دوست و همنشین

 

نویسنده: آیة الله العظمی مکارم شیرازی

 

یا عَلیُّ، اِنَّ اِزالَةَ الجِبالِ الرَّواسی أهوَنُ مِن اِزالَةِ مُلکٍ مُؤَّجٍل لَم تَنقَض اَیّامُهُ.
یا عَلیُّ، مَن لَم تَنتَفِع بِدینِهِ و دُنیاه فَلاخَیرَ لَکَ فی مُجالَسَتِهِ وَ مَن لَم یُوجِب لَکَ فَلاتُوجِب لَهُ وَ لاکَرامَةً.
ای علی، به درستی که نابود کردن کوه‌ها آسان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تر است از ازاله‌ی ملک مؤجّل که ایّامش تمام نشده است.
ای علی، کسی که هیچ فایده‌ای برای تو نداشته باشد (نه دنیایی و نه آخرتی) پس همنشینی با او ثمری ندارد و کسی که برای تو احترامی قائل نباشد تو نیز اهمّیّت و احترامی برای او قائل نباش.
بحارالانوار، ج 77، ص 47
نور هدایت
انسان موجودی اجتماعی است و با اجتماع و مردم زندگی می‌کند. طبعاً هر کس برای خود دوست و همنشینی می‌طلبد. چه خوب است همنشین کسی باشد که موجب افزایش خوبی شود. فرموده‌اند اگر کسی را می‌خواهید بشناسید به دوستان و همنشینانش بنگرید که چه کسانی‌اند.

همنشین تو از تو بِه باید *** تا تو را عقل و دین بیفزاید

مصاحبت با صالحان زندگی را از ابتذال و پوچی نجات می‌دهد و با ارزش‌های متعالی آشنا می‌کند و موجب قرب به خدا می‌شود. امروزه یکی از مسائل خطرناک برای جوانان و نوجوانان ما دوستان و همنشینان آنها هستند. فساد و آلودگی، جنایت و خودکشی، همه پیامدهای بی توجّهی اولیا و مربّیان به این دوستی‌هاست.
امام علیّ بن موسی الرّضا (علیه السلام) به شخصی فرمود: «ما لِیَ رَأیتُکَ عِندَ عَبدالرّحمانِ بن یعقوب؟ فَقالَ: إنَّهُ خالی فَقالَ: إنَّهُ یَقولُ فی اللهِ قَولاً عَظیماً یَصِفُ اللهُ وَ لایُوصَفُ فإمّا جَلَستَ مَعَهُ وَ تَرَکتَنا وَ إمّا جَلَستَ مَعَنا وَ تَرَکتَهُ فَقُلتُ هُوَ یَقولُ ما شاءَ أیُّ شَیءٍ عَلَیَّ مِنهُ إذا لَم أقُل ما یَقولُ؟ فَقالَ أبوالحَسَنِ (علیه السلام): أما تَخافُ أن تَنزِلَ بِهِ نِقمَةٌ فَتُصِیبَکُم جَمیعاً أما عَلِمتَ بِالَّذی کانَ مِن أصحابِ مُوسی وَ کانَ أبُوهُ مِن أصحابِ فِرعَونَ فَلَمّا لَحِقَت خَیلُ فِرعَونَ مُوسی تَخَلَّفَ عَنهُ لِیَعِظَ أباهُ فَیُلحِقَهُ بِمُوسی فَمَضی أبوهُ وَ هُوَ یُراغِمُهُ حَتّی بَلَغا طَرَفاً مِنَ البَحرِ فَغَرِقا جَمیعاً فَأتی مُوسی (علیه السلام) الخَبَرُ فَقالَ: هُوَ فی رَحمَةِ اللهِ وَ لکِنَّ النِّقمَةَ إذا نَزَلَت لَم یَکُن لَها عَمَّن قارَبَ المُذنِبَ دِفاعٌ؛ چرا با عبدالرّحمان بن یعقوب معاشرت می‌کنی؟ عرض کرد: او دایی من است. حضرت فرمود: او درباره‌ی خدا سخنان نادرستی می‌گوید پس یا با او معاشرت کن و ما را واگذار و یا با ما همنشین باش و او را ترک کن. عرض کرد: او هر چه می‌خواهد بگوید، وقتی از عقیده‌ی او پیروی نکنم به من چه زیانی دارد؟ حضرت فرمود: آیا نمی‌ترسی از اینکه عذابی بر او نازل شود و تو را هم فراگیرد؟ آیا داستان آن شخص را که خود از یاران حضرت موسی (علیه السلام) بود و پدرش از یاران فرعون نشنیده‌ای؟ هنگامی که لشکر فرعون در کنار دریا به موسی و یارانش رسید آن پسر از موسی جدا شد که پدرش را نصحیت کند، در حالی که پدر به راه خود به دنبال فرعون می‌رفت، تا اینکه هر دو به کنار دریا رسیدند و همین که لشکر فرعون غرق شد آن دو نیز غرق شدند، خبر به موسی (علیه السلام) رسید فرمود: او در رحمت خداست، ولی چون عذاب نازل شد کسی که نزدیک گناهکار باشد نیز هلاک خواهد شد». (1)

پی‌نوشت‌ها:

1. کافی، ج 2، ص 374.

منبع مقاله :
مکارم شیرازی، ناصر، (1390) انوار هدایت (مجموعه مباحث اخلاقی)؛ قم: انتشارات امام علی بن ابی طالب (ع)، چاپ اول.