مروری بر مداخلات و جنایات ایالات متحده آمریکا در عراق
 
چکیده
آنچه در این مقاله میخوانید مروری است بر دخالت های آمریکا و بالخصوص سیا در روند شکل گیری و روی کار آمدن صدام حسین و سپس حمایت های بی دریغ از او و بعد از آن اسقاط نظام او و دخالت های دیگری پس از آن. با ما در این مقاله همراه باشید.

تعداد کلمات: 3823 / تخمین زمان مطالعه: 19 دقیقه

*۱۹۵۸؛ پس از این‌که عبدالکریم قاسم، پادشاه زیر حمایت بریتانیا در عراق را سرنگون کرد، سیا، صدام حسین که در آن هنگام بیست و دو سال داشت را مأمور ترور رئیس‌جمهور تازه کرد. وی با حمایت مالی آمریکا به بیروت و قاهره سفر کرد و در آن‌جا به یکی از نیروهای اطلاعاتی مصر تبدیل شد.
 *۱۹۵۸؛ آمریکا هم چنین در حمایت از کویت، عراق را تهدید به حمله اتمی کرد.
 *۱۹۶۰؛ آمریکا کودتایی علیه دولت عراق به ریاست عبدالکریم قاسم طراحی کرد که دو سال پیش از آن، پادشاه غربگرای عراق را سرنگون کرده بود. دولت عراق از گسترش نفوذ حزب کمونیست عراق در دوره ریاست‌جمهوری وی نگران بود. خروج عبدالکریم قاسم از پیمان «سنتو» و خرید اسلحه از شوروی، اقداماتی بود که آمریکا و سیا را به براندازی حکومت وی ترغیب کرد.
*۱۹۶۳؛ ایالات‌متحده با سازماندهی کودتا به نفع حزب بعث، در عراق مداخله کرد و سرانجام این کودتای امریکایی موفق شد.
امریکا پس از درگیری سیاسی با ایران، که با تصرف سفارتخانه این کشور در تهران به اوج خود رسید، طرح‌هایی را از جمله حمله نظامی به طبس و کودتای نوژه علیه دولت ایران به اجرا گذاشت. اما با شکست خوردن این برنامه‌ها، ایده تقویت کشوری در همسایگی ایران که توان نظامی لازم را برای اجرای عملیات نظامی داشته باشد، قوت گرفت.
پس از دیدار برژنسکی با صدام، عربستان، رابط بین عراق و آمریکا شد تا اوضاع داخلی ایران را که از طریق سازمان‌های‌جاسوسی آمریکا رصد می‌شد، در اختیار عراق قرار دهد.
نماینده آمریکا در سازمان ملل به طور علنی اعلام کرد که اگر عراق از ما کمک بخواهد هرگونه امکانات نظامی را در اختیار این کشور قرار می‌دهیم. یک هفته پس از آغاز جنگ، پنج فروند هواپیمای جاسوسی آواکس به عربستان اعزام شد و تا پایان جنگ، این رادارهای پرنده، تمام حرکات نظامی ایران را زیر نظر داشتند، به طوری که روزنامه واشنگتن پست طی گزارشی نوشت: «امریکا درباره آرایش نیروهای ایرانی در جبهه‌ها و هدف‌های اقتصادی ایران، اطلاعات ماهواره‌ای را در اختیار عراق قرار می‌دهند.»
به گزارش‌های‌منابع آمریکایی، طی ۱۹۸۲ تا ۱۹۸۷ معادل ۱٫۵ میلیارد دلار تجهیزات الکترونیکی، انواع ماشین‌آلات، دستگاه‌های‌حساس و آبررایانه‌های‌قوی در زمینه تولید سلاح‌های شیمیایی، موشکی و هسته‌ای را به دولت عراق فروخته بود. بعدها، بازپرس کنگره آمریکا، که مسئول بررسی عملکرد دولت آمریکا در برابر عراق بود، گفت: «دامنه و وسعت انواع تجهیزات تکنولوژیکی، اطلاعاتی و نظامی حساسی که از طرف دولت آمریکا به عراق ارسال شده است، انسان را شوکه می‌کند.»
*۱۹۹۱؛ حمله آمریکا به عراق به بهانه اجرای «نظم نوین جهانی»، سرآغاز مداخلات گسترده در عراق بود.

 

نخستین جنگ عراق

 ادعای این جنگ نیز «اهداف بشردوستانه» بود. در ۹ اکتبر ۱۹۹۰، دختر پانزده ساله کویتی در رسانه‌ها گفت که او خود شاهد بوده که چگونه سربازان عراقی پانزده نوزاد را از بیمارستان کویت ربوده و آن‌ها را بر روی زمین سرد به حال خود رها کرده‌اند تا بمیرند. برخی از اعضای کنگره، از جمله تام لانتوس، حقیقت ماجرا را می‌دانستند اما به مردم آمریکا نگفتند که این فرد، دخترسفیر کویت در ایالات‌متحده بود.
جورج دبلیو بوش، رئیس‌جمهور امریکا، با استفاده از داستان نوزادان مرده، ده بار در عرض چهل روز به مسئله حمله نظامی آن هم به بهانه اهداف بشردوستانه اشاره کرد. در این بین، هفت سناتور مجلس سنا نیز اقداماتی مشابه را انجام دادند. در نتیجه این بهانه تراشی‌ها، جنگ خلیج‌فارس آغاز شد؛ جنگی که درواق هرگز به پایان نرسید!

 
بیشتر بخوانید: آمریکا در باتلاق عراق

 
اکنون به چندین ادعای کذب جنگ افروزان جنگ خلیج‌فارس دقت کنید:
- پنتاگون به دروغ گفته بود که نیروهای عراقی در مرز عربستان مستقر شده‌اند. پیش از جنگ خلیج‌فارس، بوش پدر ادعا کرده بود که نیروهای بسیاری از ارتش عراق در تدارک حمله به عربستان هستند. مقامات پنتاگون در اواسط ماه سپتامبر و با استناد به تصاویر ماهوارهای محرمانه، مدعی شدند که تا ۲۵۰ هزار نظامی عراقی و ۱۵۰۰ تانک در مرزهای عربستان مستقر شده و این تهدیدی است بزرگ برای اصلی‌ترین تأمین‌کننده نفت امریکا به دنبال آن، سنت پطرزبورگ تایمزدو تصویر هوایی از منطقه مورد مناقشه را از ماهواره شوروی دریافت کرد. در این تصاویر به جز بیابان خالی، هیچ نیروی نظامی در مرز عربستان مشاهده نمی‌شد. پس از جنگ، ژنرال کالین پاول به دروغ بودن این ادعا اعتراف کرد.
پیش از آغاز جنگ، اعضای کنگره، شهادت دختر پانزده ساله کویتی را در مورد جنایات سربازان عراقی، وسیله فرافکنی خود قرار دادند. بعدها مشخص شد که این دختر فرزند سفیر کویت در آمریکا می‌باشد. رئیس‌جمهور وقت نیز بارها از این شایعه برای آماده کردن افکار عمومی درباره آغاز جنگ با اهداف به اصطلاح بشردوستانه استفاده کرد.
پس از جنگ، کمیته خدمات نیروهای مسلح مجلس نمایندگان، درباره درس‌های آموخته از جنگ خلیج‌فارس، گزارشی را منتشر کرد. نتیجه این‌که در آغاز جنگ زمینی در ماه فوریه، ایالات‌متحده فقط با ۱۸۳ هزار نیروی عراقی، نیمی کمتر از برآورد پنتاگون، روبه رو شد و از آن ارتش تا دندان مسلح نیز خبری نبود.
- سازمان سیا مدارک جعلی به شورای امنیت سازمان ملل متحد ارائه داده بود. درباره تلاش صدام در دستیابی و ساخت بمب‌های‌هسته‌ای، خضیرحمزه، یکی از دانشمندان عرب، داستانی جعلی را که سیا برنامه‌ریزی کرده بود، در دوم آوریل ۱۹۹۵ در روزنامه ساندی تایمز منتشر کرد. براساس این داستان جعلی، حمزه، برنامه مخفی ارتش عراق را تأیید کرده بود.
مادلین آلبرایت پس از یک هفته، به منظور جلوگیری از هرگونه کاهش فشار وتخفیف در تحریم‌ها، از اسناد جعلی سیا در شورای امنیت سازمان ملل استفاده کرد. بعدها مشخص شد که خازن‌های‌مورد ادعا در عراق در هیثرو توسط اف.بی.آی جاسازی شده بودند.
چهل شبانه روز بمباران بی‌رحمانه علیه یکی از پیشرفته‌ترین ملت‌های‌خاورمیانه، پایتخت تاریخی و در عین حال مدرن آن را منهدم کرد. سنگین‌ترین حمله هوایی در تاریخ جهان زیرساخت‌ها نابود شدند و مشکلات بهداشتی بسیاری به دنبال آوردند. تحریم‌ها ادامه یافت و میلیون‌ها کودک را به کام مرگ فرستاد.
امریکا در ۱۹۹۸ بار دیگر چهار روز عراق را بمباران شدید کرد و سرانجام در ۲۰۰۳ با حمله نظامی گسترده، عراق را اشغال کرد.

 

جنگ برای اشغال عراق

 در سال‌های‌اخیر فرافکنی درباره جنگ و کشتن مجرمان جنگی به جای دادگاهی کردن آن‌ها، سیاستی است که از ۲۰۰۳ و تجاوز به عراق آغاز شد. این جنگ با وعده آسان و کم هزینه بودن آغاز شد! دیک چنی در ابتدا مدعی بود که در عراق از نیروهای امریکایی به عنوان نیروهای آزادی بخش استقبال خواهند کرد.
جورج دبلیو بوش، رئیس‌جمهور وقت آمریکا، هرچند در ملأعام به تلاش برای جلوگیری از جنگ تظاهر می‌کرد، اما از پیش تصمیمش را گرفته بود. پیش از آغاز جنگ معاون بوش، چنی، از سازمان سیا خواسته بود تا مدارک لازم را برای متهم کردن و توجیه جنگ عراق فراهم کند.
با این‌که مقامات آمریکایی به کالین پاول، وزیر امور خارجه وقت، متذکر می‌شدند که برای بسیاری از ادعاهای او مدارک مستندی در دست نیست، ولی وی بارها در سازمان ملل متحد، به لزوم جنگ با عراق و دلایل آن پرداخت.
سازمان ملل متحد جنگ را نپذیرفت، اما بوش آن را به هر قیمتی که بود آغاز کرد؛ جنگی که نتیجه آن جز کشته شدن بیش از یک میلیون عراقی و آوارگی بیش از چهار میلیون نفر همراه با ویرانی و فرسایش جامعه عراق چیزی به همراه نداشت. مفسران و منتقدان از این جنگ به عنوان ”Sociocide“ نام می‌برند.
جنگ عراق هزینه‌های‌هنگفت غیرمستقیمی بر اقتصاد و محبوبیت آمریکا داشت. سرانجام جرج بوش توانست کنگره را به صدور مجوز برای استفاده از نیروی نظامی علیه عراق متقاعد کند. بوش در این رویداد نیز اطلاعات نادرستی برای گرفتن مجوز جنگ به کنگره ارائه کرد.
ادعاهای دروغین بوش و زیردستان او در مورد سلاح‌های عراق و روابط با تروریسم، غیرقابل چشم‌پوشی است. براساس معاهدات بین‌المللی که کشور آمریکا نیز خود را به اصطلاح متعهد به آن می‌داند، فرافکنی و تهیه مدارک جعلی برای حمله به کشوری برای کنترل منابع آن، غیرقانونی است.
هدف قراردادن غیرنظامیان، روزنامه‌نگاران، بیمارستان‌ها، و آمبولانس‌ها، استفاده از سلاح‌های ضد نفر، از جمله بمب‌های‌خوشه‌ای در مناطق شهری، استفاده از فسفر سفید، سلاح‌های اورانیومی، مسدودکردن جاده‌ها و قطع آب و برق، جاگذاری بمب در زمین‌های‌کشاورزی، تخریب منازل، بازداشت مردم بدون دلیل، زندانی کردن کودکان، شکنجه، تجاوز جنسی و کشتن اسیران، این‌ها ارمغان ارتش آمریکا برای عراق و عراقیان بود!
مقامات نظامی آمریکا ادعا کردند که افزایش نیروها می‌تواند به کاهش خشونت‌ها کمک کند، اما چنین نشد و برعکس خشونت‌ها در مناطقی که نیروهای متجاوز حضور داشتند افزایش یافت و پس از خروج نظامیان بود که شاهد کاهش خشونت‌ها بودیم!
در این‌جا به برخی از ادعاهای دروغین بوش درباره جنگ عراق اشاره می‌کنیم.
- جورج بوش مدعی بود:
مقامات اطلاعاتی ماتخمین می‌زنند که صدام حسین می‌تواند بیش از پانصد تن سارین، گاز خردل و عامل اعصاب VX تولید کند.
واقعیت این است که این ادعا کاملاً دروغ بود! هیچ‌گونه سلاح‌های‌شیمیایی در عراق مشاهده نشد.
- جورج بوش مدعی بود:
منابع اطلاعاتی ایالات‌متحده نشان می‌دهد که صدام حسین بیش از سی‌هزار جنگ‌افزار و مهمات متناسب برای کاربرد در موارد شیمیایی در اختیار دارد. اما این ادعا نیز کاملاً دروغ بود هیچ‌گونه تسلیحات و جنگ افزارهای شیمیایی در عراق پیدا نشد.
 - جورج بوش مدعی بود:
براساس یافته‌های‌ما، عراق دارای تعداد قابل توجهی از هواپیماهای بدون سرنشین و سرنشین دار است که می‌تواند از آن‌ها برای موارد سلاح‌های شیمیایی یا بیولوژیکی در مناطق گسترده‌ای استفاده کند. این ادعا نیز دروغ محض بود! و هیچ موردی از این نوع هواپیما در نیروی هوایی عراق پیدا نشد.
- جورج بوش مدعی بود:
براساس مدارک و شواهد منابع اطلاعاتی‌مان، صدام حسین در فعالیت‌های‌تروریستی مشارکت دارد و با برخی گروها نیز رابطه نزدیکی دارد از جمله القاعده!
 آن‌ها ادعا می‌کردند که عراق در ماجرای یازده سپتامبر نیز دست داشته است. این ادعا نیز دروغ محض بود. تاکنون مدرکی دال بر ارتباط رژیم صدام حسین با القاعده یا هر گروه تروریستی دیگر منتشر نشده است.
 - جورج بوش مدعی بود:
براساس منابع اطلاعاتی ما، صدام حسین در تلاش است لوله‌های آلومینیومی را که در ساخت سلاح‌های‌هسته‌ای کاربرد دارند، بخرد.
 ولی فاش شد که این ادعا نیزدروغ بود. آژانس بین‌المللی انرژی اتمی (IAEA) و همچنین ده‌ها دانشمند برجسته در این رابطه گفتند که لوله‌های‌مورد نظر آمریکا برای تولید سلاح‌های‌هسته‌ای کاربردی ندارند... حتی ماه‌ها پیش از اغاز جنگ!
- جورج بوش مدعی بود:
عکس‌های ماهواره‌ای نشان می‌دهد که عراق درحال بازسازی سایت‌های‌هسته‌ای خود است. سرانجام مشخص شد که این ادعا نیز دروغ بود؛ دوماه پس از بازرسی از سایت‌های‌پیشین هسته‌ای عراق، شواهدی دال بر فعالیت‌های‌هسته‌ای مشکوک دیده نشد!
- جورج بوش مدعی بود:
براساس ادعای دولت انگلستان، صدام حسین قصد دارد مقدار قابل توجهی اورانیوم از افریقا خریداری کند. ولی این ادعا نیز دروغ بود.
- جورج بوش مدعی بود:
ما می‌دانیم که صدام حسین به طور جدی به دنبال دستیابی به سلاح‌های هسته‌ای است، و معتقدیم که چندین سلاح هسته‌ای نیز در اختیار دارد، درواقع سلاح‌های هسته‌ای بازسازی شده؟!
این ادعا نیز مانند سایر ادعاهای آمریکا دروغ محض بود. آژانس بین‌المللی انرژی اتمی هیچ مدرکی یا نشانه‌ای دال بر درستی این ادعا پیدا نکرد.
 - جورج بوش مدعی بود:
ما به او فرصت دادیم تا به بازرسان آژانس اجازه بازدید از سایت هایش را بدهد اما او این کار را نکرد.
گذشت زمان ثابت کرد که این ادعا نیز دروغ بود. بازرسان سازمان ملل از دسامبر ۲۰۰۲ تا مارس ۲۰۰۳ در عراق بودند و مأموریت آن‌ها بازرسی از مکان‌های‌مشکوک و یافتن سلاح‌های غیرمجاز بود. هرچند هرگز چنین تسلیحاتی پیدا نشد.
امریکا در عراق منافع بسیاری دارد که ترجیح می‌دهد برای حفاظت و تأمین این منافع هم که شده همچنان حضور نظامی خود را در عراق حفظ کند، از همین روحتی پس از خروج کامل و رسمی نظامیان آمریکایی در ۱۹ اوت ۲۰۱۰ همچنان تعدادی از نیروهای این کشور با عنوان مربیان آموزشی در عراق باقی مانده‌اند.
جنگ عراق بیشتر با هدف حفظ سلطة آمریکا بر منطقه و تسلط بر منابع نفتی عراق صورت گرفت و خسارات وارده بر این کشور، جنایاتی که در آن انجام شد وحتی فرهنگ‌کشی و نا آرامی که به طور گسترده میهمان عراق شده، نتیجه به اصطلاح دموکراسی امریکایی و مبارزه با تروریسم از سوی این کشور است.
در این جنگ هم آمریکا نتوانست به اهداف شوم خود برسد به طوری که هزینه‌های سرسام‌آور جنگ و آسیب‌های‌روانی شدید سربازان آمریکایی و خانواده‌هایشان، و همین‌طور جنایاتی که در این کشور انجام شد، چهره پلید این کشور را بیش از پیش برای جهانیان نمایان‌تر کرد.
با حمله به عراق، نه فقط هیچ سند و مدرکی دال بر وجود و تولید سلاح‌های هسته‌ای در عراق به دست نیامد بلکه با تداوم اشغال و اقدامات تروریستی، این کشور دچار ناامنی و بی‌ثباتی شد.

 

 به کارگیری گسترده از بمب‌های‌فسفری و اورانیومی علیه مردم عراق

«بمب‌های‌فسفری» از خطرناک‌ترین نوع فسفر به نام «فسفرسفید» ساخته می‌شوند. این ماده در مجاورت با اکسیژن هوا به سرعت مشتعل شده و امکان خاموش کردن آن فقط در صورت حذف کامل اکسیژن امکان‌پذیر است. حال اگر این ماده روی قسمت‌های‌حساس بدن ریخته شود در کمتر از سه ثانیه سبب مرگ می‌شود و در صورتی که روی سایر قسمت‌ها ریخته شود، به علت گرمای زیادی که از سوختن فسفر آزاد می‌شود، دمای خون بالا رفته و بازگشت آن به قلب سبب از بین رفتن ارگان‌های بدن و در نتیجه مرگ می‌شود.
شبکه تلویزیونی «رای» ایتالیا در مستند «قتل‌عام خاموش» افشا کرد که نیروهای امریکایی از «ناپالم» ارتقا یافته و «فسفر سفید» استفاده کرده‌اند که باعث تبدیل انسان‌ها به فسیل‌های‌قهوه‌ای در شعاع ۱۵۰ متری انفجار و تغییرشکل پوست بدن آنان به چرم خشک و چسبیدن آن به استخوان می‌شود. به ادعای امریکایی‌ها، پس از عملیات در فلوجه، حدود هفتصد جسد از گوشه و کنار جمع‌آوری شد، ولی یک نهاد غیردولتی در عراق این میزان را بین چهار تا شش هزار نفر اعلام کرد.
روزنامه دانمارکی اینفورمیشن در گزارشی از وضعیت شهر فلوجه آورده است:
 نیروهای خارجی با رهبری آمریکا از جمله نیروهای دانمارکی، از موشک و بمب‌های‌فسفری سفید در نواحی پرجمعیت استفاده کرده‌اند. اسناد منتشرشده درباره جنگ عراق نشان می‌دهد آمریکا بین بیست تا پنجاه موشک حاوی فسفر سفید را به سوی یک هدف شلیک کرده است.
 روزنامه واشنگتن پست در نوامبر ۲۰۰۴ طی گزارشی نوشت:
نیروهای امریکایی در فلوجه از سلاح‌های‌فسفری استفاده کردند؛ سلاح‌هایی که صحنه‌ای از آتش را به وجود می‌آورد که خاموش نمی‌شود.
 همچنین روزنامه انگلیسی گاردین در دسامبر۲۰۱۰ اعلام کرد: «تحقیقات نشان می‌دهد که تولد نوزادان ناقص‌الخلقه در سال ۲۰۱۰ حدود یازده برابر افزایش داشته است.»ایالات‌متحده به‌رغم هزینه هنگفت یک تا سه تریلیون دلاری حضور نظامی در عراق، برای دستیابی به برخی از منافع و اهداف استراتژیک و براساس محاسبه هزینه فایده به این نتیجه رسیده است که باید همچنان حضور و نفوذ خود را در عراق حفظ کند تا بتواند با اعمال فشار بر دولت‌های‌منطقه از شکل‌گیری نظم منطقه‌ای مخالف با منافع ایالات‌متحده جلوگیری کند و منافع ژئوپلیتیک، ژئواکونومیک و ژئواستراتژیک خود را در خاومیانه حفظ کند. هم چنین آمریکا با اشغال عراق سعی می‌کند بسترهای لازم را برای اجرای طرح خاورمیانه بزرگ مهیا کند.
 در این گزارش بیان شده است که آلاینده‌های‌جنگی شناخته شده، در روند شکل‌گیری جنین طبیعی پتانسیل تداخل دارند. آخرین پژوهش‌ها بر روی ۵۴۷ مورد وضع حمل در ماه می‌۲۰۱۰ در فلوجه نشان می‌دهد که چهارده درصد از جنین‌ها خود به خود سقط شده و یازده درصد از نوزادان کمتر از هشت ماهه مرده‌اند، همچنین پانزده درصد از نوزادان متولد شده دارای نقص شدید و ناهنجاری‌های‌مزمن مثل نقص عصبی که مغز و اندام دیگر بدن را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد، ناهنجاری‌های‌قلبی و اسکلتی یا سرطان بوده‌اند. روزنامه ایندیپندنت از مطالعه‌ای که افزایش چهار برابری ابتلا به انواع سرطان در میان بزرگسالان و افزایش دوازده برابری ابتلا به سرطان در میان کودکان کمتر از چهارده سال را نشان می‌دهد؛ همچنین این روزنامه اعلام کرد که پژوهشگران از افزایش ۳۸ برابری در میزان ابتلا به سرطان خون، و افزایش ده برابری میزان ابتلا به سرطان سینه در بین زنان، و افزایش چشم‌گیر ابتلا به تومور غدد لنفاوی و مغزی خبر داد.
 این جنایت ضد بشری در حالی انجام شده است که آدام ارلی ماه سخنگوی وزارت امور خارجه امریکا، به طور وقیحانه اعلام کرد: «نیروهای امریکایی در فلوجه از فسفر سفید استفاده کرده‌اند که سلاحی غیرشیمیایی و قانونی است.»
پیتر بیس، رئیس وقت ستاد مشترک ارتش آمریکا، نیز در کنفرانس خبری در ستاد پنتاگون گفت: «فسفر سفید سلاح مجاز نظامی آمریکاست.»
امروزه پس از گذشت سال‌ها از لشکرکشی آمریکا به عراق کاملاً ثابت شده است که استفاده از اورانیوم در کلاهک گلوله‌های‌امریکایی بسیار متداول و گسترده بوده است که آثار آن همچنان در بین مردم و کودکان و تازه متولدان عراقی مشهود است. امروزه در عراق به ویژه در شهر فلوجه، به دلیل استفاده از چندین تن اورانیوم غنی شده، گسترش سرطان و نقص جنین‌ها و نوزادان، بسیار شایع‌تر شده است. این‌ها گوشه‌ای از آماری است که عمق فاجعه را نشان می‌دهد. مطالعات اپیدمیولوژیک و میدانی سلامت درباره شیوع سرطان، که به وسیله برخی سازمان‌های‌دولتی انجام شد، نشان می‌دهد که ابتلا به سرطان در فلوجه در مقایسه با دو شهر هیروشیما و ناکازاکی، بیشتر شده است. در نتیجه مداخله نظامی نیروهای امریکایی و ناتو در عراق، یک میلیون و سیصد هزار نفر کشته، سه میلیون نفر پناهنده و دو میلیون نفر خانه خود را ترک و آواره شدند.

 

جنایات تفنگداران آمریکایی در شهر حدیثه عراق

 انتشار خبر جنایت تفنگداران نیروی دریایی آمریکا در شهر حدیثه در غرب بغداد، انعکاس گسترده‌ای در رسانه‌های‌خبری جهان به همراه داشت. در جریان این جنایت، که جنجال برانگیزترین پرونده دوران اشغال عراق بود، چند منزل مسکونی هدف قرار گرفت و ۲۴ نفر از جمله ده زن و چند کودک کشته شدند. نیروهای امریکایی به طور وحشیانه‌ای آن‌ها را از فاصله بسیار نزدیک و بیشتر از ناحیه سرهدف گلوله قرار دادند. این خبر نخستین بار به وسیله خبرنگار روزنامه نیویورک تایمز افشا شد. وی صدها صفجه از اسناد محرمانه بازجویی‌های‌نظامیان آمریکا را در یک زباله دانی در نزدیکی بغداد پیدا کرده بود که حاوی مدارک کشتار غیرنظامیان در شهر حدیثه عراق در نوامبر۲۰۰۵ بود.
نیل پاکت، وکیل مدافع شهروندان عراقی در این پرونده، گفت: « فرانک ووتریچ، قاتل نیست؛ وی در واقع، یک کشتار جمعی مرتکب شده است.»
 فرانک ووتریچ، در آخرین جلسه دادگاه بدون اشاره به عمق فاجعه به بار آمده فقط پذیرفت که به نیروهای خود دستور تیرداده است و از وظایفش تخطی کرده است.
سرهنگ پندلتون، قاضی دادگاه پایگاه نظامی، فرمانده و همه سربازان را به راحتی از حکم جنائی بیگناه اعلام و تبرئه کرد و گروهبان فرانک ووتریج، متهم اصلی پرونده، را فقط به اتهام تخطی از وظایفش و نه به خاطر کشتار زنان و کودکان بی‌گناه به نود روز حبس محکوم کرد و به این دلیل که او یگانه سرپرست فرزندانش است، در مجازات او تخفیف داد و حکم او را اجرایی نکرد.
در ادامه سخنگوی پایگاه نظامی پندلتون، اظهار داشت: «مسؤولان توافق کردند که متهم این پرونده زندانی نشود.»
«درجه نظامی وی نیز به سربازی» تنزل پیدا کرد، ولی این تنزل درجه حتی به معنای کم شدن حقوق وی نبود، چرا که دولت آمریکا به طور رسمی اعلام کرد که جان انسان‌ها برابر نبوده و ارزش انسانی‌شان یکسان نیست.

 

 تجاوز جنسی نظامیان آمریکایی به زنان عراقی

یکی از اعمال مفتضحانه و وحشیانه‌ای که نظامیان آمریکایی در اشغال عراق مرتکب شدند، تجاوز به زنان و دختران بی‌دفاع بود. یکی از زندانیانی که مدت‌ها در یکی از زندان‌های‌سری آمریکا سپری کرده بود، به خبرگزاری فرانسه توضیح داد که چگونه سربازان آمریکایی به یک زندانی عراقی در برابر دیدگان همسرش تجاوز کردند. او گفت که این زندانی عراقی پس از آزادی از زندان، مجبور شد برای رهایی از عذاب وجدان و شرمساری، دست به خودکشی بزند.
همچنین در ۱۲ مارس ۲۰۰۶، چهار نظامی امریکایی به نام‌های‌جس اسپیلمن، جیمز بارکر، پل کورتزو بریان هوارد، با یورش به خانه‌ای در روستای یوسفیه، در غرب شهر محمودیه واقع در جنوب شهر بغداد، پس از تجاوز وحشیانه به یک دختر چهارده ساله به نام عبیرالجنابی، او را کشتند. در این حادثه اسف بار مادر ۳۴ ساله، پدر ۴۵ ساله و خواهرشش ساله عبیر نیز پیش از تجاوز به وی، با قساوت شدید توسط نظامیان آمریکایی کشته شدند.
مشابه این نوع اعمال مجرمانه، که ناشی از خوی حیوانی این نظامیان است، فراوان یافت می‌شود که بسیاری از آن‌ها به دلیل کشته شدن و یا شرم وحیای افرادی که مورد تجاوز قرار گرفته‌اند هیچ وقت آشکار نمی‌شود.

 

ترور دانشمندان عراقی

 درحالی که همه از عراق اشغالی پس از سقوط حکومت استبدادی صدام حسین انتظار رشد و پیشرفت داشتند، هنوز یک سال از اشغال عراق به دست نظامیان امریکایی نگذشته بود که اتفاق دیگری در این کشور روی داد و به سرعت به یک فاجعه فراگیر در این کشور تبدیل شد.
عراق تا پیش از آغاز جنگ، در میان کشورهای عربی بیشترین تحصیل کردگان و فارغ‌التحصیلان دانشگاهی را داشت؛ به همین دلیل این نخبگان به سرعت ، هدف قرار گرفتند تا موجب استقلال و پیشرفت کشور خود نشوند.
در همین رابطه کلایتون، خبرنگار روزنامه کریستین ساینس مونیتور، فهرستی از دانشمندان عراقی ارائه می‌دهد که در آمریکا تحصیلات خود را سپری کرده بودند و ادعا می‌کند که این دانشمندان و نخبگان چون در پی تولید سلاح‌های‌هسته‌ای و شیمیایی می‌باشند از جمله خطرناک‌ترین افراد در عراق هستند.
از آوریل ۲۰۰۳ تا اوت ۲۰۰۴ یعنی طی ۱۶ ماه، بیش از ۲۵۰ استاد دانشگاه در عراق به طور فجیعی ترور شدند و این موضوع آشکارا بیانگر وجود توطئه‌ای سازمان یافته برای از بین بردن نخبگان و دانشمندان عراقی است، همچنین در این بازه زمانی بیش از 1500 پزشک و متخصص عراقی به شکل مرموزی ربوده شدند که موجب شد تا بسیاری از پزشکان و متخصصان عراقی با ایجاد جو رعب و وحشت از کشور خارج شوند و به دیگر کشورها مهاجرت کنند.
وزرات امور خارجه آمریکا با اعمال فشارهای سیاسی طرحی اجباری را به نام نظارت بر علوم و تکنولوژی و مهندسی عراق تصویب و بیست میلیون دلار صرف آن کرد تا به اصطلاح دانشمندان عراقی را در طرح‌های مسالمت‌آمیز به خدمت گیرد، یا این‌که آنان را به مهاجرت و کار در آمریکا و یا حتی اسرائیل ترغیب کند؛ این درحالی است که افرادی که هردو گزینه را رد می‌کردند به اجبار بازداشت و زندانی می‌شدند. آمار دانشمندان به خدمت گرفته شده و یا بازداشت شده، به جزحدود ۳۱۵ دانشمندانی بود که براساس طرح امریکایی-صهیونیستی در عراق ترور شده‌اند.
صدام حسین در اوج رابطه نزدیک خود با امریکا، از معروف‌ترین، خشن‌ترین و سرکوبگرترین دیکتاتورهای اواخر قرن بیستم و متحدان آمریکا در منطقه خاورمیانه به شمار می‌رفت که نه فقط هولناک‌ترین جنایات را علیه مردم عراق مرتکب شد بلکه با حمایت قدرت‌های‌بزرگ و در راس آن‌ها امریکا، در جنگ ویرانگر را علیه ایران و کویت به راه انداخت. اما سرانجام هنگامی که منافع غرب و آمریکا از رفتارهای این دیکتاتور به خطر افتاد، کاخ‌سفید و متحدان او، وی را سرنگون کردند.
ایالات‌متحده به‌رغم هزینه هنگفت یک تا سه تریلیون دلاری حضور نظامی در عراق، برای دستیابی به برخی از منافع و اهداف استراتژیک و براساس محاسبه هزینه فایده به این نتیجه رسیده است که باید همچنان حضور و نفوذ خود را در عراق حفظ کند تا بتواند با اعمال فشار بر دولت‌های‌منطقه از شکل‌گیری نظم منطقه‌ای مخالف با منافع ایالات‌متحده جلوگیری کند و منافع ژئوپلیتیک، ژئواکونومیک و ژئواستراتژیک خود را در خاومیانه حفظ کند. هم چنین آمریکا با اشغال عراق سعی می‌کند بسترهای لازم را برای اجرای طرح خاورمیانه بزرگ مهیا کند.
در کنار این مسائل، از دیگر اهداف آمریکا دسترسی و کنترل منابع نفتی در عراق و خاورمیانه است، چراکه پس از عربستان با ۲۶۲ میلیارد بشکه ذخایر نفتی، این کشور با ۱۱۳ میلیارد بشکه ذخایر نفتی در رتبه دوم جهان قرار دارد و این درحالی است که سازمان انرژی ایالات‌متحده در ۲۰۰۱ تخمین زده بود که عراق دارای 220میلیارد بشکه ذخایر نفتی کشف نشده است.
یکی دیگر از دلایل اصلی حضور آمریکا در منطقه و به خصوص عراق، هراس از شکل‌گیری اتحاد کشورهای منطقه علیه رژیم صهیونیستی و به خطر افتادن امنیت آن کشور است.

 

منبع: کتاب خاطرات شیطان، نوشته صالح قاسمی