جبهه جنگ علیه دولت اسلامی (داعش)
 
چکیده
گروهک افراط گرای داعش یا به ادعای خود، دولت اسلامی عراق و سوریه، سالهاست که به تهدیدی برای جهان تبدیل شده است اما کشورهای جنوب شرق آسیا بویژه مالزی و اندونزی، به دلیل دارا بودن درصد بالای جمعیت مسلمان و نیز آسیب پذیری بالای این دو کشور نسبت به ایدئولوژی اسلامگرایان افراطی همواره، بیش از سایر کشورها هدف اصلی داعش بوده اند.

تعداد کلمات : 2712 / تخمین زمان مطالعه : 13 دقیقه
 
شیب
 
نویسنده: Elani Owen, 2017
مترجم: سید محمد حسن هاشمی
 
شبکه جهانی دولت اسلامی عراق و سوریه (ISIS)، که به نام داعش شناخته می شود، مرتباً در حال گسترش است. جنوب شرق آسیا نیز بدلیل تعداد کثیر مسلمانان و سابقه ی وجود گروهک های افراطی، بیشتر تحت تأثیر این مسأله می باشد. در واقع به پیش بینی برخی کارشناسان، احتمال می رود که داعش در سال آینده بتواند حضوری پر رنگ تر در شبکه های ماهواره ای جنوب شرق آسیا داشته باشد که تبعات هولناکی نیز در منطقه خواهد داشت. آمریکا به عنوان رهبر ستیز با تروریست و ائتلاف جهانی ضد داعش، درصدد افزایش همکاری ها با جنوب شرق آسیا بویژه اندونزی و مالزی، برآمده است. داعش در این مناطق بیشترین تهاجم را داشته است. هدف این مقاله، برجسته کردن همکاری آمریکا با جنوب شرق آسیا در مبارزه با گسترش داعش در این منطقه میباشد.

جهت درک بیشتر از موضع تروریستی داعش و سابقه همکاری جنوب شرق آسیا و آمریکا در منطقه، این مقاله مروری بر سال ۲۰۰۸ خواهد داشت اگرچه برخی از اطلاعات ارائه شده ممکن است به سالهای پیش از آن نیز رجوع کند تا چگونگی پیدایش داعش از دل جنبش های افراطی دیگر مانند القائده، روشن گردد. در ابتدا به تهدیدات اخیر داعش و تلاشهای ائتلاف آسیایی- آمریکایی برای مقابله با این تهدیدات خواهیم پرداخت. دو کشوراندونزی و مالزی که شاهد شدیدترین تهدیدات داعش بوده اند مورد بررسی قرار خواهند گرفت. دانستن علت، میزان و چگونگی پیدایش داعش می تواند کمک بسزایی در مقابله با تهدیدات آن بنماید. همچنین میزان همکاری مفید آمریکا با دول آسیایی، در رسیدن به این هدف، تشریح می گردد.

مقدمه
تاریخچه مختصری از اسلامگرایان افراطی در جنوب شرق آسیا
جنوب شرق آسیا دارای جمعیت کثیر و متنوعی از مسلمانان می باشد. اندونزی به عنوان بزرگترین کشور اسلامی، حدود ۲۰۰ میلیون مسلمان را در خود جای داده است. تعداد قابل توجهی از مسلمانان نیز در مالزی، فیلیپین، تایلند، بورما و سنگاپور ساکن هستند که جمعاً حدود ۴۰ درصد مسلمانان جهان را تشکیل می دهند. به طور کل میتوان گفت که ماهیت اسلام در جنوب شرق آسیا، میانه رو تر از خاورمیانه است که این امر به دلیل وجود ادیان انیمیست، میستیک، هندو و بودایی در این منطقه است. با این وجود، سرمنشأ اسلام گرایان افراطی در خاورمیانه و جنوب شرق آسیا نبوده است بلکه ممکن است ریشه آن در ایدئولوژی و تاریخچه ی زندگی هر فردی باشد. به عنوان مثال در طول جنگ سرد، برخی از آسیایی های جنوب شرق که در افغانستان با شوروی میجنگیدند با تعریف تازه ای از اسلام به خانه بازگشتند. این تعریف تحت تأثیر تجارب آنها بود که شامل ستیز با خوارج و کافران بود. در دوران پس از جنگ سرد، طریقه احیای مذهب اسلامگرایان افراطی در جنوب شرق آسیا، همانند سایر کشور ها بود. فقر، حس حقارت، بیزاری و نا امیدی از دولت های سرکوب گر، تصمیم برای تبدیل جنوب شرق آسیا به کشوری تماماً مسلمان، عدم تأیید اسراییل در اشغال قلمرو های فلسطینیان، خشم از سیاست های خارجی آمریکا در مقابل کشورهای اسلامی و ارتباط با سایر گروهک های تروریستی در سایر نقاط جهان، منجر به گسترش سریع ایدئولوژی افراط گرایان گردید که در نهایت سبب شد تا تهدیدات از طرف سازمانهای جنگ طلب اسلامی که از این ایدئولوژی برخواسته بودند، به معضل امنیتی دنیای مدرن تبدیل شوند.

جهت درک چگونگی پیدایش داعش در جنوب شرق آسیا، لازم است تا کمی در رابطه با اجداد جهانی تروریست یعنی القاده بحث شود. گروهی که با هدف تشکیل خلافت اسلامی بوجود آمد و وحشیگری را ابزاری برای جهاد در مقابل دشمنان اسلام می دید. اگرچه القائده در افغانستان بوجود آمد، ولی هدف اصلی آن تشکیل کمپین بین المللی ترور با ماهیت ضد غربی و ایجاد خلافت اسلامی جهانی بود.

در دهه نود، القائده تلاشهای خود را افزایش داد و توسط جذب مسلمانان منطقه، شروع به تهاجم به جنوب شرق آسیا کرد. مهمترین دلایل سهولت کار القائده در این منطقه عبارتند از: مرزهای باز جنوب شرق آسیا، شرایط ورود آسان مسافران، وجود زنجیره های گسترده خیریه اسلامی و کنترل اقتصادی ضعیف بویژه در اندونزی و وجود سربازان با سابقه و کار آزموده مجاهدین افغان. زمانیکه عاملین القاعده به کشورهای جنوب شرق آسیا رسیدند، شروع به ساخت سلول هایی برای فعالیت های منطقه ای به عنوان بخشی از شبکه جهانی خود کردند. این سلول ها مراکزی برای برنامه ریزی و اجرای حملات و همچنین مخفیگاهی برای عاملینی بود که از آمریکا و سایر کشورها گریخته بودند.

سلول های القاعده همواره در منطقه جنوب شرق آسیا و جامعه بین الملل فعال بوده اند. مرکز مانیلای القاعده در اوایل دهه ی نود، حملات نافرجام زیادی داشته است که برخی از آنها عبارتند از: تلاش برای منفجر کردن ۱۱ خط هوایی، برنامه ریزی برای برخورد یک هواپیمای ربوده شده با سازمان مرکزی اطلاعات، محیا کردن مکانی امن برای رهبر رمضی یوسف پس از بمبگذاری مرکز تجارت جهانی در سال ۱۹۹۳ و تلاش برای ترور پاپ در سفر اخیر ایشان به فیلیپین. پس از آن، القاعده فعالیتهای خود را معطوف به مالزی، سنگاپور و اندونزی نمود. تا سال ۲۰۰۲، حدود یک پنجم قدرت سازمانی القاعده در جنوب شرق آسیا متمرکز بوده است که این امر، خود نشان دهنده قابلیت بالای این منطقه در گسترش سازمانهای افراط گرا می باشد. عاملین القاعده به ایجاد گروه های تروریستی دیگر کمک کردند که از جمله مهمترین آنان میتوان به جماعت اسلامی در اندونزی اشاره کرد که این گروه حمایتی ویژه از القاعده نمود و خواهان تشکیل خلافت اسلامی در اندونزی بود. معروف ترین اقدام نیز بمب گذاری در بالی در سال ۲۰۰۲ و ۲۰۰۵ و حمله به هتل مریات در جاکارتا در آگوست ۲۰۰۳ بوده است. القاعده هنوز هم روابطی با گروهک های افراطی مانند جبهه آزادی اسلامی مراکش و گروه ابوسیاف دارد که هر دو در فیلیپین مستقر هستند. در مالزی هم روابطی با مجاهدین کومپولان مالزی دارد که در سال ۲۰۰۲ تشکیل شد. این گروه به صورت مستقیم، نتیجه ی بازگشت مالزیایی ها از افغانستان در نبرد با شوروی، بود.جهت درک چگونگی پیدایش داعش در جنوب شرق آسیا، لازم است تا کمی در رابطه با اجداد جهانی تروریست یعنی القاده بحث شود. گروهی که با هدف تشکیل خلافت اسلامی بوجود آمد و وحشیگری را ابزاری برای جهاد در مقابل دشمنان اسلام می دید. اگرچه القائده در افغانستان بوجود آمد، ولی هدف اصلی آن تشکیل کمپین بین المللی ترور با ماهیت ضد غربی و ایجاد خلافت اسلامی جهانی بود.

نهایتاً میتوان گفت که ادامه حضور القاعده در منطقه نمایانگر سابقه طولانی فعالیت  این گروه  در جنوب شرق آسیا و رابطه ی این گروه های جنگ طلب با گروه های فعال در خاورمیانه می باشد. شناخت شبکه های تروریستی سابق کمک به سزایی در چگونگی رشد داعش در جنوب شرق آسیا خواهد کرد.

سرمنشأ پیدایش داعش
چشم انداز امنیت جهانی و ماهیت سازمان های تروریستی با پیدایش داعش، دچار تحولات عظیمی شد. این سازمان در ابتدا در سال ۲۰۱۴ توجه دنیا را به خود جلب کرد اما منشأ  آن را می توان در حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ یافت. درست زمانیکه مبارز اردنی، بنام ابومصعب الزرقاوی القاعده را در عراق بوجود آورد. الزرقاوی بیش از آنکه با تلاشهایش برای تشکیل یک خلافت اسلامی، شناخته شود، به تعلق خاطرش به آمریکا شناخته شد.

او که در تعریف جدید خود از جهاد، به استفاده از هر ابزاری برای تشکیل خلافت معتقد بود، بلافاصله با انتقاد بن لادن در رابطه با خشونت علیه شیعیان و حتک حرمت اماکن مقدس آنان، روبرو شد. در نهایت در سال ۲۰۰۶،‌  زرقاوی و طرفدارانش روبط خود را با القاعده قطع کردند. مدتی پس از آن، در ژوئن ۲۰۰۶ با مرگ زرقاوی، سازمان های تحت تأثیر او، تحت نام دولت اسلامی عراق، با یکدیگر متحد شدند. این سازمان در سال ۲۰۱۱ زمانیکه به موجب جنگ داخلی در سوریه قدرت گرفت و در این کشور پا گرفت، نام خود را به دولت اسلامی عراق و شام تغییر داد. داعش در سال ۲۰۱۴ پیشرفت چشمگیری در عراق و سوریه کرد و رسماً تشکیل خلافت رقه، سوریه و پایتخت آن را اعلام کرد.

هدف اصلی داعش تشکیل یک خلافت یکپارچه در عراق، سوریه و لبنان است. اگرچه داعش از ابتدا بر اساس ایدئولوژی القاعده شکل گرفت اما در بسیاری از ابعاد با القاعده متفاوت است. داعش معتقد است که با وحشیگری های خشن تر، میتواند یک خلافت واقعی داشته باشد و از تمام مسلمانان می خواهد که به امیرعصر خود، ابو بکر البغدادی متعهد باشند و دائماً از آنان میخواهد که به قلمروی آن نقل مکان کنند. داعش فراتر از خاورمیانه و آفریقای شمالی گسترش یافته است که  شمار روز افزون مسلمانانی که به قلمروی داعش مهاجرت می کنند، روشنگر این مطلب است. اکنون داعش بزرگترین تهدید تروریستی بشر شناخته شده است.

اگرچه القاعده همواره یک معضل جهانی بوده و هست، اما اکنون داعش از القاعده پیشی گرفته است و قلمروی خود را گسترش داده است و در سال ۲۰۱۴ توانست بخشهایی از عراق و سوریه را به کنترل خود درآورد. با این وجود قلمرو های داعش از سال ۲۰۱۵ به بعد کاهش یافته است و بدلیل ادامه جنگ نیروهای عراقی و کرد درموصل که از اکتبر ۲۰۱۶ آغاز گردید، احتمال آن می رود که به زودی قلمروی عراق را نیز از دست بدهد. داعش همچنین به جنگ با نیروهای سوری در رقه، پایتخت ادعایی داعش، پرداخته است. اگرچه داعش در حال از دست دادن قلمروی خود در خاورمیانه است، اما همچنان بدلیل انتشار ایدئولوژی خود در سراسر جهان یک تهدید محسوب می شود و دائماً در حال تأثیر گذاری بر حملات تروریستی دنیاست. تنها در سال ۲۰۱۶ داعش توانست ۲۸ حمله تروریستی در کشورهایی بجز سوریه و عراق ترتیب دهد. این امر، خود میتواند بیانگر میزان گسترش قلمروی داعش فراتر از خاورمیانه باشد. علاوه بر این، دامنه و شدت حملات نشان دهنده آن است که نه تنها خطر داعش با از دست دادن قلمرو در خاورمیانه پایان نمیابد، بلکه تا جایی که ایدئولوژی آن قابلیت انتشار داشته باشد، تهدید آن نیز میتواند پیش رود. اگرچه به دلیل فاصله مکانی قلمروی داعش با آمریکا، این کشور در معرض تهدید مستقیم داعش نیست، اما شهروندان، متحدان و ثبات همه کشورهای مهم جهان در معرض خطر هستند.

تهدید داعش در اندونزی و نحوه مقابله دولت اندونزی
اندونزی مهمترین نقطه اتصال زنجیره تروریستی در دنیاست. بدلیل آسیب پذیری بالای این کشور نسبت به گروه های تروریستی که از گذشته نیز دراین کشور وجود داشته، اندونزی هدف اول استراتژی های داعش در منطقه قرار گرفت. محمد فاچری یکی از کسانی بود که به این سازمان پیوست و توسط عمر بکری، رهبر گروه المهاجرون در انگلیس،  اجازه تشکیل یک گروهک المهاجرون در اندونزی را دریافت کرد. او همچنین وبسایتی به نام المستقبل به معنای آینده، راه اندازی کرد تا شبکه های داخلی را به داعش متصل کند و مراسم های داعش و متحدانش را پشتیبانی کند. در سال ۲۰۱۳ فعالان انجمن اسلامی  قانون اسلامی  (FAKSI)توسط فاچری و پیروانش تشکیل شد که توسط امان پشتیبان می شد و اعلامیه هایی در حمایت از داعش منتشر میکرد. بعدها در سال ۲۰۱۴ ابدالرحمان با ابراز وفاداری به داعش در یک سخنرانی آنلاین، باعث شد تا بسیاری از اعضای فعالان انجمن اسلامی (FAKSI) برای جنگ به سوریه بروند.

در همان سال دولت اندونزی از تشکیل دو گروه دیگر با نام های انصارالخلیفه و تسیکمالیا آگاه شد. گروه های دیگری مانند جماعت انشورو التوحید، مجاهدین تیمور اندونزی، حلقه بانتن، گیما سلام، مجاهدین برات اندونزی نیز در این کشور تشکیل شدند که به حکایت از داعش برخواستند. گروه های افراطی داعش را به القاعده ترجیح دادند چراکه داعش دارای قلمرو است.

در سال ۲۰۱۴ دولت اندونزی پیوستن به داعش را ممنوع اعلام کرد و تمامی فعالیت های آن را مجرمانه خواند و برای جلوگیری از بازگشت کسانی که برای داعش در خاورمیانه میجنگیدند، اعلام کرد که گذرنامه آنان باطل خواهد شد. در سال ۲۰۱۵ دولت اندونزی کارگروه ویژه ای برای مقابله با داعش تشکیل داد که با پلیس محلی همکاری میکرد. در ۳۰ مارس همان سال، دولت ۲۲ نشریه و شبکه را که تهدیدی برای امنیت کشور بودند تعطیل کرد. اما اندونزی به دلیل ضعف در محافظت جو زندان ها، با مشکلاتی رو برو شد و در نهایت گفتنیست که این کشور بدون استراتژی های کارآمد در زندان ها نخواهد توانست خطر داعش را به طور کامل دفع کند.

تهدید داعش در مالزی و نحوه مقابله دولت این کشور
همانند اندونزی، مالزی نیز به دلیل داشتن جمعیت مسلمان، هدف اصلی داعش بوده است و جو سیاسی این کشور در این مسأله تأثیر زیادی داشته است. مثلا وجود حزب سیاسی قالب به نام سازمان ملی مالزیایی های متحد که به نزدیکی دین و سیاست معتقد است، خود، سبب محبوبیت داعش و راه اندازی وب سایت هایی در طرفداری از داعش شد.طبق آمار،  تنها در سال ۲۰۱۶، دست کم ۱۱۹ مبارز به دلیل ارتباط با داعش دستگیر شدند. به گزارش وزیر حمل ونقل مالزی، پلیس امنیتی این کشورتعداد موافقین داعش را حدود ۵۰ هزار تن تخمین می زند. بنابراین چنانچه تنها بخش کوچکی از این تعداد درصدد افراطی شدن و اقدام کردن برآید، خطر بزرگی مالزی را تهدید خواهد کرد. اخیراً داعش توانسته است اولین حمله موفق خود را در ۲۸ ژوئن ۲۰۱۶ در پوچانگ انجام دهد که در این حمله ۸ تن زخمی شدند. پیش از آن پلیس مالزی موفق شده بود ۹ نقشه دیگر داعش را در کوآلا لامپور خنثی کند. در آوریل ۲۰۱۵ هفده تن به جرم تلاش برای ربودن نخست وزیر، وزیر دفاع و چند افسرعالی رتبه دیگر دستگیر شدند که در میان آنان ۲ نفر از کارکنان نیروی هوایی یافت شدند. زنان نیز در کمک رسانی به داعش در مالزی نقش زیادی داشتند به عنوان مثال در ماه می ۲۰۱۴ زنی ۵۵ ساله به نام عزیزه یوسف به جرم تلاش برای جذب نیرو برای داعش در فیس بوک و همچنین پشتیبانی عملیات های تروریستی دستگیر شد.

 

بیشتر بخوانید : نقش گروه‌های تکفیری در تغییر نقشه منطقه


در این میان دولت مالزی نیز اقداماتی برای جلوگیری از تهدیدات داعش انجام داده است. به عنوان مثال در سال ۲۰۱۴، داعش در این کشور یک سازمان تروریستی اعلام شد  و در آوریل ۲۰۱۵ قوانینی بر ضد داعش وضع شد. مثلاً به مسئولین ذیربط اجازه داده شد تا مضنونین به همکاری با داعش را بدون دادگاهی شدن، از ۵۹ روز تا ۲ سال بازداشت کنند. در سپتامبر ۲۰۱۵ نیز پارلمان این کشور قانونی را وضع کرد تا به موجب آن اختیارات دولت جهت بررسی، پیگرد و ضبط پولهای مرتبط با فعالیت های افراطی، افزایش یابد.

در اکتبر ۲۰۱۶ نیروی ویژه ملی متشکل از پلیس رویال و افسران نیروی دریایی راه اندازی شد که در مجموع دارای ۱۷۰ پرسنل شامل نیروهای دریایی، زمینی و هواییست. این اقدام نه تنها سبب کنترل و مهار عملیات های داعش می شود بلکه در برخورد با سایر گروهک های افراطی مذهبی نیز یاری رسان خواهد بود و می تواند به عنوان یک مرجع برای سایر کشورها مورد استفاده قرار گیرد. دولت این کشور همچنین از سازمان های میانه رو برای مقابله با داعش بهره می جوید. سازمان نشر اسلام نیز که مسئولیت نظارت بر مساجد را بر عهده دارد، فتوایی را صادر کرده است که از اطلاق واژه شهید به کشتگان عضو داعش جلوگیری می کند. این سازمان همچنین، جلساتی را در روز های جمعه به دعوت مسلمانان به صلح و آرامش اختصاص داده است.

بعلاوه، سازمان حرکت جهانی میانه رو های مالزی، که در آوریل ۲۰۱۲ تأسیس شد، مراسم هایی را ترتیب میدهد که در آن افراد محلی و شرط بندهای غیر بومی گرد هم جمع شوند و ایدئولوژی داعش را از هم بپاشند. اگرچه، برخی محققین، عکس العمل شدید دولت را در ستیز با اعتقادات، مورد انتقاد قرار می دهند. بر اساس آمار مرکز تحقیقات پیو، تنها ۲۰ درصد از مردم کاملاً مخالف اقدامات البغدادی هستند که این آمار نشان دهنده این حقیقت تلخ است که بیشتر مردم این کشور یا نسبت به او و اقداماتش بی تفاوتند و یا از او و اهدافش حمایت می کنند و این درصد بالا، بیانگر فراهم بودن زمینه برای جذب بیشتر نیرو در این کشور است. درمقابل، دولت مالزی می بایست توجه خود را بر اقدام متقابل معطوف کند. به عنوان مثال می توان مشوق های مالی و اقتصادی در اختیار جوانان محروم قرار داد و آن دسته از افرادی که جذب عقاید داعش شده اند را به روایات آرامش بخش اسلام جذب کرد.همچنین از آنجا که رسانه های جمعی ابزاری مناسب برای جذب نیرو برای داعش هستند، با اقدامات متقابل در رسانه های می توان نقشه های آنان را برای کنترل افکار عموم، خنثی نمود. این گونه اقدامات می تواند مالزی را در دفع داعش یاری نماید.
 

برگرفته از سایت :www.inquiriesjournal.com