تو فردی پرخاشگر هستی!

نویسنده: سعید کاوه

هدف از این مقاله در درجه‌ی اول این است که عصبانیت و رفتارهای ناسالم شناخته شود و هم چنین آشنا شدن با راهکارهای لازم جهت برطرف نمودن مشکلات رفتاری است. به همین سبب کلیه‌ی نکات و مواردی که در ارتباط با عصبانیت می‌تواند جنبه کاربردی داشته باشد، بهتر است که مورد آشنایی قرار گرفته و در موارد ضروری از آن‌ها استفاده شود. البته هر دو مورد فوق از اهمیت بسیار برخوردار بوده و شخص لازم است که با هر دو مورد آشنایی داشته باشد، زیرا قبل از هر اقدامی به دست آوردن اطلاعاتی جامع در آن زمینه ضروری است. فردی که از درون دچار ناآرامی و آشفتگی‌هایی می‌شود، این ناآرامی‌ها و آشفتگی‌ها به ارتباط‌های او با سایر افراد نیز سرایت نموده و به دنبال آن آزار، اذیت و ناراحتی‌هایی برای طرف مقابل ایجاد می‌نمایند. در واقع یکی از مشکلات ارتباط داشتن با این‌گونه افراد تحمل رنجش‌ها، ناآرامی‌ها و آزارهایی است که آنان برای دیگران ایجاد می‌نمایند. از این رو افراد رنجیده شده شروع به واکنش نموده و احتمال این که درگیری نیز میان‌شان ایجاد شود، خواهد بود. از سوی دیگر رفتارهای مختل، آسیب خورده و مشکل‌آفرین، در ابتدا و پیش از هر چیز به خود فرد دچار عصبانیت صدمه وارد می‌کند و پس از آن مقداری از این آسیب‌ها و ناهنجاری‌ها به روابط چنین فردی با سایرین وارد شده و دیگران نیز از مشکل‌آفرینی‌های رفتارهای مشکل‌دار و ناهنجار بی‌بهره نمی‌مانند. بنابراین افرادی که با عصبی‌ها یا آسیب خورده‌های رفتاری سر و کار دارند، در معرض بی‌مهری، صدمات و ناهنجاری‌های رفتاری و ارتباطی آنان قرار خواهند گرفت.
البته مطالبی که مطرح می‌شود از دو بعد، یعنی ابتدا در مورد مشکلات رفتاری خود فرد نیز می‌تواند مورد استفاده قرار گیرد و هم چنین در ارتباط با ناهنجاری‌های رفتاری دیگران می‌تواند کاربرد داشته باشد. از این رو مطالبی که در این بخش مطرح می‌شود، بیش‌تر در ارتباط با سایر افرادی که مبتلا به مشکلات رفتاری هستند، کاربرد دارد.
پیش از این خاطر نشان شد، فردی که از درون دچار ناآرامی و آشفتگی‌هایی می‌شود، این ناآرامی‌ها و آشفتگی‌ها به ارتباط‌های او با سایر افراد نیز سرایت نموده و به دنبال آن آزار، اذیت و ناراحتی‌هایی برای طرف مقابل ایجاد می‌نمایند. در واقع یکی از مشکلات ارتباط داشتن با این‌گونه افراد تحمل رنجش‌ها، ناآرامی‌ها و آزارهایی است که آنان برای دیگران ایجاد می‌نمایند. از این رو افراد رنجیده شده شروع به واکنش نموده و احتمال این که درگیری نیز میان‌شان ایجاد شود، خواهد بود.

بیشتر بخوانید: مبارزه با حسادت ،تندخویی،عصبی بودن و بداخلاقی


البته بسیاری از افراد به ویژه اعضای خانواده، دوستان و نزدیکان ناهنجاری‌های رفتاری عصبی‌ها را تحمل می‌نمایند. اما صبر نشان دادن در برابر چنین رفتارهای ناسالم و نامناسبی در کوتاه مدت قابل تحمل است، اما در بلندمدت فردی که صبر نشان می‌دهد و ناملایمات را تحمل می‌کند را نیز دچار مشکل خواهد نمود. اما بعضی دیگر در برابر این‌گونه افراد واکنش نشان می‌دهند و عصبی‌ها را افرادی ناهنجار، مشکل‌آفرین، بی‌نزاکت و گستاخ در نظر می‌گیرند و واکنش‌هایی متناسب با رفتارهای مشکل‌دار آنان ارائه می‌نمایند.
در واقع نکته مهمی که در این میان لازم است در نظر گرفته شود، آن است که رفتارهای عصبی و ناهنجار عارضی هستند و به شخص سرایت می‌نمایند، در صورتی که این ناهنجاری‌‌ها ذاتی و فطری نیستند و می‌توانند تغییر یافته و رفتارهای سالم و مناسب‌تری جایگزین آن شوند. به عبارت دیگر رفتارهای سالم و هنجار ذاتی و فطری بوده و همان افراد مبتلا به مشکلات رفتاری ترجیح می‌دهند که با افراد سالم در ارتباط و معاشر باشند. چنین امری به تجربه ملاحظه شده که افراد دچار عصبانیت پس از آگاهی و با توجه به نیازی که به اصلاح رفتار خود داشته‌اند، اقدام به تغییر رفتار خویش نموده‌اند. افراد به طور معمول دوست ندارند که مورد قضاوت دیگران قرار بگیرند، این امر در مورد عصبی‌ها از شدت به مراتب بیش‌تری برخوردار است. هم چنین آن‌ها حساسیت ویژه‌ای در ارتباط با رفتارهای مشکل‌آفرین‌شان دارند و به شدت از مورد انتقاد قرار گرفتن می‌هراسند. نکته‌ی بسیار مهم در ارتباط با عصبی‌ها و افراد دچار اختلال رفتار و به ویژه اشخاصی که با آن‌ها در ارتباط هستند، این است که بایستی میان آن‌ها و رفتارهای مختل‌شان تفکیک قائل شد و رفتارهای ناهنجار را به ذات درونی آنان نسبت نداد. بلکه به خود رفتار مشکل آفرین اعتراض کرد نه خود فرد.
البته از دید قانون و شرع فرد مسئول اعمالش است و چنان چه خطا و یا رفتار نادرستی از شخص سر زند، مواخذه خواهد شد. شاید مطرح شدن این مطلب که بین رفتار ناهنجار، آسیب‌زا و آسیب زننده شخص و خود فرد تفکیک قائل شدن به نوعی فرد را تبرئه نماید و او را بدون قصور تلقی نماید. در صورتی که این طور نیست، فرد به هر دلیل مسئول اعمال و رفتارش است. البته این یکی از علائم رشد و بلوغ رفتاری و شخصیتی است که فرد مسئولیت امور زندگی را بر دوش بگیرد و نسبت به رفع و برطرف نمودن آنها احساس مسئولیت نماید.
از سوی دیگر، درصدی از مبتلایان به عصبانیت پس از مدتی و بنا به دلایل مختلف رفتارشان را اصلاح می‌نمایند، بنابراین مهر زدن و برچسبی به شخص زدن که «آدمی بی‌ملاحظه، پرخاشگر، وسواسی و افسرده‌ای هستی.» می‌تواند مشکلات رفتاری او را بدتر نماید. این مطلب بیش‌تر برای افرادی کاربرد دارد که بستگان نزدیک و یا اعضای خانواده فرد عصبی باشند. زیرا افراد غریبه به طور معمول ملاحظه چنین افرادی را نمی‌نمایند. البته سایر افراد نیز در حد متعادل و متعارف نکات و مواردی را برای آنان مراعات نمایند که خیلی بهتر و در واقع ایده‌آل خواهد بود، اما به طور معمول اعضای خانواده بیش‌تر ملاحظات لازم را در مورد عضو خانواده دچار اختلال مراعات خواهند نمود.
در هر حال و حتی‌الامکان لازم است از بر چسب زدن و متهم نمودن فرد عصبی خودداری شود و بیش‌تر در مورد خود رفتار با آن‌ها صحبت کرد. برای مثال فردی که پرخاشگری بیش از اندازه‌ای در رفتارش ملاحظه می‌شود. به جای این که به او گفته شود که «تو دچار اختلال شخصیت ضد اجتماع هستی.» یا «تو فردی پرخاشگر هستی.»، بهتر است گفته شود که «استفاده از پرخاشگری می‌تواند مشکلات به مراتب بیش‌تری را برایت ایجاد نماید.» و مواردی از این قبیل.
البته افراد به طور معمول دوست ندارند که مورد قضاوت دیگران قرار بگیرند، این امر در مورد عصبی‌ها از شدت به مراتب بیش‌تری برخوردار است. هم چنین آن‌ها حساسیت ویژه‌ای در ارتباط با رفتارهای مشکل‌آفرین‌شان دارند و به شدت از مورد انتقاد قرار گرفتن می‌هراسند. البته در مواردی لازم است که آنان با خود واقعی‌شان روبرو شوند، اما بهتر است که چنین عملی توسط فردی متخصص و یا افرادی که بیش‌تر مورد قبول آنان هستند، صورت بگیرد.
در مجموع لازم است که رفتارهای مختل، مشکل‌آفرین و عصبی را به خود شخص نسبت ندهند، بلکه میان این‌گونه رفتارها و خود فرد عصبی تفکیک قائل شد، زیرا نسبت دادن رفتارهای ناهنجار به آنان وضعیت‌شان را بدتر خواهد نمود.
منبع مقاله :
کاوه، سعید، (1387)، از عصبیت تا سلامت رفتار، تهران: انتشارات سخن، چاپ اول