شکل روبوت و شمایل انسان

مترجم: زهرا هدایت منش
منبع:راسخون
 

در اوایل 1989، مارک رایبرت از انستیتوی تکنولوژی ماساچوست (MIT) و جف کوچلین از مؤسسه کارنگی _ ملون، روبوت ساده ای را طرح ریختند که فقط یک جفت پای کوچک داشت و جز دویدن کار دیگری نمی توانست انجام دهد. آنان می-خواستند دریابند که تا چه سرعتی می توانند روبوت را وادار به دویدن کنند. با تنظیم طول واستحکام پاها، توانستند روبوت را با سرعت 20 کیلومتر در ساعت به دویدن وادارند.
این امر برای مطالعه مکانیک عمل دویدن شایان توجه است، اما مسئله اینجاست که اصولا آیا ما روبوتی می خواهیم که پا داشته باشد؟ در واقع آیا ما در پی روبوتی هستیم که شبیه انسان باشد؟
قدری به فیلم «جنگ ستارگان» و دو روبوت صاحب نقش مهم در این فیلم بیاندیشیم. یکی از روبوت ها (C3P0) کاملأ شبیه انسان بود، چنان که فردی جنجالی را به ذهن متبادر می کرد. روبوت دیگر(R2D2) بیشتر شبیه و لوله آتش نشانی بود، اما بسیار دوست داشتنی می نمود.
حال ببینیم کدام یک از این دو روبوت شکل روبوت های آینده به شمار می آیند؟ آیا ربوت ها به شکل انسان خواهند بود یا به اشکال دیگر؟
تا زمانی که می خواهیم روبوت ها فقط به اجرای کارهایی ظریف و مهارت طلب در خط تولید بپردازند، باید روبوت ها را خاص اجرای چنین اموری بسازیم. در این صورت روبوت ها مثلا جز بازوهای کامپیوتری شده شکل دیگری نخواهند داشت، بازوهایی که مکررأ یک کار معینی را انجام دهند. یک ربوت خانگی یا شخصی را در نظر آورید، که کارهای مختلفی را برای ما انجام می-دهد: جارو می کشد، قهوه درست می کند، شام می پزد، چمن می زند و... سخن کوتاه اگر در اندیشه ساختن یک خدمتکار مکانیکی کامپیوتری شده باشیم، چه باید کرد؟
در آن صورت، برای آنکه روبوت ها هم شکل انسان باشند دو طرز استدلال وجود دارد: یکی استدلال عملی و دیگری روانی.
استدلال عملی چنین است که ربوت خانگی باید تکنولوژی آدمی را به کار گیرد. روبوت باید جاروبرقی، اجاق آشپزی، وسایل خانگی روزمره را مورد استفاده قرار دهد. تمام وسایلی که ما به کار می بریم با اندازه و شکل بدن انسان هماهنگ شده اند. کنترل ها طوری جا سازی شده اند که با استفاده از حرکت طبیعی بازوها وپاهای خودمان می توانیم به آن ها دسترسی پیدا کنیم. هیچ وسیله ای نیست (و نباید باشد) که به علت بلندی یا کوتاهی، مایه زحمت ما بشود، هیچ وسیله ای نباید ما را مجبور کند که برای به کار بردن آن به حالاتی درد آور، مضحک یا نا ممکن خود را بکشیم یا خم کنیم.
برای اینکه روبوت همان وسایل مورد استفاده ما را به کار برد، باید به شکل ما و با همان تواتایی های حرکتی ساختی شود. وگرنه ،شاید مجبور شویم دو سیستم مناسب روبوتی که شکل انسان نیست ودیگری مناسب انسانی که در صورت از کار افتادن ربوت، از آن سیستم بهره بگیرد. مطمئنا این کار ولخرجی خواهد بود.
استدلال دوم روانی است. اگر می خواهیم یک وسیله متحرک در خانه داشته باشیم تا کارهایی را که معمولأ انسان می کند، انجام دهد، وجود ربوتی که شکل عجیب و غریبی دارد، شاید آسایش ما را بر هم زند. شاید ربوت «هیولا» به نظر ما آید. تصوبر هیولای مشهوری که باریس کارلوف بر روی جلد داستان علمی ـ تخیلی «فرانکشتاین» کشیده است، دقیقأ هیولاست، زیرا طوری کشیده شده است که شبیه انسان نباشد. اگر تصویر شبیه کلارک گیبل بود، مفهوم خودش را از دست می داد، به همین خاطر ربوت هر چه به انسان شبیه تر باشد، بهتر خواهد بود.
اما در مورد این که ربوت ها را نباید به شکل انسان ساخت، چه استدلالی وجود دارد؟
نخست این که شکل انسان حاصل سه ونیم میلیارد سال تکامل حیات است و این شکل از برخی جهات شکل بسیارخوبی نیست. ما از جانوران چهاپا برخاسته ایم: قریب 5 میلیون سال پیش، یک میمون انسان نما برای آزاد کردن وبه خدمت گرفتن دو دست خود، روی دو پا ایستاد وبه عوض آن که به حالت افقی راه برود، به طور قائم قدم برداشت. این کار آسانی نیست. خرس ها، شمپانزه ها و امثال آن می توانند برای مدتی بر روی پاهای عقبی شان راه بروند، اما این کار را ناشایانه انجام می دهند. فقط انسان می تواند پایدار و پیوسته بر روی پاهایش راه برود.
به هر حال، نتیجه این است که انسان سر سنگین و ته سبک است و به آسانی بر زمین می افتد. این امر از نظر ما ایرادی ندارد، زیرا مزیت داشتن دست ها از چند بار «زمین خوردن» ارزشمندتر است. اما چرا باید سر سنگینی و ته سبکی را به ربوت تحمل کنیم؟ چرا ربوت دو دست و چهار پا نداشته باشد؟
هم چنین محدودیت های موادی که بدن انسان (وبه طور کلی اندام موجودات زنده) را ساخته اند، روا نمی دارد که ربوت کارهای مورد نظر ما را انجام دهد. مثلا،گرچه ما می توانیم سرمان را از جهتی به جهت دیگر بچرخانیم ودست هایمان را پیچ دهیم و انگشتانمان را خم کنیم، اما نمی توانیم سر یا دستمان را به صورت یک دور کامل بچرخانیم، و انگشتانمان را فقط در یک جهت می چرخانیم، و در جهت مخالف نمی توانیم بچرخانیم. چرا باید ربوت ها این محدودیت ها را داشته باشند. فقط به دلیل اینکه آنها را شبیه خودمان بسازیم؟
هیچ موجود زنده ای بر روی زمین در طول سه و نیم میلیارد سال نتوانسته است چرخ را به منزله بخشی از ساز و کار بدنش رشد دهد. اما شاید ترجیح دهیم روبوت ها به جای پا، چرخ داشته باشند. یا شاید علاوه بر پا دارای چرخ هم باشند. ضرورت تکامل مغز ما را مجبور ساخته که در محلی بر جسته در بالای بدن قرار گیرد، اما شاید اگر مکانیسم کنترل ربوت در جای متفاوتی قرار گیرد، ایمن تر باشد. ما دو چشم داریم که برای دیدن اجسام به طور سه بعدی مستقیما به جلو می نگرد، اما شاید بخواهیم ربوت چشم سومی در پشت یا چشمانی در هر بازو داشته باشد.
خلاصه شاید ربوت هایی بخواهیم که شکلی برتر از انسان داشته باشند.