شب قدر در سوره قدر (1)
شب قدر در سوره قدر (1)


 

نويسنده: سيد رضا طاهري




 

 

اشاره
 

شب قدر، شبي شناخته شده نزد همه روزه داران و آشنايان با رمضان است. اين شب، نقطه اوج رمضان و طلايي ترين فرصت براي استجابت دعاها و دست يابي به مقام قرب پروردگار است. اهميت فوق العاده شب قدر، نامعلوم بودن آن را رقم زده و آن را در ميان چندين شب، پنهان ساخته تا دلبري خويش را وام دار ناپيدايي خود، و جذابيت و شکوه خود را مديون پوشيده داشتن همواره جمال خويش باشد. اينکه شب قدر در همه شب هاي سال، تنها يک شب است. بر قدر و شأن او افزوده و تک بودن آن در ميان همه شب هاي سال، به اين شب عظمت و بهايي دو چندان بخشيده است. به تعبير زيباي سعدي:
اگر شب ها، همه شب قدر بودي، شب قدر، بي قدر بودي:

 

گر سنگ همه، لعل بدخشان بودي
پس قسمت لعل و سنگ، يکسان بودي (1)

با آنکه درباره شب قدر، زياد سخن گفته شده است، اما همچنان اهميت آن ناشناخته است، و اين دليلي ديگر بر ژرفايي عظمت اين شب و فراتر از حد معرفت آدمي بودن، اين شب است. اگر شب هاي ماه رمضان، نسيم رحمت خداوند است، شب قدر توفان رحمت الهي است و اگر ديگر لحظه هاي اين ماه، نم نم باران مغفرت و لطف آفريدگار است، شب قدر باران سيل آساي مغفرت و لطف پروردگار است. پس بايد از شب هاي پيش، خود را براي اين شب آماده نمود و به برکت صيقلي دادن جان و دل در شب هاي قبل، آن را آماده دريافت تجلي هاي گوناگون پروردگار ساخت.
چند سخن درباره شب قدر و اهميت آن و بيان وظايف ما در اين شب که درون مايه اين نوشتار را شکل مي دهد، مي تواند قدمي براي آماده ساختن شدن براي ورود به اين شب و دريافت فيض هاي تعالي بخش و زندگي ساز در آن باشد.
 

1- مفهوم شناسي شب قدر
 

درباره اينکه چرا به شب قدر، گفته اند، چند معنا نقل شده است:
1- بعضي بر آنند که چون صاحب شرف و منزلت است و قرآن صاحب قدر، به وسيله ملک صاحب قدر بر رسول صاحب قدر براي امت صاحب قدر وارد شده است و ليله القدرش مي گويند.
2- بعضي گفته اند براي آن به اين شب ليله القدر مي گويند که در اين شب، امور مردم و اجل ها و ارزاق آنان تقدير مي شود.
3- برخي نيز گفته اند چون از کثرت فرشتگان در اين شب، زمين تنگ مي شود، به همين دليل به آن قدر مي گويند. چنان که در اين آيه شريفه، واژه «قدر» به معناي تنگ بودن آمده است: «و من قدر عليه رزقه»و کسي که رزق او بر او تنگ شد». (طلاق: 7) (2) امام خميني (رحمه الله) در توضيح اين معاني ياد شده، مي فرمايد: «شايد ليله القدر براي آن صاحب «قدر» شده است که شب وصال نبي اکرم و شب وصول عاشق حقيقي به محبوب خود است... و اما احتمال ديگر که لليله القدرش گويند؛ چرا که در آن، تقدير امور مي شود؛ در اين باره مي گوييم. حقيقت «قضا» و «قدر» و کيفيت آن و مراتب ظهور آن، از اجل و اشرف علوم الهيه است؛ و از باب کمال دقت و لطافت آن، غور در اطراف آن براي نوع مردم، مورد نهي قرار گرفته، موجب حيرت و ضلالت است و از اين جهت، اين حقيقت را بايد از اسرار شريعت و از بحث دقيق در اطراف آن، صرف نظر کرد... در اين باره تنها به اين نکته بسنده مي شود که چون ليله القدر، شب توجه تام ولي کامل و ظهور سلطنت ملکوتيه اوست، يعني نفس شريف ولي کامل و امام عصر و قلب زمان حضرت بقيه الله في ارضين، سيدنا و مولنا و امامنا و هادينا، حجت بن الحسن العسکري (اروحنا لمقدمه الفدا)، تغييرات و تبديلات در عالم طبع (ماده) واقع شود. پس، آن حضرت مي تواند هر يک از جزييات طبيعت را که بخواهد کند کند، و يا سريع کند، و هر رزقي را که خواهد توسعه دهد، و هر ذوقي را که خواهد تفتيش کند و البته اين اراده، اراده حق است و سايه و شعاع اراده ازليه و تابع فرامين الهيه است؛ چنانکه ملائکه الله نيز از خود، تصرفي ندارند، و تصرفات همه بلکه تمام ذرات وجود، در حقيقت، تصرف الهي و از سوي آن لطيفه غيبه الهيه است.
و اما درباره معناي ديگر ليله القدر، که گفته شد که ليله القدرش گويند چون زمين از ملائکه تنگ شود؛ اعجوبه زمان، خليل بن احمد رضوان الله عليه، چنين فرموده است. آنچه در اين باره مي تواند مورد بحث قرار گيرد آن است که از آنجا که ملائکه الله از سنخ عالم طبيعت و ماديت نيستند؛ پس معناي تنگي زمين چيست؟ در پاسخ مي گوييم: اين يا از باب تمثل يافتن ملائکه است به صور مثاليّه؛ و تنزّل آنهاست از عالم غيب، به عالم مثال. در نتيجه، مقصود از تنگي زمين، تنگي ملکوت و باطن زمين است، نه همين زمين ظاهري يا از باب تمثل ملکي آنهاست در زمين؛ گرچه باز، اين تمثل را چشم هاي طبيعي حيواني نمي بيند. بالجمله، تضييق به اعتبار تمثلات «مثاليه» يا «ملکيه» است. (3)
در معاني ديگر ليله القدر، در تفسير مجمع البيان آمده است: «ابوبکر وراق مي گويد: بدان دليل، شب قدر به اين نام خوانده شد که هر کس حق آن شب را پاس دارد و شب زنده داري کند، صاحب مقام و منزلت مي گردد و به باور برخي ها، اين نام گذاري به خاطر پاداش بزرگ عبادت ها و برنامه هاي آن شب است». (4)

2- تفسير عرفاني ليله القدر در بيان امام خميني (رحمه الله) و صفي عليشاه
 

امام خميني (رحمه الله) در تبيين عرفاني ليله القدر مي فرمايد: «اينکه خداوند مي فرمايد: «و ما ادراک ما ليله القدر؛ و تو چه مي داني که شب قدر چيست». اين سخن براي تفخيم و تعظيم و بزرگي مطلب است و عظمت حقيقت ليله القدر. با آنکه خداوند، متکلم است و کسي مانند رسول اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) مخاطب است. با اين وصف، مطلب [ حقيقت ليله القدر] به قدري با عظمت است که نمي توان آن را با الفاظ و حروف و کلمات، بازگو کرد. کانه مي فرمايد: تو نمي داني که ليله القدر، چه حقيقت با عظمتي است؛ حقيقت آن را نتوان بيان نمود و حروف و کلمات، توان نماياندن حقيقت آن را ندارند. به همين دليل خداوند در اشاره به حقيقت ليله القدر، تنها به خواص و آثار آن پرداخت، و فرمود: «ليله القدر خير من الف شهر؛ شب قدر، بهتر از هزار ماه است»، چرا که بيان حقيقت ليله القدر، ناممکن است و از اينجا مي توان حدس قوي زد به اينکه حقيقت ليله القدر و باطنش غير از اين صورت و ظاهر است. گرچه اين صورت و ظاهر نيز با اهميت و با عظمت است... و اگر ملاحظه حقيقت ليله القدر شود، «الف شهر»[هزار ماه]، ممکن است کنايه از جميع موجودات باشد، به اعتبار آنکه «الف» [هزار] عدد کامل است، و مراد از «شهر»[ماه]، انواع است. يعني حقيقت محمديه که انسان کامل است، از هزار نوع که جميع موجودات باشد، بهتر است. و احتمال ديگر ليله القدر، اشاره باشد به مظهر اسم اعظم؛ يعني وجود تام و کامل محمدي (صلي الله عليه و آله و سلم)، و «الف شهر»[هزار ماه] عبارت باشد از مظهر اسماء ديگر، و چون از براي حق تعالي، هزار و يک اسم است، و يک اسم «مستأثر» [پنهان] در علم غيب است. از اين جهت، ليله القدر نيز مستأثر[پنهان] است و ليله القدر حقيقت محمديه نيز اسم مستأثر است. از اين جهت بر اسم مستأثر، کسي جز ذات مقدس حضرت رسول اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) اطلاع پيدا نکند».(5)
صفي عليشاه نيز در تفسير عرفاني ليله القدر مي نويسد: «آيا مي داني منظور از شب قدر که از هزار ماه بهتر است چيست؟ همان نسيم کوي يار است... به خصوص اگر که در چنين شبي از آن يار عزيز و محبوب علي الاطلاق اين پيام برسد که خانه دل از خود و غير، خالي کن و دو نيت را کنار بنه و بر در سراي دل در انتظار باش تا با وارد آمدن حال يا خطابي که باعث بسط شود، خانه دلت را به تصرف در آورم و با تجلي خود، انوار اقبال را از افق ذات بر عالم جانت بتابم». (6)

3- پنج تن، معاني باطني ليله القدر
 

در بررخي روايات، از اهل بيت (عليهم السلام) به منزله باطن و حقيقت ليله القدر ياد شده است: چنان که در حديثي از امام موسي بن جعفر (عليه السلام) در تفسير «حم و الکتاب المبين انّا انزلناه في ليله مبارکه؛ حاء، ميم. سوگند به کتاب روشنگر [که] ما آن را در شبي فرخنده نازل کرديم.» (دخان 1-3) آمده است که «حم»، محمد (صلي الله عليه و آله و سلم) است. و اما «کتاب مبين» امير المومنين علي (عليه السلام) و اما «ليله»، فاطمه زهرا (عليه السلام) است. (7)
در روايتي از امام باقر (عليه السلام) در اين باره آمده است: «خانه علي و فاطمه، حجره رسول الله (صلي الله عليه و آله و سلم) است و سقف خانه شان عرش رب العالمين.
***
در انتهاي خانه شان دريچه اي است که از آن تا عرش، پرده از معراج وحي برداشته شده و ملائکه، صبح و شام، هر ساعتي و هر لحظه با وحي بر آنان نازل مي آيند و دسته اي بالا مي روند. همانا خداوند تبارک و تعالي براي ابراهيم از آسمان ها پرده برداشت تا آنکه عرش را ديد و خدا به قوت ديده او افزود؛ و همانا خداوند بر قوت ديده محمد، علي، فاطمه، حسن و حسين (عليه السلام) نيز بيفزود؛ چنان که عرش را مشاهده مي کردند و جز عرش، سقفي براي خانه هايشان نمي ديدند؛
***
خانه هايشان به عرش رحمان، مسقف است و معراج هاي ملائکه و روح در خانه هاي ايشان است؛ به اذن پروردگار من کل امر سلام و آنها باطن ليله القدرند». (8)

4- شگفت آور بودن «کيفيت بالاي عبادت» در شب قدر
 

چنان که از اخبار استفاده مي شود، چگونگي و ارزش عبادت در شب قدر، فوق العاده و موجب شگفتي انسان است. در اين باره از رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) نقل شده است که آن حضرت درباره يک نفر از اسرائيليان به نام شمسون، براي مسلمين، صحبت به ميان آورد و تعريف کرد که او هزار ماه، سلاح پوشيد و در راه خدا به جهاد پرداخت. مسلمين از اين موضوع شگفت زده شدند و از پيامبر پرسيدند که ما چگونه مي توانيم با اين عمر کوتاه، همانند او باشيم؟! اينجا بود که آيه نازل شد که «ليله القدر خير من الف شهر؛ شب قدر، بهتر از هزار ماه است». اين آيه به مسلمين فهماند که عبادت در يک شب قدر، از پوشيدن سلاح آن مرد و جهاد در هزار ماه، برتر و بالاتر است.
در اين باره نيز نقل شده است که در ميان قوم بني اسرائيل، مردي بود که شب ها تا صبح به عبادت مي پرداخت و روز با دشمنان دين تا به شب به جهاد مي گذرانيد و اين عمل او هزار ماه طول کشيد. خداوند اين سوره قدر را نازل فرمود و تذکر داد که عمل يک شب قدر از اين اعمال، بالاتر است. علي بن عروه مي گويد: «چهار نفر در قوم بني اسرائيل بودند که هشتاد سال خداوند را عبادت نمودند و کوچک ترين گناهي از آنها سر نزد. اينان عبارت بودند از: ايوب، زکريا، حزقيل بن عجوز و يوشع بن نون. اصحاب رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) از اين عبادت به شگفت آمدند تا اينکه جبرئيل آمد و سوره قدر را نازل کرد و خاطر نشان کرد که عبادت يک شب قدر، از اين عبادت ها بالاتر است».(9)

5- کيفيت گرايي در شب قدر
 

هرگاه که سخن از احياي شب قدر و انجام عبادت در آن به ميان آورده مي شود، ذهن انسان به طرف نماز و ذکر و تلاوت قرآن مي رود و عبادت را به معناي امور ياد شده مي گيرد، در حالي که عبادت، تنها در موارد ياد شده خلاصه نمي شود، بلکه عبادت هاي ديگري نيز وجود دارد که در برخي وقت ها، انجام آن، ارزشمندتر از عبادت هاي ياد شده بود، به مراتب از کيفيت بالاتري برخوردار مي شود. مصداقي از اين عبادت، کسب علم در شب قدر است. آيت الله جوادي آملي در اين باره مي گويند: «چندين هزار نفر، رسول خدا را درک کرده اند، اما همه آنها به يک طرف، علي بن ابيطالب (عليه السلام) يک طرف، دوازده هزار نفر صحابه پيامبر، حضرت رسول (صلي الله عليه و آله و سلم) ديدند، پاي منبر آن حضرت سال ها نشستند، پشت سر حضرت، سال ها نماز خواندند، مجالس درس و بحث حضرت را مکرر ديدند، ولي هيچ از آنان به اندازه حضرت علي (عليه السلام) از آن حضرت استفاده نکرد. اميرالمؤمنين علي (عليه السلام) وقتي از مسافرتي بر مي گشتند، به حضور رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) يار مي يافتند و مي پرسيدند: چه آيه اي نازل شده و در چه زمينه اي هست. تفسيرش چيست يا اگر حضرت رسول (صلي الله عليه و آله و سلم) نبود، وقتي از سفر بر مي گشتند به دنبال امير مومنان مي فرستادند و مي فرمودند در غياب شما اين آيه در اين زمينه نازل شد و معنايش اين است و خلاصه سخن از فراگيري همواره علم از رسول اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) از سوي حضرت علي (عليه السلام) است. بر اين اساس، در شب هاي قدر، چيزي بهتر از فراگيري علوم الهي، و گفتن و شنيدن معارف دين نيست. تشکيل يا شرکت در برنامه هايي مانند جلسه تفسير يا حديث يا احکام، که خود سعادت و توفيقي است. و اگر چنين برنامه اي نداشت، امر به معروف و نهي از منکر داشته باشد و اگر نتوانست، لااقل ذکر بگويد يکي از بهترين و مهم ترين کتاب هاي فقه اماميه، کتاب «جواهر» است که مؤلف بزرگوارش آن را در طي سي سال نوشت. در پايان اين کتاب، مرقوم فرموده که خداي متعال همچنين مقرر کرد که امشب که شب بيست و سوم ماه مبارک رمضان است. اين کتاب به پايان برسد. شب بيست و سوم که از تمام شب هاي ماه مبارک رمضان و از شب بيست و يکم و نوزدهم نيز افضل و برتر است، اين فقيه نامور، مشغول نوشتن کتاب فقه بوده است، چيزي بالاتر از عالم شدن و آگاه شدن نيست. علم است که زمينه اي براي رسيدن انسان به عقل مي شود؛ انسان عاقل هم آسوده است و هرگز در عذاب نخواهد بود. (10)

6- شب قدر، کدام شب از ماه رمضان است؟
 

شب قدر به طور دقيق و مشخص، معلوم نيست و در اينکه کدام شب از شب هاي ماه رمضان، شب قدر است. ديدگاه هاي متفاوتي وجود دارد. مرحوم شيخ طبرسي در تفسير مجمع البيان در اين باره مي نويسد: «ديدگاه درست اين است که شب قدر در ده شب سوم ماه رمضان است. اين ديدگاه را شافعي نيز برگزيده است.
از اميرمؤمنان نقل کرده اند که پيامبر گرامي، شب هاي دهه سوم ماه رمضان را به عبادت و نيايش به سحر مي آورد و خاندانش را نيز به اين سبک شايسته دعوت مي نمود. و از امام صادق (عليه السلام) نقل شده است که پيامبر در دهه سوم ماه رمضان کمر همت را سخت مي بست و از همسران خود خداحافظي مي کرد و شب ها را تا سپيده دم به عبادت مي گذراند. پس از روشن شدن اين موضوع که شب قدر در ميان شب هاي دهه سوم ماه خداست، اينک در اين مورد که اين شب مبارک، کدام يک از اين شب هاست، محل بحث و گفتگوست. به باور گروهي از جمله شافعي، شب قدر، شب بيست و يکم ماه رمضان است.
خدري از پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) آورده است که شب قدر را در دهه آخر ماه رمضان و در شب هاي طاق [فرد] بجوييد. در روايت است که مردي به حضور پيامبر رسيد و گفت: «من در خواب ديدم که شب قدر در ميان هفت شب آخر ماه رمضان است». آن حضرت فرمود: «خواب شما با شب بيست و سوم هماهنگي دارد؛ از اين رو، هر کس از شما مي خواهد شبي از شب هاي رمضان را شب زنده داري کند، شب بيست و سوم را برگزيند...»
امام باقر (عليه السلام) در پاسخ کسي که از شب قدر مي پرسيد، فرمود: «يکي از دو شب بيست و يکم و بيست و سوم است». راوي پرسيد: «نمي خواهيد تعيين فرماييد؟» فرمود: «نمي خواهيد هر دو شب را عبادت کنيد؟»
از ابوبصير نقل شده که: «به امام صادق (عليه السلام) گفتم: فدايت گردم. آن شبي که اميد مي رود شب قدر باشد کدام شب است؟ فرمود: يکي از دو شب بيست و يکم و بيست و سوم. گفتم: اگر نتوانستم هر دو شب را شب زنده داري کنم؟ چه کنم؟ فرمود: آنچه توانستي از اين دو شب را به نيايش و عبادت بپرداز. گفتم: سليمان بن خالد آورده است که در شب نوزدهم ماه رمضان کساني که بايد در سال آينده براي شرکت در مراسم حج در مکه موفق شوند، مقدر مي گردد فرمود: نه تنها آنان که همه نيازها، خواسته ها، رزق ها، گرفتاري ها تا شب قدر آينده نوشته مي شود همه اينها را در شب بيست و يکم و بيست و سوم طلب نما. و در هر يک از اين شب ها صد رکعت نماز بخوان و اگر توانستي تا سپيده دم دوبار غسل نما. گفتم: اگر نتوانستم چه کنم؟ فرمود: به هر صورتي که توانستي و هر عبادتي را که موفق شدي انجام بده؛ چرا که در ماه رمضان درهاي آسمان گشوده مي شود و شيطان ها به بند کشيده مي شوند و عملکرد مردم با ايمان پذيرفته مي شود نيز در روايت آمده است که شخصي به نام «جهني» به پيامبر گفت: خانه من از مدينه دور است. از اين رو مرا به شبي که بايد شب زنده داري نمايم هدايت کن تا به مدينه بيايم. پيامبر شب بيست و سوم را به او نشان داد». (11)

7- اشاره به برخي فضيلت هاي شب قدر
 

رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) فرمود: موسي گفت: «الهي من قرب تو را مي خواهم». فرمود: «قرب من از براي کسي است که بيدار باشد در شب قدر». گفت: «الهي رحمت تو را مي خواهم». فرمود: «رحمت من براي کسي است که رحم کند بر فقرا در شب قدر.» گفت: «خدايا من گذشتن از پل صراط را مي خواهم». فرمود: «اين براي کسي است که تصدق کند به صدقه اي در شب قدر». گفت: خدايا از درخت هاي بهشت و ميوه هاي آن مي خواهم.» فرمود: «اين براي کسي است که تسبيح کند به ... در شب قدر.» گفت: «خدايا نجات مي خواهم» فرمود: «نجات از آتش؟ گفت: «آري» فرمود: «اين براي کسي است که استغفار کند در شب قدر». گفت: خدايا رضاي تو را مي خواهم». فرمود: «خشنودي و رضاي من از براي کسي است که دو رکعت نماز بخواند در شب قدر».(12)
از پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) نقل شده است که فرمود: «درهاي آسمان در شب قدر، گشوده شود، پس نيست بنده اي که نماز بخواند در آن، مگر آنکه خداوند براي او بنويسد از براي هر سجده درختي در بهشت است که اگر صد سال، سواري در سايه آن سير کند، آن را تمام نکند و به هر رکعتي [رکوعي] خانه اي در بهشت از در و ياقوت و زبرجد و لولو به هر آيه اي تاجي از تاج هاي بهشت و به هر تسبيحي مرغي از مرغ هاي نفيس بهشتي، و به هر نشستن در ميان دو سجده اي، درجه اي از درجات بهشت و به هر تشهدي، غرفه اي از غرفه هاي بهشت، و به هر سلامي، حله اي از حله هاي بهشت، و چون طلوع فجر شود خداوند به او عطا کند از نعمت هاي رضايت بخش و تحفه ها و هديه ها و خلعت ها و کرامت ها آنچه نفس او اشتها داشته باشد و طالب آن باشد و آنچه چشم از ديدن آن لذت برد». (13)
امام باقر (عليه السلام) نيز فرمود: «کسي که شب قدر را احيا کند، گناهان او آمرزيده شود، اگرچه به عدد ستارگان آسمان و وزن کوه ها و حجم درياها باشد». (14)

پي‌نوشت‌ها:
 

1- کليات سعدي، تصحيح، محمد علي فروغي، ص 163.
2- روح الله الموسوي خميني، آداب الصلوه، ص 324.
3- روح الله الموسوي الخميني، پرواز در ملکوت، ج2، برگرفته از صص 266- 228 (با اندکي تغيير).
4- ابوعلي فضل بن حسن طبرسي، تفسير مجمع البيان، ج16، ص 1225.
5- آداب الصلوه، صص 335 و 337 (با اندکي تغيير).
6- صفي عليشاه، شرح جامع تفسير عرفاني و منظوم قرآن، به اهتمام: دکتر علي رضا منجمي، ج 10، ص 4782.
7- عبدعلي بن جمعه العروسي الحويزي، تفسير نورالثقلين، تصحيح و تعليق: سيد هاشم رسولي محلاتي، ج 4، ص 623.
8- آداب الصلوه صص 330 و 331؛ به نقل از: سيد هاشم بحراني، البرهان في تفسير القرآن، ج4، ص 487.
9- شرح جامع تفسير عرفاني و منظوم قرآن، ج 10، صص 4779 و 4780.
10- آيت الله جوادي آملي، حکمت عبادات، صص 157 و 158.
11- مجمع البيان، ج 16، برگرفته از صص 1227-1231.
12- مراقبات، ج2، صص 54 و 55.
13- آداب الصلوه، ص 34.
14- همان.
 

 

منبع:حسيني ايمني، سيد علي؛ اشارات، قم: مرکز پژوهش هاي اسلامي صدا و سيما، تابستان 1391.