زن در نهج البلاغه

نویسنده: حسن عاشوری لنگرودی



 
این مقاله به بررسی "جایگاه زن در نهج البلاغه" در قالب پرسش و پاسخ پرداخته است و شش سؤال را پاسخ می‌گوید.
1. چرا امام علی (ع) در خطبه هشتاد نهج البلاغه، بر نقصان عقل زنان سخن گفته است؟ چگونه می‌‏توان آن را پذیرفت؟
جواب: زن و مرد از نظر ارزش انسانی برابرند، لیکن یک سری تفاوت هایی دارند که در ذیل به آن اشاره خواهد شد.
قبل از پاسخ، به بیان دو نکته می‏پردازیم:
اول) روایاتی که در مورد مذمت برخی از زنان وارد شده، همه یا اکثر آنها از امام علی (ع) نقل شده است. دقت در این امر، به ما کمک می‏کند که به اوضاع زمان امام علی (ع) بیاندیشیم؛ زیرا همان گونه که آیات قرآن "شأن نزول" دارد و دانستن اسباب نزول، در فهم و درک مراد خداوند به ما کمک می‏کند، روایات هم "شأن صدور" دارند و پی بردن به اسباب صدور، برای فهم معنا و مراد معصومان (ع) به ما کمک شایانی می‏کند.
خطبه هشتاد نهج البلاغه را حضرت امیر (ع) بعد از فراغ از جنگ جمل بیان نمود. از جمله محمد بن علی، معروف به ابوطالب مکی (متوفای 386 ق.)(1) و بعد از او، سید رضی ـ گردآورنده نهج البلاغه ـ در آغاز به این نکته اشاره نموده‌اند.
حال به یاد داشته باشیم که اولین عامل درگیری و ناامنی در حکومت علوی، یک زن بود به نام ام‌المؤمنین عایشه. وی از مقام و عنوان "ام‌المؤمنین" بر ضد امام علی (ع) بهره گرفت. او نسبت به حضرت دلی پرکینه داشت که این حقد و کینه، باعث آتش افروزی در جنگ جمل شد و حرمت‏ها را شکست و خون ده‏ها هزار انسان را در راه احساسات زنانه‏اش به هدر داد و جنگ‏های صفین و نهروان را به‌وجود آورد. خود حضرت در خطبه دیگری به مذمت مردانی پرداخته است که فریب عایشه را خوردند و به خون‌ریزی و جنگ رو آوردند: "کنتم جُند المرأه ی و اتباع البهیمه ی...".(2)
دوم) اگر در این خطبه از نقص عقل زنان یاد شده، در موارد دیگر از نقص عقل مردان نیز یاد شده است.
نه کمال عقل در انحصار مردان است و نه نقص عقل در انحصار زنان. هم بین زنان، عده‏ای به کمال عقل راه یافته‏اند و هم میان مردان، برخی به ضعف و نقص عقل مبتلا شده‏اند. امام علی (ع) فرمود:
"اعجاب المرء بنفسه برهان نقصه و عنوان ضعف عقله؛ مردی که خودپسند است، عقلش ناقص و ضعیف است".(3)
"اعجاب المرءبنفسه حمق؛ خودپسندی مرد، دلیل حماقت و بی خردی او است".(4)
حضرت در مذمت کوفیان فرمود: "فأنتم لا تعقلون؛ شما مردان کوفه عاقل نیستید".(5)
نیز در مذمت مردم بصره فرمود: "خفّت عقولکم؛ عقل‏های شما سست است".(6)
اما پاسخ به سؤال یاد شده را در پنج بخش بیان می‏داریم:

1. سند و انتساب این روایت به امام(ع)

برخی در سند و انتساب خطبه یا روایت نقصان عقل به ا مام معصوم، تردید جدی به خرج داده و گفته‏اند: از این که مضمون این روایت با بسیاری از آیات و روایات دیگر، نیز با عقل مخالفت دارد، صدور آن از معصوم قابل مناقشه، بلکه مردود است.(7)

2. عمومیت روایت

عده‌ای گفته‏اند: این سخن از جهت دلالت منطقی، به صورت قضیه موجبه کلیه نیست؛ یعنی مراد، تمامی زنان نیستند، بلکه تنها به برخی زنان اشاره دارد.
یکی از نویسندگان در توضیح و شرح این خطبه می‏نویسد:
"شک نیست که خطبه بالا، یک قانون کلی و همگانی درباره عموم زنان نیست؛ بلکه با توجه به این که این خطبه بعد از جنگ جمل و آن همه خون ریزی‏هایی که توسط "عایشه" رخ داد، از امام صادر شده، درباره دسته خاصی از زنان است که در این گونه مسیرها گام برمی‏دارند وگرنه چه کسی می‏تواند انکار کند که در پیشرفت اسلام، زنان بزرگ و با شخصیتی همچون: خدیجه بانوی اسلام، فاطمه زهرا و زینب کبری و جمعی از زنان مبارز و دانشمند مانند: سوده همدانیه شرکت داشته‏اند و برای پیشرفت اسلام و اجرای حق و عدالت، بزرگ‏ترین فداکاری را به خرج داده‏اند، و با ایمانی محکم و تفکری عالی، مردان خود را با تمام وجود در این مسیر حمایت می‏کردند".(8)

3 . از نظر برداشت و پیام

خداوند متعال، موجودات را حکیمانه آفریده؛ یعنی هر موجودی را به تناسب موقعیت و مسئولیتی که باید عهده‏دار آن باشد، آفریده است؛ مثلاً چشم را ظریف اما استخوان‏های اطراف آن را سخت و محکم آفریده است. در سیستم بدن، هر عضوی به تناسب وظیفه ‏اش آفریده شده است تا این مجموعه اعضا با این تناسب و دقت حکیمانه بتوانند در کنار یکدیگر در سیستمی واحد، هر کدام وظیفه خود را به انجام برسانند.
این مربوط به یک سیستم اندام‌واره‏ای چون "بدن" است؛ حال در سیستم اندام‌واری بزرگ‏تری به نام "اجتماع بشری" نیز همین حکمت و ظرافت لحاظ شده است.
واقعیت این است که در نظام آفرینش برای هر یک از مردان و زنان، مسئولیت‏های تکوینی ویژه‏ای در نظر گرفته شده و خداوند حکیم با تناسب همان وظایف، خصائص و قوت و ضعف‌هایی در خلقت هر یک لحاظ کرده است. به همین جهت است که خصوصیات روانی و جسمی زنان با مردان متفاوت است. زن با توجه به زن بودنش، وظایفی را برعهده دارد و خداوند خصوصیات روحی و عاطفی و توان جسمانی‌اش را در راستای آن آفریده است. برای مرد هم با توجه به مرد بودنش، وظایفی قرار داده و خصوصیات روانی و جسمی او متناسب با همین وظایف آفریده شده است.
این سخن، روشن و عقل پسند است و در آن تردیدی نیست. امام علی (ع) در خطبه یاد شده می‏خواهد این "پیام" را به گوش جهانیان برساند که از جنس مادینه، توقع و انتظار انجام "وظایف نرینه" را داشتن خطاست و برعکس از جنس مردانگی، نیز توقع انجام "وظایف زنانگی" نارواست. به قول شاعر:
جهان چون چشم و خط و خال و ابروست
که هر چیزش به جای خویش نیکوست
و در یک کلام اینکه: در این سخن، حضرت در مقام گوشزد کردن به وظایف هر یک از زنان و مردان است، نه در پی تنقیص زنان.

4. شیوه استدلال

برخی سخن و شیوه استدلال امام علی (ع) را در این خطبه، از نوع "جدل" دانسته‏اند. شایان ذکر است که جدل، آن نوع استدلالی است که مقدمات آن از مسلّمات است و مخاطب، آن را قبول دارد.
در این سخن، امام علی (ع) خواسته است از اعتقاد و دانسته مردم آن زمان ـ مبنی بر وجود برخی از نقص‏ها در وجود زنان ـ بهره بگیرد و به آنان متذکر بشود: شما خود می‏دانید و قبول دارید که زنان از نقص‌هایی بهره مندند، پس چرا تابع فلان زن شده و شعله‏های آتش (جنگ جمل) را با همکاری خودتان تقویت نموده‏اید!(9) مانند نامه امام علی (ع) به معاویه درباره بیعت مهاجران و انصار با ابوبکر و عمر.(10)
این سخن با جمله‏ای که از حضرت در ذیل خطبه نقل شده است، تقویت می‏شود؛ آنجا که می‏فرماید: "حتی اگر زنی را [همانند عایشه] نیکوکار پنداشته‏اید، مواظب و برحذر باشید مبادا همانند اطاعت از او در جنگ جمل، دنیا و آخرت خویش را تباه نمایید".
این سخن با عنایت به این که این خطبه بعد از جنگ جمل و پدید آمدن مشکلات و مسائل جنگ‏افروزی عایشه بیان شده است نیز تقویت می‏شود.

5 . از نظر واقعیت

واقعیت این است که بین جنس نرینه و مادینه از چند جهت، تفاوت هایی وجود دارد:
الف) اعضا و جوارح
ممکن است برخی تصور کنند که مرد و زن تنها در اعضایی که مربوط به جنسیت آن دو است، تفاوت دارند و در دیگر اعضا و جوارح، تساوی و یکسانی حکم‌فرما است؛ در حالی که واقعیت، جز این است. آن دو جنس در تمامی اعضا و جوارح با یکدیگر اختلاف دارند، چه اعضا و جوارحی که به عضو جنسی و تولید مثل مربوط است و چه غیر آن (رویش مو در بدن زن و مرد، چربی زیر پوست، بافت‏ها، ظرافت و ضخامت پوست، شکل استخوان‏ها، وزن حجمی استخوان‏ها، مقدار مواد آلی و کانی در استخوان‏ها، درشتی عضلات، زور بازو، شکل هندسی و حجم و وزن مغز، وزن قلب، ضربان، فشار خون، حرارت بدن، قد، وزن، ارتعاشات صوتی، زیر و بم صدا، جثه، ترشحات بدن، میزان گلبول‏های قرمز و سفید در خون، گنجایش و حجم ریه و الگوی رشد جسمانی در جنس نرینه و مادینه) و خلاصه این که همه چیز در زن و مرد، متفاوت است.
ریشه این تفاوت‏ها در فعالیت‏های غددی نهفته است. تفاوت فعالیت‏ها و ترشحات غدد درون ریز و هورمونی بین دو جنس نرینه و مادینه، به قدری زیاد است که بدون استثنا تمامی اعضا و جوارح زن و مرد را از هم مجزا می‏کند؛ به گونه‏ای که آزمایشگاه به راحتی می‏تواند تشخیص دهد این خون، یا ادرار و یا دیگر ترشحاتی که از بدن یک نفر به دست آمده است و حتی یک تار مو، مربوط به زن است یا مرد.(11)
ب) احساسات، تمایلات و اخلاق
روانشناسان، اموری چون: محبت، رفتار انفعالی، رفتار عاطفی و حمایت کننده را از ویژگی‏های زنانه و در مقابل، پرخاشگری، استقلال، رقابت، سلطه و حاکمیت را از ویژگی‏های مردانه برشمرده‏اند.(12 )
نیز گفته‏اند: داشتن دلی پر مهر و عاطفه، احساساتی آتشین، جلوه گری، دلربایی، آرایش گری و دوستدار پارچه و لباس و طلا و امور زینتی بودن، از خصایص زنان است.(13 )
زن برای این که نشان دهد جلوه کردن و دلبری در انحصار غریزه اوست، به "زیور و آرایش" علاقه نشان می‏دهد و در برابر مغازه‏های زرگری و لباس و پارچه فروشی، پاهایش شل می‏شود.(14 )
زن در تقلید، مدپرستی، تجمل پرستی، خنده وگریه، از مرد پیش‏قدم است.(15)
زن به جهت این که از نیروی احساس و عاطفه بیشتری بهره مند است، از صحنه‏های احساسی و عاطفی، بیشتر تحت تأثیر قرار می‏گیرد و به هیجان می‏آید.(16)
ریشه این اختلاف:
از اختلافات در اعضا و جوارح زن و مرد، تفاوت‏های احساسی، عاطفی، تمایلی و اخلاقی پدید می‏آید؛ چرا که غدد تناسلی در زن و مرد متفاوت است و این غده‏ها افزون بر تأثیرات جنسیتی، تأثیرات عاطفی و احساسی متفاوتی در دو جنس نر و ماده می‏گذارند، سرانجام به تمایز شخصیت این دو جنس منجر می‏شود. به عنوان مثال ترشح بیضه‏ها، موجب تهور و جوش و خروش می‏گردد و این همان خصایصی است که گاو نر جنگی را از گاوی که در مزارع برای شخم به کار می‏رود، متمایز می‏سازد (چون که در اولی بیضه‏ها ترشح دارد، ولی در دومی اخته شده است و ترشحی ندارد).(17)
زیاد یا کم شدن یکی از ترشحات بدن یا یکی از عناصر متابولیکی ـ هر چند ناچیز باشد ـ اخلاق، رفتار و شخصیت آدمی را دگرگون می ‏سازد.
با توجه به دامنه وسیع تفاوت‌ها که بین زن و مرد در همه چیز وجود دارد(که تفاوت ترشحاتی غدد، جزئی از آن است) می ‏گوییم: باید اذعان نمود که لازم است زن، "زن" باشد و مرد، "مرد"، و هر یک به وظایف و مسئولیت‏های خویش آشنا و متعهّد.(18)
ج) فعالیت ‏های خردمندانه و تفکر
این روایت ناظر به عقل حسابگری زنان است که در مقایسه با مردان کم‏تر است؛ یعنی واقعیت این است که نه زیاده روی در مورد حمایت از زنان درست است و نه نقطه مقابلش که به زنان ظلم روا داشته شود. همان گونه که اگر کسی در مقام مقایسه، مرد را از نظر "عاطفه" از زن ناقص یا کم تر بداند، خطا نکرده و گفتارش خلاف واقع نیست، همین طور در بعد "عقلانی" اگر زن را نسبت به مرد کم تر بداند، خطا نکرده و گفتارش خلاف واقع نیست.

بیان این سخن:

اولاً: این روایت در پی بیان یک قضیه موجبه کلیه‏ای که استثنا نداشته باشد، نیست؛ یعنی نه تمامی مردان از نظر عقل بر تمامی زنان برتری دارند و نه نقص عقل در انحصار زن می‏باشد و کمال عقل در انحصار مرد؛ بلکه این سخن درصدد بیان یک واقعیت است و آن، این که: وجه غالب در کنش‏های مردان، رفتارهای حسابگرانه و وجه غالب در کنش‏های زنان، رفتارهای مهرانگیز و عاطفی و احساسی است. این مطلق نیست، بلکه نسبی است.
ثانیاً: هر یک از این دو نیروی عاطفه و عقل حسابگرانه در جای خویش نیکو، پسندیده و ضروری است. قوت هر یک از این دو در یک فرد، نه دلیل بر خوبی اوست و نه دلیل بر بدی. نیز ضعف هر یک از این دو، نه دلیل بر خوبی و نه دلیل بر بدی اوست.
در واقع قوت و ضعف این دو در دو جنس نرینه و مادینه، نوعی تقسیم کار و تقسیم وظایف و مسئولیت‏های تکوینی و طبیعی است. به هیچ وجه مرد نمی‏تواند از عهده وظایف مهرانگیز و عاطفی زن برآید و برعکس، زن نمی‏تواند از عهده وظایف حسابگرانه مرد برآید.
موفقیت اصلی زن، در وظایفی است که در راستای ودیعی تکوینی وی قرار دارد و موفقیت اصلی مرد نیز در اموری است که همگون با قوای تکوینی‌اش می‏باشد. در "طبیعت و قوانین تکوین"، کارها بین مردان و زنان تقسیم شده است. پس چرا ما در "نظام تشریع" آن را نپذیریم؟ سخن امام علی (ع) درباره زنان، هشدار دهنده است که نباید از آنان انتظار حرکتی مردگونه داشت؛ چون که زنان سراپا شور و احساس و عاطفه‏اند. در برخورد با آنان نباید انتظارات حسابگرانی مردانه را داشت، بلکه می‏بایست دقیقاً همگام با وظایف تکوین، تقسیم کار را پذیرفت و روانشناسی زنان را در نظر داشت.
ثالثاً: عقل مورد بحث، عقل ارزشی نیست؛ بلکه عقل سنجش است.
توضیح این که: "عقل" یک وقت عقل سنجش یا نظری است، که مایی تکلیف است و هر انسان مکلفی می‏بایست بهره‏ای از آن داشته باشد تا مشمول تکلیف گردد. این در دختران زودتر از پسران شکوفا می‏شود، بدین جهت دختران سن تکلیفشان چند سال قبل از پسران است.
در عقل نظری یا سنجشی به عقیده برخی روانشناسان، پسران از یک سن خاصی بر دختران سبقت می‏گیرند.(19)
معنای دیگر عقل، عقل عملی یا ارزشی است. این عقل است که در روایات از آن تمجید شده است. این عقل، آدمی را به عبادت خدا وامی‏دارد و مایه تحصیل بهشت است: "العقل ما عبد به الرحمان و اکتسب به الجنان"(20)
این عقل به منزلی عِقال (زانو بند شتر) هواهای نفسانی را کنترل می‏کند. [در چنین عقلی، مردان بر زنان برتری ندارند، بلکه از پاره‏ای روایات، برتری زنان فهمیده می‏شود].(21)

علت تفاوت زن و مرد در عقلِ حسابگر

ممکن است برتری مردان بر زنان در عقل سنجشی، ناشی از تفاوت آنان در محیط کار و تجربه باشد؛ یعنی از نظر ذات و استعداد کاملاً یکسان هستند، اما چون زنان به جهت وظایفی که طبیعت بر عهده آنها گذاشته، کم تر از مردان در اجتماع حضور و فعالیت دارند و کم تر از مردان، تجارت و فعالیت‏های اقتصادی و بازاری دارند، بدین جهت مردان در "عقل تجربی" بر زنان سبقت گرفته‏اند.
ممکن است این برتری نه از جهت تجربه، بلکه از جهت ظرفیت وجودی مردان باشد؛ چون واقعیت این است که وزن، حجم و ظرفیت مغزی زنان نسبت به مردان متفاوت است. در خور توجه است که در تمام نژادها میزان ظرفیت، حجم و مقدار نخاعی زنان از مردان کمتر است. نیز به همان نسبت در همه نژادها، قدشان از مردان کوتاه‌تر است. مغز زن در تمامی نژادها، صد تا دویست گرم از مرد کم تر است و این، سبب اختلاف مردان با زنان در عقل و درک نظری آنان می‏گردد.
هورمون‏ها، غدد تناسلی، بافت‏ها، وضعیت اندام، وزن مغز، مقدار قد، دوران بارداری و هزاران فعالیت‏های فیزیولوژی و روانی، در درک آدمی مؤثر است.
شاید بتوان گفت: اگر حسابگری‏های عقلی خشک در انسانی به نام "مادر" باشد، فرزند دچار نابسامانی تربیتی و کمبود عاطفی می‏گردد.(22 )
در علوم پزشکی ثابت شده که بدن‏ دربست در اختیار غدد و ترشحات غددی قرار دارند، و اعمال آن نیز توسط سلسله اعصاب کنترل می‏شود، و سلسله اعصاب، وظیفی مرکزیت و فرماندهی دارد و این مرکز فرماندهی نزد زنان و مردان متفاوت است؛ در مردان در ناحیه "پیشانی" رشد بیشتری یافته و در زنان در منطقه "هیپوتالاموس" رشد و نمو زیادتری دارد. نیز ثابت شده که "پیشانی" مرکز تعقل و تفکر است و "هیپوتالاموس" مرکز عاطفه و احساسات است، و تمام اینها با هم همکاری می‏کنند. بنابراین جا دارد که واقع بین باشیم و از واقعیت‏های موجود، قضاوت واقع‌بینانه در مورد مردان و زنان داشته باشیم و بگوییم: گویا مرد بر دریایی از تعقل و تفکر نشسته و زن بر اقیانوسی از عاطفه و احساسات.(23)
حال با این توضیحاتی که بیان شد، خود منصفانه قضاوت نمایید سخن امام علی (ع) از واقعیت به دور است یا منطبق با آن؟

پی نوشت ها :

1. قوت القلوب، ج1، ص 282.
2 . نهج البلاغه، محمد دشتی، خ13.
3 . غررالحکم، آمدی، ج2، ص109.
4 . همان، ج1، ص 311.
5 . نهج البلاغه، خ34.
6 . همان، خ14.
7 . کتاب نقد ، جمعی از نویسندگان، ش12، ص 268.
8 . ترجمه گویا و شرح فشرده ای بر نهج البلاغه، زیر نظر آیت الله مکارم شیرازی، ج1، ص 389 و 390.
9 . کتاب نقد ، ش12، ص 268 و 269.
10 . إِنَّهُ بَایعَنِی الْقَوْمُ الَّذِینَ بَایعُوا...؛ همان کسانی که با ابو بکر، عمر و عثمان بیعت کردند، با همان‏ شرایط و کیفیت با من بیعت نمودند. بنابراین نه آن که حاضر بود (هم اکنون) اختیار فسخ دارد، و نه آن که غایب بود، اجازه رد کردن...". (نهج البلاغه، نامی6)
11 . اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، دکتر سید رضا پاک نژاد، ج19، ص 280 - 293.
12 . روانشناسی رشد، ج1، ص 330، انتشارات سمت.
13 .اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، ج19، ص 281.
14 . همان، ص 294.
15 . همان، ص 294 و 295.
16 . کتاب نقد، ش12، ص 59.
17 . همان، ص 58.
18 . اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، ج19، ص 280.
19 . روانشناسی رشد، ج1، ص 331.
20 . اصول کافی، کلینی، ج1، کتاب عقل و جهل .
21 . وسائل الشیعه ‍، ج20، ص 168؛ من لا یحضره الفقیه ، ج3، ص 458.
22 . کتاب نقد، ش 12، ص 59 و 60.
23 . اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، ج19، ص 299 و 300.

منبع: فرهنگ کوثر 86