این آخرین تاکتیک منحرف کننده ( به منظور پنهان سازی محل اصلی حمله) خواهد بود
 
چکیده:
در حالی که همچنان تحقیقات رابرت مولر در مورد نقش روسیه در انتخاب دونالد ترامپ از یکسو و رسوایی اخلاقی وی در جریان است، برخی از تحلیل گران معتقدند که این تحقیقات ممکن است ترامپ را در مسیر حمله به ایران قرار دهد. به اعتقاد نویسنده، یکی از راه های انحراف توجه و افکار عمومی آمریکا از این چنین اتفاقاتی، حمله نظامی است که در دوره بیل کلینتون شاهد آن بودیم. چنانکه بیل کلینتون فقط سه روز بعد از اعتراف به گمراه نمودن افکار عمومی پیرامون رابطه نامشروعش با مونیکا لوینسکی، به افغانستان حمله کرد که بسیاری از منتقدان وی معتقد بودند این حمله نظامی در جهت به دست آوردن حمایت عمومی در آمریکا بود. اکنون نیز دونالد ترامپ که با رسوایی اخلاقی و انتخاباتی روبرو گشته است، احتمال دارد که برای منحرف ساختن افکار عمومی به ایران حمله کند. به اعتقاد نویسنده، دو دلیل حمله ترامپ به ایران را به منظور منحرف ساختن افکار عمومی تقویت می کند؛ از یکسو شخصیت ترامپ که کمتر نگاه استراتژیک به منافع آمریکا دارد و ثانیا در دولت ترامپ افرادی چون جان بولتون حضور دارند که مدافع این جنگ هستند و حتی همچنان جنگ عراق را ایده درستی می دانند.

تعداد کلمات : 1420 / تخمین زمان مطالعه : 7 دقیقه

ترامپ
 
نویسنده : پائول پیلار
مترجم: سید محمد حسن هاشمی

درخواست مجرمانه مایکل کوهن وکیل سابق دونالد ترامپ، به صورت مستقیم که در کمیسیون جرم، دونالد ترامپ را در دخالت روسیه در کارزار انتخاباتی متهم کرده است، صحبت جدید در مورد امکان احضار وی به دادگاه را تشدید کرده است. اینکه چگونه موضوع با رابطه نامشروع جنسی درگیر می شود، این موضوع همچنین باعث مقایسه های قضیه دونالد ترامپ با قضیه بیل کلینتون می شود. بسیاری از این مقایسه ها متمرکز بر سیاست های داخلی هر یک از این حادثه است و حول این سوال می چرخد که آیا دموکرات ها که اهمیت ارتباط نامشروع بیل کلینتون با دستیار کاخ سفید را کم اهمیت جلوه دادند، اگر آنها اکنون با ترامپ رفتار دیگری بکنند، رفتاری متناقض نما است – اگرچه رفتار کلینتون با انتخابات و نقض قانون مالی کمپین انتخاباتی، درگیر نشده بود- در حالی که ادعای مایکل کوهن درباره ترامپ، اینچنین بوده است.

آن کسانی که علاقه مند به سیاست خارجی و امنیتی آمریکا هستند، ممکن است که توجه شان را بر بعد دیگری از اینکه چگونه رابطه بیل کلینتون با مونیکا لوینسکی در آن زمان پیرامونش بحث شد، متمرکز نمایند. زمانی که ، در 20 سال پیش در ماه آگوست، به سفارت آمریکا در نایروبی و دارالسلام حمله شد، بیل کلینتون دستور حملات موشک کروز علیه امکانات مرتبط با القاعده در افغانستان و سودان صادر کرد که برخی از مخالفان سیاسی وی، او را متهم کردند که او با استفاده از حملات نظامی سعی در افزایش حمایت داخلی از خودش می باشد که در مساله لوینسکی تضعیف گردیده بود. این اتهام به بیل کلینتون بخصوص با زمان حمله موشکی تشدید شد که دقیقا سه روز بعد از تائید بیل کلینتون در تلویزیون پیرامون گمراه ساختن جامعه نسبت به ارتباط نامشروعش با مونیکا لوینسکی، صورت گرفت.
اگرچه غیرممکن است که نسبت به هر عاملی که بر تفکر کلینتون در آن زمان تاثیر گذاشته است، علم پیدا کنیم، اما خیلی سخت است که مورد قانع کننده ای را پیدا کرد که اختلافات سیاسی را به عنوان انگیزه اصلی معرفی کرد.
خی از اعضای دولت ترامپ احتمالا از جنگ با ایران استقبال کنند که قابل توجه ترین آنها مشاور امنیت ملی آمریکا، جان بولتون است که همچنان اعتقاد دارد جنگ آمریکا با عراق، ایده خوبی بود. این مشاورین هم در موقعیتی هستند که ترامپ را در این مسیر، هل می دهند. احتمالا آنها نیز از سوی برخی با مخالف روبرو شوند که احتمالا شامل وزیر دفاع آمریکا، جیمز ماتیس می شود که بیشتر از هر کسی از ایران نفرت دارد، اما به نظر می رسد که پیامدهای عظیم چنین جنگی را درک کرده است.
این گروه تروریستی فقط دو سفارت آمریکا را بمباران کرده بود که نوعی از حمله بر علیه منافع آمریکا بود که واکنش قهری، به صورت وسیع نه تنها غیرموجه در نظر گرفته می شد، بلکه به عنوان رفتاری اجباری قلمداد می شد. چنانچه قطعا امروز نیز اینچنین خواهد بود.

دستور بیل کلینتون برای حمله موشکی، مورد حمایت قابل توجه دو حزب در کنگره از جمله نیوت گینگریچ سخنگوی پیشین مجلس نمایندگان آمریکا قرار گرفت که او گفته بود که رئیس جمهور آمریکا در حمله به عراق، دقیقا کار درستی انجام داده است. زمان حملات موشکی با حضور گزارش شده اسامه بن لادن و دیگر رهبران تروریست در یکی از سایت های مورد هدف در افغانستان، صورت گرفت.

این سوء ظن که تصمیم بیل کلینتون بیشتر در ارتباط با مسائل سیاسی داخلی بوده تا تروریسم، بسیار ماندگار بود که برچسب «سگ را بجنبان»، بدست آورد. این برچسب از فیلمی گرفته شد که یک ماه پیش از افشای رابطه بیل کلینتون و مونیکا لوینسکی به بازار آمد. قطعه ای از این فیلم در مورد جعل جنگ تلفنی برای منحرف ساختن توجهات از رسوایی جنسی رئیس جمهور آمریکا بود. علاوه بر این، تاریخچه بلند جنگ های خارجی برای تقویت حمایت داخلی از رهبران سیاسی و فایده رساندن به آنها، باعث موجه بودن این سوال می شود که آیا رهبرانی که تحت محاصره سیاسی هستند نیز امروزه، ممکن است برای منحرف ساختن افکار عمومی تلاش خود را به استفاده از کمپین نظامی به کار گیرند یا خیر؟

اگر ترامپ خیلی وسوسه شود، یک حمله نظامی بر علیه یک گروه صرفا تروریستی احتمالا برای بدست آوردن تاثیرات سیاسی مطلوب، کفایت نکند. امروزه یک حمله نظامی بر علیه القاعده در افغانستان یا هر جای دیگر، کمی از عملیات نظامی مداوم آمریکا در خارج از مرزها، متفاوت به نظر می رسد. همین وضعیت برای هر حمله ای بر علیه بقایای مینی دولتی که توسط داعش ایجاد شده است نیز صدق می کند. مخالف احتمالی هرگونه جنگ ترامپی، می تواند ایران باشد. دولت ترامپ پیش از این کمپین مداومی برای افزایش تنش و دشمنی با ایران داشته و بنابراین زمینه سیاسی و روانشناختی را فراهم کرده است. تنش بالای آگاهانه احتمال حوادثی را افزایش داده است که می تواند یک جنگ را جرقه بزند و یا توجیه لازم را برای شروع آن فراهم سازد.

بنابراین یک سوال در این زمان این است که آیا سیاست داخلی دونالد ترامپ و مشکلات قانونی، باعث می شود که او آگاهانه چنین جنگی را به عنوان تاکتیکی برای منحرف ساختن افکار عمومی از مسائل انتخابات، استفاده کند یا خیر؟ او احتمالا به مشکلات خود توجه نکند، چنانچه هنوز به آن نقطه نرسیده است. دونالد ترامپ در حال حاضر همچون کسی نیست که به صورت فعال به دنبال جنگ باشد. دشمنی بی پایان آمریکا نسبت به ایران، پیش از این خدماتی زیادی برای اهداف آمریکا داشته است. تنش بی وقفه با ایران، جنگ اقتصادی آشکار که مانع روابط نزدیک ایران و آمریکا می شود، همچنین در راستای منافع و اهداف مرتبط با ایران، رژیم هایی همچون اسرائیل، عربستان سعودی و امارات متحده عربی، است که سیاست های ترامپ در مورد ایران برای آنها مهم است.

برخی از اعضای دولت ترامپ احتمالا از جنگ با ایران استقبال کنند که قابل توجه ترین آنها مشاور امنیت ملی آمریکا، جان بولتون است که همچنان اعتقاد دارد جنگ آمریکا با عراق، ایده خوبی بود. این مشاورین هم در موقعیتی هستند که ترامپ را در این مسیر، هل می دهند. احتمالا آنها نیز از سوی برخی با مخالف روبرو شوند که احتمالا شامل وزیر دفاع آمریکا، جیمز ماتیس می شود که بیشتر از هر کسی از ایران نفرت دارد، اما به نظر می رسد که پیامدهای عظیم چنین جنگی را درک کرده است.

 

بیشتر بدانید :  چالش امنیت نظامی آمریکا و ایران


اگر تحقیقات جنایی اطراف دونالد ترامپ، به حدی برسد که پایگاه سیاسی اش شروع به نشان دادن نشانه هایی از انشقاق کند، سپس او ممکن است تصمیم بگیرد که وقت آن رسیده است که آخرین تاکتیک جهت انحراف اذهان عمومی را امتحان کند. به خاطر وجود دو دلیل، حتی احتمال بیشتری وجود دارد که ترامپ در مسیری قرار گیرد که دیگر روسای جمهور تحت فشار مشابه بودند. اولین دلیل این است که ترامپ پیش از این، تمایل شدید خود به استفاده تخریبی از تاکتیک منحرف سازی توجه نشان داده است که بیشتر از طریق توئیت ها و جملات شفاهی بوده است. یکی از دلایل این امر که چرا خشم نسبت به ریاست جمهوری او باعث مخالفت بیشتر نشده است، این است مخالفین به سرعت و به کرات با مسائل دیگری مواجه می شوند که توجه را از هر چیز دیگری که قبل از آنها آمده است، تغییر می دهد. در نتیجه، خیلی سخت که با درگیر شدن با مساله دیگری، در مورد رفتار و یا سیاست ترامپ کار کرد.

دلیل دیگر این است که ترامپ همواره به لحاظ تاکتیکی بر چیزهایی تمرکز می کند که به سرعت بر جایگاه و حمایت شخصی اش تاثیر می گذارد و او کمترین نشانه ای از تفکر استراتژیک در مورد منافع بلند مدت و بزرگ آمریکا نشان می دهد. بنابراین نسبتا امکان دارد که او جنگی را بین آمریکا و ایران به راه بیاندازد که کمترین یا حتی بدون توجه به پیامدهای فاجعه آمیز چنین آتش افروزی آن باشد.


برگرفته از سایت: https://nationalinterest.org