ديدگاه اجتماعي حكمت هاي نهج البلاغه (1)
ديدگاه اجتماعي حكمت هاي نهج البلاغه (1)


 

نويسنده: دكتر سعيد وصالي




 

تحليل محتوايي كلمات قصار نهج البلاغه
 

چكيده
 

تحليل محتوا يكي از شيوه هايي است كه ضمن استخراج مضامين متن، ديدگاه هاي خاص موجود در آن را آشكار مي سازد. بدين ترتيب مي توان به نقطه نظرات نويسنده يا گوينده وقوف حاصل نمود. حكمت ها يا كلمات قصار نهج البلاغه با اين شيوه مورد عنايت قرار گرفته و مقوله هاي اصلي از آنها استخراج شده اند. سپس با توجه به اين مقوله ها مجموعة حكمت ها مطالعه شده و به تناسب در ذيل هر يك از مقوله ها آورده شده اند. مقوله هاي اصلي به دست آمده عبارت اند از: «اقتصاد»، «سياست»، «مديريت»، «تربيت»، «آسيب شناسي اجتماعي»، «ستمگري»، «مشورت»، «قوانين اجتماعي» و «دوستي». شماره گذاري نهج البلاغه فيض الاسلام كار تصميم در مورد «بندهاي تحليل» را ساده نموده و هر شماره، يك بند تحليل به حساب آمده است كه پس از مطالعه كامل متن مورد نظر، عناوين فرعي حاصل آمده و در جداول مرتب شده اند.
حاصل كار كه نيل به ديدگاه اجتماعي حكمت هاي نهج البلاغه است به قرار زير مي باشد: «روابط و مناسبات بين افراد و تصحيح و مراقبت بر حُسن اين ارتباط.» حكمت ها بر همزيستي و عدم تزاحم تاكيد مي ورزند و در ضمن مقوله هاي مختلف، اين امر مورد توجه قرار مي گيرد. ابعاد مختلف اين برقراري ارتباط و رعايت حال ديگران در ذيل عناوين فرعي به سهولت قابل مشاهده است.
نهاد فرهنگ كه بخش مهمي از آن اجتماعي شدن و رعايت اخلاق جمعي است چونان نخ تسبيح نهادهاي اقتصاد، سياست و جامعه را با هم نگه مي دارد. اخلاق اجتماعي در قالب هنجارها، ارزش ها، قوانين و غيره ظاهر مي شود كه حكمت هاي نهج البلاغه به خوبي آنها را برجسته ساخته است.
كليدواژه ها: اقتصاد، سياست، مديريت، تربيت، آسيب شناسي اجتماعي، ستمگري، مشورت، قوانين اجتماعي، دوستي و فرهنگ.
متن حاضر تلخيصي است از يك پژوهش كه ابعاد اجتماعي كلمات قصار نهج البلاغه را مورد بررسي قرار داده است. در اينجا تنها به توضيح مختصر و ذكر نتيجه نهائي هر فصل اكتفا شده كه عموماً به صورت جدول بوده و عناوين فصل در آن آورده شده است. غرض از انتشار اين مختصر، اشاره به اين نكته مهم است كه كتاب نهج البلاغه حاوي پيامهايي است كه مي توانند در جامعه امروز بسيار مورد استفاده واقع شده و براي محققين راهگشا باشند.
در اين گفتار فرازهاي نهج البلاغه (واحدهاي ثبت) بطور كلي حذف شده اند تا اين گزارش بصورت كوتاه و به اختصار قابل ارائه باشد. اميدواريم بتوانيم با انتشار اصل اين پژوهش، جزئيات آن را در اختيار علاقمندان قرار داده تا با نگاه نقادانه خود در تكميل اين بحث بكوشند.
اگر به تاريخ انسان در دوره هاي بسيار قديم مراجعه كنيم شايد يكي از مهمترين ويژگيهاي آن را زيست جمعي بيابيم. به عبارت ديگر، مطالعه دوره هاي متعدد تاريخي كهن، ما را به سمت مطالعه در «اجتماعات» بشري سوق مي دهد. آدمي با توجه به مجموعه خصيصه هاي زيستي، رواني به گونه اي خلق شده است كه صلاح خود را در زندگاني با ديگران مي داند و كمتر به زيست فردي و جدايي از اجتماعي تن مي دهد.
به هنگام مطالعه اديان و آورندگان آنها يعني رسولان اديان مختلف، ويژگي اجتماعي بودن آنها وضوح كامل مي يابد. به عبارت ديگر هيچ ديني صرفاً براي اصلاح فرد تنها نيامده بلكه همواره مجموعه اي از انسانها بوده اند كه با دعوت يك فرستاده مواجه شده اند. منظور ما از اين سخن بطور قطع اين نخواهد بود كه دين مشخصاً براي اصلاح جمع آمده و ساختن يك فرد مورد نظر نبوده است، بلكه مقصود اين است كه تمام اديان به خصوصيات اجتماعي زمان خود بذل توجه نموده و سعي در اصلاح روابط بين فردي و در سطح جامعه كل نموده اند. قابل ذكر است كه يكي از ابعاد اساسي دين توجه وافر به فرديت فرد و تصحيح رابطه بين بنده و رب العالمين است. اگر بخواهيم درباره جنبه دين و يا اينكه آيا اسلام به فرد اهميت بيشتر داده يا به جمع و اينكه كداميك اصالت دارند بحث كنيم سخن به درازا خواهد انجاميد اما اجمال مطلب اين است كه مكتب اسلام هيچگاه فرد را به حال خود رها نكرده تا صرفاً به اصلاح جامعه بپردازد. در اسلام ضمن تاكيد بر فرديت و تكاليفي كه بر عهده فرد نهاده شده به جمعيت و جامعه اهميت فراوان داده شده است. آنچه در اين گفتار مورد نظر است جنبه اجتماعي دين مي باشد و نه جنبه فردي آن.
كتاب نهج البلاغه يكي از متون معتبر شيعي است و حاوي سخنان حضرت علي عليه السلام كه بوسيله سيدشريف رضي در قرن چهارم هجري تدوين شده است. گفتار حضرت علي عليه السلام در بخش كلمات قصار كه بخش ششم و آخرين بخش كتاب مي باشد و شامل مضاميني است كه تعداد قابل توجهي از آنها به حيات اجتماعي انسان مربوط است. بنابراين، استخراج اين مضامين و دسته بندي آنها در خور اهميت فراوان بوده و مواجهه اوليه با اين مجموعه به چنين نگرشي منجر خواهد شد. زيرا حضرت علي عليه السلام در زمان حيات خود با دخالت هاي به موقع در مسايل و مشكلات اجتماعي، به ارائه طريق پرداخته و سعي در هدايت جامعه در يك مسير منطقي نموده است. با دقت نظر در اين ديدگاه و جمع بندي آنها، توانايي نيل به يك مجموعه متناسب با روند حركتي جوامع در زمان حاضر فراهم خواهد آمد. لذا بررسي جوانب اجتماعي اين كتاب لازم و راهگشاي زندگي اجتماعي امروز خواهد بود.
انجام اين كار بر اساس يك شيوه تحقيق خاص كه به «تحليل محتوي» شهرت دارد انجام پذيرفته است و با توجه به گستردگي دامنه مطالعات اجتماعي، بحث اين مجموعه بر محور عناوين «اقتصاد»، «سياست»، «مديريت»، «تربيت»، «آسيب شناسي اجتماعي»، «ستمگري»، «مشورت»، «قوانين اجتماعي» و «دوستي» مي باشد كه مقوله هاي (categories) اين تحليل محتوا را تشكيل داده و هر يك به نوبه خود واجد عناوين فرعي يا متغيرها است.
از جنبه بررسي ادبيات تحقيق (Review of Literature) بايد گفت مطالعات چندي در اين زمينه انجام گرفته اما در مقايسه با اين تحليل خاص، آنها تنها به چند فراز از نهج البلاغه اشاره كرده و بقيه را فروگذارده اند. در اين زمينه مي توان از كتاب «جستجويي در نهج البلاغه» (در اسارت في نهج البلاغه) اثر شيخ محمدمهدي شمس الدين و كتاب «الراعي و الرعيه» اثر توفيق الفكيكي و همچنين كتاب «بيت المال در نهج البلاغه» تاليف حسين نوري نام برد.
در تحليل محتواي كلمات قصار نهج البلاغه اجمالاً مي خواهيم پيام اين بخش از كتاب را در ارتباط با مفاهيم اجتماعي دريابيم. مي خواهيم بدانيم نهج البلاغه براي يك جامعه چه خصايصي را مورد توجه قرار مي دهد تا مردم بتوانند به زندگي سالم دست يابند و از بروز ناهنجاريها و نابساماني هاي اجتماعي در امان باشند. با مسايل و مشكلات اقتصادي چگونه بايد مواجه شد؟ با مسايل سياسي چطور؟ ايفاي نقش تربيتي چه صورتي دارد؟ كتاب درباره محروميت اجتماعي چه مي گويد؟ به مديران جامعه ها چه توصيه اي مي كند و ... كه در حد توان به مطالعه كلمات قصار نهج البلاغه در اين زمينه ها پرداخته شده است.
مقوله هايي كه پس از يك بررسي اجمالي در قسمت حكمت هاي (كلمات قصار) نهج البلاغه به آنها دست يافته ايم به عنوان اهداف ويژه يا فرضيات اين پژوهش متذكر مي شويم:
- در مسايل اقتصادي عناوين نگرش صحيح درباره دارايي، محروميت اجتماعي، صدقات، عدالت اقتصادي، اهتمام به امر دارايي، ميانه روي در مال، آفات دارايي، پرداخت حقوق شرعي، قناعت، شكر، حاجت از نااهلان نخواستن، ويژگيهاي ثروت و ناپايداري مال مورد نظر است.
- در مسايل تربيتي، سخن سنجيده گفتن، مناسبات اجتماعي، ارجحيت خود به ديگري در تربيت و وفاي به عهد را مورد توجه قرار داده ايم.
- در بحث مديريت، روش صحيح مديريت، ارتباط با خدا، استفاده از تجربيات، اوصاف مدير، پاي بندي به گفته هاي خود، اجتناب از زمينه هاي برتري، دوري از افراط و تفريط و هشدار به مدير مورد توجه قرار گرفته است.
- در مسايل سياسي موضوعات رسالت راستين زمامدار، جنگ سرد، روش مبارزه با دشمن، نگرش صحيح به امر سياست، سازش ناپذيري دستگاه حكومت و اطرافيان حاكم مورد نظر است.
- آسيب شناسي اجتماعي داراي عناوين ستيزه جويي، مواضع آسيب جامعه، زمينه هاي گرفتار مكر خداشدن، نتايج كفر، نتيجه فراموش نمودن مرگ، نشانه گروه‌هاي آسيب زا، راه پيشگيري از بدي، سخن نادرست عالم، آشفتگي كار قضاوت و تعدي به حقوق ديگران مي باشد.
- در زمينه قوانين اجتماعي، واجبات ديني، علل شكست مسلمين، وفاي به عهد، ازدواج، بي فايده بودن انتسابات خويشاوندي، جهاد، دوام شكل كلي جوامع، تنگناها و گشايشها و زندگي مسالمت آميز مورد بحث قرار گرفته است.
- در مبحث ستمگري، عناوين ظلم ستيزي، عاقبت ستمگري، علامت ظالم، مفهوم عدالت و پرهيز از ستمگري مورد توجه قرار گرفته است.
- شور و مشورت، عناوين توصيه به مشورت با ديگران و پرهيز از خودرايي را شامل شده است.
- بحث دوستي و رفاقت، موضوع منع هاي دوستي، وصف دوستي، دوست يابي، دوستي و دشمني، شناخت دوست و دشمن، وظايف دوستي و اهميت دوستي را مورد بحث قرار داده است.
در وارسي محتواي كلمات قصار از نظر روش شناسي ملاحظاتي صورت گرفته اند كه باختصار متذكر مي شويم. ابتدا اين بخش از نهج البلاغه در ترجمه فيض الاسلام يك بار بطور كامل مطالعه شده است. سپس تلاشي صورت گرفته تا جوانب گوناگون شيوه تحليل محتوي مراعات شوند و تعيين مقوله ها، متغيرها و شروطي همچون «عينيت»، «انتظام» و «عموميت» و ... مدنظر قرار گيرند.
«مقوله ها» فضاهايي هستند كه واحدهاي محتوا در آنها طبقه بندي مي شوند (1) به عنوان مثال بحث «مديريت» در كلمات قصار نهج البلاغه يكي از مقوله ها است و متغيرهاي متعددي از قبيل «روش صحيح مديريت»، «دوري از افراط و تفريط»، «استفاده از تجربيات» و ... را شامل مي شود. مهمترين اصلي كه بايد درباره مقوله ها رعايت نمود اين است كه آنها بتوانند به قدر كافي «مساله پژهشي» پژوهشگر را منعكس كنند. به عبارت ديگر، متغيرها يا همان موضوع هاي فرعي كه در ذيل هر مقوله آورده مي شوند از جنبه نظري به روشني تعريف شوند. بايد اذعان نمود كه اعمال اين مرحله درباره متون كهن بحث انگيز است چراكه اصولاً زمان گفتارها با زمان حاضر بسيار فاصله داشته تفاوت هاي زيادي دارند و بنابراين، تفاهم بين الاذهاني مناقشه آميز خواهد شد. عليرغم وجود اين دشواري بايد گفت كه هم در مورد مقوله و هم در مورد متغيرها مباحثه هاي بسياري در ميان صاحب نظران درگرفته و با توجه به برآيند نظرات و نيز مطالعه و تدقيق در فرازهاي نهج البلاغه مآلاً مقوله ها و متغيرها تعيين شده اند.
شيوه كار در تحليل محتوا به نحوي است كه اگر متن واحد توسط بيش از يك نفر تحليل شود بايد نتايج بالنسبه مشابه حاصل آيد. اين عمل باعث «عينيت» تحليل خواهد شد. در تحليل محتوا كلمات قصار سعي شده تا اين قاعده مورد توجه قرار گيرد. به عبارت ديگر، اگر قواعد، احكام و روشهايي كه در جامعه شناسي يا به تعبير عام تر در علوم اجتماعي مقبوليت دارند راهنماي تحليل گر قرار گيرند، اين شرط حاصل آمده است. از اينجا مي توان به شرط «انتظام» رسيد. تحقيق انتظام زماني است كه دايره شمول و طرد محتوا يا مقوله ها بر طبق قواعدي مشخص شود كه دائماً به نحوي ثابت استفاده شوند. قواعد بكار رفته در تحليل ما همواره از اصول و قواعدي برگرفته شده اند كه مورد تاييد عالمان اجتماعي بوده اند. زماني كه يك واحد ثبت به نظر شخصي محقق مي توانسته در يك مقوله جاي داده شود اما مقبولات نظري و كاربردي علم آن را حمايت نمي كرده اند از گزينش آن صرف نظر شده است.
شرط «عموميت» زماني معني دارد كه يافته ها با هم ارتباط نظري داشته باشند. بديهي است كه اين شرط زماني كه يك كتاب معين كه مجموعه گفتارها و آراء يك شخصيت است تحليل مي شود از پيش حاصل است. كلمات قصار نهج البلاغه مجموعه سخنان كوتاه حضرت علي عليه السلام است كه از منبع نظري واحدي سرچشمه گرفته، باورها و جهان بيني مشخصي را منعكس مي كنند.
عمليات رمزگذاري (Encoding) در شيوه تحليل محتواي عبارت از فرآيندي است كه به موجب آن اطلاعات خام بطور منظم تغيير شكل يافته و به واحدهايي براي توصيف دقيق متن تبديل مي شوند. (2) بديهي است كه در اين كار بايد مساله پژوهش تعريف شود، سپس واحدهاي محتوا طبقه بندي شوند و سرانجام روش شمارش مشخص شود. گفتني است كه در تحليل متن مورد بحث، از ترجمه نهج البلاغه فيض الاسلام سود جسته ايم مترجم مذكور مجموعه نهج البلاغه و از جمله كلمات قصار را بصورت واحدهاي مجزا شماره گذاري كرده است بطوري كه هر واحد گوياي يك پيام يا دربردارنده يك مضمون گفتاري است. به نظر مي رسد كه اين شماره گذاري خودكار رمزگذاري را انجام داده است. ما نيز براساس همان شماره گذاري اقدام به قرار دادن «واحدهاي ثبت» در مقوله ها نموده ايم. گفتني است كه واحدهاي ثبت بخش خاصي از محتوا مي باشند كه با قرار گرفتن در مقوله معين مي شوند. بطور عام، واحدهاي ثبت ممكن است كلمه، موضوع، جمله يا پاراگراف باشند. در رمزگذاري فيض الاسلام اين واحدها بصورت موضوع يا جمله اند.
شرط انحصار متقابل (mutual exclusiveness) بدان معنا است كه هر يك از اطلاعاتي كه در متن مورد نظر وجود دارد نبايد در بيش از يك مقوله و بيش از يك متغير قرار بگيرد. در اين باره حساسيت لازم در متن صورت گرفته و هر واحد فقط يك بار و تحت مقوله اي معين آورده شده است. در تحليل محتوا گاهي ممكن است از مقوله هاي «استاندارد» استفاده شود اما در اين باره توافق اساسي وجود ندارد، چرا كه اصولاً در بررسي هاي اجتماعي درباره انتخاب مقوله ها به توافق نرسيده اند و شايد اين به علت فقدان نظريه عمومي در زمينه ارتباطات است. در تحليل محتواي كلمات قصار نهج البلاغه شايد بتوان به «بكر» بودن آن استناد كرد و اينكه تحليل گر حاضر به پذيرش مقوله هاي ديگران در تحليل خود نمي باشند. «گرايش هاي» تحليل گر در انتخاب مقوله اصولاً از پذيرش مقوله هاي عمومي ممانعت مي كنند. در تحليل محتواي كلمات قصار مجموعه قلمرو پژوهش، مطالعه و مقوله هاي اصلي و متغيرها تعيين شده اند. البته در اين كار به مباحث پيشين كه در بخش ادبيات تحقيق آمده عنايت داشته ايم و در تعيين مقوله ها و متغيرها آنها را مورد استفاده قرار داده ايم.
جامعه آماري ما در اين تحليل كليه سخنان كوتاه حضرت علي عليه السلام در نهج البلاغه مي باشد. گفتني است كه كتاب نهج البلاغه داراي سه بخش «خطبه ها»، «نامه ها» و «كلمات قصار» است و بنا به دلايلي مثل (دقت) و (زمان)، خود را به بخش سوم محدود نموده ايم. اما در اين بخش كليه سخنان حضرت علي عليه السلام وارسي شده اند. بنابراين در داخل اين مجموعه از سخنان كه جامعه آماري ما را تشكيل مي دهد بحث نمونه گيري منتفي است چراكه از لابلاي همين مجموعه است كه ديدگاه هاي اجتماعي استخراج شده و در مقوله ها قرار مي گيرند. در مجموع، مساله پژوهشي ما عبارت از «تحليل محتواي كلمات قصار نهج البلاغه از بعد اجتماعي» است.
در بحث روش تحقيق در تحليل محتوا دو نكته باقي مانده عبارتند از: «پايايي» و «اعتبار.» بطور خلاصه، عينيت پژوهش مشروط به پايايي روشها است، يعني رسيدن به نتايجي مشابه با بكارگيري معيارهاي تكراري در نمونه مفروضي از اطلاعات. در اين كار مهارت، بصيرت، صراحت مقوله ها و مساله رمزگذاري مطرح مي شوند. كلمات قصار نهج البلاغه توسط يك تن تحليل شده و عمليات مقوله بندي و تعيين وحدهاي ثبت توسط وي صورت گرفته اند. لذا در تمامي موارد سعي بر رعايت عينيت بوده است. مي توان با درجه بالايي از اطمينان اظهار داشت كه در صورت تكرار اين تحليل توسط محقق ديگر، نتايج كم و بيش يكسان بدست آيند. پايايي طبقه بندي خود عملكردي است از تعريف مقوله ها، انواع و تعداد تمايزاتي كه ايجاد مي شوند. پايايي به قدرت تحليل گر در ترتيب مقوله ها بستگي دارد.
اعتبار تحليل محتوا به اعتبار مقوله هايش بستگي دارد. به عبارت ديگر بايد ابزار مورد نظر آن چيزي را اندازه گيري كند كه قصد اندازه گيري اش را داريم. در تحليل محتواي كلمات قصار نهج البلاغه با مراجعه به كتب و مقالات متعدد سعي شده تا مقوله ها حتي الامكان بدرستي گزينش شوند. اصولاً منابع مكتوب درباره نهج البلاغه غالباً حول مقالات انتخاب شده ما به بحث پرداخته اند. به عبارت ديگر مقوله ها به نحوي برگزيده شده اند كه به مباحث درگير در كتاب نهج البلاغه و كلمات قصار‌ آن نزديك باشند و اين نحوه از گزينش، اطمينان ما را در مورد صحت مقوله ها بالا مي برد.

پي نوشت ها :
 

1- هولستي، ترجمه سالارزاده، 1380، ص147.
2- همان، ص 147.
 

منبع: نشريه النهج شماره 15-16