فرگشت و خدا هر دو می توانند همزیستی کنند
 
چکیده
در این مقاله سعی بر آن است تا این طرز فکر که مفهوم خدا با فرگشت نزاع دارند و هر دو با هم درست نیست به چالش کشیده شود و بیان شود که بر فرض درستی فرگشت، باز نیاز به خدای آفریننده برآورده نمی شود.

تعداد کلمات : 700 / تخمین زمان مطالعه : 3 دقیقه
 
شیب
 
نویسنده: Rachel Sirotkin
مترجم: محسن صبوری
 
در مقاله کریستوفر بنت تحت عنوان «چه چیزی اخلاق نامیده می شود؟»، بنت در مورد مواضع خداباوران، خداناباوران و انسان گرایان بحث می کند. مفهوم خدا و اخلاق سازگار با آن، یک فرایندی است که دشوار فهم می شود چرا که هیچ استدلال محسوسی برای وجود خدا وجود ندارد. با وجود آن که ابعادی از هر موضع یافت می شود که می توان با آن موافق بود اما موضع خداباوری در ارتباط با فرگشت و این که جهان چطور آغاز شد، پذیرفتنی است.

زمانی که کرستوفر بنت در جایگاه یک شخص خداباور صحبت کرد چنین ادعایی را مطرح کرد که ما باید هر موجودی از موجودات را به نحوی تبیین کنیم که یک موجود کاملا آزاد و قدرت مند وجود دارد. اعتقاد به خداوند، همانند امور علمی، اثباتی که در حیطه حس بگنجد ندارد و این دلیل آن چیزی است که برای افراد مشکل ساز می شود که بپذیرند خدایی وجود دارد. اعتقاد به خدا چیزی نیست که با دلایل محسوس حاصل شود بلکه وجود وی با ادله غیر حسی و عقلی و قلبی ثابت می شود. از طریق استدلال یک خداباور، چنین امکانی وجود دارد که انسان از نظریه های علمی جانبداری کند و در عین حال به وجود خداوند اعتقاد داشته باشد.نظریه چالرز داروین درباره تکامل با دو اصل انتخاب طبیعی و بقای اصلح توضیح می دهد که چگونه موجودات زنده تکامل پیدا کردند. داروین هیچ گاه در نظریه خود نه اشاره ای به خدا کرد و نه درباره ی چرایی تحقق روند تکامل، اظهار نظر کرد. به منظور درک جهانی که در آن زندگی می کنیم، باید به موجودی اشاره کنیم که دارای قدرت کافی برای آغاز روند تغییر جهان است. علم به انفجار بزرگ (بیگ بنگ) بر می گردد اما درباره ی این که قبل از آن چه رخ داد اظهار نظری نمی کند. بنت از این مسئله چنین برداشت می کند که بنابرین باید موجودی پشت آفرینش جهان وجود داشته باشد. 

صحت نظریه داروین به لحاظ علمی به اثبات رسیده است. اما این خاطر که نظریه اش درست است مستلزم عدم وجود خدا نیست. استفان لوگرن بحث می کند که دین و فرگشت هر دو می توانند درست باشند. وی چنین استدلال می کند که فرگشت می تواند ابزار خدا برای آفرینش انسان باشد. لوگرن بیان می کند که کاملا منطقی است که چنین بیندیشیم که خداوند از فرگشت به عنوان شیوه ای برای خلق جهان استفاده کرده است. به بیان دیگر، معقول به نظر می رسد که خدا از فرگشت به عنوان شیوه ای بهره برد تا موجوداتی که بیشترین سازگاری با محیط را دارند ادامه حیات دهند.

می توان از فرگشت استفاده کرد تا حیات در این دنیا را تبیین کرد ولی خداوند خالق نهایی است که از ابزار فرگشت استفاده کرده است. حال که ما مخلوق خداوند هستیم، آیا او نمی خواهد تا ما بیشترین سازگاری را پیدا کنیم تا ادامه حیات دهیم و بهروزی به دست آوریم؟اعتقاد به خداوند، همانند امور علمی، اثباتی که در حیطه حس بگنجد ندارد و این دلیل آن چیزی است که برای افراد مشکل ساز می شود که بپذیرند خدایی وجود دارد. اعتقاد به خدا چیزی نیست که با دلایل محسوس حاصل شود بلکه وجود وی با ادله غیر حسی و عقلی و قلبی ثابت می شود. از طریق استدلال یک خداباور، چنین امکانی وجود دارد که انسان از نظریه های علمی جانبداری کند و در عین حال به وجود خداوند اعتقاد داشته باشد.

 

بیشتر بخوانیم : انگیزه های گرایش انسان به خدا



همچنین بنت در مورد این حقیقت بحث می کند که خداوند طراح است. او عنوان می کند که هر جا طرحی وجود دارد، باید طراحی موجود باشد. وی برای دفاع از این ادعا بین ساعت و آفتاب پرست مقایسه ای انجام می دهد. وی می گوید اگر انسان ساعتی را در جزیره دور افتاده پیدا کند، آن شخص خواهد فهمید که آن ساعت دارای اجزای فراوان سازنده و طراحی دارد. اما از طرف دیگر یگ آفتاب پرست یک سازنده ی شناخته شده ای ندارد. طرح هوشمندانه ای برای آفتاب پرست قرار داده شد تا بتواند با تغییر رنگ، خود را با محیط اطراف وفق دهد. اما سوال این جا است که چه کسی چنین توانایی به آفتاب پرست داده است؟ علم نمی تواند به این پرسش پاسخ دهد اما دین قادر به انجام این کار است. خداوند بلند مرتبه مبدع چنین طرحی برای آفتاب پرست است.

اعتقاد به خداوند، همانند امور علمی، اثباتی که در حیطه حس بگنجد ندارد و این دلیل آن چیزی است که برای افراد مشکل ساز می شود که بپذیرند خدایی وجود دارد. اعتقاد به خدا چیزی نیست که با دلایل محسوس حاصل شود بلکه وجود وی با ادله غیر حسی و عقلی و قلبی ثابت می شود. از طریق استدلال یک خداباور، چنین امکانی وجود دارد که انسان از نظریه های علمی جانبداری کند و در عین حال به وجود خداوند اعتقاد داشته باشد.

 

برگفته از سایت: scholarblogs.emory.edu