چگونگی تسلط چین بر خاورمیانه
 
چکیده:
 به نظر می رسد امروز، بیش از هر زمان دیگر، تنش بین دو کشور آمریکا و چین در حال افزایش است، و تنش ها در حال بازتعریف یک روابط جدید است. این رقابتِ قدرت بین دو قدرت برتر اقتصادی و نظامی جهان محدود به جغرافیای خاصی نیست. از طرفی چین قصد دارد که چشم انداز منطقه ای و نظامی خاورمیانه را از طریق روابط تجاری با دولت های منطقه ای و همچنین از طریق پروژه های نظامی اش، گسترش دهد. این چشم انداز، در چند منطقه که بیشترین تماس چین در منطقه با آنهاست، منجر به اصطلاک با آمریکا شده است. اولین منطقه ایران است که آمریکا به دنبال کاهش صادرات نفت این کشور به صفر است و این مخالف استراتژی چین است که به دنبال ارتباط با ایران است. منطقه دوم، خلیج فارس و کشورهای این منطقه است.

تعداد کلمات : 1960 / تخمین زمان مطالعه : 10 دقیقه

چین

نویسنده : اون دنیلز 
مترجم: سید محمد حسن هاشمی

چین با تعاملات اقتصادی و روابط تجاری که با کشورهای منطقه دارد، سعی در میانجگیری و رفع تنش میان کشورها از جمله ایران و عربستان دارد. البته چین به دلیل اعمال تحریم های ثانویه علیه کشورش تا حدودی محتاط نیز عمل می کند. و منطقه سوم، منطقه هند و آرام به عنوان عرصه اصلی رقابت می باشد. به هر صورت با لفاظی های ترامپ، اکنون جریان های سیاسی در ایران متحد شدند، و با حمایت چین از این کشور، سیاست ترامپ در قبال ایران برای کاهش نفوذش در منطقه با شکست مواجه خواهد شد. با آغاز اعمال تحریم های جدید در ماه نوامبر، آتش این تنش ها می تواند شعله ورتر شود.
 
روسیه و چین: رقابت یا همکاری؟
به نظر می رسد تنش ها بین ایالات متحده و چین امروزه در حال تعریف کردن یک روابط دو جانبه بین دو کشور است. روابط سیاسی و اقتصادی که به نظر می رسد در یک وضعیت پایینی از موفقیت قرار گرفته است. حرکت از یک جنگ تجاری رو به گسترش تا توصیف دولت ترامپ در استراتژی امنیت ملی 2017 کشورش از چین به عنوان یک "رقیب استراتژیکی که به دنبال تضعیف قدرت و نفوذ ایالات متحده است". اما رقابتِ قدرت بین دو قدرتمندترین اقتصاد و نیروی نظامی جهان از لحاظ جغرافیایی محدود نیست. چین قصد دارد که چشم انداز منطقه ای و نظامی خاورمیانه را از طریق روابط تجاری با دولت های منطقه ای و همچنین از طریق پروژه های نظامی اش، شکل دهد. در ادامه به سه منطقه، که بیشترین تماس چین در خاورمیانه با آنهاست و ممکن است به تنش هایی با امریکا منجر شود، اشاره می شود.

ایران نقطه کانونی جنگ تجاری خواهد شد
نفت خام یک کالای اساسی استراتژیک و وارداتی برای پکن است و کشورهای خاورمیانه تنها روسیه را به عنوان کشوری که منابع چین را تأمین می کند، به دنبال دارند. چین به عنوان بزرگترین مصرف کننده نفت در جهان با کاهش تولید ناخالص داخلی، قصد دارد ظرفیت پالایش و ذخیره سازی خود را گسترش دهد تا احتمال ریسک خود را در برابر نوسانات بازار جهانی انرژی کاهش دهد. طرح ایالات متحده برای کاهش صادرات نفت خام ایران به صفر، استراتژی مبتنی بر واردات چین را تهدید می کند و همه علائم نشان می دهد که پکن به عنوان بزرگترین وارد کننده نفت تهران، تحریم ها را به اندازه لازم نادیده می گیرد و تجارتش را کم و زیاد با ایران ادامه می دهد. ایران همچنین با سرمایه گذاری زیرساختی چینی در کشورش، نگاهی به طرح چین جدید به نام طرح ابتکاری جاده ابریشم جدید(معروف به یک کمربند یک جاده: BRI) نیز دارد؛ این سرمایه گذاری جمعا 8.5 میلیارد دلار وام است که از طریق صادرات و واردات چین از اوایل سال 2018 حاصل شده است.

با اعمال تحریم های ثانویه بر نفت ایران در ماه نوامبر، ایران کانون مرکزی تهدید برای تشدید عوامل جنگ تجاری چین و آمریکا خواهد بود. پس از آنکه فروش نفت ایران کاملا متوقف شود، بهای نفت در سال 2019 افزایش خواهد یافت، و هزینه های تولید محصولات پایین دست را افزایش می دهد، اگر چه ممکن است اثر آن موجی در اقتصاد آمریکا نیز ایجاد کند.
 
علاوه بر این، چون خرید نفت ایران از طریق بانک مرکزیِ تحریم شده ایران انجام می شود، بانک خلق چین (PBoC) تحت تحریم های ثانوی آمریکا قرار خواهد گرفت. البته بانک خلق چین می تواند با گزینه های دیگری به مقابله با واکنشهای خشونت آمیز آمریکا بپردازد و اقدامات متقابلی از جمله کاهش ارزش پول رایج رنمینبی(یکای پول رسمی کشور چین)، هدف قرار دادن شرکتهای آمریکایی با مقررات تلافی جویانه، یا گزینه هسته ای و فروش بخشی از 1.2 تریلیون دلار اوراق بهادار ذخیره شده خزانه داری آمریکا پاسخ دهد. پیش از این، تنش های گسترده تر تجاری و تهدید اعمال تعرفه ها بر واردات نفت ایالات متحده، خریداران چینی را از خرید نفت خام ایالات متحده دلسرد کرده است. در هر صورت با توجه به آغاز اعمال تحریم های جدید در ماه نوامبر، می تواند آتش این تنش ها را شعله ورتر کند.

کاشی های چینی در موزاییک خلیج
تعاملات اقتصادی و روابط امنیتی، بندهای مهم و حیاتی این کاشی ها در تعامل چین با کشورهای حوزه خلیج فارس است. چین تلاش می کند تا از اهرم تجاری برای متعادل کردن تنش بین عربستان سعودی و ایران استفاده کند. به عنوان مثال، چین توانست از آمریکا در سال 2017 به عنوان بزرگترین شریک تجاری عربستان سعودی سبقت بگیرد، و اکنون به رهبر اصلی تجاری ایران و عربستان سعودی تبدیل شده است. در سال 2017 پادشاه عربستان سعودی تفاهم نامه ای به ارزش 65 میلیارد دلار در پکن امضا کرد، و دو کشور شروع بر اساس این سند، توافق نامه مربوط به پتروشیمی، فن آوری و سایر بخش ها را به اجرا درآوردند. و عربستان نیز میزبانی برای چینی ها در بخش های مختلف شد.  با این حال، افزایش قیمت ها، منجر شد تا چین واردات نفت عربستان سعودی در سال 2018 را کاهش دهد.

چین از نزدیک شدن بیش از حد خودش به عربستان سعودی یا ایران محتاطانه عمل می کند، چرا که در معرض خطر چرخش دیگران قرار دارد، و یکی از مسائل اساسی این است که آیا چینی که در حال حاضر با نرخ بالای سرمایه گذاری با پادشاهی قرار دارد، با اعمال تحریم های ثانوی علیه ایران همین گونه خواهد بود. دیپلمات های چینی سعی کرده اند ارتباط بین برنامه های ابداعی یک کمربند یک جاده(BRI) و چشم انداز 2030 را ایجاد کنند، اگر چه نگرانی ها در مورد مقررات دولتی مبهم عربستان سعودی ممکن است همکاری سعودی ها و چین را محدود کند. همچنین، تمایل آشکار دولت ترامپ برای به دست آوردن یک توافق هسته ای با پادشاهی عربستان نیز ممکن است اهرم قدرت را برای آمریکا بوجود بیاورد.
چین تا حد زیادی با اقدام روسیه در سوریه موافقت و همراهی کرده است، و به حمایت خود از بشار اسد رئیس جمهور سوریه ادامه داده است، و از ابتدای آغاز این جنگ داخلی، با اقدامات دیپلماتیک خود در سازمان ملل با مداخله نظامی در این کشور مقابله کرده است. در حالی که چین به طور بالقوه می تواند نقش مهمی در بازسازی سوریه ایفا کند
فراتر از عربستان سعودی، پکن، در مجمع همکاری کشورهای عرب و چین، 23 میلیارد دلار کمک های منطقه ای را متعهد شد. همچنین رئیس جمهور چین ماه گذشته نیز از امارات متحده عربی بازدید کرد، تا در مورد همکاری اقتصادی و امنیت منطقه گفتگو کنند. این به خاطر این است که بیش از 60 درصد از تجارت چین با اروپا و آفریقا، از طریق کشور امارات صورت می گیرد. علاوه بر این، روابط چین با کشورهای خلیج از لحاظ اقتصادی امیدوار کننده است و می تواند به مقبولیت فزاینده نفوذ پکن کمک کند.

به لحاظ نظامی، چین اخیرا گشت دریایی را در نزدیکی خلیج عمان و عدن افزایش داده است. پکن همچنین پایگاهی در جیبوتی ایجاد کرده است تا از منافع تجاری در منطقه حمایت کند و احتمالا به منظور تقویت و بالابردن توان بلندمدت نیروی نظامی. چین همچنین می تواند نقش مؤثری در مأموریت های دریایی مانند مقابله با راهزنی های دریایی و قاچاق دریایی ایفا کند،  هرچند ایالات متحده و نیروهای دریایی آن مطمئنا از نزدیک به پیشرفت ها نظارت خواهند کرد.

با این حال، تمایل پکن برای توافق با تهران ممکن است برای همکاری های امنیتی در منطقه دشوارهایی ایجاد کند، همانگونه که با بالابردن حضور نظامی خود در منطقه چنین مشکلی پیش آمده  است. رابطه چین با ایران مانع از آن شده است تا چین خود را به کشورهای عربی نزدیک کند، در حالیکه این امر برای ایجاد چالش برای ایالات متحده به عنوان نیروی امنیتی مسلط منطقه، ضرورت دارد. تا زمانی که پکن روابط خود را را با تهران نزدیک نگه دارد، بعید است که عربستان سعودی و کشورهای حوزه خلیج فارس برای خرید بیشتر از چین بویژه تجهیزات نظامی در کوتاه مدت اقدام کنند.

 نقش روسیه به عنوان یکی دیگر از قدرت های خارجی در منطقه در مقابل چین نیز ارزش بررسی دارد. مسکو اکنون به قدرت اصلی در سوریه تبدیل شده است، جایی که تلاش کرده است تا تنش بین اسرائیل، ایران، نمایندگان این دو و حکومت اسد را در امتداد مرزهای جنوب غربی کشور کم کند. اگرچه موفقیت روسیه در این تلاش ها محل تردید است، اما میانجی گری فرضی پوتین بین ایرانیان و اسراییل، برای کرملین تبدیل به یک نقطه اساسی برای گفتگو شده است.

چین تا حد زیادی با اقدام روسیه در سوریه موافقت و همراهی کرده است، و به حمایت خود از بشار اسد رئیس جمهور سوریه ادامه داده است، و از ابتدای آغاز این جنگ داخلی، با اقدامات دیپلماتیک خود در سازمان ملل با مداخله نظامی در این کشور مقابله کرده است. در حالی که چین به طور بالقوه می تواند نقش مهمی در بازسازی سوریه ایفا کند، این محل تردید است که اساسا چین خواهان چنین چیزی هست یا خیر. حمایت چین و روسیه از ایران احتمالا در حد محدودی باقی خواهد ماند، و مشخص نیست که آیا کدام یک از این دو کشور به طور واقعی و صادقانه از پذیرش ایران در سازمان همکاری شانگهای حمایت می کند. اما در هر صورت، سیاست تهران، برای هر از این دو کشور به عنوان اهرمی خواهد بود تا از این طریق آمریکا را تحت فشار قرار دهند.

 

بیشتر بدانید :  رقابت تعاونی چین و هند در ایران


طرح ابتکاری یک کمربند یک جاده(BRI) فضای خوبی برای مشاهده پویایی گسترده تر بین روسیه و چین را اثبات خواهد کرد. سرمایه گذاری چین در زیرساخت های بخش انرژی می تواند توانایی ایران برای صادرات گاز طبیعی مایع را با خروج شرکت های اروپایی از ایران تقویت کند، اگرچه تحریم های ثانویه نیز مانع ورود بازارهای اروپایی به ایران خواهد شد. روسیه از این وضعیت وضعیت راضی است و سعی خواهد کرد که هدایت گاز مایع طبیعی ایران به سمت شرق را حفظ کند تا اروپا را تحت فشار قرار دهد. این آرایش به ظاهر هم برای مسکو و هم برای پکن مناسب است. در عین حال، همزمان چین از ایران برای توسعه مسیرهای جاده ابریشم جدید(یک کمربند یک جاده) در جایی که از سرزمین روسیه دور هستند استفاده می کند و روسیه را برای برخی از مزایای کمربند و جاده دور نگه می دارد.
 
برای ایالات متحده چندین مسئله پیش روی وجود دارد. احزاب و جریان های سیاسی ایران، به نظر می رسد پس از حملات و توهین های لفظی و فشارهای اقتصادی ترامپ، به یکدیگر نزدیک شده اند و نظراتشان همسو شده است، و تداوم حمایت چین از آنها می تواند باعث شود، سیاست و تلاش آمریکا برای کاهش نفوذ ایران در منطقه را خنثی سازد و اثر آن را کم کند. اگرچه سیاست آمریکا ایران، در میان عوامل دیگر، ممکن است حمایت شرکای میانه رو منطقه ای را جلب کند، آمریکا ممکن است  خطر تشدید اختلافات اقتصادی با چین را به عنوان بهای تحریمهای مجدد ثانوی بپذیرد. از یک دیدگاه استراتژیک، آمریکا نیز باید در نظر بگیرد که حذف ایران به عنوان منبع جایگزین انرژی - به ویژه گاز طبیعی - برای اروپا در واقع به نفع روسیه است، و مانع از هدف همکاری متحدان اروپایی در برابر کرملین می شود. با توجه به تمرکز واشنگتن به هند و آرام به عنوان عرصه اصلی فرصت اقتصادی و هم تعارضات قدرت آینده، ممکن است دولت ترامپ از خود سوال کند که آیا این مبارزه با چین است که می خواهد انتخاب کند یا خیر.

برگرفته از سایت https://nationalinterest.org