عشق چیست و عشق واقعی کدام است؟!

نویسنده: دکتر میرعمادالدین فریور


 
عشق را می توان چنین تعریف کرد:
عشق یک احساس شدید عاطفی ست که به صورت پنهان و آشکار نسبت به فرد دیگری که معمولاً جنس مکمل (جنس مخالف) است، ابراز می شود. با توجه به این که زن و مرد مکمل هم بوده و همدیگر را تکمیل می کنند، به جای ذکر جنس مخالف، بهتر است بگوییم جنس مکمل،عشق یک وضعیت کاملاً پیچیده و چندبعدی است. مبادله ی مهر و محبت، یک نیاز انسانی ست. برای این که دوست مان بدارند، می بایست دیگران را دوست بداریم. انسان های سالم، استعداد عاشق شدن را داشته و عملاً طعم شیرین عشق را می چشند. نیاز جنسی، یکی از نیازهای اساسی و فیزیولوژیک انسان هاست که پسران و دختران، مردان و زنان را به سوی هم می کشاند. عشق به جنس مکمل، پدیده ی شگفت انگیز و بسیار ارزشمندی ست که زندگی افراد را سرشار از نشاط و شادمانی می کند.عشق انسان را متحول می کند و به او شجاعت و جسارت می بخشد و ترس، کم رویی و... را از بین می برد. عشق باشکوه، دریچه ای ست به نیروی بی کران هستی؛ عشق، بالاتر از هر چیز بوده و حد و مرزی ندارد و انسان را افسون می کند آرامش و قرار او را می رباید. هر کسی از عشق، احساس و درک خاصی دارد. «اریک فروم»، روان شناس نامدار می گوید: «عشق، احساس شخصی ست که هرکس فقط خودش آن را می تواند درک کند.»

بیشتر بخوانید: ازدواج سالم: چرا عشق برایتان مفید است؟


«فروید» می گوید: «انسان سالم، کسی است که هم بتواند خوب کار کند و هم خوب عشق بورزد.»
«پائولوکوئیلو» می گوید: «عشق، آن چیزی ست که «روح جهان» را وادار به دگرگونی و تکامل می کند.»
«ماریا کوری» می گوید: «زندگی بدون عشق، خالی از نشاط و شادمانی ست.»
انسان های سالم، استعداد عاشق شدن را داشته و عملاً طعم شیرینعشق را می چشند. نیاز جنسی، یکی از نیازهای اساسی و فیزیولوژیک انسان هاست که پسران و دختران، مردان و زنان را به سوی هم می کشاند. دختران و پسران در سنین نواجوانی، بیش تر تحت تأثیر احساسات ناپایدار و هیجان های زودگذر، وارد قلمرو عاطفی یکدیگر شده و ماجراهای عشقی به وجود می آورند. در این ماجرا، نوجوانان و به ویژه دختران توقع دارند که روابط عشقی و عاطفی آنان به ازدواج ختم شود، بدون توجه به این که این ازدواج در این سن و با این شرایط، درست است یا نادرست، معقول است یا نامعقول، به موقع است یا بی موقع! اینعشق ها و ازدواج ها معمولاً آخر و عاقبت ندارند و در بیشتر مواقع با شکست روبه رو شده و به طلاق و جدایی منجر می شوند.
باید توجه داشت که برخی ازدواج ها علاوه بر تداوم نسل و رفع نیازهای احساسی، عاطفی و جنسی، به علت گریز از تنهایی، ترک خانه ی پدری، کسب ثروت و مکنت و ارتقای شغلی و موقعیت های اجتماعی، داشتن فرزند و... صورت می گیرد.
عشق همانند هر پدیده ی دیگری، تحت تأثیر عواملی ست که باعث پایداری یا زوال آن می شوند.

بیشتر بخوانید: عشق چیست و چرا باید عاشق شویم؟


در هر عشقی سه عامل «صمیمیت»، «جذابیت و هیجان» و «تعهد» نقش اساسی و محوری در زندگی مشترک بازی می کنند به طوری که فقدان یک یا دو عامل باعث می شود کهعشق واقعی بین زن و شوهر برقرار نشده و تدوام پیدا نکند. حال ببینیم که سه عامل ذکر شده در انواععشق ها چگونه ظاهر شده و چه نقشی را به عهده دارند:

*عشق رومانتیک:

درعشق های رومانتیک، صمیمیت و جذابیت بین زن و مرد وجود دارد اما دو طرف نسبت به هم تعهدی ندارند.

*عشق افلاطونی:

در چنین عشق هایی صمیمیت و تعهد وجود دارد ولی از جذابیت و میل جنسی، اثر کم تری دیده می شود.

*عشق ظاهری:

درعشق های ظاهری، پختگی لازم برای ایجاد روابط مؤثر بین دو طرف وجود ندارد. طرفین ممکن است تظاهر بهعشق و دلدادگی کنند، در حال که از صمیمیت عمیق و تعهد واقعی خبری نیست.

*عشق پوچ:

درعشق های پوچ، از صمیمیت و جذابیت واقعی خبری نیست و هر دو زوج یا یکی از آنان، به شدت نسبت به دیگری احساس مالکیت کرده و سعی می کند همسرش را تحت نفوذ خود قرار دهد و با کنترل، اعمال زور و فشار، تعصب ورزی، سلب آزادی و اختیار همسر، عملاً اعتماد به نفس او را به حداقل می رساند. کسی که این نوع تفکر را دارد، فرد سالمی نبوده و بیمار به حساب می آید.

*عشق یک طرفه:

همان طور که از اسمش معلوم است، یکی از طرفین از مهر و محبت دیگری، یا خبر ندارد و یا پذیرایعشق او نیست. این چنینعشق هایی به هیچ جا نمی رسد چراکه عاشق به صورت مجازی، معشوق را مخاطب ذهنی خود قرار می دهد، با او حرف می زند، به جای او فکر کرده و تصمیم گیری می کند. این نوععشق ها محکوم به شکست هستند.

*عشق دروغین:

در این نوع عشق، از تعهد و صمیمیت واقعی خبری نیست. یکی از طرفین به خاطر زیبایی، پول، شهرت یا موقعیت اجتماعی طرف دیگر، جذب او شده و بهعشق و دلدادگی تظاهر می کند. این نوععشق ها عاقبت به خیر نمی شوند.

*عشق لحظه ای:

جذابیت و هیجان در اینعشق ها نقش اصلی را به عهده دارد و از دو عامل دیگر، اثری دیده نمی شود. این نوععشق ها کوتاه مدت و کم دوام بوده و بی حاصل هستند.

*عشق ابلهانه:

به طوری که از اسمش بر می آید، هیچ تناسبی بین ویژگی های طرفین وجود ندارد؛ درست مثل این که چوپانی عاشق دختر پادشاه شود! ممکن است جذابیت ظاهری یا معروفیت و قدرت، اساس این نوععشق ها را تشکیل دهد.

* شیفتگی یاعشق کاذب:

بسیاری از افراد، شیفتگی را باعشق واقعی اشتباه می گیرند. در این نوع رابطه، یکی از طرفین تمام زیبایی ها، خوبی ها و نیکی ها را در فرد مورد علاقه ی خود می بیند وعیب و نقص و حتی ناهنجارهای دیگری را یا نمی بیند و یا به آن ها اهمیت نمی دهد. درعشق های کاذب، یکی یا هر دو طرف نسبت به هم، وابستگی شدید پیدا می کنند. این نوع رابطه، دوام زیادی نخواهد داشت.

*عشق واقعی:

درعشق های واقعی سه عامل «صمیمیت»، «جذابیت و هیجان» و «تعهد» بر روابط زوج ها حاکم است. عشق واقعی سرشار از شور، نشاط و رضایت است.عشق واقعی از درون می جوشد. قبول مسؤولیت، خواهان رشد و تعالی، احترام به استقلال، آزادی، رفاه و شادی، به نیازهای هم توجه کردن، در سختی ها ونا امیدی ها در کنار هم بودن و باقی ماندن، ابراز صمیمیت، وفاداری و حمایت بدون قید و شرط و از حضور هم لذت بردن و از غیبت دیگری احساس بدی نداشتن، هم بستگی، نه وابستگی و... از علائم دیگر عشق واقعی به شمار می رود.
عشق ورزیدن همانند دیگر مهارت ها، آموختنی و یادگرفتنی است. افرادی کهعشق ورزی را به خوبی یاد نگیرند، آن را گدایی خواهند کرد!

بیشتر بخوانید: دسته بندی عشق از نگاه روانشناسی


در ظهورعشق و ازدواج موفق، بلوغ فکری، رشد عاطفی و بلوغ سنی چه نقشی دارد؟
آیا فردی که ازدواج می کند دارای تفکر سازمان یافته است؟ آیا می تواند با مسائل و مشکلات، به درستی مواجه شود؟
در مواجهه با موانع و مشکلات، با دیگران به ویژه متخصصان مشاوره می کند؟ یا در برخورد با مشکلات، با اندیشه و هدفمند عمل می کند یا بدون تفکر وبه سرعت وارد عمل شده و آن چنان را آن چنان تر می کند؟ هیجان های خود را به درستی نشان دادن و به موقع آن ها را مدیریت و کنترل کردن، نشانه ی بلوغ فکری به حساب می آید.
در مورد بلوغ سنی و رشد عاطفی باید گفت برای این که دختران و پسران زندگی مشترک موفقی بسازند، نیاز دارند تجربه های لازم را داشته باشند. زوج هایی که در سنین پایین و قبل از کسب مهارت های لازم ازدواج می کنند، به علت این که تجربه و پختگی لازم را ندارند، نمی دانند چگونه با موانع به درستی برخورد کرده و بر احساس ها و عواطف خود مدیریت کنند و با مسائل، بدون تفکر لازم برخورد می کنند، در حالی که زوج ها هرچه باتجربه تر و آگاه تر باشند، می توانند با هم ارتباط بهتری برقرار ساخته و زندگی موفقی را به وجود آورند. به همین سبب، ازدواج در سنین پایین از طرف مشاوران و روان شناسان، توصیه نمی شود.
منبع:نشریه شادکامی و موفقیت شماره 69