شب قدر در سوره قدر (2)
شب قدر در سوره قدر (2)


 

نويسنده: سيد رضا طاهري




 

 

آداب شب قدر
 

الف) بيدار بودن
 

بيدار بودن لازمه عبادت در شب قدر و نيز دريافت فيض هاي پروردگار است. بديهي است که کسي توفيق عبادت در اين شب را مي يابد و موفق به دريافت برکت هاي شب قدر مي شود که چشمانش بيدار باشد و گرفتار خواب آلودگي نباشد.
«بيدار بودن شب قدر و احياي آن با دعاها و نماز و قرآن، مورد سفارش پيامبر و اهل بيت آن حضرت بوده است. امام صادق (ع) در حالي که بيمار بودند، خواستند که شب بيست و سوم ايشان را به مسجد ببرند، و حضرت زهرا (عليها السلام) در اين شب، با پاشيدن آب به صورت بچه ها، مانع خواب آنها مي شدند. در روايات آمده است که پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) در دهه آخر ماه رمضان، بستر خواب خود را جمع نموده و همه ده شب را بيدار بوده، احيا مي نمود. حضرت موسي (عليه السلام) به خدا عرض کرد خدايا مقام قرب تو را خواهانم. خداوند پاسخ داد «قربي لمن استيقظ ليله القدر؛ قرب من براي کسي است که در شب قدر، بيدار باشد». (1)

 

گل سر سبد عمر، چشم بيدارست
به رغم ديده گلچين روزگار، مخسب

صفاي چهره شبنم گل سحرخيزي است
ز يکدگر بگشا چشم اعتبار، مخسب

به اين اميد که سر رشته اي به دست افتد
شود چون سوزن اگر پيکرت نزار، مخسب

بگير از ورق لايه نقش بيداري
تو نيز ناخن داغي به دل فشار، مخسب

ستاره زند جاويد شد زبيداري
تو نيز در دل شب اي سياهکار مخسب

به شب ز حلقه اهل گناه کن شبگير (2)
دلي چو آينه داري، به زنگبار مخسب

زمين و آب تو کمتر ز هيچ دهقان نيست
زبذر اشک، تو هم دانه اي بکار، مخسب

نشان چشمه حيوان به تيرگي دادند
نقاب شب چو فکندند، خضروار مخسب

گرفت دامن گل، شبنم از سحرخيزي
تو هم شبي رخ از اشک تازه دار مخسب

به ذوق مطرب و مي، روزها به شب کردي
شبي به ذوب مناجات کردگار مخسب

ز فيض صدق طلب، مور پر برون آورد
تو نيز پاي کسالت زگل برآر، مخسب

فروغ دولت بيدار، چشم اگر داري
تو هم چون شمع به مژگان اشکبار مخسب

ز عشق سرو چمن، خواب نيست فاخته را
تو هم به سايه آن سرو پايدار مخسب

اگر نه مهر نهاده است بر دلت غفلت
به پيش ديده بيدار کردگار مخسب

جواب آن غزل «مولوي» است اين «صائب»
زعمر، يک شبه کم گير و زنده دار و مخسب (3)

 

ب) عبادت و ذکر و قرائت قرآن
 

يکي از آداب شب هاي قدر، پرداختن به عبادت و نماز و ذکر و تلاوت قرآن است. در حقيقت، يکي از فلسفه هاي پرداختن به اين عبادات در شب هاي قدر، صيقل يافتن
قلب و صفا يافتن دل براي پذيرش تجلي هاي پروردگار و آماده شدن جان براي چشيدن معرفت و محبت خداوند است. انجام عبادت در اين شب ها، بسي افزون تر از شب هاي ديگر به انسان نشاط و شادابي مي بخشد و موجب مي شود. شخص به آرامشي ژرف و دل پذير دست يابد. آيت الله ملکي تبريزي در اين باره مي فرمايد: «از دعاهاي مهم در ماه مبارک رمضان آن است که از خداوند، توفيق عبادت در شب قدر بخواهد و اين دعا را از اول ماه تا شب قدر، از خداوند درخواست کند و اگر در دعا کردن، صادق باشد خداي کريم دعايش را رد نمي کند.» (4)
«بايسته است که شخص در اين شب در دعاهاي خويش، از خداوند بخواهد که بهترين اعمالي که محبوب و مورد رضاي خداست، روزي او گرداند و شب قدر را براي او بهتر از هزار سال و اعمال او را بپذيرد و آن را در اعلي عليين ثبت کند و او را در شب از مقربان قرار دهد و براي او معرف و محبت و قرب و رضاي خدا و عافيت قرار دهد و بايسته است که مقدمات عبادت در اين شب را نيز فراهم آورد.
 
مثلاً مکان مناسب و لباس مناسب و بوي خوش فراهم آورد و در آن شب صدقه بدهد و مضامين لطيف براي مناجات پروردگار خود فراهم سازد و مهمان هاي مخصوص و مناسب براي آن شب، تدارک بيند... و سزاوار است که چون وقت حضور و عبادت نزديک شود، شوق او نيز براي رسيدن به کراماتي که در اين شب به مهمانان خدا وعده داده شده است، افزون گردد و اين شب نگذارد که خواب و کسالت بر او غلبه کند: (5)

 

به جان تو که مرو از ميان کار، مخسب
زعمر، يک شب کم گير و زنده دار، مخسب

هزار شب، تو براي هواي خود خفتي
يکي شبي چه شود؟ از براي يار، مخسب

براي يار لطيفي که شب نمي خسبد
موافقت کن و دل را بدو سپار، مخسب

بترس از آن شب رنجوريي که تو تا روز
فغان و يا رب و يا رب کني به زار، مخسب

از آن زلازل (6) هيبت که سنگ، آب شود
اگر تو سنگ نه اي، آن به ياد آر مخسب

خداي گفت که شب دوستان نمي خسبند
اگر خجل شده اي زين و شرمسار مخسب

بترس از آن شب سخت عظيم بي زنهار
ذخيره ساز شبي را و زينهار، مخسب

شنيده اي که مهمان کام ها به شب يابند
براي عشق شهنشاه کاميار، مخسب

چو مغز، خشک شود تازه مغزيت بخشد
که جمله مغز شو، اي اميدوار مخسب

هزار بارت گفتم خموش و سودت نيست
يکي بيار و عوضي گير صد هزار مخسب (7)

هله صدر و بدر عالم، منشين، مخسب امشب
که براق (8) بر درآمد «فاذا غرفت فانصب» (9)

چون طريق بسته بوده ست و طمع، گسسته بوده ست
تو بر آ بر آسمان ها، بگشا طريق و مذهب

سوي بحر رو چو ماهي، که بيافت در شاهي
چو بگويد او چه خواهي تو بگو «اليک ارغب» (10 ) و (11)

$ 9- شب قدر، فرصتي براي تفکر و تصميم گيري مهم
شب قدر، تعيين سرنوشت است. بي گمان همه نيز به دنبال زيباترين تقدير و بهترين سرنوشت براي خويشند، اما اينکه زيباترين تقدير و بهترين سرنوشت، چه مي تواند باشد، نيازمند انديشه و تفکر است. پس شب قدر، بش انديشه و تفکر نيز است. در حقيقت، با انديشه و تفکر است که انسان مي تواند تصميم هاي مهم در زندگي خويش بگيرد. آن همه توصيه به عبادت و دعا در اين شب براي آن است که آدمي به خود آيد و در تعيين سرنوشت خويش اثرگذار باشد. در واقع، پيام اصلي شب زنده داري در شب قدر، «درک سهيم بودن انسان در ساختن تقدير و سرنوشت خويش به دست خويشتن» است. اين ما هستيم که به هر ميزان که در آن شب موفق به عزم و اراده مي شويم. در سرنوشت خويش اثر مي گذاريم و البته بديهي است که آن گاه تأثير درست و مناسب و حکيمانه بر سرنوشت خود خواهيم داشت که به درستي در آن تأمل و انديشه کنيم و سره را از ناسره باز شناسيم. چه بسا انسان هايي که در شب قدر به جاي عبادت بدني، به عبادت ذهني؛ يعني فکر کردن و انديشه نمودن مي پردازند و از اين رهگذر، به دستاوردهاي بسي مهم تر و والاتر از عبادت بدني دست مي يابند. بر اثر انديشيدن، آدمي به سوي نيکوکاري و انجام کارهاي شايسته سوق داده مي شود. حضرت علي (عليه السلام) مي فرمايد: «التفکر يدعوا الي البّر و العمل به؛ تفکر، [آدمي را] به سوي نيکي و عمل به نيکي فرا مي خواند. (12)
در اثر انديشه است که انسان به بيداردلي و دلي آگاه دست مي يابد. حضرت علي (عليه السلام) فرمود: «نبه بالفکر قلبک؛ قلبت را با انديشه، به آگاهي برسان.» (13) به واسطه فکر است که آدمي تا آنجا به پيش مي رود که هم وزن عيسي مسيح(عليه السلام) مي شود. روزي حواريون از عيسي مسيح (عليه السلام) پرسيدند: «يا روح الله، آيا امروز در زمين، همانند تو هست؟» فرمود: «آري، هر که به هنگام سخن گفتن به ياد خداست و به هنگام خاموش بودن، در حال انديشه است و نگاه او از روي تفکر و عبرت گرفتن است، او همانند من است». (14)
در اثر لحظه اي انديشيدن است که آدمي به پاداش فراتر از يک سال عبادت دست مي يابد. حضرت رسول (صلي الله عليه و آله و سلم) فرمود: يک ساعت [لحظه] انديشه، فراتر از يک سال عبادت است». (15)
به تعبير غزالي، «فکر، کليد انوار و سرچشمه بينايي و دام علوم و معارف است. ثمره فکر، علم هاست و حال ها و عمل ها و چون در اثر انديشه، علم در دل حاصل آيد، دل اصلاح شود و چون دل اصلاح شود، اعمال جوارح نيز اصلاح گردد. پس عمل، تابع حال است، و حال، تابع علم، و علم، تابع فکرت است. پس آشکار شد که فکر، مبدأ و کليد همه خيرات است و اين است آنچه فضليت «تفکر» را بر تو روشن مي کند و معلوم مي نمايد که فکر، بهتر از «ذکر» است؛ چه در فکر، هم ذکر نهفته است و هم چيزي بيشتر از ذکر، و ذکر دل، بهتر از ذکر زبان و عبادت جوارح است... محمد بن واسع گفت: مردي از اهل بصره، پس از وفات «ابي ذر»، پيش همسر او «ام ذر» رفت و از عبادت ابوذر پرسيد. گفت: عبادت او به اين شکل بود که همه روزه در گوشه خانه مي نشست و به تفکر مي پرداخت». (16)
$ 10- مفهوم شناسي دعاي قرآن به سر
يکي از آداب قرآن به سر گذاشتن، خواندن دعايي است که مستحب است آن را پس از آنکه شخص قرآن را گشود و در مقابل خود گذاشت. بخواند. در اين دعا چنين آمده است: «اللهم اني اسئلک بکتابک المنزل و ما فيه و فيه اسمک الاکبر و اسماوک الاحسني و ما يخاف و برجي ان تجعلني من عتقائک من النّار؛ خدايا من از تو درخواست مي کنم به حق کتابي که نازل شده[ از طرف تو] و به حق آنچه در قرآن آمده است و در آن اسم بزرگ تر و اسم هاي زيباي تو آنچه موجب خوف و اميد است وجود دارد، اينکه مرا از آزادشدگان از دوزخ قرار دهي».
از اين عبارت پر معني، مي توان اين نکات را دريافت: 1- در اين دعا، قرآن به عنوان محور قرار گرفته است که پيام آن اين است که در زندگي ما بايد قرآن کريم به عنوان محور باشد. از اين رهگذر نخستين پرسشي که در ذهن کسي که مشغول مراسم قرآن به سر بوده، در حال خواندن اين عبارات است. بايد اين باشد که «پاي بندي او به دستورها و نهي هاي قرآني بر چه ميزان است و اينکه قرآن کريم، چه اندازه در عمل و در زندگي او نقش محوري دارد. به تعبير زيباي ابوسعيد ابوالخير؛

گيرم که هزار مصحف از بر داري
با آن چه کني که نفس کافر داري

سر را به زمين چو مي نهي بهر نماز
آن را به زمين بنه که بر سر داري (17)

2- در اين فراز از دعا، از ميان همه مضاميني که در قرآن کريم آمده است، تنها به خداوند و اسماي او توجه داده شده است که پيام آن مي تواند پرورش بلند همتي در انسان ها و تعالي بخشي به خواسته هاي آنان، از غير خدا به خدا باشد، به اين بيان که شخص تا آنجا اوج بگيرد که تنها به خدا توجه کند و فقط جوياي او باشد و در اين باره، حتي بهشت را نيز در هواي او ناديده بگيرد. به تعبير زيباي صائب:

آلوده از نظاره جنت نمي کنيم
چشمي که باز بر رخ دلدار کرده ايم (18)

3- در اين فراز از دعا، به يکي از نقش آفريني هاي قرآن درباره آنان نيز اشاره شد، و آن، نقش قرآن در رهانيدن انسان از دوزخ است چنان که در فراز آخر از دعا پس از آنکه از قرآن و آنچه در آن است، ياد شده است، از خداوند درخواست شده است که به برکت قرآن، رهايي از دوزخ، بهره شخص شود. بنابراين، آشکار است که انس با قرآن و علم به فرموده هاي آن، ضامن سعادت آدمي و مايه رهايي او از آتش دوزخ است.
طرفه آنکه در دعاي دوم نيز که مستحب است شخص آن گاه که قرآن را بر سر مي گذارد. آن را بخواند. باز هم قرآن، محور دعا قرار گرفته است. چنانچه مي خوانيم: «اللهم بحق هذا القرآن و بحق من ارسلته و بحق کل مؤمن مدحته فيه و بحقک عليهم فلا احد اعرف بحقک منک؛ خدايا به حق اين قرآن و به حق کسي که قرآن را براي او فرستادي [بر او نازل کردي] و به حق هر مؤمني که او را در آن ستايش کردي و به حق تو بر آنها، که البته کسي همانند تو به حق تو شناساتر نيست».
آنچه در اين عبارت جلب نظر مي کند اين است که حق رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) و حق همه مؤمناني که در قرآن آمده است، همراه و برابر با قرآن آمده. و اين خود دليل بر بزرگداشت بالاي رسول اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) و نيز گرامي داشت همه مؤمنان است. بديهي است که بزرگداشت و گرامي داشت افراد، آن گاه صورت حقيقت به خود مي گيرد که اولاً در حد گنجايش خويش آن ها را بشناسيم و ثانياً در همانند سازي خويش با آنها بکوشيم.
$ 11- سه نکته از سوره قدر در عظمت شب قدر، به نقل از تفسير مجمع البيان
مرحوم امين الاسلام طبرسي، پس از شرح و تفسير سوره مبارکه قدر، در پايان، چکيده اين تفسير را در ساختار «سه نکته در عظمت شب قدر» اين گونه بازگو مي کند:
1- در آيات پنج گانه اين سوره، فرو فرستنده قرآن، نخست به فرود اين کتاب پرشکوه در شب پر ارج «قدر» توجه مي دهد، درست همان شبي که مقدرات و سرنوشت ها نيز فرود مي آيند. اين فرود هم زمان مقدرات و سرنوشت با قرآن و برنامه آسمان به زمين، نشانگر اين است که هر کس به قرآن و برنامه هاي قرآن و خداي قرآن به راستي ايمان خالص آورد و خود را به ارزش هايي آن آراسته سازد و مقررات خدا و حقوق مردم را پاس دارد، سرنوشتي سرشار از نيک بختي خواهد داشت و کساني که جز اين کنند، سرنوشتي نيز تيره و تار در انتظارشان خواهد بود.
2- خداوند آنگاه به وصف و ويژگي هاي شب قدر مي پردازد و روشنگري مي کند که شب قدر داراي اين ويژگي هاست:
الف) عظمت و معنويت آن بسيار است؛
ب) شبي است بهتر از هزار ماه؛
ج) شب فرود آمدن قرآن است؛
د) شب فرود مقدرات جهان و انسان است؛
ه) شب فرود فرشتگان بر زمين است؛
و) شب سرشار از سلامت و سعادت براي مردم کمال جو و شايسته کردار است؛
ز) شب توبه و جبران و فرصت اصلاح براي همگان است.
3- خداوند بدين سان به گرامي داشت شب قدر و بهره وري و عبادت آن شب و توبه و اصلاح خود و زدودن زنگارهاي مستي و پلشتي توجه مي دهد تا انسان بتواند براي هميشه خود را از اسارت نفس، اسارت ظالمان و اسارت شيطان ها نجات بخشد و به بارگاه خدا بار يابد.(19)
 

پي‌نوشت‌ها:
 

1- محسن قرائتي، تفسير نور، ج10، ص 545.
2- شبگير: شب زنده داري.
3- صائب تبريزي، ديوان به کوشش: محمد قهرمان، ج 1، صص 452 و 453.
4- آيت الله ملکي تبريزي، مراقبات، ترجمه: علي رضا ميرزا حکيم خسرواني، ج2، ص 30.
5- همان، صص 57، 58 و 63.
6- زلازل: زلزله ها.
7- مولوي، کليات شمس تبريزي، ص 97، غزل 312.
8- براق: مرکب.
9- اشاره به آيه شريفه هفتم از سوره «الشرح» ترجمه اش اين است که: پس چون فراغت يافتي به طاعت در کوش.
10- به تو، مشتاق هستم. اين عبارت تلميحي است به آيه هشتم سوره «الشرح» که مي فرمايد: « و الي ربک فارغب؛ و با اشتياق به سوي پروردگارت روي آور».
11- کليات شمس تبريزي، ص 94، غزل 301.
12- ملا محسن فيض کاشاني، محجه البيضاء، ج7، ص 194.
13- همان.
14- محمد غزالي، احياء علوم الدين، ج4، ص 750.
15- همان، ص 748.
16- همان، صص 749 و 753.
17- باباطاهر، خيام، رباعيات ابوسعيد ابوالخير، تصحيح: جهانگير منصور، ص 156.
18- ديوان، ج5، ص 2834.
19- تفسير مجمع البيان، ج 16، صص 1237 و 1238.
 

منابع
1- بحراني، سيد هاشم. البرهان في تفسير القرآن، تصحيح موسوي زرندي. بي جا: انتشارات اسماعيليان.
2- جوادي آملي، عبدالله 1388، حکمت عبادات. قم: اسراء.
3- حافظ، 1377، ديوان. تصحيح: غني - قزويني. تهران: ققنوس.
4- خيام، باباطاهر، 1381، رباعيات ابوسعيد ابوالخير. تصحيح جهانگير منصور، تهران: ناهيد.
5- سعدي، 1375، کليات. تصحيح محمد علي فروغي تهران: ناهيد.
6- صائب تبريزي، 1387، ديوان به کوشش: محمد قهرمان. تهران: شرکت انتشارات علمي و فرهنگي.
7- صفي عليشاه، 1385. شرح جامع تفسير عرفاني و منظوم قرآن. به اهتمام: دکتر علي رضا منجمي، تهران: اباصالح: حيان.
8- طبرسي، ابوعلي فضل بن حسن، 1380. تفسير مجمع البيان. تحقيق و نگارش: حجت الاسلام علي کرمي. تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، سازمان چاپ و انتشارات.
9- العروسي الحويزي، عبد علي بن جمعه. بي تا، تفسير نورالثقلين. تصحيح و تعليق: سيد هاشم رسولي محلاتي. تهران: دارالکتب الاسلاميه.
10- غزالي، محمد، 1384، احياء علوم الدين. ترجمه: مؤيد الدين محمد خوارزمي. به کوشش حسين خديوجم. تهران: شرکت انتشارات علمي و فرهنگي.
حسيني ايمني، سيد علي؛ اشارات، قم: مرکز پژوهش هاي اسلامي صدا و سيما، تابستان 1391.