شاعر: ژولیده نیشابوری

چنان پیچیده در نای زمان فریاد یا زهرا

که داده خرمن هستی ما برباد یا زهرا

سرت بادا سلامت ای گل گلزار پیغمبر

که بلبل از غم گل از نفس افتاد یا زهرا

بهار ما مبدل بر عزا گردید و فرزندت

شده مسموم زهر کینه از بیداد یا زهرا

به یاد پهلوی بشکسته و آن سینه مجروح

بسان نی چنان نالید تا جان داد یا زهرا

در کاشانه‌اش از آتش بیداد می‌سوزد

به جرم این‌که می‌باشد تو را اولاد یا زهرا

سرو پای برهنه نیمه شب می‌برد آن جانی

پیاده در بر آن جانی جلاد یا زهرا

ز درد بازوان خسته تو حضرت صادق

بیاد تازیانه خوردنت افتاد یا زهرا