اکنون وقت آن است که این چرخه را با بازگرداندن سربازان آمریکایی به خانه، از بین برد
 
چکیده:
مرور اخبار افغانستان در هفته های اخیر نشان می دهد که خشونت در این کشور علیرغم حضور نیروهای آمریکایی کاهش نیافته است. به اعتقاد نویسنده بعد از گذشت 17 سال از حضور آمریکا، مولفه های لازم همچون توسعه، امنیت و نهادهای قدرتمند برای افغانستان باثبات تحقق نیافته است که این امر ناشی از نهادهای فاسد در این کشور می باشد. نویسنده معتقد است که حتی لابی برخی از نخبگان و بازیگران به واسطه ارتباط با آمریکایی ها، تبدیل به منبع فساد جدیدی در این کشور شده اند.

تعداد کلمات : 1203 / تخمین زمان مطالعه : 6 دقیقه

افغانستان

نویسنده : جرود لابر 
مترجم: سید محمد حسن هاشمی

به اعتقاد نویسنده نبود نهادهای قدرتمند، فساد موجود و عدم امنیت همگی از مشکلات داخلی این کشور هستند که وجود نیروهای آمریکایی نه تنها باعث حل آنها نمی شود، بلکه باعث بدتر شدن اوضاع نیز گردیده است و لذا وقت آن است که نیروهای آمریکایی به کشور خود باز گردند.
افغانستان بخصوص در هفته های اخیر، سطح مرگباری از خشونت را تجربه کرده است، چنانکه یک بمب گذار انتحاری 48 نفر از مردم افغانستان را دریک حمله انتحاری در کابل کشت و شورشیان طالبان 39 نفر سرباز و پلیس افغانستانی را در حملاتی در پایگاه نظامی و ایستگاه بازرسی پلیس در بخش جنوبی این کشور، کشتند. در روز دوشنبه 13 آگوست، طالبان 106 سرباز افغانی را در حمله به یک پایگاه نظامی افغانستان دستگیر و یا کشت.

تمام این اقدامات خشونت آمیز به دنبال حضور نمایندگان طالبان در گفتگوی قطر با وزارت امور خارجه آمریکا، آمد. ایالات متحده آمریکا اصرار دارد که هر گونه مذاکره ای در آینده، بین طالبان و دولت افغانستان به صورت مستقیم باشد. اما چنانچه کریشنادوف کالامور در سایت آتلانتیک نوشته است، گفتگوی بین این دو گروه، احتمالا باعث پررنگ شدن نزاع خواهد شد، چرا هر یک از دو طرف، به دنبال پیشی گرفتن در مذاکرات هستند.

آمریکا تنها چیزی است که دولت افغانستان و ارتش این کشور را حتی الامکان پشتیبانی می کند. چنانچه در 17 سال گذشته نشان داده است، آمریکا به سادگی نمی تواند ترکیب مناسبی از مولفه های لازم همچون امنیت، پیشرفت اقتصادی، نهادهای قدرتمند- برای افغانستان پایدار ایجاد کند. این به این معنی نیست که چگونه دولت سازی عمل می کند. تمام چیزی هایی که به عنوان راه بند و مانع عمل می کنند، به درون کشور افغانستان تعلق داد. هیچ میزانی از سرمایه گذاری مداوم، نیست که دولتی را بسازد که در لحظه ترک افغانستان توسط آمریکا، فرو نریزد. بنابراین، آمریکا باید چیدمان نیروهای خود در افغانستان را متوقف کند و هم اکنون نیروهای خود را به خانه بازگرداند.
حضور آمریکا نیز در افغانستان منبع جدیدی از فساد را به وجود می آورد. افرادی که پیش از این نفوذی نداشتند، از طریق اتصال به آمریکا و جامعه بین المللی، تبدیل به مردان قدرتمندی شدند. سپس این افراد از این نفوذ به دست آمده خود برای دنبال کردن اهداف و برنامه های شخصی خود، استفاده می کنند و به صورت بیشتری تلاش ها برای بازسازی مجدد و ایجاد امنیت را از بین می برند.
استراتژی فعلی در افغانستان، استراتژی «مبتنی بر شرایط» است که به این معنا است که آمریکا زمانی به خانه خود باز خواهد گشت که دولت افغانستان بتواند امنیت خود را تضمین کند. این سیاست بدین خاطر طراحی شده است تا از شرایطی که منجر به ظهور مجدد حادثه تروریستی یازده سپتامبر می شود، جلوگیری کند، چنانکه طالبان در افغانستان بهشت امنی را برای القاعده فراهم کرده است. اجازه بدهید تصور کنیم که این استدلال قانع کننده ای برای مداخله مداوم و حضور مداوم آمریکا در افغانستان است، اگرچه حادثه یازده سپتامبر از نقاط مختلف از سراسر جهان از جمله مالزی، آلمان و حتی داخل آمریکا طراحی گردیده بود. بنابراین، مشکلاتی که افغانستان را به ستوه آورده است، خود تقویتی هستند.

موسسات ضعیف دولتی، فضایی را ایجاد می کنند که مستعد خشونت، فقر و فساد می باشد. و خشونت، فقر و فساد تلاش هایی را که برای توسعه و ایجاد موسساتی که می توانند با این مشکلات مبارزه کنند، از بین می برد. ایالات متحده آمریکا قادر نبوده است که نیروی امنیتی را در افغانستان به وجود بیاورد که قادر به حفظ صلح باشد و حتی در سال های اولیه دوره باراک اوباما که نیروهای نظامی آمریکا به تعداد یک صد هزار نفر حضور داشتند، این امر محقق نشد. بخش زیادی از این امر، به دلیل فساد اقتصادی موجود است که همچنین به شدت، مانع تلاش ها برای بازسازی ها می شود.

فساد به سرعت پس از حمله نظامی آمریکا در سال 2001، در رادار آمریکا قرار نداشت. طبق گفته بازرس ویژه برای بازسازی افغانستان (SIGAR) ارزیابی کافی نسبت به فساد تهدید کننده برای حضور حضور بلند مدت آمریکا که با اهداف دیگری وارد افغانستان شده بود»، وجود نداشت. حتی بعد از اینکه مبارزه با فساد تبدیل به اولویت گردید، استراتژی منسجمی برای پاسخ به این امر وجود نداشت و تلاش های ضد فساد، فاقد تعهد و منابع سیاسی بود.

یک دلیل برای سختی مبارزه با فساد در افغانستان وجود این واقعیت است که تلاش ها برای مبارزه با فساد، متکی بر نخبگان افغانی است که خودشان از سیستم تلاش های موجود به رهبری آمریکا که به دنبال پیاده کردن و برطرف کردن فساد است، سود می برند. کارگزاران قدرت در افغانستان می توانند شبه نظامیان خود را اداره کنند و وفاداری پلیس را به دست بیاورند که به آنها این اجازه را می دهد که مردم و شهروندان عادی را ترور نمایند. این به نوبه خود، باعث همدردی با طالبان می گردد که قادر به تامین امنیت اندک در سال های 1990 بودند.

حضور آمریکا نیز در افغانستان منبع جدیدی از فساد را به وجود می آورد. افرادی که پیش از این نفوذی نداشتند، از طریق اتصال به آمریکا و جامعه بین المللی، تبدیل به مردان قدرتمندی شدند. سپس این افراد از این نفوذ به دست آمده خود برای دنبال کردن اهداف و برنامه های شخصی خود، استفاده می کنند و به صورت بیشتری تلاش ها برای بازسازی مجدد و ایجاد امنیت را از بین می برند. این پویایی، از بین نرفته است. چنانکه بازرس ویژه برای بازسازی افغانستان در گزارش ماهانه خود در جولای به کنگره آمریکا، اعلام کرد: «اجرای قانون در افغانستان و قوه قضائیه غالبا مانع تحقیق، بازرسی و مجازات افراد قدرتمند می شود. این در حالی است که بازیگران فاقد صلاحیت و بالقوه فاسد به اقدامات خود در موسسات ضد فساد افغانستان، ادامه می دهند».

بعد از مشاهده پیش نویس بازرس ویژه در بازسازی افغانستان، مشخص شد که دولت افغانستان فقط ترغیب می شود که معیارهای تحمیل شده خود برای مبارزه با فساد را دنبال کند که اطمینان کافی در تعهدشان وجود ندارد. بدون مبارزه موفق با فساد، امنیت نیز آسیب بیشتری خواهد دید. بدون امنیت، توسعه اقتصادی – خارج از شرکت های جنایتکار همچون تجارت پرسود تریاک- نیز ناکام خواهد ماند. توسعه اقتصادی نیازمند هم نهادهای رسمی و هم نهادهای غیررسمی است که موجب رشد اقتصادی می شوند، چرا که این نهادها باعث ترغیب فعالیت های سازنده می شوند. حملات بمباران انتحاری هفتگی که چندین نفر را می کشد، یک نیروی امنیتی شکست خورده و خدمات مدنی غیر قابل اعتماد مانع شکل گیری این نهادها شده است. این چیزها باعث بیگانه ساختن افغانی های منظم با دولت می شود که منجر به وجود آمدن مشکل مشروعیت می شود.

 

 بیشتر بدانید :  آمریکا در افغانستان


تمام این مشکلات، مشکلات درونی افغانستان هستند که نمی تواند توسط بازیگران خارجی حل گردد. حضور آمریکا در افغانستان خودش منابع جدیدی از فساد ایجاد می کند. در نتیجه، کمرنگ شدن امنیت و توسعه، باعث افزایش سرمایه گذاری از سوی آمریکا می شود. اکنون زمان آن است که این چرخه شکسته شود و نیروهای آمریکایی به خانه باز گردند.

برگرفته از سایت: www.nationalinterest.com