معناى اینکه «خدا لطیف است» این است که: خدا با احاطه و عملش بر دقائق امور نائل مى‌ شود و در آن امور دقیقه با رفق و مدارا هر چه بخواهد مى ‌کند.
 
چکیده
یکی از نامهای نیک خدا که در «قرآن» هم به آن اشاره شده است، «اسم لطیف» است. این اسم دارای مظاهر و مصادیق متعددی است، که یکى از مظاهر بزرگ «لطف» الهی «روزى» گسترده­ی اوست‌، خداوند در کتاب مبین خود می فرماید: «اللَّهُ لَطِیفٌ بِعِبادِهِ یَرْزُقُ مَنْ یَشاء»[1]. یعنی اینکه"خدا را به «بندگان» لطف و محبت بسیار است، هر که را بخواهد روزى مى‌ دهد".

تعداد کلمات: 1625/ تخمین زمان مطالعه: 8 دقیقه.

 
خدا به بندگانش لطیف است
 
نویسنده: حمید حنائی نژاد

کلمه «لطیف» در قرآن مکرّر استعمال شده است و در موارد مختلف معانى مختلف دارد، ولى ریشه همه معانى یک چیز است. لطافتى در قرآن است که ذهن دقیق و صاف و پاک و نورانى می تواند آن لطایف را از قرآن درک کند.
کلمه «لطیف» در قرآن مکرّر استعمال شده است و در موارد مختلف معانى مختلف دارد، ولى ریشه همه معانى یک چیز است. به طور کلى لطافت یک چیز عبارت است از نوعى صفت در شى‌ء که حس ظاهر به طور آشکار آن را درک نمى‌ کند، یک دقت و ذوقی مى‌ طلبد که انسان بتواند آن را درک کند. مثلا مى‌ گوییم لطافتى در قرآن است که ذهن دقیق و صاف و پاک و نورانى می تواند آن لطایف را از قرآن درک کند. در این مقاله به بررسی «لطیف بودن خدا» حول آیه ­ی 19 سوره­ی مبارکه­ ی شوری در بیان مفسران و عارفان محقق می پردازم.


«اللَّهُ لَطِیفٌ بِعِبادِهِ یَرْزُقُ مَنْ یَشاء». سوره شوری/19 آدم پرهیزکار، در روزى گرفتن از خدا، دست خدا و «لطیف» بودن او را مشاهده مى ‌کند. 
یعنی اینکه"خدا را به «بندگان» لطف و محبت بسیار است، هر که را بخواهد روزى مى‌ دهد". روشن است که «روزى» در این آیه مطلق است و هم ارزاق و روزی های معنوى را شامل مى ‌شود و هم مادى را، هم جسمانى و هم روحانى، لذا هنگامى که مبدء، «لطف» او هست و روزى دهنده نیز او است، پس چرا انسان به سراغ افرادی برود که نه لطفی دارند تا اینکه بخواهند رازق ما باشند‌؟!. روزى همیشه به دست خداست، از راه عادى هم به دست انسان برسد باز به دست خداست، اما فرق است میان اینکه انسان طورى زندگى کند که «لطف خدا» را در مورد خودش حس کند، و یا اینکه آن را مشاهده نکند. آدم پرهیزکار، در روزى گرفتن از خدا، دست خدا و «لطیف» بودن او را مشاهده مى ‌کند. 

لطیف یک معنایش این است: آن که دقایق امور را درک مى‌ کند؛ یعنى خدا نه فقط ظواهر امور را درک مى‌ کند، آن دقایق را هم درک مى‌ کند.
 در حدیث راجع به قرآن مى‌ فرماید: «القران عبارات و اشارات و لطائف و حقائق» قرآن چهار چیزِ در طول یکدیگر است: عبارات، یعنى همین الفاظ. الفاظ قرآن را همه مردم مى ‌شنوند.امّا قرآن یک اشاراتى هم دارد که انسان باید فکرش دقیقتر باشد تا اشارات قرآنى را درک کند، و این ماوراى عبارات است. از اشارات، دقیقتر چیزهایى است که به تعبیر حدیث «لطایف» است. لطایف حتى از اشارات هم دقیقتر است، یعنى ذهن باید خیلى دقیق و صاف باشد و بلکه باید پاک و نورانى باشد که آن لطایف را از قرآن درک کند. آنگاه در پشت لطایف حقایق است. پس مقصود از لطافت چنین چیزى است. لطیف یک معنایش این است: آن که دقایق امور را درک مى‌ کند؛ یعنى خدا نه فقط ظواهر امور را درک مى‌ کند، آن دقایق را هم درک مى‌ کند.(مطهری، مرتضی، مجموعه آثار شهید مطهری (آشنایى با قرآن(6 - 9))، ج27، 1377ش، ص 523 با اندکی تلخیص و تصرّف).





«مریم بصرى» از شاگردان «رابعه عدویه» زنی عارف مسلک بود که از ابتداى شب تا صبح جز این ذکر نمى‌ گفت: «اللّه‌ لطیف‌ بعباده‌»!. سلمى و ابن جوزى هر دو نقل کرده ‌اند که «مریم بصرى» از ابتداى شب تا صبح جز این ذکر نمى‌ گفت: «اللّه‌ لطیف‌ بعباده‌»!.
ابو عبد الرحمن محمد بن الحسین السلمى ‌که اولین کتاب خاص درباره‌ ى تذکره‌ ى زنان عارف را نوشته است؛ «مریم بصرى» از شاگردان «رابعه عدویه» را زنى مى‌ داند که در «محبت» سخن گفته است. وى مى ‌نویسد که مریم هرگاه که سخن از محبت مى‌ شنید بى‌ خود مى ‌شد!، و گفته ‌اند که وى در مجلسى که از محبت سخن مى ‌گفتند حاضر شد و در اثناء آن سخنان جان بداد. آری جان دادن در راه حق تعالى در اثناء شنیدن سخن از محبت الهى حکایتى است عجیب!!. (سلمی، ابوعبدالرحمن محمد بن الحسین، نخستین زنان صوفی(ترجمه مریم حسینی)، ص 22 با اندکی تلخیص و تصرّف).

پی نوشت:
[1]. شوری: 19.

منابع:
1 - مطهری، مرتضی، مجموعه آثار شهید مطهری، تهران – قم، انتشارات صدرا، چاپ هشتم،1377ش.
2 - طباطبائی، موسوی همدانی، ترجمه تفسیر المیزان، ایران، قم، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم،چاپ یازدهم، 1378ش.
3 - امین (بانوی اصفهانی)، سیده نصرت، مخزن العرفان در تفسیر قرآن، ایران، تهران، نهضت زنان مسلمان، چاپ اول،1361ش.
4 - میبدی، ابوالفضل رشیدالدین، کشف الأسرار و عدة الأبرار (معروف به تفسیر خواجه عبدالله انصاری)، ایران، تهران، انتشارات امیرکبیر، چاپ پنجم، 1371ش.
5 - سلمی، ابوعبدالرحمن محمد بن الحسین، نخستین زنان صوفی(ترجمه مریم حسینی)، ایران، تهران، نشر علم، چاپ اوّل، 1385ش.