بررسی سیاست مذهبی شاه طهماسب اول (930-984 ه.ق)

 

نویسنده: پیمان باقری تلواژگانی*
منبع:راسخون




 
پس از شاه اسماعیل اول، فرزند وی شاه طهماسب اول در سال 930 ه.ق به حکومت رسید. لاکهارت در مورد تاثیرات مذهبی دوران شاه طهماسب اول می نویسد: «« اگر چه شاه اسماعیل بعد از شكستى كه در چالدران خورد نتوانست آیین تشیع را در سایر نواحى بسط دهد، لیكن وى و فرزندش شاه‌ طهماسب‌ اول‌ (1524- 1576) تفوق این مسلك را در ایران امرى مسلم و محرز ساختند.»»(لاکهارت، 1383: 17)
اقدامات شاه اسماعیل اول قدرت و نفوذ امرا قزلباش در سیاست و دولت را کاهش داد، اما پس از جنگ چالدران 920ه.ق با بی میلی و کناره گیری شاه اسماعیل اول از اداره امور دوباره قدرت قزلباشان در دربار و دولت افزایش می یابد. قتل میرزا شاه حسین اصفهانی وکیل، در سال 929ه.ق و جانشینی خواجه جلال الدین محمد تبریزی یکی از این نمونه هاست.(شیرازی،1369: 9-58؛ نوایی، 1350: 62) ایّام وكالت میرزا نزدیک به نه سال امتداد یافت ولی در سال 929 ه.ق به قتل رسید.(قباد الحسینى‌، 1379: 78)
خودسری های آنان در دوره جانشین وی نیز ادامه یافت. ده ساله اول حکومت شاه طهماسب اول 930-940ه.ق را باید دوران استقلال قزلباشان در مقابل شاه صفوی دانست. این قسم رفتارها و قدرت بی اندازه قزلباشان که استقلال سلطنت صفوی را در معرض خطر جدی قرارد داده بود؛ شاه طهماسب اول را بر آن داشت تا به مقابله آن ها و تحکیم جایگاه خویش بپردازد. منابع دست اول مفصلا به شرح حوادث این دوران930-940ه.ق و عملکرد قزلباش پرداخته اند.(شیرازی، 1369: 60-71؛ قباد الحسینى‌، 1379: 87-94)
سرانجام وی پس از یک دهه فشار بیش از حد قزلباشان صوفی با بهره گیری از اختلافات موجود میان آن ها به سرکوبی آن ها پرداخت تا دوباره قدرت سلطنت را بازآفرینی کند. شاه طهماسب اول با تشویش از قدرت فرقه های صوفی به سبب تثبیت حکومت صفوی و برای ایجاد قدرتی در برابر قدرت غیر قابل اعتماد قزلباشان به طرف فقهای شیعه گرایش شدیدی پیدا کرد.(زرین کوب، 1385: 231) وی نسبت به دین اسلام و مذهب تشیع، احکام دینی و قرآن دلبستگی فراوانی داشت. وی در محیطی شیعی مذهب پرورش یافته بود. به همین دلیل زمانی که وی به پادشاهی رسید؛ در ترویج آن تلاش بسیاری را نمود و سعی نمود در اداره حکومت خویش از علمای شیعه استفاده فراوانی نماید.
البته شاه طهماسب اول به غیر از این مسائل، در گرایش به مذهب تشیع بیش از پدر خویش راه تعصب را در پیش گرفت و با جدیت تمام به حمایت و گسترش این آیین در کشور پرداخت. از این جمله می توان به توبه او در سال 939 ه.ق اشاره کرد که وی را به عنوان را شخصیتی کاملا مذهبی و معتقد به دین در دید همگان معرفی نمود.(روملو، 1357، ج2: 232؛ کمبریج، 1380: 56)
جعفریان به نقل توبه شاه طهماسب اول می پردازد: «« در تاریخ سنه اربعین و تسعمائة، كه آن پادشاه به استحقاق از جانب خراسان به جهت شنیدن اخبار آمدن رومیان متوجه عراق گردید، در اثناى راه به مشهد مقدس حضرت امام الجن و الانس ابى الحسن على بن موسى الرضا علیه السلام رسید و به شرف زیارت مرقد منوّر آن حضرت مشرّف شد. شبى در آن روضه متبركه كه محل استجابت دعا و مكان قبول توبه و استغفار گناهان است، جهت احیاء داشتن و طلب حوایج و مرادات از حضرت حق- عزّ و علا- به وسیله روح پرفتوح آن حضرت‌ خواستن، به صباح رسانید. اتفاقا در آن شب، جذبه‌اى از جذبات الهى بر دل آگاه و خاطر خیرخواه آن پادشاه عالم پناه رسید. به سبب غلبه و زیادتى نور ایمان بر ظلمت غفلت و شهوت و عصیان، و به واسطه تسلط سپاه فرشتگان بر لشكر شیطان، با وجود عنفوان جوانى و كمال اشتداد میل شهوات نفسانى، خطاب‌ تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَصُوحاً... را از ته دل لبیّك گفته، به جهت ندامت و پشیمانى بر ایام ماضى از سر عجز و تضرع و زارى و گریه و بى‌قرارى، در آن روضه شریفه، روى به درگاه حضرت بارى آورده، صیغه توبه را ادا نمود و حضرت امام را گواه ساخت‌.»»(جعفریان، 1379، ج 1: 379) وی بار دیگر در سال 963 ه.ق حکم بر ترک مناهی نمود و توبه نمود.(حسینی استرآبادی، 1366: 81) سپس وی در حکمی به بستن تمامی شراب خانه ها، قمارخانه ها، معجون خانه ها و..... اقدام نمود.(نوایی، 1364: 4-513) برای اطلاع از وضعیت دینی و نوع اعتقادات شاه طهماسب اول می توان به تذکره شاه طهماسب مراجعه کرد.(حسینی استرآبادی، 1366: 62)
در کنار اقدامات مذهبی شاه طهماسب اول در بطن جامعه، وی علاقه وافر وی به حفظ و رونق شعاعر مذهبی شیعه نیز داشت. شاه صفوی در جواب نامه سلطان عثمانی با استناد به آیات قران و عملکرد و حضرت محمد (ص) و علی (ع)، خواهان صلح مابین دو کشور شده بود.(روملو، 1357، ج12، 305-296) هم چنین ارادت خاصی نسبت به امام رضا (ع)، زیارت مشهد و حرم مقدس از خود نشان می داد. به همین دلیل به تعمیر و ترمیم بارگاه امام ر ضا (ع) پرداخت.(حسینی استرآبادی، 1366: 54؛ کرزن، 1380، ج1: 223) وی هم چنین به سایر امام زاده های موجود در داخل ایران نیز اهمیت فراوانی می داد. علاوه بر این در سال 980 ه.ق بر مزار امام علی نقی (ع) و امام زاده هادی ابن موسی الرضا (ع) گنبدی عالی ساخت. در شهر اصفهان ساختمان را برای وقف در راه امام زمان (ع) بنا نهاد.(حسینی استرآبادی، 1366: 54) هم چنین می توان گفت یکی از علل عدم پذیرش آنتونى جنگینسون سفیر انگلیس نیز را به دلایل مذهبی تلقی کرد. به همین دلیل وی ایران را به اجبار ترک کرد.(راوندی، 1382، ج4: 558) غفاری کاشانی می نویسد: ««پیك الیزابت اول انگلستان كه آنتونى‌ جنكین‌سون نام داشت بدربار طهماسب آمده بود روى خوش ندیده بازگشت.»»(غفاری کاشانی، 1414: 363)
با وجود اینکه رفتارهای شاه طهماسب اول، وی را در بین تمامی شاهان صفوی یک فرد دین دار و متعصب نشان می داد، مانع از استفاده و بهره وری وی از دین در مقاصد سیاسی خویش نشد. رفتارهای دوگانه وی در قبال دو همسایه سنی مذهب ایران نمونه بارز این امر می باشد.(طاهری، 1349: 9-178) با این وجود اسپنقانچی در مورد اعتقادات شاه طهماسب اول می نویسد که: ««هرگاه سایلى از محور این اثر بپرسد كه، آیا شاهان صفویه، صحیحا معتقد به مذهب شیعه مى‌بودند و پیروى این مذهب را مى‌كردند یا نه؟ آنگاه، خامه سیه جامه با خجلت تمام جواب خواهد داد كه، جز شاه‌ طهماسب‌ و شاه سلطان حسین هیچ یكى مسلم حقیقى نبودند و جز طریقه حیدریه منسوب جد خودشان، طریقه‌اى كه راجع اسلام باشد نداشتند.»»( اسپناقچى پاشازاده‌، 1379: 283)
- تعامل با علمای شیعه:
در این دوره به دلیل اعتقادات تعصبی شاه طهماسب اول بسیارى از دانشمندان ایران در آن دوره به اجبار از کشور خارج شدند. اما در سوی دیگر نفوذ و اقتدار علمای شیعه بسیار تاثیر گذار و مهم بود؛ شاه طهماسب جانب عالمان شرعى شیعه را بسیار مى‌گرفت.(صفا، 1385، ج5: 16) با وجود اینکه مهاجرت علمای شیعه جبل عامل به ایران از زمان شاه اسماعیل اول شروع شده بود؛ اما از دوره شاه طهماسب اول سیل مهاجرت عالمان و فقیهان شیعی به سوی ایران جاری گشت.(آقاجری، 1389: 4-93)
از مواردی که می توان گرایش شاه طهماسب اول به علمای شیعه را درک کرد؛ توجه بش از حد وی به قدرت یابی آن ها بود. از آن جمله وی دستور داد كه فرمان محقق‌ كركى‌ را كه مجتهدى عرب ‌نژاد بود؛ در سراسر كشور لازم اجرا گردد. .(صفا، 1385، ج5: 16) صفا در ادامه این موضوع می نویسد که شاه طهماسب اول در فرمان هایى كه درباره اطاعت از محقق‌ كركى‌ (م 940 ه.ق) صادر نموده؛ چندبار او را با عنوان - نایب الامام – ستایش می نماید و علاوه بر این در یكى از یادداشت ها، بعد از اشاره به حدیث مذكور كه به امام صادق نسبت داده شده، این چنین می نویسد: «لایح و واضح است كه مخالفت حكم مجتهدین كه حافظان شرع سید المرسلین‌اند با- شرك در یك درجه است. پس هركه مخالفت خاتم المجتهدین، وارث علوم سید المرسلین نائب الائمة المعصومین ... كند و در مقام متابعت نباشد بى‌شائبه ملعون و مردود و در این آستان ملك آشیان مطرود است ....»(صفا، 1385، ج5: 176)
از جمله آثار محقق کرکی می توان به کتاب روضة المتّقین در شرح مشیخه - من لا یحضره الفقیه - تألیف شیخ صدوق ابن بابویه قمى م 381 ه.ق به زبان عربی و شرحى دیگر درباره همین كتاب به فارسى دارد، و دو شرح بر صحیفه سجادیه بازهم به عربى و به فارسى، و حدیقة المتقین به فارسى در فقه و رساله رضاعیه و كتابى در رجال و رساله مقادیر می توان اشاره کرد.( صفا، 1385، ج5: 256)
شاهان صفوی نیاز مبرمی به تعیین ساختاری هماهنگ در کشور و ایجاد بنیانی جدید برای ادامه حکومت خویش داشتند. این مهم با توجه به ماهیت دولت صفوی بدون تردید بر پایه دینی استوار می گشت. اجرای این تصمیم به راحتی صورت نگرفته است. بنابراین ضرورت اجرای تثبیت مذهبی برای مقابله با گروه های مخالف و صوفی مسلک در داخل کشور و هم چنین کشورهای همسایه به دعوت فقهای مذهب تشیع از جبل عامل لبنان به ایران منجر شد.
شاه طهماسب اول کار نیمه تمام پدرش را تمام کرد و با بازگرداندن شیخ علی کرکی و اقتداری که به وی بخشید؛ سدی محکم در مقابل صوفیان و قزلباش و فرقه های دیگر صوفی ایجاد کرد.(خاتون آبادی، 1352: 461) این اقدام تاثیر به سزایی برجای نهاد و تصوف ستیزی به طرز مشخص توسط علمای شیعه به واسطه حمایت شاه تماسب اول شروع شد. در این زمینه حتی خود علما نیز به این موضوع اذعان دارند. علامه مجلسى در رساله‌اى دعوت از محقق كركى را در ردیف اقدامات صوفى زدایى شاه اسماعیل مى‌داند؛ که این روند را جانشین وی نیز ادامه داد.(جعفریان، 1379، ج2: 517) به هر حال با حضور علمای شیعه، مبانی فقهی و شرعی تشیع در دوره شاه طهماسب اول تنظیم و گسترش یافت و از این رهگذر پشتوانه ای قوی برای شاهان صفوی ایجاد شد.
از علمای بزرگی که طی چند سال آینده به ایران مهاجرت کردند؛ می توان به شیخ جعفر بن محمد عاملی، شیخ حسن بن عبدالعلی کرکی و سید زین العابدین کرکی به عنوان پیشگامان مهاجرت علما از جبل عامل به ایران اشاره کرد. ورود همین افراد تاثیرات بسیار زیادی را بر جای گذاشت و در سال های بعد تعداد بیشتری از آن ها به ایران وارد شدند و در شهرهای بسیاری از جمله اصفهان، مشهد، قزوین، قم و ......... سکونت کردند و مقام هایی مانند شیخ الاسلامی، صدارت، وزارت، پیش نمازی و .... را به دست آوردند.(منفرد، 1377: 76) بنابراین شرایط خوب و مهیایی که شاهان صفوی برای آن ها در ایران به وجود آورده بودند؛ انگیزه اصلی آن ها برای مهراجت به ایران به حساب می آید.
شاه طهماسب اول قزوین را به عنوان پایتخت خویش انتخاب کرد. تا این زمان مردم شهر در تسنن استوار بودند و اقلیتی شیعه در آن جا زندگی می کردند. پس از استقرار صفویه در قزوین، آنان كه بر تشیع خویش اصرار داشتند، در رواج این مذهب در قزوین تلاش زیادى كردند و این دار السنه را به تدریج به دار الشیعه تبدیل كردند. در این خصوص هیچ گزارشى وجود ندارد که صفویان به ویژه شاه طهماسب، مردم قزوین را به اجبار به تغییر آیین مذهبى خود وادار كرده باشند؛ بلکه به عقیده جعفریان، شاه طهماسب با همكارى علما، كار تبلیغاتى منظمى را براى این كار دنبال كرد و وضعیت مذهبى قزوین را دگرگون نمود. در این باره، اشعار حیرتى شاعر دوره طهماسب قابل توجه است‌.(جعفریان، 1379، ج1: 29)
مسئله ای دیکر که وضعیت دینی زمان شاه طهماسب را مشخص تر می کند؛ رساله احکام احكام الدینیة فى تكفیر قزلباش‌ می باشد. است. نكته بس مهم در این رساله این است كه بخش مهمى از تبلیغات موجود در بلاد عثمانى را بر ضد مذهب شیعه، در خود جای داده و بر اساس آن‌ها، فتواى قتل شیعیان را به شدیدترین وجه و در چندین نوبت و با تأكید بر این كه كشتن هر یك از آنان بهتر از كشتن هفتاد كافر حربى است، گوشزد نموده است. در رساله حاضر، علاوه بر آگاهى‌هاى تاریخى، شامل اتهام‌ هاى فراوانى که درباره مذهب تشیع، خاندان صفوى و معتقدات رایج میان شیعه در آن روزگار موجود بوده را نیز می شود. این مطالب، به قدرى تبلیغاتى و در واقع سست و بى‌پایه می باش كه كوچك‌ترین تردیدى در نادرستى آن‌ها وجود ندارد. مطالبى از قبیل آن كه شیعیان، شاه اسماعیل را خدا مى‌دانند، زنا را روا شمرده و خوردن شراب را مجاز مى‌دانند. اهل نماز و روزه نیستند. و نكته شگفتى مانند این كه شاه طهماسب با خواهر خود ازدواج رسمى كرده است. یا آن كه شیعیان هر روز قرآن را زیر پا گذاشته می گذارند و آلوده‌اش مى‌ کنند. و یا اینکه شیعیان برآنند تا كعبه را از مكه برداشته، به اردبیل منتقل كنند و درست اینجاست كه انسان به یاد تبلیغات كشور سعودى مى‌افتد كه پس از حادثه خونین مكه در سال 1366 در روزنامه‌ها اعلام كردند كه ایرانى‌ها قصد انتقال كعبه به شهر قم را داشتند.(جعفریان، 1379، ج 1: 88)
در زمینه داخلی باید به تقابل شاه طهماسب اول با صوفیان و استفاده از علمای شیعه نیز اشاره کرد. درویشان غلات، از جمله صوفیان قزلباش معتقد به تناسخ و وحدت وجود بودند. بر پایه چنین اعتقاداتی حتی بعضی از نیاکان شاه طهماسب اول (جنید، حیدر، شاه اسماعیل اول) خود را خدا می دانستند. علمای شیعه با این قسم اعتقادات که در تضاد کامل با دین اسلام قرار داشت؛ به مخالفت شدیدی پرداختند. مقدسی اردبیلی عالم برجسته این دوره 933ه.ق صوفیان را کافر می دانست. وی می نویسد: بعضی از متاخرین اتحادیه مثل محی الدین عربی و شیخ عزیز نسخس و عبدالرزاق کاشی، کفر و زندقه را از ایشان گذرانیده به وحدت وجود قائل شده اند و گفته اند هر موجودی خداست.(پاک طینت، 1387: 77) این روایت کاملا گویای وضعیت علمای تشیع در نزد شاه طهماسب اول و نوع نگاه آنان به صوفیان در آن زمان می باشد. مشخص است که علما در این دوره از قدرتی برخوردار بودند که توانایی مقابله با افکار صوفیان به خصوص قزلباشان را داشتند.
در این دوره علمای شیعه با نوشتن کتاب" المطاعن المجرمیه فی رد-الصوفیه" توسط محقق کرکی در سال940ه.ق علاوه بر حمایت از شاه طهماسب اول به تثبیت جایگاه خویش نیز پرداختند.(صفا، 1378، ج5، بخش3: 1508؛ منفرد، 1377: ۱۶۴) یکی از موارد دیگری که علما آن را دست آویز خویش قرار دادند و از این راه به طعن و لعن صوفیان پرداختند؛ مخالفت شدید با قصه خوانان، افسانه ها و داستان های ابومسلم نامه بود. پس از کشته شدن ابومسلم137ه.ق قیام های فراوانی به طرفداری از وی اتفاق افتاد. در این میان از جمله گروه های طرفدار ابومسلم، غلاه شیعه بودند. آن ها در این قضیه به مانند دیگر عقاید خویش راه افراط را در پیش گرفتند. از جمله اعتقادات آن ها در این زمینه، عقیده به زنده بودن ابومسلم و بازگشت وی بوده است. بر همین مبنا کتابی به نام ابومسلم نامه حاوی چگونگی دعوت وی از مردم بر علیه عباسیان و شرح نبردهای او تالیف شد. اهمیت ابومسلم نامه ها در دوره تیموریان نیز همچنان وجود داشت و همین مسئله شیخ جنید و حیدر را بر آن داشت تا از مطالب این کتاب ها برای تقویت ایمان مریدان خویش استفاده کرده و به ترویج آن ها بپردازند.(پارسادوست، ۱۳۸۸: ۸۴۵-۸۴۴)
هم چنین علماء در دوره شاه طهماسب اول در برابر قصه سرایی صوفیان وابسته به خانقاه اردبیل نیز به مقابله برخاستند و آنها را مشتی اباطیل و فریبنده معرفی می کردند. علمای شیعه که نقش این گروه را گمراه ساختن مردم می دیدند؛ در برابر آنها به مقابله و مخالفت پرداختند. این حرکت هم چنان تا اواخر دوره صفویه ادامه یافت.(ناجی، 1387: 25؛ حموی، ۱۳۶۳: 5-143) و یا گروهی دیگر از علما علاوه بر منع داستان های ابومسلم به جلوگیری از نقل داستان های حمزه نامه ها و مختارنامه ها نیز پرداخته اند(صفا، 1378، ج5، بخش3: 1510). بنابراین شاه صفوی برای تثبیت حکومت خویش و علمای شیعه برای نفوذ هر چه بیشتر در ارکان حکومتی به همکاری با یکدیگر در سرکوب صوفیان پرداختند. شاه تهماسب اول گاهی علما را بالاتر از خود می دانست. برای نمونه محقق کرکی را به صورت های مختلفی ستایش کرده و به واسطه او در این دوره به نماز جمعه ارج نهاده شده است.(جعفریان، 1370: 124)
در کل می توان بنا به گفته قمی در کتاب خلاصه التواریخ: ««علما و فضلا و دانشمندان بسیار همیشه‌ در مجلس اشراف حاضر بودند و جمعى كثیر از آن طبقه‌ جلیله را رعایتهاى كلى مى‌فرمودند و همیشه آن جماعت در مجلس مى‌بودند و بیشتر اوقات با بركاتش صرف صحبت ایشان مى‌شد و پیوسته بر سر مسایل‌ علما بحث مى‌فرمودند.»»(حسینی قمی، 1383، ج1: 597) بر این اساس می توان گفت که دوره شاه طهماسب اول در دوره صفوی از لحاظ گسترش مذهب تشیع بسیار اهمیت زیادی دارد و وی با ادامه دادن راه پدرش – شاه اسماعیل اول - در واقع به تثبیت اقدامات او پرداخت و از این رهگذر با گرایش شدید وی به مذهب تشیع، راه برای فعالیت هر چه بیشتر علمای آن در ایران فراهم گشت و موقعیتی عالی پس از سال ها نصیب پیروان مذهب تشیع برایی ابراز عقایدشان پیدا شد.

پی‌نوشت‌ها:

* کارشناس ارشد تاریخ ایران اسلامی

منابع:
1. آقاجری، سید هاشم، (1389)، مقدمه ای بر مناسبات دین و دولت در ایران عصر صفوی، تهران، طرح نو.
2. پارسادوست، منوچهر(۱۳۸۸) شاه عباس اول، ج1، تهران: شرکت سهامی انتشار.
3. پاک طینت، کبری(1387) اوضاع اجتماعی و فرهنگی ایران در عصر شاه طهماسب اول، اصفهان: دانشگاه آزاد اسلامی واحد نجف آباد.
4. جعفریان، رسول، (۱۳۷۹)، صفویه در عرصه دین، فرهنگ و سیاست، جلد۱تا۳، تهران، پژوهشکده حوزه دانشگاه تهران.
5. حسینی استرآبادی، سید حسین بن مرتضی، (1366)، از شیخ صفی تا شاه صفی، به اهتمام احسان اشراقی، تهران، انتشارات علمی.
6. الحسینى القمى‌، قاضى احمد بن شرف الدین الحسین، (1383)، خلاصة التواریخ‌، مصحح احسان اشراقى، ‌ تهران‌، مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران‌.
7. حموی، محمد بن اسحاق(1363) انیس المومنین، تصحح میرهاشم محدث، تهران: بنیاد بعثت.
8. خاتون آبادی، سید عبدالحسین الحسینی، (1352)، وقایع السنین و الاعوام‌، مصحح محمد باقر بهبودی، تهران، کتابفروشی اسلامیه.
9. راوندی، مرتضی(1382) تاریخ اجتماعى ایران‌، جلد 3 و 4، تهران: انتشارات نگاه.
10. شیرازی، عبدی بیگ، (1369)، تکمله الاخبار،(تاریخ صفویه از آغاز تا 978ه.ق)، مقدمه، تصحیح و تعلیقات عبدالحسین نوایی، تهران، نشر نی.
11. روملو، حسن بیگ، (۱۳۵۷)، احسن التواریخ، ج2، تصحیح عبدالحسین نوایی، تهران، بابک.
12. زرین کوب، عبدالحسین(1385) دنباله جستجو در تصوف ایران، تهران: امیرکبیر.
13. صفا، دبیح الله(1378) تاریخ ادبیات در ایران، ج2، 4، 5، تهران: انتشارات فردوس.
14. طاهری، ابوالقاسم، (1349)، تاریخ سیاسی اجتماعی ایران از مرگ تیمور تا مرگ شاه عباس، تهران، شرکت فرهنگی رسا.
15. فرای و دیگران(1381) تاریخ کمبریج،ج 4، ترجمه حسن انوشه، تهران: امیر کبیر.
16. قباد الحسینی، خورشاه، (1379)، تاریخ ایلچی نظام شاه، تصحیح، تحشیه، توضیح و اضافات محمد رضا نصیری و کوئیچی هانه دا، تهران، انجمن آثار و مفاخر فرهنگی.
17. كرزن، جورج ناتانیل، (1380)، ایران و قضیه ایران‌، ترجمه غلام على وحید مازندرانى‌، تهران، انتشارات علمى و فرهنگى‌
18. لاکهارت، لارنس، (1383)، انقراض سلسله صفویه‌، ترجمه اسماعیل دولت شاهی، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی.
19. منفرد، مهدی، (1377)، مهاجرت علمای جبل عامل به ایران در عصر صفوی، تهران، امیرکبیر.
20. ناجی، محمد یوسف (1387) رساله در پادشاهى صفوى‌، مصحح رسول جعفریان و فرشته كوشكى‌، تهران: كتابخانه، موزه و مركز اسناد مجلس شوراى اسلامى‌.
21. نوایی، عبدالحسین (اهتمام)، (1350)، شاه طهماسب صفوی (مجموعه اسناد و مکاتبات تاریخی همراه با یاداشت های تفضیلی)، تهران: بنیاد فرهنگ ایران.
22. غفاری کاشانی، قاضی احمد بن محمد(1414ه.ق) تاریخ نگارستان، مصحح مرتضی مدرس گیلانی، تهران: كتابفروشى حافظ.