اکنون خطر محاسبه اشتباه به طور قابل توجهی بیشتر شده است
 
چکیده:
به دنبال تهدید ایران به بستن تنگه هرمز، ادوارد چانگ به بررسی عملی بودن این تهدید پرداخته است. به اعتقاد وی تهدید بستن تنگه هرمز چیز جدیدی نیست و مسبوق به سابقه است، اما این تهدید هرگز عملی نمی گردد، بلکه رفتار ایران و سخنان مقامات ایرانی، بیشتر به عنوان ابزاری برای مدیریت بحران و اهداف سیاسی، می باشد. چرا که این تهدیدات باعث ایجاد فشار بر آمریکا برای بازگشت از ادعاهایش می گردد. به اعتقاد نویسنده، اما اگر این اقدام تنها گزینه پیش روی ایران باشد، ایران آن را عملی خواهد کرد. در این صورت، علیرغم اینکه آمریکا ممکن است توانایی جلوگیری از آن و یا بازگشایی مجدد آن را داشته باشد، اما باید هزینه های زیادی را متقبل شود که به راحتی و به سرعت قابل جبران نیست. بنابراین اکنون خطر محاسبات اشتباه، به شدت افزایش یافته است.

تعداد کلمات : 1716 / تخمین زمان مطالعه : 8 دقیقه
 
شیب
 
نویسنده: ادوارد چانگ
مترجم: سید محمد حسن هاشمی
 
حسن روحانی رئیس جمهور ایران، در واکنش به تحریم‌های بالقوه که می‌تواند بر صادرات نفت ایران اعمال گردد، تهدید به بستن تنگه هرمز کرد که پیش از آن، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تهدید به آن کرده بود. دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا به کشورها تا 4 نوامبر 2018 فرصت داده است که واردات نفت خام خود را از کشور ایران متوقف کنند.

این ممنوعیت گسترده بخشی از کمپین فشار و مبارزه با جمهوری اسلامی ایران می‌باشد. این درخواست آمریکا با خروج این کشور از برنامه جامع اقدام مشترک یا همان توافق هسته‌ای که در سال 2015 امضاء گردید، صورت گرفت.

طی مذاکرات، برجام به عنوان تنها گزینه برای محدود کردن برنامه هسته‌ای ایران در نظر گرفته شده بود. مدافعان این توافق به طور مرتب به افزایش خطر جنگ نسبت به خروج از این توافق، در استدلالات خود اشاره می‌کردند و علی الظاهر جمله روحانی، این نگرانی ها را تائید می‌کند. اما چقدر باید این تهدیدات را جدی گرفت؟

ما قبلا در این موقعیت بودیم
تهدید ایران به بستن تنگه هرمز، چیز جدیدی نیست. در واقع، در سال 2012، دولت اوباما مواجهه خود را با ایران پیرامون برنامه هسته ای این کشور، داشت. ایران تهدید به بستن تنگه هرمز کرد و مانور نظامی در منطقه برگزار کرد که باعث آرایش نظامی فرانسه، انگلیس و آمریکا در واکنش به این مانور گردید. اما یک سال بعد، هر دو طرف به مذاکرات پناه بردند که منجر به امضای برجام گردید.

در سال 2008، در واکنش به احتمال حمله نظامی اسرائیل یا آمریکا، فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، محمد علی جعفری، تهدید به بستن تنگه هرمز در تلافی این اقدام کرد. در طول جنگ ایران و عراق طی سال‌های 88-1980، که هر دو طرف کشتی های یکدگیر را به عنوان بخشی از تلاش‌های جنگی مورد هدف قرار می‌دادند، چنین ترسی افزایش یافته بود که ایران ممکن است تلاش کند تنگه هرمز غیرقابل عبور گردد. ایران مین گذاری را در این سال‌ها به عنوان بخشی از استراتژی خود قرار داده بود. جنگ نفت کش که درتابستان 1987 شروع شد و تا یک سال و نیم بعد ادامه داشت، خطر جنگ مستقیم بین ایران و آمریکا را افزایش داده بود.با تهدید بستن آبراه حیاتی که کشورهای صاحب نفت خلیج فارس را به دنیا متصل می‌کند، به نحوی که تقریبا یک سوم از نفت خام جهان از این مسیر منتقل می‌گردد، ایران ترس جنگ و بحران اقتصادی را روشن نگه می‌دارد. این تهدید نه تنها قیمت های گاز را در پیش بینی اختلالات عرضه افزایش می‌دهد، بلکه این تهدید همچنین بر افکار و دیدگاه جهانیان نسبت به مسیر تشدید کننده فشارها تاثیر خواهد گذاشت که می‌تواند باعث ایجاد فشار بر آمریکا برای بازگشت از خطوط قرمزش گردد. با توجه به تعداد کشورهای وابسته به نفت خاورمیانه از جمله خود ایران، تهران می‌تواند روایت شگفت انگیزی را نشان دهد که آمریکا یک بحران را تبدیل به خسارت جهانی می‌کند.

فارغ از اتفاقاتی که در سال‌های 1988-1987 اتفاق افتاد، هیچ یک از این اتفاقات منجر به جنگ آشکار میان ایندو نشد. به دنبال محاصره سفارت آمریکا در تهران، سطح بی امان دشمنی میان دو کشور، از 4 نوامبر 1979، شروع گردید. در حالی که فقدان جنگ واقعی می‌تواند به جلوگیری و مهارت های مدیریت بحران حرفه‌ای آمریکا کمک کند، همچنین این واقعیت نیز وجود دارد که رفتار ایران و سخنان این کشور در مورد تنگه هرمز، به عنوان ابزاری برای مدیریت بحران (هرچند خطرناک است) و هدف سیاسی، مورد استفاده قرار می‌گیرد.

تهدید به بستن تنگه، از بستن آن مفیدتر است
بستن تنگه هرمز، تاثیرات منفی بر منافع ایران دارد. چنانچه جان آلن گای جئوفری کمپ در کتاب « جنگ با ایران: پیامدهای سیاسی، نظامی و اقتصادی» تشریح می‌کنند که «85 درصد از واردات ایران از این تنگه می‌آید و صادرات نفت که برای دولت ایران بسیار حیاتی است، بیشتر از این منطقه صادر می‌شود. ایران با بستن این تنگه منافع خود را به خطر خواهد انداخت». بنابراین، اعمال هرگونه سناریو بستن تنگه هرمز، به عنوان حرکتی از سوی ایران در نظر گرفته می شود که فقط در وضعیت ناامیدی که هیچ روشی برای پیشگیری از آن وجود نداشته باشد، اقدام به این عمل خواهد کرد. بنابراین، بستن تنگه هرمز بعید است و آمریکا به خوبی این مطلب را می‌داند و احتمال مقامات ایرانی به دنبال ارزیابی این مطلب هستند که آیا واشنگتن می‌تواند به این ادعای ایران پاسخ دهد یا خیر. پس چرا تهران، مرتب از این تهدید استفاده می‌کند؟

با تهدید بستن آبراه حیاتی که کشورهای صاحب نفت خلیج فارس را به دنیا متصل می‌کند، به نحوی که تقریبا یک سوم از نفت خام جهان از این مسیر منتقل می‌گردد، ایران ترس جنگ و بحران اقتصادی را روشن نگه می‌دارد. این تهدید نه تنها قیمت های گاز را در پیش بینی اختلالات عرضه افزایش می‌دهد، بلکه این تهدید همچنین بر افکار و دیدگاه جهانیان نسبت به مسیر تشدید کننده فشارها تاثیر خواهد گذاشت که می‌تواند باعث ایجاد فشار بر آمریکا برای بازگشت از خطوط قرمزش گردد. با توجه به تعداد کشورهای وابسته به نفت خاورمیانه از جمله خود ایران، تهران می‌تواند روایت شگفت انگیزی را نشان دهد که آمریکا یک بحران را تبدیل به خسارت جهانی می‌کند.

اگرچه آمریکا قادر به جلوگیری از بسته شدن آن یا توانایی در بازگشایی مجدد تنگه هرمز داشته باشد، اما هزینه‌های سیاسی و مادی چنین اقدامی، بسیار قابل توجهی است. تصور کنید که ایران چاره ای جز بستن تنگه هرمز نداشته باشد، در این صورت ایران این کار را خواهد کرد، اما آمریکا و دیگر کشورهای جهان در مقایسه با ایران، باید هزینه‌های زیادی را متحمل شوند که به راحتی و به سرعت قابل جبران نیست.
چه اتفاقی می افتد اگر ایران تلاش کند که تنگه هرمز را ببندد؟

بستن تنگه هرمز توسط ایران به معنای بکارگیری نیروهای دریایی اش و بستن فیزیکی این آبراه به معنای متداول آن نیست. بلکه برنامه بستن تنگه هرمز را با استفاده از استراتژی نامتقارن » (A2/AD) دنبال خواهد کرد. برای ایران، مین‌گذاری بخش عمده این استراتژی را تشکیل می‌دهد که این منطقه را تبدیل به منطقه بدون عبور، می‌کند. بعد از آن، ایران می‌تواند با استفاده از موشک‌های کشتی زن که بر روی زمین مستقر می‌شود، از عملیات ترخیص جلوگیری کند و یا مستقیما کشتی های جنگی و غیرجنگی را مورد هدف قرار دهد. آیا رهبری ایران لازم است که نیروهای نظامی را در منطقه مستقر کنند، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، ناوگان وسیعی از کشتی‌های تندرو دارد. اگرچه به آرامی مسلح می‌گردند، این ناوگان از طریق استفاده از تاکتیک‌های «حمله فراوان» و با بکارگیری حملات « زدن و در رفتن» می‌توانند مخاطره ای برای کشتی‌های جنگی متعارف باشند که به طور آشکار مقابله با این تاکتیک ها سخت است. در سطح بالاتر، ایران می‌تواند امکانات نظامی آمریکا و متحدان این کشور در منطقه را یا مراکز غیرنظامی را با موشک‌های بالستیک در جهت بازدارندگی، مورد هدف قرار دهد.

 

بیشتر بخوانید : تحریم های آمریکا تهدیدی علیه واردات هند از نفت ایران می باشد


توانایی آمریکا و متحدانش برای بازگشایی تنگه هرمز پایین می آید. هشدار پیشروی باید از یک تلاش مشرف بر بستن، بدست بیاید که ستاد فرماندهی مرکزی ایالات متحده آمریکا (CENTCOM) باید بسیج کند و نیروهای دریایی، بخصوص یک یا چند گروه از هواپیماهای جهت حملات هوایی به منطقه اعزام گردند تا محاسبات ایران را تغییر دهند و یا قبل از پیشرفت در بستن تنگه هرمز، در این امر مداخله کنند. اگر آمریکا و متحدانش غافلگیر شوند، هزینه های بازگشایی مجدد تنگه هرمز می‌تواند بیش از حد و کمرشکن باشد.

به طور مثال، گای و کمپ در کتاب خود تخمین زدند که هزینه عملیات پاکسازی تنگه هرمز می‌تواند 230.1 میلیون دلار باشد. حتی گاهی اوقات به صورت معمولی، نگهداری دو گروه جهت حملات هوایی در پایگاه برای یک هفته، 106 میلیون دلار برآورد شده است. در یک مواجهه نظامی جدی تر، طبق گزارش موسسه رند در سال 2017، در کنار دیگر مسائل، نیاز به اعزام 21 گردان نیروهای جنگنده هوایی و چهار گروه حمل کننده های حملات هوایی (CSGs) است.

برآورد تلفات انسانی دشوار است، اما این اعداد و ارقام به وضوح نشان می‌دهد که هزینه‌های منع کننده بالایی در یک بحران جدید در تنگه هرمز وجود دارد؛ حال چه جنگ شدیدی رخ دهد و یا ندهد.
در هر صورت، برای دلائلی که در بالا به آن اشاره شد، احتمال بستن ناگهانی تنگه هرمز، به طور قابل توجهی کم است. تهدید به بستن تنگه هرمز برای ایران، از انجام این عمل، مفیدتر است. اما اگر ایران بخواهد تهدیدش را عملی کند، لازم است که مجدد به اقدامات دریایی علیه کشتی های تجاری و نظامی آمریکا روی بیاورد.

برخی از ناظرات پیش بینی میکنند که یک جنگ فاجعه آمیز بین دولت یهود و حزب الله در آینده ای نزدیک رخ خواهد داد. رخ دادن این اتفاقا باعث بروز نگرانی هایی از جمله شکل گیری جنگ بزرگ منطقه ای شده است. چنانچه در هفته ها و ماه های اخیر، بر اثر درگیری ها در سوریه، احتمال حمله مستقیم بین تل آویو و تهران افزایش یافته است. اگرچه واشنگتن معاهده دفاعی متقابل با اسرائیل ندارد، اما معاهده سابق همچنان از تلاش های جنگی دیگر توسط اسرائیل حمایت لجستیکی، اطلاعاتی، تامین جنگ افزار و غیره، می کند.

پیش بینی مسیر هر نوع نزاع بین ایران و آمریکا سخت است، اما آمریکا باید این را در نظر داشته باشد احتمال این وجود دارد که ایران ممکن است تلاش کند تا حمایت آمریکا از اسرائیل را با تهدید کردن نسبت به تنگه هرمز، دچار اختلال کند. شاید ایران به اندازه کافی منابع مالی نداشته باشد که حمایت آمریکا از اسرائیل را کاهش دهد، اما با ایجاد هزینه‌های سیاسی و استراتژیکی، مردم آمریکا تمایل به دوش کشیدن چنین هزینه هایی و به طور کلی ماهیت بحث برانگیز رابطه آمریکا با اسرائیل را نداشته باشند.

نتیجه گیری
تهدید بستن تنگه هرمز، احتمالا بدون هیچ اتفاقی رد خواهد شد. اما این تهدید پتانسیل مواجهه نزدیک بین نیروهای دریایی ایران و آمریکا در منطقه فراهم کرده و پنجره باز خطر محاسبات اشتباه نسبت به این تهدید همچنان باز است. ضمن اینکه احتمال رخ دادن یک جنگ بین حزب الله و نیروهای مخالف وجود دارد. اینکه این اتفاق چه زمانی رخ خواهد داد، معلوم نیست تا آمریکا خارج از خط آتش قرار بگیرد.
 

برگرفته از سایت: نشیونال اینترست