عبقات الأنوار» و علامه میر حامد حسین(1)

نویسنده : مصطفی سلیمی زارع



 

چکیده

در عرصه کلام شیعی بویژه امامت، که بن‌مایه و وجه تمایز این فرقه با دیگر فرقه‌های اسلامی به شمار می‌رود، ردیه‌های بسیاری از سوی مخالفان شیعه نگاشته شده که سعی در تخریب این مذهب داشته‌اند. از جمله این افراد که با بن‌مایه عصبیت و با تحریک استعمارگران زمانه، به اصول مذهب شیعه، خصوصاً، امامت هجوم آورد، مولوی عبد العزیز دهلوی با اصالتی هندی بود که در ردّ شیعه کتابی به نام تحفة اثنی‌عشریه نوشت. باب هفتم این کتاب، در بر دارنده اشکالاتی بر آیات و احادیثی است که شیعه برای امامت امیر المؤمنین علیه السلام اقامه می‌کند. بر ضد این اثر، عالمی وارسته و متکلّمی متبحّر از سادات موسوی، از همان دیار هند، با نگارش پاسخی مفصّل و کوبنده، از مذهب تشیع دفاع نمود. او کسی نبود جز علامه میر حسین کنتوری. در این مقاله، سعی می‌کنیم روش میر حامد حسین را در پاسخ به کتاب پیش‌گفته بررسی کنیم. کلید واژه‌ها: عبقات ‌الأنوار، علامه میر حامد حسین، حدیث ثقلین، صاحب‌ عبقات و صاحب تحفه.

در باره مؤلّف

میر حامد حسین، در سال 1246 هجری در شهر «میرتهه»، یکی از شهرهای هند، پا به عرصه گیتی گذاشت. از خاندان موسوی بود که از جانب پدرش، سید محمّد قلی (م 1260ه) با 27 واسطه به امام موسی بن جعفر علیه السلام می‌رسید. خاندانش همگی از اهل علم و زهد و تقوا بودند. اصالت این خاندان، از نیشابور بود که یکی از اجدادش در قرن هفتم به سبب حمله مغول، به هندوستان هجرت کرد و در شهر «کنتور» رحل اقامت افکند. میر حامد حسین، دروس علوم اسلامی را نزد بزرگان خود، سید مرتضی، خلاصة العلماء، سید محمّد سلطان العلماء، سید عباس شوشتری و... فرا گرفت و سرانجام در سال 1306هجری رحلت کرد. جامعه‌ای که میر حامد حسین در آن می‌زیست، در چنگال استعمارگران انگلیس بود که از هر فرصتی برای ایجاد تفرقه میان مسلمانان دریغ نمی‌ورزیدند. در چنین شرایطی، سید محمّد قلی خان (پدر میر حامد حسین) و خود میر حامد حسین، پیوسته در پی پاسخ‌گویی به شبهات دانش‌مندانی بودند که از سوی استعمارگران تحریک شده بودند ( گلشن ابرار، ج1، ص 376). از جمله آثار میر حامد حسین می‌توان کتب زیر را بر شمرد: 1. استقصاء الفحام؛ پاسخی به کتاب منتهی ‌الکلام، از حیدر علی فیض‌آبادی حنفی؛ 2. شوارق النصوص (5 جلد در علم کلام)؛ 3. أفحام أهل الیمن؛ ردی بر کتاب أزالة الغین، از حیدر علی فیض‌آبادی حنفی؛ 4. أسفار الأنوار؛ 5. کشف المعضلات فی حلّ المشکلات؛ 6. النجم الثاقب فی مسئلة الإرث؛ 7. الدرر السنیه فی المکاتیب و المنشأت العربیة؛ 8. الذرایع فی شرح الشرایع، از محقّق حلّی؛ 9. زین المسائل الی تحقیق المسائل (در باره مسائل فقهی و گوناگون)؛ 10. الغضب البتار فی مبحث آیة الغار؛ 11. عبقات الأنوار فی امامة أئمّة الأطهار علیهم السلام.

در باره کتاب «عبقات الأنوار»

همان گونه که پیش‌تر گفته شد، اثری که در پاسخ به شبهات یکی از کتب مخالفان، بر خامه قلم علامه میر ‌حامد حسین است، کتاب عبقات الأنوار فی إمامة أئمّة الأطهار علیهم السلام است. این کتاب در رد کتاب تحفة إثنی عشریه به گونه‌ای تفصیلی و در خور، پاسخ‌گوی خدشه‌های مولوی عبد العزیز دهلوی نگاشته شده است. پیش از پرداختن به کتاب عبقات الأنوار بایسته است اندکی از ساختار و شیوه تألیف کتاب تحفة إثنی عشریه سخن به میان آید تا ارزش کار علامه میر حامد حسین بیشتر نمایانده شود. تحفة إثنی عشریه، یا حمایت استعمارگران انگلیس، در آغاز بدون نام مؤلّف، چاپ شد ولی در چاپ بعدی، نام مؤلّف نیز به صراحت درج شد. این کتاب، تماماً به انگیزه ایجاد تفرقه بین شیعه و سنی تألیف شد (خلاصة عبقات الأنوار، ج1، ص 158).
کتاب تحفة اثنی‌عشریه در اوایل سده سیزدهم هجری به نام مستعار «غلام حلیم» در ابتدا به زبان فارسی و بعدها چندین بار به عربی چاپ شد. موضوع این کتاب، نقد مبانی شیعه اثنا ‌عشری و به روش کلام نقلی نگارش یافته است. مؤلّف، در دیباچه کتاب تصریح می‌کند که ملتزم است آن چه را نقل کند که مسلم و قطعی است و بر آن اتّفاق‌ نظر وجود باشد. امّا این که تا چه حد بر این گفته ثابت‌قدم بوده، باید در مقام عمل جویا شد. صاحب‌ عبقات به ردّ این کتاب پرداخته و احادیثی که توسّط دهلوی نقد شده را از نظر سندی و متنی پاسخ می‌دهد. افزون بر این، ظهور آیات مورد‌ مناقشه او را نیز اثبات می‌کند و این همه را بر پایه کتاب‌های عامّه و کلمات و سخنان عالمان آن‌ها به سرانجام می‌رساند. البته این نکته یادکردنی است که آیة الله میلانی بر این باور است کتاب تحفة إثنی ‌عشریه، ترجمه فارسی کتاب الصواقع نصر الله کابلی است که توسّط او به سرقت رفته و منتشر کرده است (همان جا). در باره ساختار کتاب تحفة إثنی‌عشریه باید گفت که این کتاب، در دوازده باب، به زبان فارسی، به قرار زیر سامان یافته است: باب اوّل: تاریخ حدیث شیعه؛ باب دوم: مکائد شیعه؛ باب سوم: گذشتگان و کتب شیعیان؛ باب چهارم: راویان شیعه و روایات آن‌ها؛ باب پنجم: الهیات؛ باب ششم: نبّوت؛ باب هفتم: امامت؛ باب هشتم: معاد؛ باب نهم: مسائل فقهی؛ باب دهم: مطاعن شیعه؛ باب یازدهم: اوهام، تعصّبات و هفوات؛ باب دوازدهم: ولاء و براء. با انتشار این کتاب، ردیه‌های گوناگونی از سوی عالمان شیعه به سوی آن گسیل شد. گروهی بر یک یا چند باب آن و گروهی دیگر بر تمام کتاب، ردیه نوشتند: 1. علامه میر حامد ‌حسین، از عالمانی بود که تنها بر باب هفتم این کتاب که در باره امامت بود، ردیه‌ نوشت. عالمانی دیگر نیز بر این باب پاسخی نوشتند. از جمله این افراد: 2. سید دل‌دار علی نقوی نصیرآبادی، صاحب خاتمة الصوارم. 3. سید محمّد بن سید دل‌دار علی، ملقّب به سلطان العلماء (م 1284ه) که صاحب دو اثر، یکی به عربی و دیگری به فارسی، به نام البوارق الموبقه. 4. سید جعفر ابو علی خان بن غلام علی موی بنارسی، صاحب برهان ‌الصادقین. 5. والد صاحب‌ عبقات، سید محمّد قلی، صاحب برهان السّعادة. 6. سید مفتی محمّد عباس موسوی تستری جزائری (م1306ه)، استاد صاحب‌ عبقات، صاحب الجواهر العبقریة (ر.ک: تراثنا، ش 1، ص 124).

جایگاه کتاب نزد بزرگان

عالمان بسیاری، این کتاب و روش آن را ستوده‌اند. علامه بزرگ شیعه، صاحب الغدیر، علامه امینی، در باره جایگاه عبقات الأنوار می‌گوید:
بوی دل‌پذیرش در تمامی جهان پیچیده و آوازه‌اش از باختر تا خاور را گرفته است. هر کس آن را دیده دانسته که کتاب اعجازآمیز روشن‌گری است که هیج باطلی در آن راه ندارد و من در نوشتن الغدیر از دانش‌های با ارزش نهفته در آن بهره فراوان بردم (موسوعة الغدیر، ج 1، ص 322؛ پژوهش‌های حوزه، ش3، ص 124). در باره عظمت کار صاحب‌ عبقات و جایگاه کتاب وی، همین بس که بدانیم بعد از چاپ کتاب تحفة إثنی عشریه، هر کتابی در ردّ آن نوشته شد، از سوی پیروان مولوی عبد العزیز دهلوی، هم‌چون حیدر علی فیض آبادی، محمد رشید الدین دهلوی و... پاسخ داده می‌شد،
ولی با ظهور ردیه علامه میر حامد حسین، کسی قدرت پاسخ‌گویی به آن را نداشت و تا کنون شنیده نشده است که کتابی در رد عبقات الأنوار از ناحیه مخالفان نوشته شده باشد و این نشان از قوّت کار میر حامد حسین و عجز مخالفان در پاسخ به آن دارد (خلاصة عبقات الأنوار، ج 1، ص 128).

کارهای صورت گرفته بَر «عبقات الأنوار»

1. نخستین تحقیق در مورد کتاب عبقات الأنوار، از سوی مولانا بروجردی در سال 1404هجری صورت گرفت. طبق گفته محقّق، آن چه سبب شد تا او دست به چنین کاری زند، چاپ پر غلطی بود که حدود یک صد سال پیش از آن شده بود که نیاز مبرم به تصحیح و تحقیق داشت (عبقات الأنوار فی إمامة ائمّة الأطهار، ج 1، ص 16). همین کتاب، در سال 1416 هجری توسّط سید محسن امین عاملی، تعریب شد و با چاپی منقّح از سوی دفتر انتشارات اسلامی به زیور طبع آراسته گردید. 2. دومین کار، از سوی آیة الله میلانی انجام شد. از آن جا که اصل کتاب به زبان فارسی رایج قرن سیزدهم در هندوستان نوشته شده، استفاده از آن برای فارسی‌زبانان امروزی و عرب‌زبانان آسان نبود. از این رو، آیة الله سید علی میلانی در جهت عمومی‌تر کردنِ آن، دست به تعریب آن زد و نام آن را خلاصة عبقات الأنوار نهاد (خلاصة عبقات الأنوار، ج 1، ص 175. ایشان برای تعریب این اثر در سال 1385ه، یعنی حدود پنجاه سال پیش، علی ‌رغم مشکلات فراوان، برای یافتن مصادر و منابع آن، سفرهایی را آغاز کرد). کارهای منسجم‌تری از سوی ایشان روی کتاب عبقات الأنوار صورت گرفته است که نیازمند توضیح بیشتری است. در این اثر جدید، ترتیب احادیث مورد بررسی، با اصل کتاب متفاوت است. به این شرح که در مجلّد اوّل، به حدیث ثقلین پرداخته، در حالی که این حدیث در اصل کتاب در مجلّد دوازدهم قرار داشت. و سپس مجلّدات مربوط به احادیث دیگر، تعریب و خلاصه شده است. گفتنی است که آیة الله میلانی افزون بر تعریب، به تحقیق، تعلیق و تنظیم آن نیز همّت ‌گماشت. ایشان در تعریب این اثر، سعی بر حفظ لطائف و دقایق عبارات دارد. در تحقیق، یافتن نشانی دقیق عبارت در مصادر، در صورت چاپی‌ بودن آن، مورد توجّه بوده است. در صورت خطّی ‌بودن مصادر نیز بدان اشاره شده است. البته چاپی یا خطّی‌ بودن برخی از مصادر، نا معلوم بوده است که به خاطر هندی بودن این مصادر، تکمیل آن‌ها به تحقیقات بعدی موکول شده است. (از آن جا که صاحب عبقات ‌الأنوار در مقام نقل و گزارش مطلبی، نام قائل آن را مستند به مصدر و کتاب آن شخص می‌کند، تا حدودی کامل‌تر شدن این تحقیق، ساده‌تر می‌شود). ضمن تعریب این کتاب، رعایت نکاتی چند سبب تلخیص این اثر شده است: 1. از آن جا که صاحب‌ عبقات کتاب خود را به فارسی نوشته بود و در گزارش عبارات عربی، آن را نیز به فارسی ترجمه می‌کرد، لذا در تعریب آن، حجم بسیاری از کتاب به دلیل حذف عبارت‌های فارسی کاهش می‌یافت. 2. از طرف دیگر، روش صاحب‌ عبقات این بود که نام اشخاص و تألیفات آن‌ها را به صورت کامل بیان می‌کرد. مثلاً می‌گفت: «قال مجد الدین مبارک بن محمّد، المعروف بابن اثیر الجزری الشافعی، فی جامع الأصول». در حالی که در این کتاب، نام این شخص به صورت زیر خلاصه شده است: «قال ابن اثیر فی جامع الأصول». 3. در برخی از مجلّدات، ذکر وصف راویان و دانش‌مندان، با اوصافی هم‌راه بود که چندین سطر را در بر می‌گرفت. در بخش دلالت‌ها نیز صاحب عبقات ‌الأنوار بسیاری از وجوهی را که در مقام ردّ دعوا یا استدلال صاحب‌ تحفه ذکر می‌کرد، با هم مشابه بودند و ادغام برخی از آن‌ها در یک‌دیگر به گونه‌ای که خلل و اشکالی در جوانب بحث وارد نیاید، ممکن بود و سبب تلخیص آن می‌شد (خلاصة عقبات الأنوار، ج 1، ص 173). در تعلیق این اثر، علاوه بر افزودن فوائدی در حاشیه و متن کتاب، ملحقاتی نیز در هر مجلّد در باره سند اضافه شده است .این ملحقات، در باره اسامی راویان حدیث است که با مراجعه به کتب و مصادر دیگر به دست آمده است. گفتنی است که ملحقات مجلّد حدیث ثقلین، به قلم سید عبد العزیز طباطبایی نوشته شده است (همان، ص 174). در باره تنظیم این اثر نیز باید گفت که ارزش تنظیم خلاصة عبقات ‌الأنوار وقتی درک می‌شود که آشنایی اجمالی از عبقات ‌الأنوار وجود داشته ‌باشد. در این کتاب، برای هر موضوعی، فصلی و برای هر فصلی، عنوانی مختص به آن و برای هر بحث از بحث‌های موضوع نیز عنوانی اضافه شده است. و این علاوه بر ارقام و علائم فنّی مختلفی است که معمولاً امروزه به کتاب اضافه می‌شود. علاوه بر این فهرست‌های سه‌گانه‌ که در پایان هر حدیث در مجلّد این کتاب اضافه شده، سه فهرست دیگر در پایان هر حدیث در باره موضوعات، اعلام مترجمان و مصادر آن اضافه شده است. در آخرین مجلّد کتاب، در جزء جداگانه‌ای، مصادر تحقیق، چاپ شده است (همان جا). 4. آیة الله میلانی، تألیف دیگری نیز به نام نفحات الأزهار فی خلاصة عبقات الأنوار دارد. این کتاب، در حقیقت همان کتاب خلاصة عبقات الأنوار است. پیش‌تر گذشت که ایشان در کتاب خلاصة عبقات الأنوار، تحقیق بخشی از مصادر هندی را به زمانی دیگر موکول کرده بود. ایشان در کتاب نفحات الأزهار، این مصادر را تحقیق کرده و با چاپی منقّح‌تر از کتاب پیشین، در بیست جلد، در سال 1404 هجری به چاپ ‌رساند. با چاپ این اثر، کتاب عبقات الأنوارِ علامه میر حامد حسین، به گستردگی در محافل علمی راه یافت و عمق کار میر حامد حسین بیشتر شناخته شد. آن چه نگارنده، از کار علامه میر حامد حسین برای آشنایی بیشتر با این اثر بررسی می‌کند، تنها مربوط به حدیث ثقلین می‌شود؛ چرا که بررسی تمام احادیث و مجلّدات این کتاب، از حدّ و فراخور این مقاله خارج است.

ساختار کتاب

کتاب خلاصة عبقات الأنوار، همانند کتاب تحفة اثنی عشریه، در دو منهج، منهجی در باره آیات قرآن و منهجی در باره احادیث، سامان یافته است. در هر کدام از این دو منهج، ردیه‌های صاحب‌ تحفه بر آیات و احادیث مورد استناد شیعه در امامت، پاسخ داده شده است. منهج نخست که در باره آیات قرآن است، در مجلّدی بزرگ نوشته شده که تا کنون چاپ نشده و در کتاب‌خانه بزرگ مؤلّف در شهر لکهنو در هندوستان، نگهداری می‌شود ( الذریعة الی تصانیف الشیعة، ج 15، ص 214). مؤلّف، منهج نخست را به آیات زیر که از ناحیه عبد العزیز دهلوی مورد مناقشه قرار گرفتند اختصاص داده است: 1. آیه ولایت: إِنَّما وَلِیکمُ الله وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ یؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکعُونَ (سوره مائده، آیه 55). 2. آیه تطهیر: إِنَّما یرِیدُ الله لِیذْهِبَ عَنْکمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیتِ وَ یطَهِّرَکمْ تَطْهِیراً (سوره احزاب، آیه 33). 3. آیه اجر: قُل لَّا أَسْئَلُکمْ عَلَیهِ أَجْراً إِلَّا الْـمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی (سوره شوری، آیه 23). 4. آیه مباهله: فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَ أَبْنَاءَکمْ وَ نِسَاءَنا وَ نِسَاءَکمْ وَ أَنْفُسَنَا وَ أَنْفُسَکمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَتَ الله عَلَی الْکاذِبِینَ (سوره آل عمران، آیه 61). 5. آیه هاد: إِنَّـمَا أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِکلِّ قَوْمٍ هَادٍ (سوره رعد، آیه 7). 6. آیه سابقون: وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ أُوْلئِک الْـمُقَرَّبُونَ (سوره واقعه، آیه 10 و 11). امّا منهج دوم که در باره احادیث است، بنا بر گزارش‌های موجود، سی جلد است که دوازده جلد آن در ایران و هندوستان چاپ شده است ( گلشن ابرار، ص 376). مجلّدات کتاب عبقات ‌الأنوار، هر کدام به حدیث خاصی اختصاص یافته‌اند و گاهی چندین جلد مربوط به یک حدیث است که آن مجلّدات نیز به نام خود احادیث ثبت شده‌اند. مجلّد اوّل: حدیث غدیر:«یا معشر المسلمین! ألست أولی بکم من أنفسکم؟ قالوا. بلی. قال: من کنت مولاه فعلی مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه». مجلّد دوم: حدیث منزلت:«أنت منّی بمنزلة هارون من موسی إلاّ أنّه لا نبی بعدی». مجلّد سوم: حدیث ولایت:«إنّ علیاً منّی و أنا من علی، و هو ولی کلّ مؤمن من بعدی». مجلّد چهارم: حدیث نبوی طیر:«کان عند النبی طائر قد طبخ له أو أهدی إلیه. فقال: اللهم أئتنی بأحبّ الناس إلیک یأکل معی هذا الطیر. فجائه علی. اللهم ائتنی بأحبّ خلقک إلیک و إلی یأکل معی فجاء علی». مجلّد پنجم: حدیث باب علم:«أنا مدینة العلم و علی بابها». مجلّد ششم: حدیث تشبیه:«من أراد أن ینظر إلی آدم فی علمه و إلی نوح فی تقواه و إلی ابراهیم فی حلمه و إلی موسی فی بطشه و إلی عیسی فی عبادته، فلینظر إلی علی بن ابی طالب». مجلّد هفتم: حدیث«من ناصب علیاً فهو کافر». مجلّد هشتم: حدیث«کنت أنا و علی بن أبی طالب نوراً بین یدی الله قبل أن یخلق آدم بأربعة عشر ألف عام، فلما خلق الله آدم، قسم ذلک النور جزئین، فجزء أنا و جزء علی بن أبی طالب». مجلّد نهم: حدیث رایت (حدیث نبوی در روز جنگ خیبر):«لأعطین الرایة غداً رجلاً یحب الله و رسوله و یحبّه الله و رسوله یفتح الله علی یدیه». مجلّد دهم: حدیث نبوی خطاب به علی علیه السلام:«إنّک تُقاتل علی تأویل القرآن کما قاتلت علی تنزیله». مجلّد یازدهم: حدیث«رحم الله علیاً، اللهم أدرِ الحق معه حیث دار». مجلّد دوازدهم: حدیث ثقلین:«إنّی تارکٌ فیکم الثقلین، ما إن تمسّکتم بهما، لن تضلّوا بعدی أحدهما».
منبع:دوفصلنامه حدیث اندیشه شماره 8و9..