصول بهداشتی و کمک‌های اولیه، کارگروهی، زندگی در خارج شهر، تماس با طبیعت و آموختن زندگی اجتماعی است. سازمان‌دهی اعضا از اصول نظامی پیروی می‌کند. این روش به فرمانده امکان نظارت مستقیم بر آموزش و رفتار فردی افراد گروه را می‌دهد. نهضت پیشاهنگی، در معنای ابتدایی خود، سازمانی غیرنظامی، غیرسیاسی، غیرمذهبی، و غیرنژادی و پیوستن به آن اختیاری است. استقبال جهانی از پیشاهنگی به علت نیاز مبرم به تحول اساسی در روش‌های تعلیم و تربیت بود. پیشاهنگی با روشی ساده و توأم با روحیه شاد و آزادی عمل برای تمرین و یادگیری براساس میل و علاقه شخصی و فرصت‌های فراوان برای به کار بردن ابتکارات تازه و استعدادهای نهفته، اوقات فراغت خارج از مدرسه را پر و نوجوانان را برای ورود به زندگی اجتماعی آماده می‌کند. (5)

پیشاهنگی در ایران

نخستین حرکت‌ها

گرچه نخستین مکتوب رسمی با هدف معرفی پیشاهنگی در تیر 1304 منتشر شد، اما پیشینه‌ی این امر به فعالیت‌های ورزشی «انجمن مؤسسین ورزش» باز می‌گردد که پیش از کودتای 1299 با شرکت میرزا مهدی خان ورزنده، دیپلمه‌ی رشته‌ی ژیمناستیک از بروکسل، در تهران تأسیس شد و گروهی از جوانان را با ورزش‌های ژیمناستیک، فوتبال، بسکتبال و تنیس آشنا کرد. (6) ورزنده پس از کودتا نیز به فعالیت خود ادامه داد و در سال 1304 با همکاری «مستر شرک» امریکایی اولین تشکیلات «Boy scout» را در تهران به وجود آورد. وزارت معارف در اولین برخورد با تشکیلات جدید، استقبال فراوانی از آن به عمل آورد. علی اصغر حکمت، رئیس اداره تفتیش، با نگاشتن مقاله‌ای ضمن معرفی و ذکر تاریخچه این نهضت، واژه پارسی «پیشاهنگ» را در مقابل واژه‌های انگلیسی و عربی هم‌معنی پیشنهاد کرد. (7) همزمان با این اقدامات، ورود میرزا احمد خان امین زاده (بعدها: احمد امین) به کشور بر رونق پیشاهنگی افزود. وی که فارغ التحصیل دارالمعلمین عالی استانبول، لیسانسیه ریاضیات عالیه و یکی از صاحبنظران مسائل تربیتی بود از ریاست معارف فرات استعفا داده و با نوشتن مقالاتی در نشریات مختلف از جمله مجموعه معارف، بر لزوم تحولات اساسی در نظام تربیتی مدارس تأکید کرد. (8) تلاش‌های همه جانبه علاقه‌مندان در 12 آذر 1304 منجر به اعلام رسمی پیشاهنگی به ریاست امین زاده شد. در 11 اسفند همان سال با تأسیس انجمن پیشاهنگی به ریاست علی اصغر حکمت متحدالمآل دستور ایجاد پیشاهنگی در مدارس صادر شد. در بند اول این متحدالمآل به شاگردان کلاس‌های آخر اجازه داده شد تا به عضویت این مؤسسه درآیند و در بند سوم نیز تصریح شده بود که هر مدرسه ابتدایی که لااقل سی نفر، و هر مدرسه متوسطه که لااقل 50 نفر محصل پیشاهنگ داشته باشد، مورد تقدیر وزارت معارف قرار خواهد گرفت. (9) ده روز بعد، نخستین جشن پیشاهنگی در دارالفنون برگزار شد. پیشاهنگی پسران ایران در ژانویه 1928 به واسطه‌ی اقدامات وزیر مختار ایران در انگلیس و مکاتبات میان پیشاهنگی ایران و مجمع بین الملل پیشاهنگی به رسمیت شناخته شد و ایران در زمره 56 کشوری قرارگرفت که در مدارس خود پیشاهنگی را اجرا می‌کردند. (10)

بحران موفقیت

آغاز سال 1305 برای پیشاهنگی ایران بسیار موفقیت‌آمیز بود، اما در نیمه همین سال، مشکلات گوناگون به تدریج این تشکیلات را برای هشت سال به تعطیلی کشاند. در 24 فروردین، وزارت معارف با ارسال متحدالمآلی از کلیه مدارس خواست تا با افزایش تعداد پیشاهنگان و آموزش مشق نظامی، آنان را برای رژه‌ی روز تاج گذاری (4 اردیبهشت) آماده کنند. در ابتدای همین سال، مجلس با تصویب قانونی، اعانه معارف به پیشاهنگی را ماهیانه شصت تومان مقرر کرد. آخرین روزهای بهار با جشن رسمی پیشاهنگان مازندران که با حضور شش هزار نفر دربار فروش منعقد شده بود، مصادف گردید. 12 تیر نقطه‌ی عطف در حرکت پیشاهنگی بود. در این روز، نخستین جشن رسمی پیشاهنگی تهران به دعوت نصیرالدوله (احمد بدر)- وزیر معارف - و با شرکت رئیس‌الوزرا برگزار شد. این جشن که شامل اجرای رژه، سرود رسمی، سرود مادر وطن، افراشتن بیرق و سرود درفش مقدس و عملیات خاص ورزشی بود، با استقبال فراوان مدعوان مواجه شد. موفقیت این مراسم باعث شد سه روز بعد، پیشاهنگی به عنوان دو واحد درسی در برنامه آموزشی دارالمعلمین ورزش گنجانده شود. (11) در ماه‌های بعد به سرعت بر فعالیت‌های این مؤسسه افزوده شد و سینمای پیشاهنگان پایتخت در 22 شهریور افتتاح شد. (12) آخرین موفقیت سال 1305 ارسال متحدالمآل 2 آبان بود. به موجب این دستور تعلیمات پیشاهنگی هفته‌ای دو روز، پس از خاتمه یا قبل از شروع درس، در مدارس برقرار می‌شد و معلمان « لازم بود در کلاس‌ها معنی و قواعد پیشاهنگی را به محصلین فهمانده و آن‌ها را برای دخول در این حرکت تشویق کنند. » آخرین بند این متحدالمآل تشکیل « انجمن اساسی پیشاهنگی ایران » را تحت ریاست افتخاری، وزیر معارف، اعلام کرد و اعانه این تشکیلات در اواسط این سال به 250 تومان در ماه رسید.

مخالفت‌ها

موفقیت‌ها تنها یک روی سکه بود و پیشاهنگی در وزارت معارف مخالفانی جدّی داشت. آنان معتقد بودند اداره‌ی دانش‌آموزان از نظر اخلاقی حتی در محیط بسته‌ی مدرسه کار دشواری است تا چه رسد به این که عده‌ای نوجوان را تحت رهبری جوانکی ناپخته به محیط‌های باز کوهستانی و ییلاقی ببرند. (13) امین‌زاده این مخالفت‌ها را به حسادت اداری و خیانت تربیتی تعبیر کرده است. (14) با کنار رفتن نصیرالدوله از وزارت معارف و جایگزینی سید محمد تدین، این مخالفت‌ها در وهله‌ی اول به شکل مخالفت با بودجه پیشاهنگی ظاهر شد. (15) تدین پس از شهریور 1320 به مناسبتی علل مخالفت خود را با پیشاهنگی در دوره‌ی رضاشاه بیان کرده است:
« وزارت فرهنگ طوری شده بود که هدف آن تحصیل نبود. هر روز شاگردان را برای رژه دعوت می‌کردند؛ برای تعلیمات نظامی می‌بردند، برای جشن‌ها دعوت می‌کردند و برای تظاهرات می‌بردند. من با پیشاهنگی مخالف نیستم اما با این پیشاهنگی که فقط به منظور تظاهر و مسخره بازی درست شده بود مخالف بودم. من حاضر نبودم جوانان را به دست اشخاص ناصالح بسپارم که آن‌ها را به کوه و بیابان به گردش ببرند. آن‌ها استخر درست کرده و دختران را در حضور مردم لخت می‌کردند. ناموس مملکت وقتی خواست در استخر عمومی و در حضور مردم شنا کند این دیگر به درد نمی‌خورد. این خلاف عفت و شرافت است. »
سال‌های 1306 و 1307 دوره‌ی عسرت مالی بود. برای رفع این مشکل امین‌زاده با ارسال دو نامه برای وزیر معارف و معاونت کل آن وزارت‌خانه، تقاضا کرد که کمک ماهیانه 250 تومان ابقا شود. با این که در نامه‌ی امین زاده اشارات و کنایات تندی مانند جمله زیر به چشم می‌خورد:
« از قرار مسموع، وزارت جلیله معارف برای مدرسه سن لوئی ماهی 200 تومان اعانه می‌دهد و بدیهی است مؤسسات پیشاهنگی که مربی عزم و اراده، حس وطن پرستی، روحیات اجتماعی اعتماد به نفس و سجایای عالیه است بیش از مدرسه سن لوئی برای ایران و ایرانی فائده دارد. »
اما پی‌نوشت « فعلاً ضبط شود » و پاسخ چون بودجه 1307 وزارت خانه تدوین شد دیگر محلی برای کمک به آن مؤسسه موجود نیست، دریچه‌ی هر گونه امید به کمک دولت را بست.

انتشار مجله

در دورانی که پیشاهنگی از نظر فعالیت خارجی روز به روز محدود می‌شد، یارانی به کمک امین زاده شتافتند و با تأسیس « مجله پیشاهنگی » برای مدتی از فراموش شدن نام و یاد آن جلوگیری کردند. (16) اولین شماره‌ی مجله در 31 خرداد 1306 با مدیریت احمد آرام منتشر شد. در بالاترین سطر مجله جمله‌ای منسوب به علی (علیه السلام) درج شد که « ادبوا اودلاکم بغیر آدابکم لانهم خلقوا الزمان غیر زمانکم »؛ بر بالای آرم پیشاهنگی نیز آیه « لیس للانسان الا ما سعی » جای گرفت. (17) امین زاده در اولین سرمقاله‌ی مجله هدف پیشاهنگی ایران را ایجاد عملی حس وطن پرستی در میان نوجوانان و جوانان معرفی می‌کند. در همان شماره شعری از میرزا عبدالعظیم خان به عنوان سرود رسمی پیشاهنگی درج شده است:

خیل پیشاهنگ هان گاه فداکاری بود *** بهر حفظ خاک ایران وقت هشیاری بود
هر که پیشاهنگ شد ده خصلت آمد پیشه‌اش *** هوش‌دار و گوش ده جای نگهداری بود
هست اخلاق و شرف پاکی درست راه وی *** مهربانی و ادب یاری و غم‌خواری بود
صرفه‌جو در زندگانی در حوادث بردبار *** حکم و فرمان را مطیع و پیرو و مجری بود
هموطن را چون برادر دوست‌دار و خواستار *** هر که پیشاهنگ شد کارش فداکاری بود

از شماره دوم تا ششم مجله، سلسله مقالاتی تحت عنوان « پیشاهنگی و مصادر اسلامی » به قلم آقا شیخ حسن حائری مازندرانی درج شد. در این مقالات تمام کوشش مؤلف بر آن بود که ثابت کند پیشاهنگی از ابتکارات تربیتی جدید نبوده و در واقع اسلام بنیان‌گذار ورزش‌های تربیتی است. وی در دومین مقاله خود می‌نویسد:
« من اگر بخواهم کتاب سبق و رمایه را که یکی از شاهکارهای مهم قوانین اسلامی است به فارسی ترجمه کنم، نام آن را (پیشاهنگی) خواهم گذاشت. این صبر و شهامت و اعتماد به نفسی که در صدر اسلام مسلمان‌ها را آقای دنیا کرده بود، در نتیجه همین قانون سبق و رمایه یا پیشاهنگی بود ».
این مقالات واکنشی بود در مقابل حملات مخالفان پیشاهنگی که آن را مخالف شئونات دانش آموزی، وقار و متانت اسلامی می‌دانستند.
درج مقاله‌ی « پیشاهنگی ملی باشد یا دولتی » از دو نگرش نسبت به پیشاهنگی حکایت می‌کرد. عده‌ای معتقد بودند انجمن پیشاهنگی به عنوان یک موسسه خصوصی می‌تواند با جلب داوطلب، آن‌ها را تحت تربیت قرار دهد و تا سال 1307 هم نحوه‌ی رابطه‌ی وزارت معارف با پیشاهنگی به شکل پرداخت اعانه بود، اما ایجاد بحران در بودجه‌ی پیشاهنگی این نکته را روشن کرد که پیشاهنگی بدون این‌که کاملاً به خدمت دولت درآید، پیشرفتی نخواهد داشت. سران پیشاهنگی هم خود طرفدار نظریه‌ی دولت‌گرایی بودند. امین زاده با اشاره به پیشاهنگی ترکیه نوشت:
« ترکیه قبل از هجده سال، پیشاهنگی را تأسیس کرد. وزارت معارف ترکیه رئیس تشکیلات بلژیک را با حقوقی گزاف کنترات کرد تا در مدت معینی تشکیلات پیشاهنگی ترکیه را اداره و کتاب‌هایی تألیف و معلمان و رؤسایی تربیت نموده و برگردد. در تمام ممالک خاورمیانه مثل ترکیه، مصر، بین النهرین، ژاپن، چین و روسیه پیشاهنگی دولتی است ».
وی با استفاده از این استدلال که چون پیشاهنگی مربوط به مدارس است و مدارس نیز دولتی است، نتیجه گرفت که پیشاهنگی نیز باید دولتی باشد.

توقف تدریجی فعالیت

انتشار مجله نیز کمکی به دفع مخالفت‌ها نکرد، بلکه بر شدت گلایه‌های آشکار مخالفان که به عنوان ذکر تاریخچه‌ی پیشاهنگی در هر شماره‌ی مجله منتشر می‌شد، افزود. تقلیل بودجه، بی‌توجهی وزیر معارف وقت (یحیی قره گزلو) و عدم استقبال کارکنان معارف موجب شد که امین زاده ایران را ترک کرده، به عراق مسافرت کند. در فاصله‌ی سال‌های 1307 تا 1313، جالینوس و سیدرضا اخوی مسئولیت کار را بر عهده داشتند. در این سال‌ها وزارت معارف هیچ گونه کمکی به پیشاهنگی نکرد و محل اداره آن نیز از وزارت معارف خارج، و به محلی اجاره‌ای منتقل شد و فقط ماهیانه هزار ریال برای اجاره‌ی محل اداره، حقوق مستخدمان و مخارج روشنایی از محل بودجه وزارتی کارسازی شد. آخرین ضربه اداری به پیشاهنگی در اردیبهشت 1307 وارد شد. وزارت معارف با ارسال متحدالمآلی اعلام کرد: مؤسسه پیشاهنگی از مؤسسات خصوصی است و وزارت جلیله معارف در تشکیلات آن هیچ گونه دخالتی ندارد. بنابراین، پیشاهنگی به کلی در مدارس ممنوع است، (18) مکاتبات متعدد و درخواست لغو این متحدالمـآل اثری نبخشید. در پایان سال 1311 تلاش دیگری برای افزایش کمک هزینه‌ی پیشاهنگی انجام شد. سیدرضا اخوی با ارسال نامه‌ای، ملتمسانه از رئیس الوزرا (مهدی قلی هدایت) خواست تا به علت تأخیر دو ساله پرداخت حق عضویت پیشاهنگی بین المللی و لزوم برگزاری جشن پیشاهنگی در حضور هیئت دولت، اعانه این مؤسسه در سال 1312 به ماهیانه 300 تومان افزایش یابد. پاسخ هدایت جز این نبود که چون محلی برای خرج موجود نیست متأسفانه مساعدتی هم مقدور نیست. (19)

دولتی شدن پیشاهنگی

سقوط کابینه‌ی هدایت و ریاست‌الوزرای فروغی در 26 شهریور 1312، وزارت معارف را در اختیار علی اصغر حکمت قرار داد. حکمت که خود یکی از نخستین مروّجان طریقه‌ی پیشاهنگی بود، به سرعت به بازسازی تشکیلات پرداخت. اولین اقدام وی تأسیس « انجمن تربیت بدنی و پیشاهنگی » به ریاست ادیب السلطنه سمیعی، رئیس تشریفات سلطنتی بود. اعضای این انجمن از چهره‌های سیاسی و فرهنگی کشور انتخاب شده بودند. نخستین اقدام این انجمن تهیه اساسنامه‌ای بود که اختیار انجمن را به تمامی به دولت واگذار می‌کرد. طبق این اساسنامه، شعب انجمن در ولایات تحت ریاست والی یا حکومت هر محل تأسیس می‌شد. اقدام دیگر واگذاری ریاست عالی انجمن به ولیعهد بود. او در آن تاریخ، در خارج از کشور به تحصیل و .... اشتغال داشت و علاقه‌ی وافری به امور ورزشی و پیشاهنگی ابراز می‌کرد. با دولتی شدن کامل پیشاهنگی، مشکل بودجه نیز حل شد. با تأمین اعانه از طرف وزارت دارایی، نسبت به استخدام متخصص تربیت بدنی از امریکا اقدام شد و دکتر عیسی صدیق که خود فارغ التحصیل دانشگاه کلمبیا بود، با مکاتبه، یکی از فارغ التحصیلان مجرب دانشسرای عالی آن دانشگاه را با حقوق ماهیانه دویست دلار استخدام کرد. توماس. آر. گیبسون (20) در اواخر شهریور 1313 وارد تهران شد و دو کار مهم را به سرعت آغاز کرد. ابتدا به احیای پیشاهنگی پرداخت و با معاونت حسام‌الدین پازارگاد، رئیس دبیرخانه انجمن، ظرف چهار ماه تعداد کافی پیشاهنگ برای شرکت در رژه‌ی سوم اسفند 1313 آماده کرد. (21) رژه پیشاهنگان که در پیشاپیش ارتش حرکت می‌کردند برای حکمت بسیار موفقیت‌آمیز بود و او را از کفالت به وزارت رساند. اقدام دوم اجباری کردن ورزش در مدارس کشور بود. دستور مفصل ورزش در مدارس در تاریخ 3 بهمن 1313 تهیه شد. این دستورات هدف خاصی را دنبال می‌کرد. در مقدمه متن دستور به این نکته اشاره شده است:« مواد این دستور تنها راجع به تربیت بدنی نبوده، بلکه در حقیقت قسمتی از تعلیم و تربیت است که به وسیله حرکات و عملیات ورزشی به شاگردان تعلیم داده می‌شود ».
مسئولیت مضاعف حکمت در معارف و انجمن پیشاهنگی موجب قدرت یافتن پیشاهنگی شد. در تابستان سال 1314، باغ منظریه تهران با وسعت یک میلیون متر مربع برای پیشاهنگی خریداری و اولین اردوی تربیت مربی پیشاهنگی با شرکت 84 نفر به مدت پانزده روز در آن تشکیل شد. این افراد بعدها هسته‌های اصلی پیشاهنگی ولایات را تشکیل دادند. از مهر 1314 اداره‌ی جداگانه‌ای در وزارت معارف به نام اداره‌ی پیشاهنگی و تربیت بدنی دایر شد. در همان ماه متحدالمآل مبسوطی برای مدارس صادر و همراه آن انبوهی از فرم‌ها و برگه‌های گزارش ارسال شد. این برگه‌های اداری در تضمین بقای سازمان‌دهی پیشاهنگی نقش مهمی ایفا کرد.

تأسیس پیشاهنگی دختران

تأسیس پیشاهنگی دختران به ریاست عالیه شمس پهلوی یکی از مهم‌ترین اقداماتی بود که حکمت به دنبال تأسیس کانون بانوان در اردیبهشت 1314 در راستای اجرای مقدمات فرهنگی کشف حجاب صورت داد. در مرداد 1314، کلاسی در تهران برای تربیت مربیان پیشاهنگی دختران تشکیل شد. مدتی بعد محل این کلاس به کانون بانوان منتقل شد. چند ماه بعد، در 17 دی 1314، شرکت وسیع پیشاهنگان دختر در مراسم دانشسرای عالی، توانایی دختران را در اجرای مقاصد فرهنگی به ظهور رساند. دقت در عکس‌های مربوط به مراسم کشف حجاب این موضوع را به خوبی نشان می‌دهد. مراسم رژه سوم اسفند 1314 که با حضور دو هزار پسر و هزار دختر انجام شده بود، اهمیت شرکت دختران را در مراسم نشان داد. از آغاز سال بعد، گردش‌های دسته جمعی دختران پیشاهنگ در روزهای جمعه آغاز شد. اگرچه این کار بر نگرانی خانواده‌ها افزود، ولی اجبار وزارت فرهنگ روز به روز آمار دختران پیشاهنگ را افزایش داد. به طوری که تعداد آنان در اسفند 1317 در پایتخت به 2323 نفر رسید. با آغاز اسفند 1318 و اجباری شدن شرکت دختران شهرستانی در پیشاهنگی، فکر تربیت رهبران پیشاهنگی دختران قوّت گرفت. در فروردین 1319، 28 دختر از تهران و شهرستان‌ها به مدت دو ماه در اردویی شرکت کردند و سپس در هشت شهرستان مهم مسئولیت پیشاهنگی دختران را بر عهده گرفتند. به این ترتیب، در خرداد 1318 تعداد پیشاهنگان دختر به 2478 و در خرداد 1319 به 3299 نفر بالغ شد. (22)

تقویت پیشاهنگی

بازگشت ولیعهد به کشور در اردیبهشت 1315 رونق پیشاهنگی را بیشتر کرد. وی به شخصه در مراسم و اردوها شرکت می‌کرد و با صرف هزینه برای جشن‌ها و آموزش‌های ورزشی، مربیان و مسئولان را تشویق می‌کرد. انتشار کتاب‌ها و جزوات تبلیغاتی و آموزشی که با همکاری مربیان پیشاهنگی در طول اردوهای آموزشی تهیه می‌شد نیز به معرفی و گسترش آن افزود. اگرچه به خاطر استفاده بیش از حد از اوقات فراغت و گاه ساعات درسی دانش آموزان، حتی در سال 1315 نیز در سطح مسئولان وزارت معارف مخالفت‌هایی با فعالیت‌های پیشاهنگی به چشم می‌خورد، (23) ولی فشارهای اداری وزیر معارف تمام مقاومت‌ها را در هم شکست. (24)
در اواسط 1315 علاوه بر پیشاهنگی، آموزش نظامی نیز به برنامه مدارس متوسطه تحمیل شد. دروس تعلیمات نظامی به دو دسته اخلاقی و عملی تقسیم می‌شد. در قسمت اول تهییج احساسات سلحشوری، شاه پرستی، میهن دوستی، بیان و مقایسه وضع گذشته و فعلی کشور آموخته می‌شد و در قسمت دوم ورزش‌های نظامی اجباری بود. این برنامه که دو ساعت در هفته در نظر گرفته شده بود به منزله یکی از دروس رسمی در کارنامه محصل وارد می‌شد (25).
یکی از مهم‌ترین اقدامات سال 1315، تلاش برای فراهم آوردن امکانات شرکت ایران در پنجمین اردوی بین المللی پیشاهنگی (جامبوری 1937) در هلند بود. حضور در این جامبوری که اعلام فعالیت جهانی پیشاهنگی ایران محسوب می‌شد، از هر جهت برای سران این حرکت حیاتی شمرده می‌شد. حکمت طی نامه‌ای به تاریخ 1315/9/1، خطاب به ریاست وزرا نوشت:« با اهمیتی که این اجتماع بین المللی از لحاظ تعلیم و تربیت عمومی و ایجاد وحدت افکار مابین اهل عالم متضمن است، مملکت شاهنشاهی ایران با آن‌که متجاوز از ده سال است عضو مجمع بین المللی پیشاهنگی است و سالی مبلغی ابونه و حق عضویت می‌دهد، تا به حال در این اردوها و کنگره‌ها شرکت نکرده است... . برای کشور ایران با ترقیاتی که در این عصر همایون نایل شده، سزاوار است که این دعوت را رد نکرده و شرکت کند. »
رئیس الوزرا - محمود جم - تصویب این موضوع را به طرح در هیئت دولت و روشن شدن تعداد افراد اعزامی و مخارج سفر و اقامت مؤکول کرد. (26)
در واقع، حکمت منتظر پاسخ هیئت دولت نشد و در تابستان همان سال یعنی 5 ماه قبل از ارسال نامه، ضمن برگزاری سومین دوره‌ی اردوی تابستانی - که مخصوص رؤسا و معاونان پیشاهنگی ایالات و تعدادی از رؤسا و ناظمان مدارس تشکیل شده بود - موضوع شرکت فعال در جامبوری 1937 را طرح کرده و هر یک از شرکت کنندگان را موظف کرد که یکی دو مقاله در موضوعات مختلف پیشاهنگی و فلسفه آن نگاشته یا ترجمه کنند تا مجموعه این مقالات در سلسله نشریاتی به طبع برسد. اولین نشریه به نام پنجاه هزار پیشاهنگ، تاریخچه سومین اجتماع پیشاهنگان دنیا - جامبوری 1929 انگلستان - در تابستان همان سال منتشر شد. آنچه از اسناد بر جای مانده از سازمان پیشاهنگی برمی‌آید، این است که ایران بالاخره در جامبوری 1937 شرکت کرد، اما نه از طریق اعزام پیشاهنگ از ایران. مهندس دفتریان که در اوقات برگزاری جامبوری در فرانسه مشغول تحصیل بود. در مورد لزوم شرکت در جامبوری 1937 با وزارت فرهنگ مکاتبه کرد. با دستور ولیعهد، وزارت فرهنگ از دو دانشجوی دیگر، دکتر منجّمی و دکتر پازارگادی که به ترتیب در پاریس و لندن مشغول تحصیل بودند نیز خواست که به همراه آقای طاهر، سرپرست دانشجویان ایرانی در پاریس، در آن مراسم شرکت کنند. (27) این چهار نفر نخستین نمایندگان ایران در مراسم جهانی پیشاهنگی بودند.

اجباری شدن پیشاهنگ در مدارس

فکر اجباری کردن تعلیمات پیشاهنگی از ابتدای تأسیس آن وجود داشت. اولین دوره‌ی فعالیت پیشاهنگی بدون کسب موفقیت در این زمینه خاتمه یافت، اما با شروع مرحله دوم که از سال 1313، پس از بازگشت شاه از سفر ترکیه آغاز شد، (28) کارکرد موفقیت آمیز پیشاهنگی در تربیت نسل مطلوب، بر طراحان فرهنگی آن دوران آشکار شد. در دیدگاه رضاشاه پیشاهنگی مقدمه‌ی سربازی بود؛ لذا همواره پیشاهنگان پیشاپیش ارتشیان در رژه‌ها شرکت می‌کردند. (29) در 1317، بنابر پیشنهاد وزارت فرهنگ، ماده واحده‌ای تصویب شد و به موجب آن شرط شرکت در امتحان نهایی دبستان‌ها و اخذ گواهینامه‌ی ابتدایی را یک سال خدمت در سازمان پیشاهنگی و اخذ آموزش درجه‌ی سوم قرار دادند و همچنین شرط شرکت در امتحانات دوره‌ی اول دبیرستان یک سال خدمت در طول تحصیل در کلاس اول و اخذ آموزش درجه دوم بود. (30) تبصره یک این قانون مقصود از مدت یک ساله‌ی خدمت را شرکت پیشاهنگ در تمام تعلیمات و عملیات هفتگی، جشن‌ها و اجتماعات رسمی و انجام خدمات محوله معرفی کرده بود. ماده‌ی 11 این دستورالعمل نیز بیان می‌داشت که چون پیشاهنگی غیر از ورزش، و مقصود از آن تربیت افراد شاه پرست و میهن پرست و تربیت روحی و اخلاقی جوانان و آموختن نکات و تعلیمات لازم زندگی و پرورش افرادی است که برای کشور مفید باشند، پس هیچ نوع عذری از قبیل گواهینامه طبیب و عذر کسالت و ضعف بنیه و امثال آن نمی‌تواند شاگردان را از شرکت در این سازمان تربیتی معاف دارد. اشخاصی که بنا به تشخیص پزشک وزارت فرهنگ برای انجام قسمتی از عملیات پیشاهنگی از قبیل شنا و راهپیمایی که مستلزم داشتن بنیه جسمانی است استعداد مزاجی ندارند، از انجام همان قسمت از عملیات معاف خواهند بود، ولی تعلیمات پیشاهنگی را باید فرا بگیرند. ماده 12 این دستورالعمل نیز کلیه افراد را به استثنای کسانی که بی‌بضاعتی آن‌ها محرز است، به محض ورود به خدمت پیشاهنگی، موظف به تهیه و لوازم پیشاهنگی کرد. (31) اجباری شدن پیشاهنگی از سویی موجب افزایش بی‌سابقه‌ی تعداد پیشاهنگان شد و از سوی دیگر، مشکلات متعددی را به بار آورد. تعداد پیشاهنگان و مربیان کشور که در 1316 حدود 21350 نفر بود، در پایان 1317 به 27113 نفر رسید. این تعداد در خرداد 1318 به 33745 و در خرداد 1319 به 37843 نفر بالغ شد، اما برای دستیابی به تعداد بیشتر، فشار وزارت معارف بر اولیای دانش آموزان برای شرکت فرزندانشان در پیشاهنگی روز به روز افزایش یافت و کار به آن‌جا رسید که راننده‌ی رئیس‌الوزرا برای معافیت فرزند علیلش از عملیات پیشاهنگی به وی متوسل شد. (32) و دانش آموز فقیری به اسم حسین خازنی برای تهیه لباس و ادوات گران قیمت (33) پیشاهنگی از شخص شاه تقاضای کمک مالی کرد. (34)

مشکلات مالی

بودجه پیشاهنگی که از سالی 720 تومان آغاز شده بود، در سال 1317 به سالیانه 12 هزار تومان رسید. ده هزار تومان از این مبلغ را شرکت نفت انگلیس و ایران تأمین می‌کرد (35) و مابقی نیز از محل صدی نیم عوارض شهرداری‌ها پرداخت می‌شد. گسترش روز افزون سازمان پیشاهنگی در تهران و شهرستان‌ها و نیز شروع جنگ جهانی دوم و کاهش دریافتی ایران از شرکت نفت و همچنین پرداختن وزارت فرهنگ به اقدامات پرخرج تبلیغاتی، پیشاهنگی را دچار مشکلات مالی کرد. این مشکلات ابتدا در شهرستان‌ها رخ نمود و هر کدام از مسئولان نیز طرحی برای آن پیشنهاد کردند. انجمن پیشاهنگی و تربیت بدنی قم پیشنهاد کرد که: « به بلیت‌های مسافران که در قم صادر می‌شود و شهرداری یک ریال مأخوذ می‌دارد ده دینار اضافه شود برای انجمن تربیت بدنی که از این راه ممکن است سالی پانزده هزار ریال برای پیشرفت این منظور عایداتی تهیه کرد. » رئیس‌الوزرا در پاسخ این نظر نوشت:« اشعار می‌شود برای هر کاری نمی‌شود عوارض گرفت. شهرداری قم در بودجه خود مبلغی برای این کار پیش بینی کند ». (36)
انجمن ایالت شرقی آذربایجان در جلسه 1316/4/13 خود، تشکیل لاتاری [ بخت آزمایی ] با انتشار بیست هزار بلیت 5 ریالی را برای رفع مشکلات مالی پیشنهاد کرد. این پیشنهاد با تذکر ماده هفتم متمم بودجه 1314 که اقدام به بخت آزمایی را در داخل کشور بدون تصویب هیئت وزرا ممنوع اعلام می‌کرد، به دفتر مخصوص ارسال شد. پاسخ دفتر مخصوص این بود که:« به عرض رسیده، تکلیفی معین نفرمودند، ضبط شود. » 1316/7/16 (37) حل نشدن بحران هزینه‌ی پیشاهنگی از طریق بالا، وزیر سخت کوش فرهنگ - اسماعیل مرآت - را بر آن داشت که با پیشنهاد افزایش سهم پیشاهنگی از عوارض شهرداری‌ها، مشکل را تا حدودی رفع کند. رئیس‌الوزرا در پاسخ به درخواست وزیر فرهنگ، طرح موضوع در هیئت دولت را مشروط به ارائه صورت خرج سالیانه پیشاهنگی کرد. (38) مکاتبات مدت‌ها به طول انجامید. (39) تا بالاخره در 7 تیر 1320، هیئت وزیران با موافقت وزارت دارایی افزایش درآمد انجمن تربیت بدنی از محل عوارض شهرداری‌ها را از نیم درصد به یک درصد تصویب کرد. (40)
اگرچه این تصویب نامه می‌توانست مشکلات مالی سازمان را تا حدی برطرف کند، اما حوادث شهریور 1320 تشکیلات پیشاهنگی را دچار التهاب فراوانی کرد؛ به طوری که پس از شهریور یکی از اولین اقدامات دکتر عیسی صدیق - وزیر فرهنگ - حذف برنامه اجباری آموزشی نظامی و پیشاهنگی مدارس بود. این اقدام، به تصریح دکتر صدیق، در جهت آرام ساختن خشم افکار عمومی انجام گرفت. (41)

تحلیلی از کارکرد تبلیغی پیشاهنگی در ایران

بررسی اسناد اداری، کتاب‌های آموزشی و محتوای مصاحبه با یکی از مسئولان اصلی پیشاهنگی (42) این نظر را تقویت می‌کند که می‌توان پیشاهنگی را در قالب مؤسسه‌ای تبلیغاتی - فرهنگی تحلیل کرد. در این بررسی براساس شیوه‌ی تحلیلی سیستمی هر یک از عناصر فرایند تبلیغیِ پیشاهنگی تحلیل و سعی می‌شود نگرش جامعی نسبت به عملکرد این مؤسسه ارائه شود. (43)

تحلیل سازمان پیام‌ دهنده

فکر تربیت پیشاهنگی نه به طور طبیعی، بلکه بر اثر تراوش فرهنگی (44) وارد ایران شد. پیدایش پیشاهنگی درغرب معلول علل و نتیجه‌ی مقدماتی بود که هیچ یک از آن‌ها در ایران تحقق نیافته بود. ایران با بیش از هشتاد درصد بی‌سواد، اکثریت روستانشین و کوچنده هنوز پا در راه صنعتی شدن ننهاده بود که برای پرهیز از عواقب فرهنگی آن چاره‌ای چون نهضت پیشاهنگی اندیشیده شود. در دوره‌ای که کشور بیش از هر چیز به سرمایه گذاری در بخش آموزش ابتدایی نیاز داشت، (45) با اقتباسی ناقص و تقلیدی نسنجیده، سازمانی بی‌تناسب با مبانی فرهنگی و ارزش‌های اجتماعی بر سازمان فرهنگی کشور تحمیل شد. تشکیل پیشاهنگی در ایران، بنا به توصیه امین زاده در مورد اقتباس از الگوی پیشاهنگی در ترکیه، با استخدام مربی خارجی، آموزش هسته اولیه و گسترش تعلیمات در میان معلمین مدارس پی گرفته شد. در ابتدای کار قواعد، روش‌ها، بازی‌ها و ارزش‌های جهانی پیشاهنگی بدون کم‌ترین تلاش برای هماهنگی آن با فرهنگ ملی و بومی، به سرعت ترجمه و پس از مدتی، چنان که ذکر شد، فرهنگ اسلامی برای تقویت آن به کار گرفته شد. با اجباری شدن پیشاهنگی در مدارس، هزاران دانش آموز و صدها معلم در معرض اثر پذیری از آن واقع شدند. پیشاهنگی اولین اقدام فرهنگی برای وارد کردن تربیت غربی پیش از آموزشِ غربی است.

مخاطب

علی‌رغم آن که تربیت پیشاهنگی سه گروه سنی 7-11، 12-18 و 18 سال به بالا را شامل می‌شود، ولی در ایران حساس‌ترین دوران شکل‌گیری اجتماعی نوجوانان یعنی سنین دبیرستان مورد تأکید قرار گرفت. نوجوانان در سنین 12- 18 سال بیشترین آمادگی را برای فرایند اجتماعی شدن و درونی کردن ارزش‌ها دارند. پیشاهنگی با هدف قرار دادن این قشر مستعد، موفقیت خود را در به وجود آوردن نسل مطلوب تضمین کرد.

هدف

مهم‌ترین هدف اعلام شده‌ی پیشاهنگی، پر کردن اوقات فراغت نوجوانان به طریقی سالم و مفید است (46) اگرچه در بعد جهانی پیشاهنگی به تقویت روحیه صلح جویی و تفاهم بین فرهنگی کمک می‌کند، اما در ابعاد ملی، پیشاهنگی به تشکیلاتی وابسته به وزارت فرهنگ، و عهده‌دار تربیت سیاسی و اجتماعی نوجوانان تبدیل شد. (47 و 48) در شرح منش‌های پاسداری، ادب و شجاعت، روحیه و فاداری و اطاعت مطلق در مقابل شاه و نظام سیاسی کشور موردنظر بوده است. (49) شاید بتوان هدف غایی پیشاهنگی را تبدیل نوجوانان ایرانی به شهروندانی شاه‌پرست، مطیع قوانین و توانمند برای دفاع از نظام سیاسی خلاصه کرد.

محتوای آموزش

آموزش پیشاهنگی از دو بخش نظری و عملی تشکیل می‌شد. در بخش نظری ابعاد جهانی و انسانی پیشاهنگی و وفاداری به شاه و میهن مواد اصلی آموزش بود و در بخش عملی، قواعد و مراسم احترام به پرچم، سرودهای ملی و میهنی، آموزش‌هایی برای زندگی در طبیعت، آموزش قوانین تشکیلاتی و سازمان‌دهی نظامی، مقدمات آشنایی با کارهای اداری، فنون ورزشی و آموزش‌های نظامی آموخته می‌شد.

شیوه

پیشاهنگی برای القای پیام‌های خود سه شیوه‌ی بسیار مؤثر را به کار گرفت. روش بازی و تفریح، استفاده از مراسم و نماد و رمزگونگی روش‌هایی بود که به طور غیرمستقیم مخاطب را به باور محتوای پیام وادار می‌کرد.

بازی و تفریح

اکثر فعالیت‌های پیشاهنگی در قالب تفریحات دسته جمعی و رقابت گروهی انجام می‌شد. این روش از طرفی پیشاهنگان را علاقه‌مند به ادامه فعالیت می‌کرد و از طرف دیگر، به واسطه تمرین و ممارست مستمر، تعلیمات کاملاً درونی می‌شد. (50)

استفاده از مراسم

گردهمایی و برگزاری مراسم به مناسبت‌های مختلف، یکی از موفق‌ترین روش‌های جذب و تأثیر بر پیشاهنگان بود. نظام تربیت اردویی با خارج کردن فرد از محیط خانه و مدرسه، تأثیر عوامل مزاحم را به حداقل می‌رساند و مربی با احاطه‌ی کامل بر رفتار پیشاهنگ، می‌تواند وی را در جهت مطلوب هدایت کند. مراسم مختلفی چون جشن پیشاهنگی، جشن درختکاری و شرکت در رژه سوم اسفند پیشاهنگی را در جمع حل و نفوذ الگوهای القا شده را تسهیل می‌کرد.

نماد

پیشاهنگی در ابعاد جهانی و ملی به طور وسیعی از نماد استفاده کرده است. این نماد در آداب هفت گانه، مراسم سوگند و آداب احترام به پرچم تجلی می‌کند. علامت و سلام پیشاهنگی با روش خاصی وفاداری به سوگند سه گانه در برابر خدا، شاه و میهن را یادآوری می‌کند. (51) طرز دست دادن پیشاهنگان موجب یادآوری پیمان قلبی پیشاهنگان و عضویت آنان در بزرگترین جمعیت برادری دنیاست. (52) شعار « آماده باش »، خدمت به اهداف ملی را در هر لحظه واجب می‌کند. روش پیشاهنگی یعنی « روزی یک کار نیک بنما »، با زدن یک گره در گوشه دستمال گردن پیشاهنگی مورد تأکید قرار می‌گیرد. نشان و لباس پیشاهنگی نیز هر یک القاءگر رمز و پیمان و بیان ارزشی است. (53) مراسم سوگند پیشاهنگی که شباهتی تام با مراسم سوگند دخول در محافل فراماسونی (در مقیاس کوچک تر) دارد، کاملاً تقدیس می‌شود. (54) پیشاهنگ باید به تفصیل تاریخ پرچم رسمی ایران را بداند. « هرگاه پرچم را از مقابل هنگ عبور دهند، هنگامی که پرچم به هفت قدمی رسید، پیشاهنگ باید رو به پرچم، در حال خبردار ایستاده، سلام پیشاهنگی دهد. تا وقتی که پرچم از هفت قدمی بگذرد سر پیشاهنگ در اثنای حرکت پرچم حرکت کرده و همیشه به پرچم نظر می‌نماید. » پرچم مقدس هیچ‌گاه نباید به زمین کشیده شود و نباید آن را بر زمین گذاشت. تماس پرچم با زمین اهانت به پرچم محسوب می‌شود. هر گاه پرچم کهنه شود نباید آن را قطعه قطعه و برای کارهای مختلف استعمال کرد؛ در این مورد، باید پرچم کهنه را در جعبه‌ای نگهداری و از پارچه‌ی تازه و نو برای پرچم استفاده کرد. (55)

جمع‌بندی کارکرد پیشاهنگی

کارکردهای اصلی پیشاهنگی در ایران را می‌توان در چهار محور خلاصه کرد اول: تکمیل فرآیند اجتماعی کردن نوجوان و جبران ضعف‌های آموزشی رسمی در القای ارزش‌های اجتماعی و فرهنگی متناسب با نوگرایی و خارج کردن نوجوانان از کنترل خانواده و استفاده‌ی مؤثرتر از اوقات فراغت او. دوم: تأمین نیروی لازم برای نمایش‌های عظیم مردمی و گردهمایی‌های ملی مثل سوم اسفند و جشن فرهنگ. سوم: حرکت به سوی نظامی کردن فرهنگ و ایجاد انضباط نظامی در محیط مدارس به منظور آماده سازی نوجوانان برای پیوستن به صفوف ارتش یا حداقل ترویج فرهنگ اطاعت و فرمانبری نظامی. چهارم: حذف دین به عنوان مهم‌ترین عامل آموزش‌های اخلاقی و جایگزین کردن تربیت تشکیلاتی برای ترویج ارزش‌ها و افعال اخلاقی. در همین راستا، بنائی در جمله‌ای موجز می‌نویسد: شعار پیشاهنگی خدا، شاه، میهن است، اما به نظر می‌رسد در این میان، خدا جزء همیشه محذوف آموزه‌های پیشاهنگی است. (56)

پی‌نوشت‌ها:

1- Boy Brigade.
2- Church Lads Brigadel.
3- Boy scouting.
4- Baden Pawell.
5- برای آگاهی بیشتر در مورد پیشاهنگی جهانی در اولین دهه‌ی تأسیس آن، نگاه کنید به:
encyclopedia Britanica, 1924, Boy Scouts.
6- ابراهیم صفایی، رضاشاه در آینه خاطرات ( تهران، وزارت فرهنگ و هنر، بی‌تا )، ص 104.
7- علی اصغر حکمت « جوانان پیشاهنگ - الکاشفه - Boy Scouts »، مجله تعلیم و تربیت، شماره‌های سوم و چهارم، تیر 1304، ص 34.
8- میرزا احمد امین زاده،« یک نمونه از افکار عالیه جوانان برومند ما » مجموعه معارف، 1303 شماره‌های 2 و3، ص 4.
9- « تاریخچه تشکیلات پیشاهنگی ایران »، مجله پیشاهنگی ایران، 1307، شماره 3، ص 61.
10- سند شماره 1.
11- ابراهیم صفایی، تحولات فرهنگی ایران در عصر رضاشاه کبیر (تهران، وزارت فرهنگ و هنر، 1356)، ص 131.
12- روزنامه اطلاعات، سال اول، شماره 29.
13- یکی از مؤثرترین مخالفان تشکیلات پیشاهنگی، سید مهدی فرخ بود. او که از 24 خرداد 1308 معاونت وزارت معارف را بر عهده داشت، در خاطرات خود به صراحت علت مخالفت خود را نابسامانی‌های اخلاقی در پیشاهنگی ذکر می‌کند. نگاه کنید به: سید مهدی فرخ، خاطرات سیاسی فرخ (تهران، جاوید، بی‌تا) صص 349 - 351.
14- « تاریخچه تشکیلات پیشاهنگی ایران » مجله پیشاهنگی 1307، شماره 3.
15- به نقل از: روزنامه اطلاعات، شماره 6357، خرداد 1362، ص 3.
16- شش شماره از این مجله از تاریخ 31 خرداد 1306 تا فروردین 1307 و یک شماره مربوط به سال 1313، در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران موجود است.
17- فرزندان خود را نه آن گونه که خود تربیت شده‌اید، بپرورید، زیرا که آنان برای دورانی جز زمانه‌ی شما آفریده شده‌اند.
18- سندهای شماره 2 و3.
19- سند شماره 4.
20- Thomas, R. Gibson.
21- عیسی صدیق، یادگار عمر، ج2 (تهران، دهخدا، 1354، صص 171 و 172.
22- سالنامه و آمار فرهنگ 1317 و 1319 (تهران، وزارت فرهنگ، 1320)، ص 364.
23- سند شماره 5.
24- سندهای شماره 6 و 7.
25- سالنامه 1315- 1316، (تهران، وزارت فرهنگ، 1317)، ص 130.
26- سند شماره 8.
27- نگاه کنید به: ابراهیم صدری، یک چوبیله، هشت جامبوری، (تهران، پیشاهنگی، بی‌تا)، ص 40.
28- مکی معتقد است سفر شاه به ترکیه در تقویت پیشاهنگی در ایران نقش مهمی داشت مکی، تاریخ بیست ساله ایران، ج 6 (تهران، ناشر، 1362)، ص 151.
29- شکوه الملک نقل کرده است که: اعلی حضرت نسبت به امور پیشاهنگی که باعث می‌شود جوانان برای خدمت نظامی آماده شوند، علاقه‌مند هستند. نگاهی کنید به: فرخ، خاطرات سیاسی فرخ، صص 249-251.
30- سالنامه فرهنگ و آمار 1316-1317، ص 99.
31- همان، ص 145.
32- سند شماره 9.
33- یکی از پیشاهنگان دوره‌ی رضاشاه به نام حسین مهدوی، در مصاحبه‌ای با نویسنده مقاله گفت:« هزینه شرکت در پیشاهنگی، سالیانه یکصد ریال بود ».
34- سند شماره 10.
35- این مطلب را مرحوم حسین بنائی، رئیس پیشاهنگی تهران در سال 1369، در مصاحبه با نگارنده بیان کرد.
36- نامه شماره 12963 مورخ 14 بهمن 1315 از رئیس الوزرا خطاب به وزارت داخله.
37- سند شماره 11.
38- نامه شماره 43761 مورخ 22 بهمن 1318 از وزارت فرهنگ به هیئت وزیران.
39- از جمله سند شماره 12.
40- سند شماره 13.
41- عیسی صدیق، یادگار عمر، ج2، ص 50.
42 و 43- دکتر حسین بنائی از اولین پیشاهنگان ایران و یکی از همکاران اصلی گیبسون بود. او در 1318 سرپرستی پیشاهنگی تهران را به عهده گرفت و از 1328 تا 1357 به طور مستمر رئیس سازمان پیشاهنگی ایران بود. وی در سال 1370 درگذشت. مصاحبه با او در اواخر 1369 و برای دو ساعت انجام شد. بنائی در این مصاحبه به تفصیل از کیفیت تشکیل پیشاهنگی در ایران و رابطه آن با دولت سخن گفت.
44- برای آشنایی با این شیوه‌ی تحلیل، نگاه کنید به:
G. Jowett & VK O"Donnell, Propagonda and Persuasion (Califoia, Sage, 1987),pp,70-153.
تراوش فرهنگی (Cultural Diffusion) به معنی راه یافتن الگوهای فرهنگی به فرهنگ دیگر است. برای آشنایی با مفهوم تراوش فرهنگی و پیامدهای آن، نگاه کنید به: جوزف روسک و رولندوارن، مقدمه‌ای بر جامعه شناسی، مترجمان: بهروز نبوی و احمد کریمی (تهران، کتابخانه‌ی فروردین، 1355)، ص 26.
45- اولین مباحث توسعه فرهنگی در ایران ( اگرچه هنوز این نام ابداع نشده بود ) به طور جدی در مجله آینده آغاز شد. این مجله در اولین شماره‌های خود با طرح سؤالاتی بنیادین در این زمینه تحت عنوان « اقتراح »، صاحب نظران را به مناظره‌ی کتبی درباره‌ی ضرورت‌های اصلی سرمایه گذاری کشور فراخواند. اولین سؤال درباره‌ی انتخاب استراتژی آموزشی، و انتخاب یکی از دو مقطع تحصیلات ابتدایی یا عالی برای تمرکز سرمایه گذاری و دولت بود. در پاسخ به این اقتراح بحث مفصلی میان سید حسن تقی زاده و عیسی صدیق درگرفت.
46- نگاه کنید به: ب- پازارگاد، پیشاهنگی ایران (تهران، کتابخانه مرکزی، 1315)، ص 65.
47- رضا آراسته تحلیلی بالنسبه مفصل از نقش پیشاهنگی در سیاست فرهنگی دوره‌ی رضاشاه و به کارگیری آن در جهت تقویت روح ملت‌گرایی ارائه کرده است. نگاه کنید به:
Reza Arasteh, Education an Social Awakening In"Iran (Leiden, brill,1962),PP.80-83.
48- ابتدا دیانت به عنوان یکی از منش‌های دوازده گانه پذیرفته شده بود، ولی پس از چند سال حذف شد مقایسه کنید پیشاهنگی ایران پازارگاد در (ص 311) را با دوازده منش پیشاهنگی (تهران، کتابخانه مرکزی، 1317 صص 10 و 11) حسین سمیعی.
49- برای تبیین دقیق و حساب شده این دوازده منش نگاه کنید به: حسین سمیعی، دوازده منش پیشاهنگی، صص 10 و 11.
50- برای بررسی این مسئله با دیدگاه مثبت، نگاه کنید به: پازارگاد، پیشاهنگی ایران، ص 16.
51- علامت پیشاهنگی، علاوه بر این، نشانگر ترقی طلب بودن، حمایت و احترام متقابل پیشاهنگان کوچک و بزرگ نسبت به هم و برادری حلقه‌وار پیشاهنگان جهان است.
52- همان، ص 222.
53- نشان پیشاهنگی ایران از ترکیب نمادهای جهان و نمادهای خاص ایران به وجود آمد. سه شاخه برگ میان قسمت فوقانی و هلال تحتانی، جمله آماده باش و گره زیر هلال از آرم جهانی اخذ شد و خورشید دوازده شعاع، نشان فروهر و صورت شیر معرف فرهنگ ایرانی بود. نگاه کنید به: پازارگاد، پیشاهنگی ایران، صص 231 و 232. لباس پیشاهنگی نیز نشان از عضویت در پیشاهنگی، اخلاق عالی، کار فعالیت و خدمت تساوی برادری، همرنگی با صحرا و رعایت بهداشت دارد. برای توضیح مفصل‌تر، نگاه کنید به: پازارگاد، پیشاهنگی ایران، صص 232 - 236.
54- اگرچه این نکته به اجمال طرح شده، ولی این ادعا وجود دارد که رابطه‌ی نزدیکی بین پیشاهنگی فراماسونری در ایران وجود دارد. احتمال صحت این مطلب با افشای این مطلب با افشای اسناد انجمن لوله (از انجمن‌های وابسته به تشکیلات فراماسونری ایران) و شناخته شدن حسین بنائی به عنوان عضو برجسته این انجمن و همچنین عضویت تعداد زیادی از پیشاهنگان ایرانی در این انجمن قوت گرفت.
درباره شباهت مراسم سوگند پیشاهنگی و ورود در تشکیلات فراماسونری، نگاه کنید به: پازارگاد، پیشاهنگی ایران، صص 40 - 42 و آن را مقایسه کنید با: اسماعیل رائین، فراموشخانه و فراماسونری در ایران، ج3 (تهران، مؤسسه تحقیق رائین، 1347)، صص 549 - 573.
حسین میر، تشکیلات فراماسونری در ایران (تهران، علمی، 1371)، صص 50 - 52.
55- نگاه کنید به پازارگاد، پیشاهنگی ایران، صص 95 - 184 و تعلیمات درجه سوم پیشاهنگی، صص 5-101.
56-Banani, Modernization In Iran. P. 107.

منبع مقاله :
آشنا، حسام‌الدین؛ (1388)، از سیاست تا فرهنگ، تهران: سروش، چاپ دوم