ایالات متحده زمان زیادی است که نقش خود در جنگ نظامی به رهبری عربستان سعودی بر علیه یمن مبهم گذاشته است
 
چکیده:
در حالی که سه سال از جنگ عربستان علیه یمن می گذرد و جنایات جنگی متعددی در این جنگ رخ داده است، اما آمریکا همچنان به حمایت خود از این ائتلاف نظامی ادامه می دهد. به اعتقاد نویسنده، شاید مهم ترین دلیل حمایت آمریکا از این ائتلاف علیرغم مشخص نبودن اهداف استراتژیک آن برای امریکا، این باشد که هر دو حزب جمهوری خواه و دموکراتیک آمریکا از آن حمایت کردند. نویسنده همچنین به توجیحات حمایت دولت اوباما از این ائتلاف اشاره میکند که معتقد بودند با این حمایت می توانند همراهی رهبران کشورهای عربی را برای توافق هسته ای بدست بیاورند. در دولت ترامپ نیز جلوگیری از نفوذ منطقه ای ایران به عنوان دلیل حمایت از این ائتلاف ذکر شده است که به اعتقاد نویسنده هر دو دلیل، بسیار مضحک و غیرعقلانی می باشد. نویسنده همچنین اظهار امیدواری می کند که نه تنها آمریکا به این حمایت پایان بدهد، بلکه دیگر خود را درگیر مداخله نظامی مستقیم و یا غیر مستقیم نکند.

تعداد کلمات : 1376 / تخمین زمان مطالعه : 7 دقیقه

یمن

نویسنده : میکا زنکو 
مترجم: سید محمد حسن هاشمی

بدون هیچ گونه ارزیابی عقلانی، دولت آمریکا باید فراهم نمودن حمایت مستقیم نظامی برای ائتلاف نظامی عربی به رهبری عربستان بر علیه یمن که یک روز پس از شروع جنگ یمن آغاز شد، متوقف کند. مشارکت واشنگتن در جنگ یمن در روز 26 مارس 2015 شروع شد که سخنگوی کاخ سفید اعلام کرد که «باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا، تدارک حمایت مالی و اطلاعاتی از عملیات نظامی شورای همکاری خلیج فارس به رهبری عربستان، را اجازه داده است».  در روز 26 مارس، که در حال پایان یافتن جلسه کمیته خدمات نظامی مجلس سنا بود، سناتور کریستن گیلبراند از ژنرال لوید آستین، فرمانده مرکزی فرماندهی مرکزی آمریکا سوال کرد که هدف نهایی از حمله ائتلاف نظامی عربی به رهبری عربستان به یمن چیست و به طور کلی برآورد احتمال موفقیت آن، چه میزان می باشد.

ژنرال آستین با صداقتی تلخ، پاسخ داد که « من در حال حاضر دقیقا منظور و اهداف ائتلاف عربی را نمی دانم، و من باید برای ارزیابی احتمال موفقیت این کمپین نظامی، از اهداف و قصد آنها آگاه شوم. در پاسخ به این اظهارات، گیلبراند، می گوید که « خب، من امیدوارم که شما اطلاعات در این زمینه زودتر از آنکه دیر شود، به دست بیاورید». به عبارت دیگر، فرمانده نظامی که مسئول نظارت بر تدارک حمایت نظامی از حمله هوایی جدید در خاورمیانه است، دقیقا نمی داند که اهداف این مداخله نظامی چیست یا او نمی تواند ارزیابی کند که آیا پایان این ائتلاف نظامی موفقیت آمیز خواهد بود یا خیر. ایالات متحده تبدیل به کشوری شده است که تمایل به مشارکت در یک جنگ بدون هرگونه وضعیت پایانی روشن و یا مشخص دارد.

دو نتیجه اجتناب ناپذیر به دنبال این حمایت بود. اولا، فهرست مکرری از جنایات جنگی که هفته گذشته نوعی از آن انجام شد که هواپیمای عربستانی با استفاده از بمب های آمریکایی، اتوبوس حامل کودکان مدرسه ای را بمباران کرد که ده ها تن از دانش آموز کودک یمنی در این حادثه کشته شدند. ثانیا، واکنش دولت آمریکا به این جنایات جنگی، سکوت بود که ممکن است سرزنش شود، اما در حقیقت، این واکنش باید به عنوان واکنشی ستیزه جویانه با توجه به مانور بوروکراتیک آمریکا در همدستی بدون فکر این کشور در جرم در داخل و خارج این کشور، طبقه بندی شود. ( ارتش آمریکا ادعا می کند که حتی نتایج ماموریت های یمن که نیروهایش درگیر آن هستند را دنبال نمی کند). نه دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا و نه مایک پمپئو، وزیر امور خارجه این کشور، به طور عمومی به آخرین کشتار دسته جمعی در یمن واکنشی نشان نداده اند. فقط سخنگوی پنتاگون از عربستان سعودی خواست که سریعا و به طور کامل، این حادثه غم انگیز را بررسی کند».

با وجود سه سال جنگ در یمن که کابوس انسانی و بشردوستانه آن هر روز بدتر می شود،  کنگره و مردم آمریکا هرگز پاسخ روشنی نسبت به سوال دقیق و مهم گیلبراند در مورد اینکه آیا جنگ در یمن در مجموع دارای یک استراتژی است یا خیر، دریافت نکرده اند. مقامات نظامی و غیر نظامی نسبت به سهم خود، به این سوال پاسخ نداده و سعی در وانمود کردن در دفاع و یا تبیین وضعیت مشارکتی آمریکا در جنگ هستند. بلکه آنها حمایت خود را از فرستاده های ویژه سازمان ملل برای از بین بردن فرایند صلح دیپلماتیک بین احزاب درگیر جنگ، برجسته کردند. بجای روشن ساختن سیاست آمریکا یا اذعان به مجرمیت آمریکا برای ائتلاف نظامی عربستان که آن را تسهیل کرده است، مقامات آمریکا به صورت موفقیت آمیزی مشکل را به سازمان ملل حواله داده اند.
با وجود سه سال جنگ در یمن که کابوس انسانی و بشردوستانه آن هر روز بدتر می شود،  کنگره و مردم آمریکا هرگز پاسخ روشنی نسبت به سوال دقیق و مهم گیلبراند در مورد اینکه آیا جنگ در یمن در مجموع دارای یک استراتژی است یا خیر، دریافت نکرده اند.
فقط یک دلیل ساده وجود دارد که مقامات دولت اوباما و ترامپ، به صورت عمومی هیچ تلاشی برای توجیح حمایت مادی از ائتلاف نظامی عربی به رهبری عربستان، تاکنون انجام نداده اند: این دلیل ساده غیر موجه است.  با گذشت کمتر از یک ماه از نقش آمریکا، یک مقامات گمنام در پنتاگون پاسخ به این سوال داد که احتمالا صادقانه ترین پاسخ به علت حمایت آمریکا از ائتلاف نظامی باشد. « اگر شما سوال کنید که چرا آمریکا از این ائتلاف حمایت می کند، پاسخی که شما از اکثر مردم در صورتی که صداقت داشته باشند، این است که ما قادر نبودیم آن را متوقف کنیم». این امر باعث شکل دادن به استراتژی ناقص و غفلت استراتژیک می شود که بر تصمیمات ضعیف پادشاهان دیکتاتوری خلیج فارس که سیاست نظامی آمریکا را مشخص می کنند، تاثیر می گذارد.

در اظهار نظری که ثبت نشده است، مقامات آمریکا سعی کردند که منطق عقلانی برای سیاست مشارکت آمریکا در جنگ یمن بوجود بیاورند و آن این بود که کمک آمریکا به نظامیان خلیج را به حمایت رهبران این کشورها از توافق هسته ای ایران، وصل کرده بودند. از زمانی که دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا خروج خود را از سه ماه پیش از توافق هسته ای ایران اعلام کرد، این توجیه ضعیف گذتشه نیز دیگر، وجود ندارد.

اکنون برخی از مقامات دولت ترامپ که من با آنها صحبت کرده ام، یک استدلال ذاتا ضعیفی را برای توجیه عقلانی از حمایت مداوم از حمله هوایی ائتلاف عربی، مطرح کرده اند که این استدلال این است که « نفوذ بدخواهانه ایران در منطقه را» چک نمایند. هرچند که این موضوع بحث نیست، اما این ممکن است درست باشد هر زمانی که آمریکا در خاورمیانه مداخله کرد یا از مداخله دیگران حمایت کرد، شرایط آشفته ای را به وجود آورد که نفوذ ایران در منطقه تشدید گردید. علاوه بر این، این امری مضحک است که حمایت از کمپین بمباران آشفته و وحشتناک که عمدتا نیروهای حوثی را هدف قرار می دهد، موجب تغییر در رفتار ایران در خارج از مرزهایش شود.

 

بیشتر بدانید :  یمن، از انقلاب اسلامی تا عصر ظهور


تنها دلیلی که من می توانم استدلال کنم که چرا آمریکا به مجهز کردن تسلیحاتی، آموزش و فراهم کردن حمایت مالی از ائتلاف نظامی در یمن ادامه می دهد، این است که این حمایت در هر دولت جمهوری خواه و دموکرات، اتفاق افتاده است، چنانچه ما در جنگ سابق ویتنام و افغانستان، در جایی که تصمیمات استراتژیک ضعیفی گرفته شد و توسط دولت های هر دو حزب سیاسی حفظ شد، هر روز یاد گرفتیم که فایده سیاسی برای حزب خارج از قدرت برای انتقاد کردن از سیاست موجود وجود ندارد. رهبران منتخب در کاخ سفید و کاخ کنگره آمریکا از هر دو حزب، عمیقا مسئول و متهم برای هر یک از تلفات جدید شهروندان هستند که ناشی از مجهز کردن آمریکا می باشد. اما زمانی که همه ما به لحاظ اخلاقی، آبروریزی کردیم، آسان تر است که این نوع واکنش را بازتاب دهیم که توسط وزیر دفاع، جیمز ماتیس روز یک شنبه، بیان داشت که « ما درگیر جنگ داخلی نشده ایم. شما می دانید که ما امیدواریم که از کشته شدن مردم بی گناه جلوگیری کنیم».

ایالات متحده به صورت مستقیم درگیر جنگ داخلی شده است که از 25 مارس 2015 شروع شده است و حمایت آمریکا از این ائتلاف از کشته شدن مردم بی گناه جلوگیری نکرده است. اکنون وقت آن است که به حمایت آمریکا از ائتلاف عربی که بخشی از این جنگ داخلی است، پایان داد و از همه مهمتر، هرگز بدون داشتن هدف مشخص، دوباره وارد جنگی نشد و یا از جنگ دیگران حمایت نکرد.

برگرفته از سایت: foreignpolicy.com