چشم زخم یا شور چشمی


 

نویسنده: مهدی آقابابایی
منبع اختصاصی: راسخون
 

چکیده:

یکی از مسائلی به پژوهش در آن لازم است مسئله‌ی چشم زخم و شورچشمی می‌باشد که ما آن را از آیات و روایات مورد بررسی قرار داده‌ایم و ثابت نموده‌ایم که چنین موضوعی واقعیت دارد و مسئله‌ای توهمی یا خرافه‌ای نمی‌باشد و در پایان هم راه‌های مقابله با این مسئله را بیان نموده‌ایم.
 

مقدمه:

یکی از مسائل فراگیر و مطرح در جوامع مختلف، اعم از شرقی و غربی، شهری و روستایی، پیش رفته و عقب مانده و اسلامی و غیر اسلامی، موضوع چشم زخم یا شور چشمی است که در کشور ما به عنوان جزیی از فرهنگ عمومی به شمار می رود.
شما نیز همانند ما، حتماً از این دست را شنیده‌اید که می گویند: به کوری چشم دشمن، چشمانت باباغوری بگیرد، چشمانت از کاسه در بیاید، بزنم به تخته، فلانی چشمش شور است و یا فلانی نظرش تنگ است. این ضرب‌المثل‌ها حاکی از رسوخ این باور در لایه‌های مختلف اجتماع ما می باشد.
نشانه های وجود این باور در بین گذشتگان نیز قابل توجه است و هم اکنون در برخی مناطق روستایی و یا شهرهایی که هنوز بافت قدیمی آن به هم نخورده، نمونه هایی از آن دیده می شود، مانند: نمک ترکی، بافته های اسفندی، سنگ های صیقلی شده یا منگوله های رنگارنگ که بر گردن فرزندان یا حیوانات آویزان می کردند و یا شاخ مار، عاج فیل، نعل اسب، کاسه ی کله ی گوزن، آهو و قوچ همراه با شاخ و مانند آن که بر سر در خانه‌ها نصب می کردند.
به نظر می رسد چنین مقوله ای از سوی عقلای اقوام و ملل پذیرفته شده است. بنابراین، وجود آن را نمی شود انکار کرد.
از طرفی بسیاری از دانشمندان امروز، معتقدند در بعضی از چشم ها نیروی مغناطیسی خاصی نهفته است که کارایی زیادی دارد و می تواند نوعی اشعه از خود بیرون دهد که اشیاء و انسان ها را تحت تأثیر قرار دهد. اگر پذیرش چنین ادعایی در گذشته، بعید به نظر می رسید، اما امروزه با توجه به کار آیی نیروی الکتریسته، تشعشعات و امواج و کارهای خارق‌العاده‌ای که در بخش‌های مختلف زندگی و مخصوصاً صنایع و امور پزشکی با آن‌ها انجام می گیرد، باور آن آسان است.
امروزه از فرسنگ ها راه دور با یک اشعه که شعاعی است نامرئی، کارهایی را انجام می دهند که از هیچ سلاحی ساخته نیست و مثلاً یک کشتی بزرگ را دو نیم می کنند، یک ساختمان چندین طبقه را با خاک یکسان می سازند، باطری‌های قلبی را از فرسنگ ها راه دور شارژ می کنند و در سیستم های مرکزی کارخانه ها، مراکز اتمی و یا امنیتی نفوذ می کنند و آن را به آتش می کشند و بعید نیست واقعاً با نیرویی که در بعضی چشم ها نهفته است و با یک شعاعی از چشم یک انسان حساس و شور چشم بیرون می آید یک ساختمان فرو ریزد، یا یک شتر به زمین بیفتد و یا حادثه ای دیگر پدید آید.
بسیارند افرادی که نقل می کنند با چشم خود افرادی را دیده‌اند که دارای این نیروی مرموز بوده اند و افراد و حیوانات و اشیایی را از طریق چشم زدن نابود کرده و یا از کار انداخته‌اند.
خواب های مغناطیسی و هیپنوتیزم که امروزه شایع شده است، نمونه ای از اثرگذاری روح و روان از طریق چشم یک انسان در انسان دیگر است.
در هیپنوتیزم، شخصی که از این توان مندی برخوردار است، در شخص دیگر نفوذ می کند و از طریق نگاه چشم و با نیروی روح و روان، او را در اختیار می گیرد و به او دستور می دهد؛ از او می خواهد به بخواند و او می خواند، به او می‌گوید به فلان شهر یا فلان خانه برو و اطاعت می کند.

از طرفی، برای همه روشن شده است که افکار، اندیشه ها، باورها و روحیات انسان در خود انسان اثر دارد و مثلاً بیماری که از نظر روحی، وضع مساعدی دارد و مثبت اندیش و معتقد است بیماری اش خوب شدنی است و دائماً به خود تلقین می کند که من خوب خواهم شد، این مسئله در خوب شدنش کمک می کند و برعکس، اگر خود را ببازد و باور کند که خوب شدنی نیست، در این حالت اگر خوب شدنی هم باشد، خوب نخواهد شد. بر این اساس، افکار و باورها درباره ی دیگران نیز مؤثر است و ممکن است بعضی از روح‌های مریض و افکار تنگ‌نظرانه و حسادت آمیز که از طریق چشم به دیگران منتقل می شود، در دیگران مؤثر باشد. (1) این واقعیتی است که نشانه هایی از آن، در قرآن و روایات اسلامی دیده می شود.

شور چشمی در قرآن

در قرآن کریم در رابطه با ورود برادران حضرت یوسف علیه‌السلام به مصر و نیز توطئه کفار نسبت به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله آیاتی آمده است که می‌توان از آن برای واقعیت داشتن چشم زخم استفاده کرد.

الف) دستور ویژه به برادران یوسف

«وَ قالَ یا بَنِیَّ لا تَدْخُلُوا مِنْ بابٍ واحِدٍ وَ ادْخُلُوا مِنْ أَبْوابٍ مُتَفَرِّقَةٍ وَ ما أُغْنی‌ عَنْکُمْ مِنَ اللَّهِ مِنْ شَیْ‌ءٍ إِنِ الْحُکْمُ إِلاَّ لِلَّهِ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَ عَلَیْهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُتَوَکِّلُونَ» (2)
و (هنگامى که مى‌خواستند حرکت کنند، یعقوب) گفت: «فرزندان من! از یک در وارد نشوید؛ بلکه از درهاى متفرّق وارد گردید (تا توجه مردم به سوى شما جلب نشود)! و (من با این دستور)، نمى‌توانم حادثه‌اى را که از سوى خدا حتمى است، از شما دفع کنم! حکم و فرمان، تنها از آنِ خداست! بر او توکّل کرده‌ام؛ و همه متوکّلان باید بر او توکّل کنند!».
در ادامه می‌فرماید:
«وَ لَمَّا دَخَلُوا مِنْ حَیْثُ أَمَرَهُمْ أَبُوهُمْ ما کانَ یُغْنی‌ عَنْهُمْ مِنَ اللَّهِ مِنْ شَیْ‌ءٍ إِلاَّ حاجَةً فی‌ نَفْسِ یَعْقُوبَ قَضاها وَ إِنَّهُ لَذُو عِلْمٍ لِما عَلَّمْناهُ وَ لکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لا یَعْلَمُونَ» (3)
و هنگامى که از همان طریق که پدر به آن ها دستور داده بود وارد شدند، این کار هیچ حادثه حتمى الهى را نمى‌توانست از آن‌ها دور سازد، جز حاجتى در دل یعقوب (که از این طریق) انجام شد (و خاطرش آرام گرفت)؛ و او به خاطر تعلیمى که ما به او دادیم، علم فراوانى داشت؛ ولى بیشتر مردم نمى‌دانند!
مطالب مهمی که از این آیات به دست می آید که مربوط به شورچشمی است عبارتند از:
برادران حضرت یوسف علیه‌السلام هر چند جمال زیبای حضرت یوسف علیه السلام را نداشتند، اما قامت‌های رشید و قیافه‌های جذابی داشتند و حضرت یعقوب علیه‌السلام می‌ترسید اگر با آن هیبت یازده نفره وارد مصر شوند، توجه مردم را به خود جلب کنند و چشم زخمی (آسیبی یا بلیی) به آن‌ها برسد و لذا دستور می‌دهد از درهای مختلف وارد شوند تا جلب توجه مردم نکنند.
و دیگر نکته ای که اینجا نهفته است این است که: از فرمان حضرت یعقوب علیه‌السلام و سخنانی که به دنبال آن می فرماید، معلوم می‌شود حوادثی که امکان دارد برای هر انسانی پیش آید، به دو بخش تقسیم می‌شود: حتمی و غیر حتمی؛ لذا حضرت یعقوب علیه‌السلام اشاره می‌کند که من با این دستور نمی‌توانم از حوادث حتمی جلوگیری کنم، اما می‌توانم از آن دسته حوادث و پیش آمدهایی که حکم حتمی الهی درباره‌ی آنان صادر نشده است، جلوگیری کنم و لذا دستور می‌دهد از درهای مختلف وارد شوند تا از تقدیر غیر حتمی الهی و پیش آمد ناگواری که ممکن است از راه چشم زخم برای آنان به وجود آید دور بمانند.
نتیجه: این قسمت از داستان حضرت یعقوب علیه‌السلام و پسران، گویای آن است که شور چشمی واقعیت دارد و خرافه نیست.

ب) صیانت پیامبر صلی الله علیه و آله در برابر شورچشمی

«وَ إِنْ یَکادُ الَّذینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَ یَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ * وَ ما هُوَ إِلاَّ ذِکْرٌ لِلْعالَمینَ» (4)
«نزدیک است کافران هنگامى که آیات قرآن را مى‌شنوند با چشم‌زخم خود تو را از بین ببرند، و مى‌گویند: «او دیوانه است!» * در حالى که این (قرآن) جز مایه بیدارى براى جهانیان نیست!»
(لیزلقونک) از ماده (زلق) به معنى لغزیدن و بر زمین افتادن است و کنایه از هلاکت و نابودى می‌باشد.
بسیارى از مفسران گفته‌اند: منظور این است که دشمنان به هنگامى که آیات با عظمت قرآن را از تو می‌شنوند، به قدرى خشمگین و ناراحت می‌شوند، و با عداوت به تو نگاه می‌کنند که گویى می‌خواهند تو را با چشم‌های خود بر زمین افکنند و نابود کنند!
در توضیح این معنى، جمعى افزوده‌اند که آن‌ها می‌خواهند از طریق چشم زدن که بسیارى از مردم به آن عقیده دارند و می‌گویند در بعضى از چشم‌ها اثر مرموزى نهفته است که با یک نگاه مخصوص ممکن است طرف را بیمار یا هلاک کند، تو را از بین ببرند.

آیا چشم زدن واقعیت دارد؟
 

بـسیارى از مردم معتقدند در بعضى از چشم‌ها اثر مخصوصى است که وقتى از روى اعجاب به چیزى بنگرند ممکن است آن را از بین ببرد، یا درهم بشکند، و اگر انسان است بیمار یا دیوانه کند.
ایـن مسئله از نظر عقلى امر محالى نیست، چه اینکه بسیارى از دانشمندان امروز معتقدند در بـعضى از چشم‌ها نیروى مغناطیسى خاصى نهفته شده که کارائى زیادى دارد، حتى با تمرین و ممارست می‌توان آن را پرورش داد، خواب مغناطیسى از طریق همین نیروى مغناطیسى چشم‌ها است.
در دنیایی کـه (اشعه لیزر) که شعاعى است نامرئى می‌تواند کارى کند که از هیچ سلاح مخربى ساخته نیست پذیرش وجود نیرویی در بعضى از چشم‌ها که از طریق امواج مخصوص در طرف مقابل اثر بگذارد چیز عجیبى نخواهد بود.
بـسـیارى نقل می‌کنند که با چشم خود افرادى را دیده‌اند که داراى این نیروى مرموز چشم بوده‌اند، و افراد یا حیوانات یا اشیایی را از طریق چشم زدن از کار انداخته‌اند.
لذا نه تنها نباید اصرارى در انکار ایـن امـور داشت باید امکان وجود آن را از نظر عقل و علم پذیرفت. (5)

شور چشمی در روایات
 

حدیث اول: عَنِ النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله: أَنَّ الْعَیْنَ حَقٌّ وَ أَنَّهَا تُدْخِلُ الْجَمَلَ وَ الثَّوْرَ التَّنُّور.
شور چشمی و تأثیر آن در دیگران صحت دارد و همانا زخم چشم، شتر و گاو را داخل تنور می‌کند.
تنور کنایه از آتش و دیگ آشپزخانه است که پس از، نظر کردن حیوان، قبل از جان سپردن، آن را ذبح می‌کنند و می‌پزند. (6)
حدیث دوم: الْعَیْنُ تُنْزِلُ الْحَالِقَ وَ هُوَ ذِرْوَةُ الْجَبَلِ مِنْ قُوَّةِ أَخْذِهَا وَ شِدَّةِ بَطْشِهَا.
و نیز فرموده‌اند: چشم شور به خاطر نیروی گیرنده و شدت تأثیرش شیء مورد نظر خود را از فراز کوه به زیر می‌افکند. (7)
حدیث سوم: عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ الصَّادِقِ علیه السلام أَنَّهُ قَالَ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله: الْعَیْنُ حَقٌّ، فَمَنْ أَعْجَبَهُ مِنْ أَخِیهِ شَیْ‌ءٌ فَلْیَذْکُرِ اللَّهَ فِی ذَلِکَ فَإِنَّهُ إِذَا ذَکَرَ اللَّهَ لَمْ یَضُرَّهُ.
صفوان از امام صادق علیه السلام و آن حضرت از رسول اکرم صلی الله علیه و آله نقل می‌کند که: چشم زخم و نظر زدن، حقیقت داد، پس کسی که چیزی از برادر مؤمنش مشاهده نمود و او را به شگفت آورد؛ حتماً باید در این گونه موارد خدا را یاد کند. پس هنگامی که خدا را متذکر شد، ضرری متوجه برادر مؤمنش نمی‌شود. (8)
حدیث چهارم: عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه‌السلام: قَالَ مَنْ أَعْجَبَهُ شَیْ‌ءٌ مِنْ أَخِیهِ الْمُؤْمِنِ فَلْیُکَبِّرْ عَلَیْهِ فَإِنَّ الْعَیْنَ حَقٌّ.
امام صادق علیه‌السلام فرمود: کسی که به برادر مؤمنش نگاه کرد و چیزی از او در نظرش جلوه نمود، به طوری که او را به شگفت آورد، حتماً باید با گفتن (الله اکبر، العظمه لله ...) بزرگی خدا را یادآور شود، چرا که نظر زدن و شورچشمی یک حقیقت غیر قابل انکار است. (9)
حدیث پنجم: عن صفوان الجمال، عن أبی عبد اللّه علیه‌السلام أنه قال: لو نبش لکم من القبور لرأیتم أن أکثر موتاکم بالعین، لأن العین حق. (10)
امام صادق علیه‌السلام فرمود: اگر قرار شود قبور اموات برای شما شکافته شود هر آینه خواهید دید که بیشترین اموات شما به سبب نظر خوردن از دنیا رفته‌اند، به درستی که شورچشمی و نظر زدن واقعیت دارد.
حدیث ششم: عَنْهُ علیه السلام قَالَ مَنْ أَعْجَبَهُ مِنْ أَخِیهِ شَیْ‌ءٌ فَلْیُبَارِکْ عَلَیْهِ فَإِنَّ الْعَیْنَ حَقٌّ. (11)
امام صادق علیه السلام کسی که چیزی از برادر مسلمان خود دید و تحت تأثیر آن واقع شد، به گونه‌ای که او را به شگفت آورد، پس حتماً بگوید: «تبارک الله احسن الخالقین»، زیرا شورچشمی، نظر زدن، چشم زخم حقیقت دارد.
قَالَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله: إِنَّ الْعَیْنَ لَیُدْخِلُ الرَّجُلَ الْقَبْرَ وَ الْجَمَلَ الْقِدْرَ. وَ قَالَ صلی الله علیه و آله: لَا رُقْیَةَ إِلَّا مِنْ حُمَةٍ وَ الْعَیْنِ. (12)
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرموده‌اند: حق آن است که نظر زدن، مرد سالم را به گورستان رهسپار می‌کند و شتر سالم (یا هر حیوان حلال گوشتی) را به دیگ آشپزخانه می‌فرستد.
و نیز فرموده‌اند: دعا، ذکر و وِرد حافظ نیست، مگر برای حفاظت از سموم و نظر خوردن از شورچشمان.

شور چشمی چگونه اثر می‌گذارد؟
 

در اصل و وجود این غریزه در نهاد انسان‌ها هیچ شک و تردیدی در نزد اندیشمندان، پژوهشگران و علمای اسلامی نیست. ولی کیفیت عمل و نحوه‌ی به کارگیری این نیرو هنوز مجهول و مستور مانده و برای احدی کشف نشده است، حتی برای افرادی که شور چشمی را در حد عالی و ممتاز دارا می‌باشند هنوز آشکار نگردیده است که در هنگام نظر زدن چه می‌شود که با یک نگاه منظور و مهدوفشان را هلاک می‌کنند.
بعضی از آنان گفته‌اند وقتی چیزی در نظرمان جلوه می کندو بزرگی، زیبایی و دلربایی آن، ما را به شگفت می‌آورد، بدنمان گرم و حرارت بدن ما متوجه چشمانمان می‌گردد و سپس حرارتی از دیدگان ما بروز می‌کند و در آن چیز اثر می‌گذارد.
امام این که آن ترشحات و تشعشعات چیست؟ و چگونه اصابت می‌کند؟ و ... معلوم نیست.
این قوه مانند قوه‌ی غضبیه و شهویه و ... به صورت تشکیک و شدن و ضعف در نهاد آدمیان وجود دارد، که هرگاه چیزی در نظرشان جلوه نمود حالت استثنایی به آنان دست می‌دهد و حرارت بدنشان متوجه چشمانشان می‌گردد. سپس تشعشعات و ترشحاتی از چشمانشان بروز می‌کند و وی را به هدف باطن خویش که جز برای او و خدا معلوم نیست، نایل می‌گرداند. (13) که به چند نمونه از آن‌ها اشاره می‌کنیم:

قضیه‌ی اول:
 

این روایت مشهور است که روزی جبرییل بر نبی مکرم اسلام نازل شد و آن حضرت زا غمناک و ناراحت دید، جبرییل از علت غم و اندوه آن حضرت جویا شد.
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: همانا حسن و حسین را نظر زده‌اند و نظر چشمان پلید بر آن دو اصابت کرده است.
آن گاه جبرئیل گفت: ای محمد! شورچشمی، نظر زدن و چشم خوردن حقیقت دارد (هیچ شک و شبهه‌ای در آن راه ندارد) لکن این طور نیست که راه چاره‌ای و نجاتی نداشته باشد؛ و آن این که آنان را به وسیله‌ی معوذتین (سوره ناس و فلق) از چشمان پلید پناه ده و سلامتی و عافیت فرزندانت را با خواندن آیات و سوره‌های قرآن و دمیدن به آنان تأمین کن. (14)

قضیه‌ی دوم:
 

شور چشمى شتر سوارى دید و گفت: واى چه خوبست شتر از پاى افتاد و با سوارش مردند. (15)

قضیه‌ی سوم:
 

از ابو الحسن مخلّد که کارگر بدچشمى داشتم انگشترى به دستم دید و گفت: وه چه خوبست و نگینش افتاد آن را برداشتم گفت چه نگین خوبى است و دو تیکه شد. (16)

قضیه‌ی چهارم:
 

از اصمعى نقل می‌کند که: دو شور چشم داشتیم، یکیشان بیک حوض سنگى گذر کرد و گفت: به خدا امروز مانندش را ندیدم و دو پاره شد و آن‌ها آهن پیچ شدند و دوباره بدان گذر کرد و ساده گفت: شاید به صاحبت زیانى نزدم و چهار تیکه شد و از هم پریدند. (17)

قضیه‌ی پنجم:
 

شورچشمی پسرش پشت دیوار بود ولی نمی‌دانست پسر خودش است. آواز بولى از پس دیوارى شنید و گفت: چه بد درزیدنى دارد، گفتند، پسر تو است. گفت واى که پشتم شکست به خدا دیگر نخواهد بول کرد و در ساعت مرد، آواز بول ماده گاوى را شنید و خوشش آمد و گفت: کدام بودید؟ و به دیگرى اشاره کردند و هر دو مردند. (18)

شرط تأثیر ادعیه
 

قبل از بیان دستورالعمل های مقابله با شورچشمی و اثرگذاری آن لازم و ضروری است به نکات ذیل دقت و عمل شود و امکان دفع چشم زخم با دعا برای عزیزان گفته شود.
مخفی نماند که آنچه به عنوان راه مقابله با شورچشمی و نظر زدن آیا نظرخوردن گفته می‌شود بدان معنا و مفهوم نیست که هر کس، در هر حال و شرایطی و با هر وضع و حالی این ادعیه را بخواند در امان کامل خواهد بود و هیچ زیانی متوجه وی نخواهد شد.
به عبارت روشن‌تر تأثیر و تأثر این ادعیه بدان معنا نیست که مثلاً شخصی این دعاها را بخواند و بر خود و اتومبیلی بدمد و هنگامی که پشت فرمان نشست، کم‌ترین توجهی به قوانین و مقررات راهنمایی و رانندگی ننماید و با سرعت غیر مجاز، عبور از معابر ممنوعه، عبور از چراغ قرمز و ... حرکت کند و منجر به تصادف یا جریمه یا ... شود، آنگاه اشتباه و جسارت در قانون شکنی خود را در عدم تأثیر ادعیه بداند. بلکه تأثیر و تأثر آیات، ادعیه و اذکار وارده مبتنی بر رعایت شرایطی است که اگر توجهی به آن‌ها نشود، به طور کلی بی اثر و یا کم اثر خواهد بود.
و آن شرایط بسیار است که به تناسب و اختصار گویی به اهم آن‌ها اشاره می‌کنیم:
اولاً: خواننده این ادعیه باید ایمان کامل و اعتقاد راسخ داشته باشد که این ادعیه صددرصد مؤثر است و هیچ شک و شبهه‌ای در تأثیرگذاری آنان وجود ندارد.
یعنی اگر به عنوان آزمایش و این عقیده که بخوانیم، ببینیم چه می‌شود نه تنها اثربخش نیست که گاهی موجب ضرر است.
ثانیاً: این ادعیه باید قبل از تأثیر چشمان پلی و نظر خوردن قرائت شود و بر شیء مورد علاقه دمیده شود و نه بعد از آن.
ثالثاً: آثار قطعیه این ادعیه و اذکار در این است که در هر آن به یاد خدا باشد و ذکر خدا را بر لب جاری کند.
بنابراین هرماه داشتن، الصاق نمودن و آویز کردن این ادعیه و آیات قرآنی بر مواضع حساس منزل، اتومبیل، مغازه و محل کار تنها یک طرف قضیه را حل می‌کند و آن حفظ آن شیء است از نظر خوردن. لکن سلامتی و عافیت دیگران را از نظر زدن خود تأمین نمی‌کند.
یعنی اگر چیزی در نظر خودش جلوه نمود و حالت استثنایی به او دست داد، آثار شوم خود را می‌گذارد و به دیگران ضرر وارد می‌کند.
پس کسی که می‌خواهد هم خودش از نحوست چشم دیگران در امان باشد و هم دیگران از نحوست چشم او محفوظ بمانند، می‌بایست ادعیه و اذکار مربوطه را قرائت نماید و مرتب بر زبان جاری کند و نوشته بر چسب، پوستر و لوحه دعاهای چشم زخم را تهیه و در جای حساس شیء مورد علاقه‌اش الصاق و آویز نماید.
رابعاً: هیچ شک و تردیدی نیست که تلاوت آیات و ادعیه مربوطه قبل از خروج از منزل و دمیدن آن به خود، فرزند، اتومبیل، خانه، مغازه و هر شیء مورد علاقه، تأثیر بیشتر و قوی‌تر دارد و به مراتب از نوشتن و الصاق داشتن بهتر و بالاتر است.
خامساً: شرط دیگر تأثیر این ادعیه آن است که شخص دارای طهارت ظاهری و باطنی باشد.
یعنی کسی که می‌خواهد با این ادعیه و اذکار، جان، مال، عیال و ... خود را از نحوست چشمان پلید، حفظ و حراست نماید، موظف است قبل از هر چیز ظاهر و باطن خویش را از آلودگی‌ها و ناپاکی‌ها و ... پاک و منزه گرداند تا ادعیه و اذکارش سودمند واقع شود.
اما طهارت ظاهری این است که سعی کند همیشه با وضو و غسل باشد.
و اما طهارت باطن آن است که انسان روح و روان خود را از اخلاق رذیله، پلیدی‌های روانی، نیت‌های زشت و ناروا، مانند بخل، حسد، کینه، آزمندی، نظر تنگی، بدخواهی، انتقام جویی، حساب گری در امور زندگی مردم و ... پاک‌سازی نماید و در مقابل اخلاق حسنه، صفای باطن، خیرخواهی برای برادران خود، سعه صدر، بلند نظری، عفو و بخشش، قانعیت به حق خود، عدم حساب گری در امور مردن و ... را جایگزین آن‌ها نماید تا خداوند متعال خواسته‌های به حق وی را برآورده سازد و ادعیه‌اش را قبول فرماید.
مع‌الوصف کسی که روح و روانش آمیخته و آغشته به رذایل اخلاقی و سوء نیت و مملو از بخل، حسد، کینه و ... است چگونه انتظار دارد خداوند او را از نحوست چشمان پلید در امان دارد؟
بدون شک پس از رعایت شرایط فوق، خواندن و دمیدن و الصاق و آویزکردن هر یک از ادعیه مزبوره در حد کمال مؤثر خواهد بود و هیچ گونه شک و تردیدی در آن راه ندارد.
شما می‌توانید لوحه، پوستر، و برچسب‌های آیات و ادعیه ذیل را تهیه نمایید و در مکان‌های چشم گیر منزل، اتومبیل، مغازه و هر چیز مورد علاقه‌ی خود نصب یا آویز کنید به طوری که مورد دید همگان باشد. ولی در دسترس قرار نداشته باشد که مبادا دست بی وضو یا بی غسل بر آن کشیده شود و موجب بی احترامی و معصیت و کاهش تأثیر آن شود. (19)

امکان دفع چشم زخم با دعا
 

سئوال: مگر نمی گویید همه‌ی امور عالم با علل و اسباب در جریان است؟ پس چگونه ممکن است با خواندن چند جمله‌ی کوتاه، از شر چنین موضوعی دور ماند؟
پاسخ: اولاً: از دیدگاه همه ی خردمندان عالم، خداوند عله العلل همه ی پدیده های این نظام هستی است و خزائن بی منتها و منابع بی پایان همه ی خیرات و کلید حل همه ی معماهای هستی، پیش او و به دست اوست.
اوست که می آفریند، نیازهای گوناگون را تأمین می کند، تشنه را سیراب و گرسنه را غذا می دهد، بیمار را شفا عنایت می‌کند و زنده می کند و می میراند.
در قرآن می‌خوانیم:
«بِیَدِکَ الْخَیْرُ إِنَّکَ عَلى‌ کُلِّ شَیْ‌ءٍ قَدیرٌ» (20)
هر خیری به دست توست و تنها تو بر همه چیز توانایی.
«وَ إِنْ مِنْ شَیْ‌ءٍ إِلاَّ عِنْدَنا خَزائِنُهُ» (21)
و هیچ چیزی نیست، مگر این که منبع آن نزد ماست.
«وَ مَا النَّصْرُ إِلاَّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ الْعَزیزِ الْحَکیمِ» (22)
و پیروزی [و موفقیت] نیست، مگر از جانب خداوند توانای دانا.
«الَّذی خَلَقَنی‌ فَهُوَ یَهْدینِ*وَ الَّذی هُوَ یُطْعِمُنی‌ وَ یَسْقینِ*وَ إِذا مَرِضْتُ فَهُوَ یَشْفینِ*وَ الَّذی یُمیتُنی‌ ثُمَّ یُحْیینِ» (23)
[پروردگار جهان] کسی است که مرا آفرید و هدایت می کند و آن که مرا غذا می‌دهد و سیراب می کند و چون بیمار شوم، شفا می دهد و مرا می میراند و سپس زنده می گرداند.
امام حسین علیه السلام در بخشی از دعای عرفانی و ملکوتی عرفه با آن مضامین والا و محیرالعقول و با بهره گیری از قرآن کریم می‌فرماید:
ای آن که قافله [مصر] را برای [نجات] یوسف در بیابان فقر نگاه داشتی و از قعر چاهش برآوردی و پس از بندگی به اوج شاهی رسانیدی! ای که یوسف را به یعقوب بازگردانیدی، پس از آن که دو چشمش از اندوه سفید گشت و غم دل پنهان می‌داشت (24)؛ ای بر طرف کننده ی رنج و آلام ایوب (25) و نگه دارنده‌ی دو دست ابراهیم خلیل در پیری و پایان عمر، از ذبح فرزندش اسماعیل! (26) ای آن که دعای زکریا را مستجاب کردی و یحیی را در پیری به او عطا فرمودی و او را تنها و بی کس [و وارث] نگذاشتی! (27) ای آن که یونس را از شکم ماهی بیرون آوردی! (28) ای آن که دریا را برای بنی اسراییل شکافتی و آنان را نجات دادی و فرعون و سپاهش را غرق دریای هلاکت نمودی! (29) ... تویی که عطا فرمودی، تویی که فقیران را غنی ساختی، تویی که سرمایه دادی (30)؛ تویی که پناه دادی، تویی که امور بندگانت را کفایت کردی، تویی که هدایت کردی، تویی که خوبان را عصمت از گناه کرامت کردی، تویی که گناهان را مستور ساختی، تویی که گناهان را آمرزیدی، تویی که عذر گناهان را پذیرفتی، تویی که تمکن و جاه بخشیدی، (31) تویی که عزت و جلال دادی، تویی که اعانت فرمودی، تویی که مدد فرمودی، تویی که تایید توانایی دادی، تویی که یاری فرمودی، تویی که بیماران را شفا دادی، تویی که عافیت بخشیدی، تویی که اکرام فرمودی، تویی که برتری دادی، پس حمد و ستایش مخصوص توست و شکر و ستایش دایم، تو را سزاست.
بنابراین، همه چیز از خدا و کلید حل هر مشکل به دست اوست و انجام هیچ کاری برای او ناممکن و محال نیست.
ثانیاً: این که می‌گوییم همه‌ی امور عالم به دست اوست و اوست که بیمار را شفا می دهد، یا گرسنه را سیر می‌کند. یا تشنه را سیراب می‌سازد، به معنای فاعل مباشر بودن خدا نیست، این طور نیست که خداوند به طور مباشر و مستقیم این قبیل امور را انجام دهد و مثلاً آب را در دهان تشنه بریزد و او را سیراب کند یا لقمه را در دهان گرسنه گذاشته و او را از گرسنگی رهایی بخشد و یا قرض و کپسول برای بیمار تهیه کند و به او بخوراند تا بیماری‌اش برطرف شود، همچنین در بُعد معنوی، این طور نیست که دست کسی را بگیرد و او را در راه راست به حرکت در آورد و یا کوره راه‌ها را بر و ببندد تا او مجبور شود راه راست را طی کند. بلکه او فاعل بالتسبیب است؛ یعنی علل و اسباب تحقق همه‌ی این امور را فراهم می‌کند مثلاً پس از خلقت انسان و این جهان، به نوعی از آب و خاک و گیاه، خاصیت درمانی می‌دهد و به انسان نیز نیروی تفکر و تشخیص عطا می‌کند تا پس از مطالعه و کشف فرمول‌های شفا دهنده، به معالجه‌ی بیماری‌های خود بپردازد، یا گندم و سایر خوردنی‌های مورد نیاز انسان را در طبیعت قرار می‌دهد تا و پس از مطالعه و جست و جو، آن‌ها را بیابد و به وسیله‌ی آن، نیازهای بدنی و خوراکی خود را تهیه نماید. همچنین پیامبر و کتاب و وحی را در خدمت انسان قرار می‌دهد تا با بهره گیری از این هدایت ها، راه راست را از بی‌راهه تشخیص دهد و گمراه نشود. در مثال‌های ذکر شده و مانند آن هر چند بیماری انسان به طور مستقیم، به و سیله ی گیاه و دارویی که انسان کشف کره است، التیام می‌یابد و گرسنگی او به وسیله‌ی گندم و نانی که از آن تهیه شده است برطرف می‌گردد و گمراهی و ضلالت او به وسیله ی قرآن و پیامبر برطرف می شود، اما توجه به این که خداوند عله العلل و سرسلسله ی نظام هستی است و جمیع مخلوقات عالم، اعم از آسان و فکر و اندیشه‌ی او و هر آنچه در زمین و آسمان‌هاست و نیز پیامبر و کتاب، همگی از او پدید آمده اند و در وجود و همه چیز خود به او وابسته‌اند، بنابراین، کارهایی نیز که از این رهگذر توسط این مخلوقات انجام می پذیرد، همه منسوب به خداست و لذا با این اعتبار می توان گفت: این خداست که شفا می دهد و این خداست که سیراب می‌سازد و یا انسان را از گرسنگی نجات می دهد.
ثالثاً: از دو نکته‌ای که گذشت روشن می‌شود که همه ی موجودات این عالم، اعم از پیدا و نهان، یا جماد و گیاه، حیوان و انسان، هر چه دارند از خداست. آن‌ها از خود چیزی ندارند؛ اگر گندم سیر کننده است، یا آب تشنگی را برطرف می‌کند و یا گیاهی می تواند ویروسی را از بدن انسان دور سازد، این ها همه از عنایت های خداوند قادر و تواناست.
حال اگر آن خدایی که به یک گیاه خاصیتی داده است که اگر با گیاه دیگر ترکیب شود، دارویی مفید برای انسان به شمار می‌رود، از راه وحی و یا پیامبر و یا امامانی که مسئول به این احکام الهی و حلال مشکلات معنوی مردم به شمار می روند، به ما خبر دهد که شفاعت، توسل، قرآن، دعا، تربت امام حسین علیه السلام و یا آب زمزم نیز در ردیف علل و اسباب قرار دارند و انسان می تواند برای حل مشکلات و گرفتاری های خود از آن‌ها بهره بگیرد، در این صورت، تربت امام حسین علیه السلام، آب زمزم، دعایی خاص و اموری از این دست، با یک داروی گیاهی، در اثر بخشی و این که خواص خود را از خدا دارند، برابر خواهند بود. بنابراین، هیچ استبعادی ندارد که خداوند نجات از آثار چشم زخم را در یک دعا قرار داده باشد. چنین امری محال و ناممکن و خروج از نظام و علل و اسباب حاکم بر جهان هستی نیست. گیاه دارویی یک سبب است و دعا نیز سببی دیگر.
رابعاً: همان طور که عوامل بیماری زا منحصر به اشیای مادی و قابل لمس و دیدنی نیست و ممکن است از طریق فکر ناسالم و یا بیماری روحی، مشکلات یا نابسامانی هایی برای جسم خود به وجود آید، عوامل شفابخش نیز منحصر به غذاها و داروها یا خوردنی ها و آشامیدنی ها نیست و از طریق فکر، تلقین، باورها، امور معنوی و به طور ویژه از طریق دعا و نیایش نیز می توان بر دردها و مشکلات جسمی چیره شد.
حتی بعضی از صاحب نظران بر این باورند که تأثیر دارویی که مصرف می شود مربوط به خواص شیمیایی آن نیست، بلکه این اعتقاد بیمار است که او را بر درد چیره می کند. دکتر «هنری بیچر»، استاد دانشگاه هاروارد می گوید: «مصرف دارو همیشه لازم نیست، اما ایمان به مؤثر بودن معالجه، همیشه لازم است». (32)
در جای خود به اثبات رسیده که عمیق ترین و پایدارترین شفاها، شفایی است که از طریق روح تحقق یابد و روح انسان هر چه قوی تر باشد، اثرگذاری اش بر دردها بیشتر خواهد بود.
 
بر این اساس دعا، نیایش، قرائت قرآن و ارتباط معنوی با کانون غیر مادی جهان؛ یعنی خدای بزرگ مهم ترین عامل تقویت روح و چیرگی بر دردهای جسمی و روحی است. (33)

راه‌های مقابله با شورچشمی
 

حنان بن سدیر روایت کرده است که امام صادق علیه‌السلام فرمود: هر کس سوره قُلْ أُوحِیَ إِلَیَّ (سوره‌ی جن) را بسیار تلاوت کند، هیچ وقت دچار چشم زخم و دمیدن (بر گره) و جادو و فریب جن نمى‌شود، و با رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم خواهد بود، و مى‌گوید:
پروردگارا! من جز این مقام و منزلت چیز دیگرى نمى‌خواهم. (34)
از حضرت امام صادق علیه‌السلام روایت شده که فرمود: چشم زخم حق است و از تأثیر آن از خودت بر خودت، و از خودت بر دیگرى ایمن نیستى بنا بر این هنگامى که در این رابطه از چیزى ترسیدى سه بار بگو: «ما شاء اللَّه و لا حول و لا قوة الّا باللَّه العلى العظیم». (35)
محمد بن عیسى گوید: از حضرت رضا علیه‌السلام پرسیدم سحر چیست؟
فرمود: سحر و جادوگرى حقیقت دارد و او ضرر و زیان می‌رساند، هر گاه گرفتار سحر شدى دست خود را مقابل صورتت قرار بده و بگو: «باسم اللَّه العظیم، باسم اللَّه العظیم، رب العرش العظیم، الا ذهبت و انقرضت».
راوى گوید: از آن حضرت پرسیدم چشم زخم واقعیت دارد؟
فرمود: آرى هر گاه تو را چشم زنند کف دستت را مقابل صورتت قرار ده و سوره «حمد» و «قل هو اللَّه أحد و معوّذتین» را قرائت کن، و هر دو کف را به صورتت بکش خداوند تو را از گزند آن حفظ می‌کند. (36)

دستورالعمل خدا به پیغمبرش
 

از حضرت على علیه‌السلام روایت مى‌کند که «جبرئیل» حضور مبارک رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله شرفیاب شد و حضرت را اندوهناک یافت. پرسید: اى محمد! این چه اندوهى است که بر چهره‌ات مى‌بینم؟ رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله در پاسخ فرمود: اندوه من از آن است که حسنین به چشم زخم مبتلا گردیده‌اند. «جبرئیل» گفت: چشم زخم را نادیده مگیر و حقیقت آن را تصدیق کن.
چرا براى دفع آفت از چشم زخم، از این کلمات استفاده نمى‌کنى؟ پیغمبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله پرسید: چه کلماتى؟ عرض کرد بگو:
«اللّهمّ یا ذا السلطان العظیم، ذا المنّ القدیم، ذا الرّحمة الکریم، و هى الکلمات التّامات، و الدّعواة المستجابات؛ عاف الحسن و الحسین من انفس الجنّ و اعین الانس»
رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله این کلمات را به زبان آورد، بلافاصله حسنین علیهما السّلام بهبود یافتند، از جا برخاستند و به بازى پرداختند. به دنبال این ماجرا، پیغمبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله فرمود: خود و زنان و فرزندانتان را با این تعویذ، از هر گزندى آسوده بسازید؛ براى اینکه هیچ تعویذ کننده‌اى، بهتر از این، تعویذى در اختیار ندارد. (37)

دستورالعمل امام رضا علیه‌السلام
 

عَنْ مُعَمَّرِ بْنِ خَلَّادٍ قَالَ کُنْتُ مَعَ الرِّضَا علیه السلام بِخُرَاسَانَ عَلَى نَفَقَاتِهِ فَأَمَرَنِی أَنْ أَتَّخِذَ لَهُ غَالِیَةً فَلَمَّا اتَّخَذْتُهَا فَأُعْجِبَ بِهَا فَنَظَرَ إِلَیْهَا فَقَالَ لِی یَا مُعَمَّرُ إِنَّ الْعَیْنَ حَقٌّ فَاکْتُبْ فِی رُقْعَةٍ الْحَمْدَ وَ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ وَ الْمُعَوِّذَتَیْنِ وَ آیَةَ الْکُرْسِیِّ وَ اجْعَلْهَا فِی غِلَافِ الْقَارُورَةِ.
معمّر بن خلاد گوید: در خراسان متصّدى مخارج و کارهاى حضرت رضا علیه‌السلام بودم. حضرت دستور داد برایش عطرى تهیه کنم، وقتى تهیّه کردم شگفتى نمود و به آن نظر کرد و فرمود: اى معمّر! چشم زخم واقعیّت دارد، بر پارچه‌اى (حمد) و توحید و معوّذتین و آیة الکرسى را بنویس و آن را در جلد قاروره و شیشه عطر قرار ده. (تا از ضرر چشمان پلید در امان بماند). (38)
خواندن آیت الکرسی، چهارقل (سوره های توحید، ناس، فلق و کافرون) هم بسیار زیاد تأکید شده است.
نتیجه کلام:
با توجه به روایات و آیات مزبوره این حقیقت به دست می‌آید که شور چشمی یک امر موهوم، خیالی، تلقینی، و افسانه‌ای نیست، بلکه یک امر حقیقی، واقعی و غیر قابل انکار است؛ و نیز معلوم شد شورچشمی تا آن جا مؤثر است که انسان سالم را با یک نگاه به گورستان می‌فرستد و شتر یا هر حیوان حلال گوشتی را به دیگ آشپزخانه رهسپار می‌کند.
 

پی نوشت ها:
(1) ر. ک: آشنایی با قرآن/ مطهری/ ج 8/ ص 328 332.
(2) یوسف/67.
(3) یوسف/ 68.
(4) قلم/ 51 و 52.
(5) تفسیر نمونه/ ج 24/ ص 426.
(6) بحار الأنوار/ ج‌60/ ص 17.
(7) همان.
(8) بحار / ج‌60/ص 25 درر الأخبار با ترجمه/ص 656.
(9) بحار الأنوار/ ج‌60/ ص 25.
(10) درر الأخبار/ ص 656.
(11) بحار الأنوار/ ج‌60/ ص 26.
(12) بحار الأنوار/ ج‌60/ ص 26؛ الحکم الزاهره / ترجمه انصارى/ ص 704.
(13) شور چشمی و راههای مقابله با آن/ ص 23 و 24.
(14) بحارالانوار/ ج 63/ ص 18؛ کتاب السماء و العالم بحار، ج‌7/ ص 16.
(15) کتاب السماء و العالم بحار/ ج‌7/ ص 16.
(16) همان.
(17) همان.
(18) همان.
(19) شورچشمی و راه های مقابله با آن/ صص 47 51.
(20) آل عمران/ 26.
(21) حجر/ 21.
(22) آل عمران/ 126.
(23) شعرا/ 78 81.
(24) یوسف/84.
(25) انبیاء / 83 و 84.
(26) صافات/102 105.
(27) انبیاء/89 90.
(28) قلم/ 48 50.
(29) شعرا/ 63 66.
(30) نجم/48.
(31) ضحی/6.
(32) حسنعلی نوری ها، شفای روحی/ ص 50 به نقل از: رابینز، آنتونی، به سوی کامیابی.
(33) خرافه یا واقعیت/ صص 69 76.
(34) ثواب الاعمال و عقاب الاعمال/ ص 313.
(35) درر الأخبار با ترجمه ‌فارسى/ص 441.
(36) مکارم الأخلاق/ ج‌2/262.
(37) فضائل پنج تن علیهم السلام در صحاح ششگانه اهل سنت/ ج‌4/ص 92؛ بحارالانوار/ ج 95/ ص 133.
(38) بحار الأنوار/ج‌60/ ص 26؛ مکارم الأخلاق/ ص 386.
 

منابع و مآخذ:
قرآن
(1) شورچشمی و راه‌های مقابله با آن/ عطایی اصفهانی، م. ع / انتشارات سلسبیل/ چاپ دوم/ پاییز 1380.
(2) مکارم الاخلاق/ طبرسى، حسن بن شیخ ‌/ ناشر: شریف رضى‌/ چاپ قم‌/ چاپ چهارم/ سال چاپ: 1370 ش.
(3) ترجمه فضائل پنج تن علیهم السلام در صحاح ششگانه اهل سنت/ فیروزآبادی، سید مرتضی، مترجم: ساعدى، محمد باقر ‌/ ناشر: انتشارات فیروزآبادى‌/ چاپ قم‌/ چاپ اول‌/سال 1374 ش‌.
(4) بحارالانوار/ مجلسى، محمد باقر‌/ ناشر: اسلامیه‌/ تهران/ سال چاپ مختلف‌/ نوبت چاپ: مکرر.بی تا
(5) درر الأخبار با ترجمه ‌فارسى/ حجازى، سید مهدى / حجازى، سید على رضا و عیدى خسروشاهى، محمد ‌/ ناشر: دفتر مطاالعات تاریخ و معارف اسلامى‌ / چاپ قم‌/ چاپ اول/ سال چاپ: 1419 ق‌.
(6) کتاب السماء و العالم بحار/ آسمان و جهان ترجمه کتاب السماء و العالم بحار/ مجلسی، محمدباقر، مترجم: کمره‌اى، محمد باقر‌/ ناشر: اسلامیه‌/ چاپ تهران‌/ چاپ اول‌/ سال چاپ: 1351 ش‌.
(7) الحکم الزاهره، ترجمه انصارى/ صابرى یزدى، على رضا / انصارى محلاتى، محمد رضا ‌/ ناشر: مرکز چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامى‌/ چاپ قم‌/ چاپ دوم/‌سال 1375 ش‌.
(8) خرافه یا واقعیت/ صالحی، نادعلی / ناشر: ارغوان دانش، چاپ اول، زمستان 1390.