اتّحاد عليه دشمن مشترک

نويسنده: ازوپ
بازنويسي: اس. اي. هندفورد
برگردان: حسين ابراهيمي (الوند)
ماري و راسويي به‌جاي کشتن موش که عادت ديرينه‌ي هردو بود، به جان هم افتادند.
موش‌ها که آن دو را مشغول دعوا ديدند، از سوراخ‌هاي‌شان بيرون آمدند و به تماشا ايستادند. وقتي چشم مار و راسو به موش‌ها افتاد، دعوا را فراموش کردند و به جان دشمنان ديرينه‌ي خود افتادند.
اين اتّفاق عيناً در سياست نيز ديده مي‌شود. گاه مردم خود را قاطي دعواي دو حزب رقيب و مردم‌فريب مي‌کنند. امّا زماني متوجّه اتّحاد آن دو عليه خودشان مي‌شوند که ديگر خيلي دير شده است.
منبع مقاله :
هندفورد، اس. اِي و ديگران؛ (1392)، افسانه‌هاي مردم دنيا (جلدهاي 9 تا 12)، ترجمه‌ي حسين ابراهيمي (الوند) و ديگران، تهران: نشر افق، چاپ سوم