خبر و خبر رسانی در آیاتِ قرآن

نویسنده: خالد یحیح بلَنکینشیپ
مترجم: امیر مازیار
گزارش حوادث [اخیر]. اخبار در قرآن دائر بر الفاظی است که از ریشه‌ی ن ب أ ریشه می‌گیرند، به ویژه فعل نبأ/ یُنبَّأ که به معنای «خبر دادن» است و 49 بار به کار رفته است؛ فعل مترادف آن اَنبأ/ یُنبِأُ 40 بار و اسم نَبَأَ، به معنای «خبر» و جمع آن أنبَاء 29 بار به کار رفته است. یک بار هم فعل إستَنبَأ/ یَستَنبَاُ به معنای «طلب اخبار» به کار رفته است (یونس: 53). ریشه‌ی کاملاً متفاوت خ ب ر با مشتقات اسمی‌اش، خُبر، خَبَر و جمع آن اخبار به معنی «خبرها» یا «اطلاعات» هفت بار به کار رفته است. در کنار استعمال قرآنی رایج‌تر اخبار برای اطلاعات مُلهَم از خداوند، این مفهوم گاه به گزارش‌های روزمره نیز اشاره دارد (نمل: 7، 22؛ قصص: 29؛ احزاب: 20؛ محمد: 31؛ حجرات: 6؛ تحریم: 3). این موارد از جمله شامل تحذیر جالب قرآن نسبت به تحقیق از اخبار روزمره پیش از عمل به آنها است، مبادا که فرد با عجله در قضاوت اشتباه تأسف باری انجام دهد (حجرات: 6). ارجاعات قرآنی به اخبار دارای معانی متعدد قابل توجهی است. شاید رایج‌ترین ارجاع «اخبار بزرگِ» (النباءُ العظیم، نباء: 2؛ نک. آل عمران: 15؛ یونس: 53؛ سبأ: 7؛ ص: 67، 88) آمدنِ روز داوری باشد که یکی از مبانی اساسی آموزه‌ی پیامبر اسلام است. این اخبار، این اندیشه مرتباً تکرار شونده را در برمی‌گیرد که خداوند در قیامت همه را از حکم آنچه انجام می‌دادند (مائده: 48 و غیره، که اغلب تکرار می‌شود) و آنچه انجام نمی‌دادند (قیامة: 13) آگاه خواهد ساخت. به خصوص خداوند یهودیان (جمع: 8)، مسیحیان (مائده: 14)، منافقان (توبه:94) و کافران (أنعام: 5؛ شعراء: 6) را انذار می‌دهد که در قیامت ایشان را از اعمال پیشینشان آگاه می‌سازد. همچنین به ویژه محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) به سبب اخبار متنوعی که داشته، ممتاز شده است. بدین‌سان او مخاطبانش را از خدا و زندگی پس از مرگ آگاه می‌سازد (آل عمران: 15؛ یونس: 53؛ حجر: 49؛ کهف: 103). پیامبر اخباری از غیب می‌دهد که در باب سرنوشت مردمان پیشین و پیامبران آنان است (مائده: 60؛ انعام: 34؛ اعراف: 101؛ هود: 100، 120؛ حج: 72)، به ویژه داستان‌هایی یا اطلاعاتی درباره‌ی آدم (مائده: 27)، نوح* (یونس: 71؛ هود: 49)، ابراهیم* (حجر: 51؛ شعراء: 69)، یوسف* و برادرانش (یوسف: 102)، موسی* (اعراف: 103؛ طه: 99؛ قصص: 3)، داوود* (ص: 21)، ذوالقرنین (کهف: 91)، مریم* (آل عمران: 44) و هفت در خواب شده‌ی زمان افسون (کهف: 13) می‌دهد. چنین اخباری «اخبار غیب» خوانده شده‌اند که نشانگر آن است که خداوند آنها را به نحو معجزه‌آسایی به پیامبر منتقل کرده است (آل عمران: 44؛ هود: 49؛ یوسف: 102). به علاوه خداوند، گویی برای تأکید بر این نکته، به پیامبر متذکر می‌شود که او شاهد این حوادث گذشته نبوده، بلکه خدا این اطلاعات دقیق را درباره‌ی ایشان به پیامبر دادهاست (آل عمران: 44؛ یوسف: 102). از طرف دیگر، برخی از اخبار درباره‌ی مردمان گذشته باید از آگاهی‌های عمومی باشد، چرا که پیش از این داده شده است (توبه: 70؛ ابراهیم: 9). شاید حتی علم الهی محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) به برخی از موضوعات آینده نزدیک‌تر به تلقی عام از نبوت به مثابه‌ی ادراکی فراحسی و پیش‌دریافت [حوادث] باشد (توبه: 64، 94؛ شعراء: 221؛ تحریم: 3). این امر که پیامبران متعدد گذشته نیز دارای چنین معرفت معجزه‌آسایی وصف شده‌اند، تأکیدی بر این مفهوم عام نبوت است (بقره: 33؛ آل عمران: 49؛ یوسف 15، 36-37، 45؛ کهف: 68، 78). توانایی پیامبران بر خبر دادن از غیب در تقابل با ناتوانی فرشتگان (بقره: 31) و کافران (انعام: 143) از انجام عملی مشابه قرار دارد.
در کنار استعمال قرآنی رایج‌تر اخبار برای اطلاعات مُلهَم از خداوند، این مفهوم گاه به گزارش‌های روزمره نیز اشاره دارد (نمل: 7، 22؛ قصص: 29؛ احزاب: 20؛ محمد: 31؛ حجرات: 6؛ تحریم: 3). این موارد از جمله شامل تحذیر جالب قرآن نسبت به تحقیق از اخبار روزمره پیش از عمل به آنها است، مبادا که فرد با عجله در قضاوت اشتباه تأسف باری انجام دهد (حجرات: 6). در پیوند با این مفهوم، این اندیشه وجود دارد که برای هر خبری مکان استقرار نهایی‌ای (مُستقَر) هست (انعام: 67)، که آن را مستلزم این امر می‌توان دانست که حقیقتی خاص در بن هر فعلی قرار داد و نشانگر دیدگاهی مثبت نسبت به واقعیت است. دیدگاهی به همین سان مثبت این آیه را چنین توضیح می‌دهد که هر خبری درباره‌ی زندگی پس از مرگ در نهایت کاملاً به واقعیت خواهد پیوست و محقق خواهد شد. نک. بشارت.
منابع تحقیق:
خواننده گرامی! منابع مقاله را در نسخه ی چاپی ملاحظه فرمایید.
منبع مقاله :
مک اولیف، جین دَمن؛ (1392)، دائرةالمعارف قرآن (جلد اول آ-ب)، ترجمه‌ی حسین خندق‌آبادی و دیگران، تهران: انتشارات حکمت، چاپ اول.