تاريخچه پوشش در ايران(1)
تاريخچه پوشش در ايران(1)


 






 

مقدمه
 

تجليات پوشش در ميان زنان ايران چنان چشمگير است که برخي از انديشمندان و تمدن نگاران، ايران را منبع اصلي ترويج حجاب معرفي کرده اند. (ويل دورانت، تاريخ تمدن، ج 2، ص 78)
انسان در آغاز براي پوشاندن بدن خود از چيزهاي طبيعي استفاده مي کرد. نخستين بار حضرت آدم و حضرت حوا براي پوشاندن برهنگي هاي بدنشان از برگ درختان استفاده کردند شکارچيان عصر يخ در 25 هزار سال پيش، با به هم دوختن پوست جانوران خود را گرم مي کردند. (کتاب کليد دانش ص 196 - 197)
"مودودي" به شدت به افرادي که مي پندارند انسان هاي نخستين نيز همانند حيوانات به صورت عريان زندگي مي کردند و زنان در آن هنگام حجاب نداشته اند، مي تازد و چنين مي نويسد: «آنها تصور کرده اند که فطرت انسان نيز همانند حيوانات است» (مودودي، الحجاب ص 140، حجاب اسارت يا آزادي، ص 102)
شهيد مطهري مي گويد: قبل از اسلام، در ميان بعضي ملل حجاب وجود داشته است. در ايران باستان و در ميان قوم يهود و احتمالا در هند حجاب وجود داشته و از آنچه در قانون اسلام آمده سخت تر بوده است. اما در جاهليت عرب حجاب وجود نداشته است و به وسيله اسلام در عرب پيدا شده است. (کتاب حجاب آزادي يا اسارت ص 35)
فرهنگ حجاب و پوشاندن بدن برهنه، فرهنگي است که از زمانهاي باستان تاکنون پاييده است و هرگاه ما عميقاً به پيشينه ي تاريخي و فرهنگي خود مراجعه نمائيم ملاحظه مي کنيم که فرهنگ درست پوشاندن تن و بدن، متناسب با اوضاع و احوال سياسي و اجتماعي مساله اي است که نياکان ما به آن مي انديشيده اند و در باور آنها تخطي از اين فرهنگ گناهي بزرگ محسوب مي شد.
"استرابون" مي نويسد: «ايرانيان اگر بخشي از بدنشان برهنه باشد آن را بي شرمي مي دانند و هميشه لباس بلند مي پوشند؛ بيشتر مردم قبايي مي پوشند که تا ساق پا را مي پوشاند.» (تاريخ اقوام ايراني، ص 124)
در مُهر بسيار ظريف و زيبا که در موزه لوور پاريس موجود است ملکه اي با لباس و تاج و چادر زنان هخامنشي بر مسند شاهانه اي تکيه زده و پاهايش بر روي چهارپايه اي کرسي مانند قرار دارد. (اقوام ايراني ص 140)
ايرانيان نخستين کساني بودند که کت آستين دار و نوعي شلوار ابتدايي براي سوارکاري طراحي کردند. زنان ايراني پيش از اسلام حجاب داشتند؛ ولي حدود حجاب اسلامي، پس از اسلام رايج شد. زنان مسلمان عرب از پوششي به نام (جلباب) استفاده مي کردند که شبيه روسري بلندي بود که تا کمر را مي پوشاند؛ اما ايرانيان چادر را ترجيح دادند که سنت ديرين آنان بود. زنان در ايران باستان خارج از منزل، لباس گشاد بر تن مي کردند يا چادر بر سر مي کردند. از دوره هاي پيش از اسلام داشتن پوشش روي سر، به صورت هاي عمامه، دستار، کلاه و تاج در بين مردان و روسري، چارقد، چادر، مقنعه و لچک در بين زنان، متداول بود. البته در هر دوره، شکل و نوع اين پوشش تغيير کرد. (کتاب کليد دانش ص 196 - 197) حجاب سخت و شديدي در ايران باستان حکمفرما بود حتي پدران و برادران نسبت به زن شوهردار نامحرم شمرده مي شده اند. (کتاب حجاب آزادي يا اسارت ص 36)

پوشش ايرانيان پيش از پارسيان
 

"جيمز ليور" مي نويسد: «در نقس برجسته هايي که در نينوا يافت شده است چهره ي زنها به ندرت ديده مي شود. گو اينکه لباس مردان فراوان در اين نقش برجسته ها به چشم مي خورد؛ اما برخي مجسمه هاي خدايان زند يافت شده اند که رداهاي چين دار بلندي به تن دارند؛ دانستن اين نکته جالب است که به موجب قانوني که حدود هزار و دويست سال قبل از ميلاد وضع شده بود زنان شوهردار آشوري مجبور بودند در ملاء عام نقاب (روبنده) به چهره داشته باشند و اين قديمي ترين سابقه عرفي است که در آن نواحي پاييده است.»
تن پوش آزاد (بدون فرم و ساده و در حقيقت بدون دوخت) مانند تن پوش مصري ها، آشوري ها، رومي ها و يوناني ها نشانه اي از بزرگي و تمدن در آن دور بوده است و تن پوش هاي چسبان و دوخته شده نوعي توهين و بي تمدني و ابتدايي تلقي مي شده است. حتيتن پوش آزاد (بدون فرم و ساده و در حقيقت بدون دوخت) مانند تن پوش مصري ها، آشوري ها، رومي ها و يوناني ها نشانه اي از بزرگي و تمدن در آن دور بوده است و تن پوش هاي چسبان و دوخته شده نوعي توهين و بي تمدني و ابتدايي تلقي مي شده است. حتي رومي ها کساني را که تن پوش قالب تن مي پوشيدند مجرم شناخته و براي آنان مجازات اعدام قايل مي شدند. (تاريخ پوشاک اقوام ايراني، ص 42)

پوشش در دوران مادها پايين به تدريج به تنگي گراييده است بر مچ آن نواري است که بر روي جلوي دهانه کفش، گره دار شده و دم پاي شلوار را جمع و تنگ مي کند. مردم ماد طبق نقوش سنگي تخت جمشيد شنلي دارند که مستطيل است و قد آن از جبه بلندتر است و تا نزديک مچ پا مي رسد، بر دو گوشه بالاي شنل دو بند تعبيه شده که در جلوي سينه به هم گره زده مي شده است. اين شنل در اغلب نقوش تخت جمشيد بر دوش قوم ماد به چشم مي خورد.
طبق نقوش برجسته و مجسمه هاي قبل از ميلاد، پوشاک زنان آن دوره (مادها) از لحاظ شکل با کمي تفاوت با پوشاک مردان يکسان بوده، مرد و زن به واسطه اختلافي که ميان پوشش سرشان وجود داشته از هم تمييز داده مي شدند. (حجاب آزادي يا اسارت ص 79)

پوشش در دوران پارس ها (هخامنشيان)
 

در کيش آريايي زنان محترم، محجوب بوده اند؛ زنان محترم ايراني براي حفظ حيثيت طبق ممتاز که آنان را از زنان عادي و طبقه چهارم امتياز مي دهد، صورت خود را مي پوشاندند و گيسوان خود را پنهان نگه مي داشتند (ويل دورانت؛ حسن صدر، حقوق زن در اسلام، اروپا ص 7 و 15؛ حجاب اسارت يا آزادي ص 78) در زمان داريوش، زنان طبقات بالايي اجتماع، جرأت نداشتند که جز در تخت روان روپوش دار از خانه بيرون بيايند و هرگز به آنان اجازه داده نمي شد که آشکارا با مردان رفت و آمد کنند. زنان شوهردار حق نداشتند هيچ مردي را ولو پدر و برادرشان باشد ببينند. در نقش هايي که از ايران باستان بر جاي مانده است صورت هيچ زني ديده نمي شود و نامي از ايشان به نظر نمي رسد. (حجاب آزادي يا اسارت ص 38؛ ويل دورانت تاريخ تمدن، ج 1، ص 552)
حداقل در ابتداي دوره ي هخامنشي، ملکه هاي پارسي از انظار به دور بودند. پلوتارک در شرح پادشاهي اردشير (404 - 359 ق. م) مي نويسد که ملکه استاتيرا مورد علاقه ي عامه ي مردم بود، چرا که پرده هاي کالسکه ي وي همواره بالا زده مي شد. بنابراين عموم زنان اجازه ملاقات و ديدار او را داشتند. (پوشاک در ايران زمين ص 422)
اخيراً در مقبره هاي پازيريک واقع در اتحاد جماهير شوروي سابق قطعه فرش کوچکي مشتمل بر مربع هايي بدست آمده که يکي از مستشرقين روسي بنام رونکه آن را متعلق به عهد هخامنشي مي داند.
اين فرش ظريف که هر سانتيمتر مربع آن از يک طرف دو گره و از طرفي ديگر بيست و چهار گره است نشان مي دهد که زنان آن عهد چهره خود را نمي پوشاندند ولي چنانکه اين فرش نشان مي دهد زنان آن عهد از پارچه شنل مانندي که روي سر مي انداخته و حالتي شبيه به چادر داشته است، استفاده مي کردند. (پوشش زن در گستره تاريخ، طيبه پارسا، ص 65؛ حجاب در اديان الهي، ص 130 - 131)
پارس ها از نظر لباس مانند مادها بودند. کوروش، لباسهاي مادي را به خصوص از اين جهت که عيب پوش بود اقتباس کرده بود. پس کوروش لباس کوتاه و تن نما را نمي پسنديده و لباس قومي او نيز همان لباس پارسي چين دار بوده و آن را بلند مي گرفته اند. پيراهن آنان پوششي ساده و بلند يا داراي چين و آستين کوتاه است و به زنان ديگر از آن دوره نيز بر مي خوريم که اينان چادر مستطيل بر روي همه لباس خود افکنده اند. (علي محمد آشنايي، حجاب در اديان الهي (انتشارات ياقوت 1378)، ص 1014، 115؛ حجاب اسارت يا آزادي، ص 80)
سر پرسي سايکس در مورد پوشش پارسها چنين مي نويسد: طبقات عاليه نسوان خود را از انظار عمومي مخفي نگه مي داشتند در مسافرتها براي آنان تخت روان به کار مي بردند که اطراف آن را پرده ها مستور مي داشت و در کتيبه ها و حجاريها هيچ وقت تصوير زن ديده نمي شود. (تاريخ ايران، ج 1 ژنرال سر پرسي سايکس، ص 225؛ حجاب در اديان الهي، ص 131)
مردان پارسي مانند زنانشان از نمايش بدن برهنه خود احساس شرم مي کردند و جز دو دست، نمايش برهنه هر يک از قسمتهاي بدن را خلاف ادب مي شمردند از اين رو سر تا پاي آنها با سربند و کلاه و جبه و ردا و پاپوش (شلوار يا جوراب شلواري و کفش) پوشيده مي شد حتي در زير لباس فراخ و پرچين شان لباسي سفيد که شامل يک نيم شلواري سفيد (شورت کوتاه) همچنين يک پيراهن سفيد چسبان بود مي پوشيدند که طبق نوشته هاي استرابون از پارچه نرم و سفيد چسبان بوده است. اين همانند نيم شلواري بوده است که به قول استاد ذکاء در ميان آشوريان به نام شلوار پاکدامني (عفت) رواج داشته است. زنفون در وصف لباس کوروش هنگام رفتن به پرستشگاهي در بابل مي نويسد: او يک نيم شلواري در زير قبايش پوشيده بود که رنگي تند داشت.) بنابراين پوشش زير تن پوش پارسها هميشه سفيد نبوده است. (تاريخ پوشاک اقوام ايراني، ص 124)

منبع: حريم ريحانه.