شهری که دو بار فتح شد

نویسنده: یونس فرهمند

قتل سعید، رهبر موحدون، به سال 646ق. به یک باره شیرازه لشکریان آنها را از هم گسیخت و اگرچه بقیةالسیف آنها با عبدالله، فرزند وی به خلافت بیعت کردند، ولی دیگر هرگز حکومت موحدی نتوانست در برابر قدرت‌های منطقه‌ای رقیب، مقتدرانه سر برآورد. فتح صلح‌آمیز فاس و رضایت ابومحمد فشتالی، فقیه سرشناس آن از ابوبکر مرینی نیز نتوانست ثبات را به شهر برگرداند؛ زیرا با استقرار حکومت جدید، عمده لشکریان موحدون جایگاه پیشین خود را از دست دادند و همواره مترصد فرصتی بودند تا علیه مرینیان دست به شورش بزنند. از سویی دیگر، این شکست جان تازه‌ای در پیکر لشکریان مرینی که چنین روزی را به انتظار نشسته بودند، دمید از این‌رو، ابوبکر مرینی بی‌درنگ خود را به مرزهای تلمسان رساند و بر سر راه، در آجرسیف لشکریان شکست خورده موحدون را تار و مار و اموال و دارایی‌های آنان را غارت کرد و سپس مکناسه را به اطاعت واداشت و پس از فتح دژهای ملویه و گذرگاه حیاتی تازا، راه را برای تصرف فاس، دیگر شهر مهم مغرب دور فراهم کرد. (1)
شهر تازا در حقیقت دروازه مغرب میانه و دور بود (2) و استیلای بر آن به معنی بستن دروازه‌ای بود که دست‌اندازی زیانیان تلمسان، رقیب دیرین مرینیان به مغرب دور را ناممکن می‌ساخت و از این پس مرینیان با خیالی آسوده‌تر می‌توانستند قلمرو خود را در مغرب دور گسترش دهند. از این‌رو، هنوز دو ماه از مرگ حاکم موحدی نگذشته بود که ابوبکر مرینی بر دروازه شهر فاس فرود آمد و هوشمندانه با بزرگان و فقهای شهر دست دوستی داد و در نتیجه در سال 646ق. برای ابوزکریا حفصی بیعت گرفت. او حتی امنیت سید ابوالعباس، والی سابق فاس و نماینده حاکم موحدی شهر و یارانش را تأمین و به سلامت او را تا وادی ام ربیع که هنوز در تملک موحدون بود، همراهی کرد. (3)
فتح صلح‌آمیز فاس و رضایت ابومحمد فشتالی، فقیه سرشناس آن از ابوبکر مرینی نیز نتوانست ثبات را به شهر برگرداند؛ زیرا با استقرار حکومت جدید، عمده لشکریان موحدون جایگاه پیشین خود را از دست دادند و همواره مترصد فرصتی بودند تا علیه مرینیان دست به شورش بزنند. خروج ابوبکر مرینی با هدف سرکوب قبایل زناتی ساکن در بلاد فازاز، به شورشیان فرصت داد تا مسعود بن خرباش، والی مرینی شهر را به قتل برسانند و دیگر بار به نام ابوحفص عمر، ملقب به مرتضی، خلیفه موحدی علم حکومت را بلند کنند. به علاوه شورشیان از یغمراسن زیانی کمک خواستند تا فاس را از محاصره مرینیان نجات دهد. (4) چون سلطان مرینی خبر سقوط شهر را شنید بلاد فازاز را رها کرد و به سرعت خود را به فاس رساند و آنجا را به محاصره گرفت. هنوز نه ماه از محاصره شهر نگذشته بود که خبر حمله یغمراسن زیانی به مرزهای شرقی مغرب دور و عزم شکستن محاصره فاسن به گوش ابوبکر مرینی رسید. او ترجیح داد محاصره شهر را با گروه کوچکی از لشکریانش ادامه دهد و خود برای رویارویی با سلطان زیانی پیش از ورود به مغرب اقصی به استقبال وی بشتابد. ابوبکر در نزدیکی وجده، در محلی موسوم به «ایسلی» با یغمراسن زیانی درآویخت و شکست سهمگینی بدانان تحمیل کرد. سپس به فاس بازگشت تا همچنان شهر را به محاصره گیرد. (5) ساکنان فاس که راه چاره‌ای نمی‌دیدند، امان خواستند؛ سلطان مرینی که این بار پیروز میدان جنگ و محاصره بود، به شرطی به آنها امان داد که غرامت اموال او که بیش از یکصد هزار دینار برآورده کرده بود را تأدیه کنند. او بار دیگر به فاس درآمد و چون مردم توان پرداخت غرامت وی را نداشتند، با سختگیری، تمام سرکردگان شورشی را به قتل رساند و سر آنها را بر دروازه شهر آویخت تا موجب تأدیب دیگران شود. (6)

نمایش پی نوشت ها:
1- ابن ابی زرع، الذخیره، ص72؛ سلاوی، ج3، ص13؛ حریری، ص21.
2- G.Marcia, Taza, EI2, V.10, p. 404.
3- ابن ابی زرع، همان‌جا، ابن خلدون، همان، ج7، ص230.
4- ابن ابی زرع، الانیس المطرب، ص384؛ ابن خلدون، العبر، ج7، ص231.
5- همان جاها، ابن ابی زرع، الذخیره، ص75-76 .
6- ابن ابی زرع، الذخیره، ص78؛ ابن خلدون، العبر، ج7، ص232.

منبع مقاله :
فرهمند، یونس؛ (1394)، مرینیان: سیاست، جامعه و فرهنگ در مغرب سده‌های میانه، تهران: پژوهشکده‌ی تاریخ اسلام، چاپ اول.